فیلمهای آخر هفته در کنار تنوع ژانرها از غلبه مضامین تاریخی و کمرنگ بودن سینمای سرگرمکننده حکایت میکند.
جوان آنلاین: جدول پخش فیلمهای آخر هفته شبکههای سیما در روزهای ۱۴ و ۱۵ آبان، مجموعهای متنوع از آثار سینمای ایران و جهان را پیش روی مخاطبان قرار میدهد؛ از فیلمهای مطرحی، چون «قاتلان ماه کامل» و «من، دنیل بلیک هستم» تا آثار ایرانی مانند «صبح اعدام»، «خدای جنگ» و «وصل نیکان». در کنار این آثار، فیلمهای خانوادگی، انیمیشنها و تولیدات سرگرمکننده نیز سهم قابل توجهی از آنتن شبکهها را به خود اختصاص دادهاند.
به گزارش تسنیم، اما مسئله اصلی در ارزیابی این جدول، صرفاً تعداد فیلمها یا تنوع ژانرها نیست؛ بلکه باید دید این انتخابها تا چه اندازه با نیازهای مخاطب امروز، ظرفیتهای رسانه ملی و انتظاراتی که از یک جدول پخش هدفمند وجود دارد، تناسب دارند. آیا تلویزیون توانسته میان سرگرمی، کیفیت سینمایی، تنوع فرهنگی و انتقال مفاهیم اجتماعی تعادل برقرار کند یا همچنان با مجموعهای از انتخابهای پراکنده روبهرو هستیم؟
اسکورسیزی و کن لوچ؛ امتیاز مهم جدول پخش
یکی از نقاط قوت برنامه این هفته، حضور آثاری از فیلمسازان صاحبنام سینمای جهان است. پخش «قاتلان ماه کامل» ساخته مارتین اسکورسیزی را میتوان یکی از مهمترین انتخابهای این هفته دانست.
این فیلم با پرداختن به جنایتهای سازمانیافته علیه بومیان آمریکا، صرفاً یک درام جنایی نیست؛ بلکه روایتی از مناسبات قدرت، طمع اقتصادی و تبعیض نژادی است. انتخاب چنین اثری برای تلویزیون از این جهت اهمیت دارد که امکان مواجهه مخاطب عمومی با سینمای جدی و مسئلهمحور جهان را فراهم میکند. البته پخش آن در ساعت ۰۰:۳۰ بامداد، با توجه به اهمیت و ظرفیت مخاطبپسند فیلم، انتخاب چندان مناسبی به نظر نمیرسد.
در سوی دیگر، «من، دنیل بلیک هستم» ساخته کن لوچ قرار دارد؛ اثری که با تمرکز بر فقر، مشکلات معیشتی و بروکراسی اداری، به یکی از مسائل مهم زندگی جوامع معاصر میپردازد. پخش این فیلم از شبکه سلامت نیز انتخاب قابل توجهی است؛ چراکه سلامت اجتماعی و روانی را نمیتوان جدا از شرایط اقتصادی و مناسبات انسانی بررسی کرد.
سینمای ایران؛ از تاریخ معاصر تا روایت دفاع مقدس
در میان تولیدات ایرانی، «صبح اعدام» ساخته بهروز افخمی و «خدای جنگ» ساخته حسین دارابی دو انتخاب متفاوت با موضوعات تاریخی و سیاسی هستند.
«صبح اعدام» با تمرکز بر واپسین ساعات زندگی طیب حاجرضایی و اسماعیل رضایی، به یکی از مقاطع پرتنش تاریخ معاصر ایران میپردازد. این فیلم از ظرفیت تاریخی قابل توجهی برخوردار است، اما شیوه روایت و ساختار خاص آن ممکن است برای همه مخاطبان به یک اندازه جذاب نباشد.
«خدای جنگ» نیز با روایت تلاش متخصصان ایرانی برای حفظ توان موشکی کشور در دوران جنگ تحمیلی، سراغ موضوعی میرود که هم ظرفیت دراماتیک دارد و هم میتواند برای مخاطب علاقهمند به تاریخ دفاع مقدس جذاب باشد. با این حال، ارزش چنین آثاری زمانی بیشتر نمایان میشود که روایت سینمایی و شخصیتپردازی نیز در کنار موضوع تاریخی، مورد توجه قرار بگیرد.
در همین بخش، پخش «وصل نیکان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا نیز یادآور ظرفیت سینمای دفاع مقدس در پرداختن به زندگی روزمره، عشق و مسئولیت در شرایط جنگی است. حضور این فیلم در کنار تولیدات جدیدتر میتواند فرصتی برای مقایسه نگاه نسلهای مختلف فیلمسازان به جنگ فراهم کند.
سرگرمی در کنار مسائل اجتماعی؛ فوتبال فقط فوتبال نیست
یکی از انتخابهای قابل توجه این هفته، «زاغهنشینان فوتبالیست» است؛ فیلمی که از فوتبال بهعنوان ابزاری برای تغییر شرایط اجتماعی نوجوانان محروم استفاده میکند.
اهمیت این فیلم در آن است که به جای محدود ماندن به رقابت ورزشی، درباره فقر، حاشیهنشینی، تبعیض و فرصت دوباره برای زندگی صحبت میکند. چنین آثاری نشان میدهند که سینمای سرگرمکننده الزاماً نباید از مسائل اجتماعی فاصله بگیرد.
«معجزه برن» نیز با پیوند دادن فوتبال، خانواده و بازگشت یک پدر از اسارت، از همین ظرفیت برخوردار است. در کنار این دو فیلم، «پسری که تسلیم نشد» نیز با روایت تلاش یک نوجوان برای ادامه رؤیای فوتبالیست شدن پس از معلولیت، میتواند برای مخاطبان نوجوان انتخاب مناسبی باشد.
این بخش از جدول نشان میدهد که تلویزیون در انتخاب فیلمهای ورزشی و خانوادگی، امکان عبور از سرگرمی صرف و پرداختن به مفاهیمی مانند امید، پشتکار و همبستگی را در اختیار دارد.
تنوع ژانرها؛ وقتی تعداد فیلمها جای سیاستگذاری را نمیگیرد
در بخش دیگری از جدول، فیلمهایی مانند «سایه قدرت»، «هزار سطر»، «دنیای پس از حقیقت»، «شهروند خاص» و «کریستوفرها» قرار دارند که هرکدام از زاویهای متفاوت به موضوعاتی، چون سیاست، رسانه، حقیقت، فریب و هنر میپردازند.
برای نمونه، «هزار سطر» با موضوع جعل گزارشهای روزنامهنگاری، مسئله اعتبار رسانه و مسئولیت حرفهای خبرنگاران را به تصویر میکشد. «شهروند خاص» نیز با پرداختن به قربانیان کلاهبرداری اینترنتی، موضوعی نزدیک به زندگی روزمره مخاطبان امروز را مطرح میکند.
این انتخابها از نظر موضوعی ظرفیت خوبی برای جذب مخاطبان دارند؛ اما یک مسئله همچنان باقی است: آیا مخاطب از طریق جدول پخش میتواند بهدرستی تشخیص دهد کدام فیلم ارزش تماشا دارد و چرا؟
صرف اعلام نام فیلمها و خلاصه داستان، برای معرفی یک اثر سینمایی کافی نیست. تلویزیون میتواند با معرفی دقیقتر مضمون، ژانر، ویژگیهای روایی و گروه مخاطب هر فیلم، انتخاب آگاهانهتری را برای بینندگان فراهم کند.
نقطه ضعف مهم؛ زمانبندی و تناسب مخاطب
یکی از چالشهای همیشگی جدول پخش تلویزیون، نحوه توزیع آثار شاخص در ساعتهای مختلف است. وقتی فیلمی مانند «قاتلان ماه کامل» در نیمهشب پخش میشود، عملاً بخشی از مخاطبان بالقوه آن از دسترس خارج میشوند. در مقابل، برخی آثار کممخاطبتر یا دارای جذابیت محدودتر، در ساعتهایی قرار میگیرند که امکان تماشای عمومی بیشتری دارند.
از سوی دیگر، تعدد انیمیشنها و فیلمهای خانوادگی در شبکههای مختلف، اگرچه برای پاسخ به نیاز گروههای سنی متفاوت ضروری است، اما باید با توجه به کیفیت و تازگی آثار صورت بگیرد. تنوع صرفاً به معنای قرار دادن تعداد زیادی فیلم در جدول نیست؛ بلکه به معنای ایجاد تعادل میان آثار کلاسیک و جدید، سینمای جدی و سرگرمکننده و تولیدات داخلی و خارجی است.
تلویزیون به جدول پخش هدفمندتر نیاز دارد
در مجموع، جدول فیلمهای آخر هفته شبکههای سیما را میتوان ترکیبی از انتخابهای ارزشمند، آثار سرگرمکننده و تعدادی فیلم با ظرفیت محدودتر برای جذب مخاطب دانست. حضور اسکورسیزی و کن لوچ، توجه به سینمای اجتماعی، نمایش آثار ایرانی با موضوعات تاریخی و دفاع مقدس و اختصاص بخشی از آنتن به کودکان و نوجوانان از امتیازهای این جدول است.
با این حال، ضعف در زمانبندی برخی آثار مهم، نبود انسجام موضوعی در چینش فیلمها و کمتوجهی به معرفی تحلیلی آثار، همچنان از مسائل قابل نقد است.
نکته مهم این است که تلویزیون صرفاً با افزایش تعداد فیلمهای خارجی یا داخلی نمیتواند سبد سینمایی جذابی برای مخاطب بسازد. آنچه اهمیت دارد، انتخاب هوشمندانه و ایجاد نسبتی معنادار میان کیفیت فیلم، زمان پخش و نیاز مخاطب است. جدول پخش زمانی به یک فرصت فرهنگی تبدیل میشود که علاوه بر سرگرم کردن بیننده، او را با جهانهای تازه، تجربههای متفاوت و پرسشهای مهم انسانی و اجتماعی روبهرو کند.
