کمتر از سه ماه تا آغاز جام ملتهای آسیا باقی مانده، اما فوتبال ایران همچنان با پرسشهایی اساسی درباره تقویم مسابقات، زمان آمادهسازی تیم ملی و هماهنگی میان فدراسیون، سازمان لیگ و باشگاهها روبهروست. در حالی که رقبای ایران خود را برای مهمترین تورنمنت قاره آماده میکنند، نگرانی اصلی این است که فرصت محدود باقیمانده نیز قربانی تصمیمهای مقطعی و تغییرات پیدرپی شود.
به گزارش ایلنا، جام ملتهای آسیا از ۱۷ دی ۱۴۰۵ در عربستان آغاز خواهد شد و شمارش معکوس برای حضور تیم ملی ایران در این رقابتها به روزهای حساس رسیده است. با این حال، آنچه در مدیریت فوتبال کشور دیده میشود، بیش از آنکه از یک برنامه هماهنگ برای رسیدن به آمادگی مطلوب حکایت داشته باشد، مجموعهای از چالشهای حلنشده است؛ از درخواستهای مکرر برای تعویق مسابقات باشگاهی گرفته تا ابهام درباره زمان پایان نیمفصل، برگزاری جام حذفی و فرصت واقعی کادرفنی تیم ملی برای کار با بازیکنان.
مسئله فقط کمبود زمان نیست؛ مسئله مهمتر، نحوه استفاده از همین فرصت محدودی است که هنوز باقی مانده است. فوتبال ایران نمیتواند تا روزهای پایانی منتظر بماند و سپس با چند تصمیم اضطراری، مشکلاتی را حل کند که از ماهها قبل قابل پیشبینی بودهاند.
تقویمی که با هر درخواست دوباره تغییر میکند
نخستین چالش جدی، برنامه مسابقات لیگ برتر است؛ رقابتهایی که باید هم نیاز باشگاهها را پاسخ بدهد و هم فرصت کافی برای آمادهسازی تیم ملی فراهم کند.
حضور نمایندگان ایران در لیگ نخبگان و لیگ سطح دوم آسیا، محدودیتهای سفر و مشکلات مربوط به پروازها، هماهنگی مسابقات داخلی را دشوار کرده است. باشگاهها نیز با توجه به شرایط خود، درخواستهایی برای تغییر زمان مسابقات ارائه میکنند؛ درخواستهایی که ممکن است در مواردی توجیه منطقی داشته باشند، اما پذیرش آنها بدون در نظر گرفتن پیامدهای بعدی، میتواند تمام تقویم را تحت تأثیر قرار دهد.
هر مسابقه معوق فقط یک بازی جابهجاشده نیست. تغییر زمان یک دیدار ممکن است برنامه بازی بعدی، فاصله استراحت دو تیم و حتی مسابقات سایر باشگاهها را تغییر دهد. وقتی این اتفاق چند بار تکرار شود، تقویمی که قرار بود مبنای برنامهریزی باشد، خودش به یکی از عوامل بیثباتی تبدیل میشود.
در این میان، اصرار بر حفظ مسابقات جام حذفی نیز سؤال دیگری ایجاد کرده است. سازمان لیگ قرار است با چه محاسبهای مسابقات لیگ برتر، تعهدات آسیایی باشگاهها، جام حذفی و تعطیلیهای ملی را در زمانی محدود مدیریت کند؟
طبیعی است که باشگاهها برای حفظ منافع خود تلاش کنند؛ اما وظیفه سازمان لیگ فقط پاسخ دادن به درخواست باشگاهها نیست. این نهاد باید بتواند میان منافع تیمها، الزامات بینالمللی و ضرورت حفظ نظم مسابقات تعادل ایجاد کند.
تقویمی که هر هفته در معرض تغییر باشد، دیگر ابزار برنامهریزی نیست؛ به فهرستی موقت از مسابقاتی تبدیل میشود که ممکن است برگزار شوند یا نشوند.
نیمفصل چگونه و چه زمانی تمام میشود؟
چالش بعدی به زمانبندی هفتههای باقیمانده مربوط است.
طبق تقویم رسمی فیفا، پنجره بعدی مسابقات ملی از ۹ تا ۱۷ نوامبر، مصادف با آبانماه، برگزار میشود؛ دورهای که باشگاهها باید بازیکنان ملیپوش خود را در اختیار تیمهای ملی قرار دهند.
پس از این وقفه، فرصت چندانی برای برگزاری مسابقات داخلی تا آغاز جام ملتهای آسیا باقی نمیماند. در عین حال، تیم ملی نیز به زمانی مشخص برای برگزاری اردوی نهایی و انجام تمرینات تاکتیکی نیاز دارد.
حالا باید پرسید آیا سازمان لیگ برنامه قطعی و قابل اجرایی برای پایان نیمفصل پیش از آغاز اردوی تیم ملی دارد؟ اگر مسابقات معوق بیشتری به تقویم اضافه شود، تکلیف آنها چه خواهد بود؟ آیا قرار است برخی تیمها با تعداد بازی متفاوت وارد تعطیلات شوند یا برنامه به شکلی تنظیم خواهد شد که عدالت رقابتی حفظ شود؟
مهمتر اینکه فدراسیون فوتبال دقیقاً چه زمانی بازیکنان را برای اردوی نهایی در اختیار خواهد گرفت؟
پاسخ به این پرسشها نباید به روزهایی موکول شود که دیگر امکان اصلاح برنامه وجود ندارد.
تیم ملی چه زمانی قرار است آماده شود؟
یکی از بزرگترین ابهامها، برنامه فنی تیم ملی برای فاصله باقیمانده تا جام ملتهاست.
آمادهسازی برای چنین تورنمنتی صرفاً به جمع کردن بازیکنان در یک اردو و انجام چند جلسه تمرین محدود نمیشود. کادرفنی باید فرصت کافی برای بررسی وضعیت جسمانی نفرات، هماهنگ کردن خطوط مختلف، اجرای برنامههای تاکتیکی و شبیهسازی شرایط مسابقات داشته باشد.
اگر قرار است تیم ملی با تغییراتی در ترکیب، شیوه بازی یا ساختار تاکتیکی وارد جام ملتها شود، این تغییرات به زمان نیاز دارند. حتی حفظ ساختار فعلی نیز بدون تمرین و هماهنگی مستمر امکانپذیر نیست.
پرسش اینجاست که فدراسیون فوتبال چه سهم مشخصی از تقویم پیش رو را برای تیم ملی در نظر گرفته است؟
آیا زمان آغاز اردوی نهایی تعیین شده؟ آیا درباره تعداد روزهای تمرین و مسابقات تدارکاتی تصمیم قطعی گرفته شده است؟ آیا سرمربی تیم ملی میداند بازیکنانش را چه زمانی و با چه شرایطی تحویل خواهد گرفت؟
ممکن است پاسخ این پرسشها در برنامههای داخلی فدراسیون وجود داشته باشد، اما تا زمانی که چارچوب روشنی از آن ارائه نشود، ابهام درباره آمادگی تیم ملی باقی خواهد ماند.
در فوتبال حرفهای، برنامه آمادهسازی نباید رازی باشد که تنها چند نفر از جزئیات آن اطلاع دارند؛ زیرا اجرای موفق آن به همکاری باشگاهها، سازمان لیگ و سایر بخشهای فوتبال وابسته است.
چه کسی لیگ را برای تیم ملی زیر نظر دارد؟
در کنار تمام مشکلات تقویمی، مسئله دیگری نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ نحوه ارزیابی بازیکنان شاغل در لیگ برتر از سوی کادرفنی تیم ملی.
در هفتههای اخیر، حضور کمرنگ اعضای کادرفنی تیم ملی در ورزشگاهها محل پرسش بوده است. البته ارزیابی بازیکنان صرفاً با حضور در ورزشگاه انجام نمیشود و ابزارهای تحلیل تصویری و آماری نیز میتوانند به این فرایند کمک کنند، اما نظارت میدانی همچنان بخش مهمی از شناخت شرایط بازیکنان است.
وقتی مسابقات لیگ یکی از اصلیترین بسترهای شناسایی استعدادهای تازه محسوب میشود، انتظار میرود سازوکار مشخصی برای بررسی مستمر عملکرد بازیکنان وجود داشته باشد.
تیم ملی نمیتواند تنها به فهرستی ثابت از چهرههای شناختهشده متکی بماند و از کنار عملکرد بازیکنانی عبور کند که در هفتههای اخیر توانستهاند جایگاه خود را در فوتبال باشگاهی ارتقا دهند.
اگر قرار است جوانگرایی به یکی از اهداف تیم ملی تبدیل شود، این فرایند باید پیش از رسیدن به روزهای پایانی آغاز شود.
دعوت از چند بازیکن جوان در آخرین اردو، بدون شناخت کافی از قابلیتها و فرصت مناسب برای هماهنگی، الزاماً به معنای تغییر نسل نیست. جوانگرایی زمانی ارزشمند خواهد بود که بر اساس ارزیابی مستمر، شناخت فنی و برنامهای بلندمدت انجام شود.
به همین دلیل، فدراسیون باید روشن کند چه سازوکاری برای رصد مسابقات لیگ برتر وجود دارد، چه کسانی مسئول بررسی عملکرد بازیکنان هستند و نتایج این ارزیابیها چگونه در تصمیمات کادرفنی تأثیر میگذارد.
مسئولیت با چه کسی است؟
در شرایط کنونی، نمیتوان تمام مشکلات را متوجه سازمان لیگ دانست یا همه مسئولیت را بر دوش باشگاهها گذاشت.
فدراسیون فوتبال مسئولیت هماهنگی میان بخشهای مختلف فوتبال کشور را برعهده دارد. سازمان لیگ باید تقویم مسابقات را مدیریت کند، باشگاهها باید به تعهدات خود پایبند باشند و کادرفنی تیم ملی نیز باید نیازهای فنیاش را بهموقع مشخص کند.
اما این مجموعه زمانی میتواند به نتیجه برسد که تصمیمها در چارچوب یک برنامه واحد گرفته شوند.
نمیتوان از یک طرف بر ضرورت آمادهسازی مناسب تیم ملی تأکید کرد و از طرف دیگر، اجازه داد تغییرات متوالی در تقویم مسابقات، زمان اردو را نامشخص کند.
نمیتوان درباره اهمیت جام ملتهای آسیا صحبت کرد، اما همچنان درباره زمان پایان نیمفصل و نحوه برگزاری مسابقات داخلی با ابهام روبهرو بود.
همچنین نمیتوان جوانگرایی را ضرورتی برای آینده فوتبال ایران دانست، اما سازوکار ارزیابی بازیکنان جوان و انتقال آنها به تیم ملی را به روزهای پایانی موکول کرد.
آنچه اکنون ضرورت دارد، انتشار یک نقشه راه مشخص از سوی فدراسیون است؛ برنامهای که در آن زمان برگزاری مسابقات باشگاهی، وضعیت جام حذفی، تاریخ آغاز اردوی نهایی، مسابقات تدارکاتی و نحوه هماهنگی با باشگاهها روشن باشد.
جام ملتها منتظر تصمیمهای فوتبال ایران نمیماند
کمتر از سه ماه تا آغاز جام ملتهای آسیا باقی مانده است. در چنین فاصلهای، دیگر نمیتوان مشکلات موجود را صرفاً به عنوان دغدغههایی برای آینده مطرح کرد. هر تصمیمی که امروز گرفته میشود، مستقیماً بر شرایط تیم ملی در زمان آغاز مسابقات تأثیر خواهد گذاشت.
ایران برای حضور موفق در مهمترین رویداد ملی فوتبال قاره، به چیزی فراتر از نام بازیکنان و سابقه حضور در تورنمنتهای بزرگ نیاز دارد. تیم ملی باید با آمادگی جسمانی، هماهنگی تاکتیکی و ذهنیت رقابتی مناسب وارد مسابقات شود؛ عواملی که بدون برنامهریزی دقیق و هماهنگی میان بخشهای مختلف فوتبال شکل نمیگیرند.
پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا زمان کافی برای آمادهسازی وجود دارد یا نه؛ پرسش این است که فوتبال ایران قرار است با زمان باقیمانده چه کند.
آیا سازمان لیگ میتواند مسابقات را بدون تعویقهای فرسایشی مدیریت کند؟ آیا فدراسیون توان هماهنگ کردن منافع باشگاهها و تیم ملی را دارد؟ آیا برنامه نهایی آمادهسازی بهموقع اجرا خواهد شد؟
جام ملتهای آسیا در موعد مقرر آغاز میشود؛ چه فوتبال ایران آماده باشد و چه نباشد.
و شاید مهمترین مسئولیت مدیران فوتبال کشور همین باشد که اجازه ندهند در روز آغاز مسابقات، به جای صحبت درباره توانایی تیم ملی و شانس موفقیت آن، دوباره از فرصتهایی سخن بگوییم که به دلیل ضعف برنامهریزی از دست رفتهاند.
۸۷ روز باقی مانده است؛ زمانی که برای اصلاح تمام مشکلات فوتبال ایران کافی نیست، اما برای جلوگیری از تکرار اشتباهات مدیریتی هنوز میتواند تعیینکننده باشد.
