جوان آنلاین: کمتر از دو هفته دیگر موعد برپایی نوزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت است. از طرفی در دوره‌های مختلف تولید آثار سینمایی در ژانر مقاومت و دفاع مقدس به عنوان یک ژانر کاملاً ایرانی، تابع شرایط و مسائل مختلفی از جمله شرایط اجتماعی و سینمایی بوده و هست. انسیه شاه‌حسینی کارگردان پیشکسوت سینما با اشاره به اینکه حضور مردم در میدان‌ها بار دیگر زنده بودن مخاطب سینمای دفاع مقدس و مقاومت را نشان می‌دهد، تأکید می‌کند که فیلم‌های امروز می‌توانند همدلی و همراهی جامعه را تقویت کنند، اما برای ماندگاری در حافظه تاریخی نسل‌های آینده، باید به دور از هیجان‌زدگی و سانتی‌مانتالیسم به ریشه‌های جنگ و چرایی وقوع آن نیز بپردازند. این دقیقاً همان نکته‌ای است که هم فیلمسازان کشورمان و هم دستگاه‌های سیاست‌گذار و هدایتگر دولتی و حاکمیتی بایستی آن را دال مرکزی فعالیت‌هایشان قرار بدهند تا تولیدات احتمالی این عرصه از سوی نقد‌های هنری و رسانه‌ای با برچسب تسری نگاه احساسی و هیجانی به دور از تعقل و منطق ملکوک نشوند. در گفت‌وگوی «جوان» با این سینماگر زن کشورمان موضوعاتی از جمله تغییر شرایط آثار تولیدی در این ژانر، لزوم تفاوت رویکرد این آثار با فیلم‌های سینمایی تولیدشده در روزگار گذشته و همچنین سلیقه و ذائقه مخاطبان سینما مورد بررسی قرار گرفته است.

خانم شاه‌حسینی، در سال‌های گذشته برخی از جریانات رسانه‌ای با دمیدن در این مسئله که آثار سینمایی دفاع مقدسی دیگر مخاطب ندارند سعی داشتند موضوعات مربوط به جنگ و مقاومت را در جامعه کم‌رنگ کنند، اما اتفاقات اخیر و رفتار اجتماعی مردم نشان می‌دهد که این موضوع دقیقاً گزاره‌ای غلط بوده است، آیا شما با این نظر موافقید؟
همان‌طور که گفتید در سال‌های گذشته، برخی از فیلمسازان هنگام ارائه طرح‌های مرتبط با دفاع مقدس و مقاومت با این پاسخ مواجه می‌شدند که موضوعات جنگ و مقاومت دیگر مخاطب ندارند، اما حرکت مردم نشان داد که سینمای دفاع مقدس و مقاومت همچنان مخاطب دارد و اگر آثار این حوزه ساخته شوند و مورد حمایت قرار بگیرند، مردم از آنها استقبال خواهند کرد. این حضور، افزون بر تأثیرات اجتماعی، انقلابی و حماسی، از نظر فرهنگی نیز اهمیت دارد، زیرا به مسئولان نشان می‌دهد که مخاطبان این سینما همچنان زنده، پویا و علاقه‌مند به این موضوعات هستند. امیدوارم این اتفاق زمینه‌ساز حرکتی تازه در حمایت از آثار دفاع مقدس و مقاومت شود و هنرمندان نیز اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته خود را بازیابند. امیدوارم نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت به برکت خون شهدا، از دوره‌های گذشته پربارتر، پررونق‌تر و حماسی‌تر برگزار شود. 

نقش حضور مردم در میدان‌ها و اجتماعات اخیر در توجه دوباره به سینمای دفاع مقدس و مقاومت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
واقعیت این است که این حضور فرصتی برای بیدار شدن مسئولان فرهنگی و بازگشت اعتمادبه‌نفس به هنرمندانی است که سال‌ها برای ساخت آثار این حوزه با موانع و بی‌توجهی‌های آزاردهنده و دلسردکننده‌ای روبه‌رو بوده‌اند. 

آیا سینمای مقاومت در شرایط کنونی به تغییر شیوه شخصیت‌پردازی، قهرمان‌سازی و روایت جنگ نیاز دارد؟
در مواجهه با جنگ، همواره دو نوع نگاه وجود داشته است. در سال‌های ابتدایی دفاع مقدس، به‌ویژه در سال‌های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳، بسیاری از فیلم‌ها در فضای جبهه ساخته می‌شدند و با توجه به شرایط آن روزها، کارکردی برای تقویت روحیه و جذب نیرو داشتند. در آن مقطع، فیلم‌ها به‌گونه‌ای ساخته می‌شدند که مخاطب پس از تماشای آنها احساس می‌کرد باید به میدان برود و در دفاع مشارکت کند، حتی افرادی که پیش‌تر چندان با این فضا آشنا نبودند، تحت تأثیر آثار قرار می‌گرفتند و با دغدغه‌های رزمندگان همراه می‌شدند. با گذشت زمان، دیگر صرف قهرمان‌پروری و برانگیختن هیجان کافی نبود؛ بلکه لازم بود فیلمسازان به سراغ پرسش‌های عمیق‌تری بروند؛ اینکه رزمندگان چه دغدغه‌هایی داشتند، از چه محیطی آمده بودند، چه مسیری را طی می‌کردند و اساساً چرا جنگ به وقوع پیوست. 

قطعاً آثاری با توجه به دو جنگ تحمیلی اخیر تولید می‌شوند. به نظر شما این آثار چه رویکردی باید داشته باشند و همچنین فیلمسازان بایستی روی چه مسائلی توجه و دقت بیشتری بکنند؟
به نظر من، فیلم‌هایی که در متن حوادث و در روز‌های وقوع جنگ ساخته می‌شوند، بیشتر بر هیجان و نگاه حماسی تکیه دارند. این آثار در همان روز‌ها می‌توانند تأثیرگذار باشند و به تقویت همدلی، همدردی و همراهی مردم کمک کنند؛ همان‌طور که در سال‌های نخست دفاع مقدس نیز سینما چنین نقشی داشت. 

چرا اتخاذ چنین رویکردی را مهم می‌دانید؟
وقتی از فضای جنگ فاصله می‌گیریم، نسل‌هایی که آن روز‌ها را تجربه نکرده‌اند، دیگر با دیدن فیلم صرفاً هیجانی نمی‌توانند به تمام ابعاد ماجرا پی ببرند. نسل آینده ممکن است جنگ، موشک‌باران، پهپاد‌ها و ویرانی خانه‌ها را تنها در خبر‌ها خوانده باشد. بنابراین، فیلمساز باید بتواند به پرسش‌های این نسل درباره چرایی وقوع جنگ و ریشه‌های آن پاسخ دهد. 

آیا بین این جنگ‌ها علیه کشورمان پیوند تفکری و ساختاری وجود دارد و اگر وجود دارد فیلمسازان در نمایش این پیوستگی میان دشمنی با ایران و تکرار جنگ‌های تحمیلی علیه مردم و کشورمان چه وظایفی دارند؟
به اعتقاد من، این جنگ‌ها به یکدیگر پیوند دارند و ریشه‌های مشترکی را می‌توان در آنها دنبال کرد. ممکن است شکل میدان نبرد و خاکریز‌ها تغییر کرده باشد، اما از نگاه من، جنس دشمنی و اهداف دشمن تغییر نکرده است. در مقطع دوران وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، هدفی که من برای دشمن قائل هستم، تجزیه ایران بود، زیرا ایران را کشوری بزرگ و قدرتمند می‌دانستند و تصور می‌کردند با تکه‌تکه کردن آن می‌توانند به هدف خود برسند. 

به عنوان یک فیلمساز زن سینمای کشورمان که فضای هر سه جنگ را تجربه کرده، میان اراده مردم دهه ۶۰ در دفاع از کشور با کسانی که در دوران فعلی زندگی می‌کنند، تفاوتی می‌بینید؟
پایداری اراده مردم ایران یکی از مهم‌ترین عوامل استمرار مقاومت است؛ خوشبختانه اراده ملت ما تغییر نکرده است. میان دختربچه‌ای که در سال‌های دفاع مقدس زندگی می‌کرد و کودک امروز، از نظر عشق به وطن و باورهایشان تفاوت بنیادینی نمی‌بینم. حتی به نظرم نسل امروز در بسیاری از زمینه‌ها جلوتر است، زیرا وقتی پای حرف‌ها و شعار‌های آنان می‌نشینیم، می‌بینیم که با آگاهی و شناخت بیشتری درباره مسائل صحبت می‌کنند. تصویر کودکی که در یک دست شیشه شیر و در دست دیگر پرچم ایران دارد یادآور تحقق آرزو‌های نسل انقلاب است؛ این نسل امیدبخش است و نشان می‌دهد که میان نسل ما و نسل جدید فاصله‌ای از جنس بی‌تفاوتی وجود ندارد. اگر نسل ما در مواجهه با دشمن بیشتر با هیجان واکنش نشان می‌داد، امروز جوانان و نوجوانان در کنار احساسات خود، تحلیل‌هایی هم درباره رویداد‌ها ارائه می‌کنند که قابل تأمل است. اگر دشمن در اهداف خود ثابت‌قدم مانده باشد، عشق و شور مردم ایران نسبت به وطن، دین، خدا و انقلاب نیز پابرجاست و من این پایداری را یکی از رمز‌های پیروزی می‌دانم.