ترور زنان در سیستان و بلوچستان چه ریشههایی دارد و چرا زنان بلوچ به هدف خشونتهای مرگبار تبدیل شدهاند؟ روزنامه خراسان در یادداشتی با عنوان «آن روی سکه ترور زنان» روایتی متفاوت از این حوادث ارائه کرده و در کنار نقش گروههای تروریستی، از جریانهای متحجری نوشته است که به اعتقاد نویسنده، از افزایش آگاهی زنان بلوچ و مطالبه حقوقشان نگراناند.
۱جریان صهیونیستی و آمریکایی، اساساً بعثت زنانه شکل گرفته در ایران بعد از جنگ را برهمزننده روند شتابان حوادث ۱۴۰۱ و نقطه عطف و دمیدن روح جدید وطنپرستی و زنده شدن ارزشهای ایرانی و اسلامی میداند و مدتهاست که وارد مقابله با آن شده است. اما نسخه و اقدامات مقابلهای جریان صهیونیستی و آمریکایی با بعثت زنانه در نقاط مختلف ایران متفاوت بوده و تک عملیاتی نیست. به طور مثال در تهران عمدتاً عملیات سنگین از نوع جنگ شناختی علیه زنان در حال اجراست ولی در سیستان و بلوچستان همین نقشه واحد در قالب اقدام سخت نظامی مثل ترور و حذف فیزیکی، هم عمل میکند. گرچه این اقدامات در ظاهر متفاوت هستند ولی در نهایت هدفگذاریهای یک جنگ ترکیبی علیه کلیت زنان در ایران را کامل میکنند.
۲جریان ترور در سیستان و بلوچستان، مدتهاست احساس میکند با یک جنبش زنانه در مقابل خود رو به روست و در چند سال اخیر خواستهها و تاثیرگذاری زنان و مادران بلوچ برای آنها ایجاد مانع شده و اینک احساس میکنند در دل خانوادههای بلوچ و اهلسنت منطقه، نقشههای آنها مطلوب پیش نمیرود و نسل جدید تربیت یافته زنان بلوچ، برای پیوستن عمومی به تروریستها همراهی فراگیری نشان نمیدهد. جریان ترور که به اربابان صهیونیستی خود ایجاد لشکری از جوانان بومی منطقه را وعده داده و در ازای آن، دلارهای سنگینی را دریافت کرده؛ الان نهتنها به سطح مطلوب این تعهد خود نرسیده بلکه مجبور است با هزینههای بیشتر، تروریست خارجی استخدام کند و مکرراً از عناصر غیرایرانی در عملیاتهای نظامی خود در سیستان و بلوچستان استفاده میکند. تروریستها تصور میکنند با به شهادت رساندن زنان فعال و جریانساز میتوانند مقداری جلوی این جنبش و بیداری زنانه را در منطقه بگیرند.
۳، اما آن روی دیگر سکه به هم زننده امنیت روانی در جنوب شرق برای زنان، جریان متحجر فعال در سیستان و بلوچستان قرار دارد که به نوعی دیگر به این موضوع پیوند میخورد. لیدرهای جریان متحجر منطقه که سابقه محدودیت سازی سیستماتیک فرهنگی برای زنان منطقه و سابقه چندهمسریهای بیضابطه و کودک همسری را در کارنامه خود دارند، از بیداری زنان در سیستان و بلوچستان و شکلگیری جریانی که حقوق ابتدایی زنانه خود را از آنها مطالبه کند، نگران هستند. این جنبش زنانه بومی اگر زبان گویا پیدا کند و بتواند واقعیتهای تلخ سالهای گذشته در حوزه زنان را به گوش اجتماع برساند، برای برخی سخنرانان پرشور حوادث ۱۴۰۱ و سوءاستفاده کنندگان از شعار «زن، زندگی، آزادی» در سیستان و بلوچستان که از عوامل زمینهساز جمعه سیاه هشت مهر زاهدان هم هستند، گران تمام خواهد شد و کارنامه واقعی آنها را در حوزه زنان لو خواهد داد و در نتیجه رسوایی بزرگی صورت خواهد گرفت. این جریان متحجر، سیاستزده، فرصتطلب و ریاکار، گرچه علنی کشتن زنان را محکوم میکند ولی همزمان در پشت صحنه با ظلمی بزرگتر و با ترویج اعتقادات متحجرانه مذهبی، راه احیای حقوق عموم زنان در سیستان و بلوچستان را میبندد.
