وقتی مرگ، خشونت و ثروت ابزار خنده میشوند
از رقابت سیاستمداران در «مرگ استالین» تا مهمانی عجیب و پرتنش «منوی غذا»، قدرت و جاهطلبی سوژه اصلی شوخیهایی گزنده هستند. این فیلمها نشان میدهند گاهی واقعیت آنقدر مضحک است که تنها با زبان کمدی میتوان به سراغش رفت.
فرارو- فیلمهای کمدی سیاه معمولا از موقعیتهایی طنز میسازند که در یک فیلم معمولی میتوانند به تراژدی ختم شوند. مرگ، خشونت، تبعیض، انتقام و فروپاشی روابط انسانی در این آثار به ابزاری برای به چالش کشیدن رفتار شخصیتها و تناقضهای جامعه تبدیل میشوند.
به گزارش فرارو، تفاوت این فیلمها با کمدیهای متعارف در نوع خندهای است که ایجاد میکنند؛ خندهای که گاهی با احساس ناراحتی، تعجب یا حتی انزجار همراه میشود. در ادامه ۱۰ فیلم کمدی سیاه از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ معرفی میشوند که هرکدام با رویکردی متفاوت، از موقعیتهای تلخ و گاه هولناک برای خنداندن و به فکر فرو بردن مخاطب استفاده میکنند.
فیلم سینمایی «مرگ استالین» (The Death of Stalin)

مرگ ژوزف استالین بهجای آنکه فقط آغاز یک دوره تازه سیاسی باشد، به صحنه رقابت مضحک و هولناک اطرافیان او برای تصاحب قدرت تبدیل میشود. فیلم «مرگ استالین» به کارگردانی آرماندو یانوچی، روزهای پس از مرگ رهبر شوروی را روایت میکند؛ زمانی که اعضای حلقه نزدیک او برای حفظ موقعیت خود و کنار زدن رقبا وارد جدالی پنهان میشوند.
بیاعتمادی، جاهطلبی و ترس در این رقابت به رفتارهایی عجیب منجر میشود که در عین خندهدار بودن، فضای خفقانآور نظام سیاسی شوروی را نشان میدهند. یانوچی با طنزی گزنده، سیاستمدارانی را به تصویر میکشد که حتی در بحرانیترین لحظات نیز منافع شخصی را بر سرنوشت مردم ترجیح میدهند. این فیلم با تبدیل رقابت بر سر قدرت به یک نمایش ابزورد، یکی از هجوهای سیاسی قابلتوجه سالهای اخیر است.
فیلم سینمایی «هنر دفاع از خود» (The Art of Self-Defense)

کیسی فقط میخواهد دیگر از دیگران نترسد. او حسابداری خجالتی و گوشهگیر است که پس از حمله گروهی از موتورسواران تصمیم میگیرد در یک باشگاه کاراته ثبتنام کند. با این حال باشگاهی که قرار است اعتمادبهنفس او را افزایش دهد، کم کم به محیطی برای آموزش اطاعت و خشونت تبدیل میشود.
رایلی استرنز در فیلم «هنر دفاع از خود» محصول ۲۰۱۹، از این موقعیت برای ساختن تصویری هجوآمیز از فرهنگ مردانگی استفاده میکند. مربی مرموز باشگاه با بازی آلساندرو نیوولا، قدرت را با سلطهجویی و مردانگی را با رفتارهای تهاجمی یکی میداند. کیسی نیز، بهتدریج درگیر قواعد عجیب این محیط میشود. فیلم بهجای آنکه یک اثر رزمی متعارف باشد، نشان میدهد میل به قدرتمند بودن چگونه میتواند به تقلید از همان رفتارهای خشونتآمیزی منجر شود که فرد ابتدا از آنها میترسید.
فیلم سینمایی «آمادهای یا نه؟» (Ready or Not)

شب عروسی گریس با یک پیشنهاد عجیب از طرف خانواده همسرش به کابوس تبدیل میشود. او باید در یک بازی خانوادگی شرکت کند؛ بازیای که قرار است تا طلوع آفتاب ادامه داشته باشد، اما خیلی زود مشخص میشود اعضای خانواده قصد دارند او را به قتل برسانند.
مت بتینلی و تایلر ژیلت در فیلم «آمادهای یا نه» از یک رسم خانوادگی برای ساختن ترکیبی از خشونت، غافلگیری و طنز سیاه استفاده میکنند. تضاد میان ظاهر متمدن و رفتار اعضای خانواده، بخش مهمی از جذابیت فیلم است چرا که گریس حاضر نیست تن به این پیشنهاد دهد و کوتاه بیاید. فیلم در کنار سرگرم کردن مخاطب، ثروت موروثی و مناسبات طبقاتی را هم به سخره میگیرد؛ جهانی که در آن صاحبان قدرت برای حفظ موقعیت خود حاضرند از هیچ جنایتی عقبنشینی نکنند.
فیلم سینمایی «ببخشید مزاحم شما شدم» (Sorry to Bother You)

تغییر دادن صدا برای فروش بیشتر، شاید در نگاه اول راه سادهای برای موفقیت شغلی باشد؛ اما در فیلم «ببخشید مزاحم شما شدم» این تصمیم به مسیری کاملاً غیرمنتظره ختم میشود. کاسیوس گرین، مرد جوانی که برای کسب درآمد در یک شرکت بازاریابی تلفنی مشغول به کار شده، متوجه میشود با تقلید از لحن مشتریان سفیدپوست میتواند فروش بیشتری داشته باشد و به موقعیت بهتری برسد.
بوتس رایلی در این فیلم محصول ۲۰۱۸، بهتدریج داستانی معمولی درباره پیشرفت شغلی را به روایتی سوررئال و عجیب تبدیل میکند. موفقیت کشاندل او را با واقعیتهای تاریکتری درباره شرکت محل کارش روبهرو میکند. فیلم با ترکیب فانتزی، طنز تلخ و نقد اجتماعی، مناسبات ناعادلانه محیط کار و استثمار نیروی انسانی را هدف میگیرد. نقطه قوت اثر این است که برای نقد سرمایهداری به موقعیتهایی غیرمنتظره متوسل میشود و اجازه نمیدهد مخاطب مسیر داستان را بهسادگی پیشبینی کند.
فیلم سینمایی «بنشی اینشیرین» (The Banshees of Inisherin)

قطع یک دوستی قدیمی معمولا به دلخوری و فاصله گرفتن ختم میشود، اما برای پادریک و کولم ماجرا شکل دیگری پیدا میکند. این دو مرد سالها در جزیرهای کوچک در ایرلند با یکدیگر دوست بودهاند تا اینکه کولم ناگهان تصمیم میگیرد دیگر با پادریک صحبت نکند. او حتی حاضر نیست دلیل روشنی برای این تصمیم ارائه دهد و تلاشهای دوست قدیمیاش برای بازگرداندن رابطه، اوضاع را پیچیدهتر میکند.
مارتین مکدونا در «بنشیهای اینیشرین» محصول ۲۰۲۲، از یک اختلاف ساده برای پرداختن به تنهایی، انزوا و ترس از فراموش شدن استفاده میکند. تضاد میان فضای آرام جزیره و رفتارهای افراطی شخصیتها، موقعیتهای طنزآمیزی میسازد که بهتدریج رنگ تراژدی میگیرند. فیلم نشان میدهد لجاجت و ناتوانی در برقراری ارتباط چگونه میتواند یک رابطه معمولی را به بحرانی تلخ تبدیل کند.
فیلم سینمایی «منوی غذا» (The Menu)
یک شام چندصد دلاری در رستورانی دورافتاده قرار است تجربهای فراموشنشدنی باشد، اما مهمانان فیلم «منوی غذا» خیلی زود متوجه میشوند که سرآشپز برای آنها برنامه متفاوتی در نظر گرفته است. جولیان اسلوویک، سرآشپز مشهور رستوران، منویی اختصاصی تدارک دیده که با پیش رفتن شب، ابعاد عجیب و خطرناک آن آشکار میشود.
مارک مایلود در این فیلم از فضای یک رستوران لوکس برای نقد مناسبات طبقاتی و خودبزرگبینی ثروتمندان استفاده میکند. مهمانان هرکدام نماینده بخشی از جامعهای هستند که هنر، غذا و تجربههای فرهنگی را به کالایی برای خرید و نمایش تبدیل کردهاند. فیلم با ترکیب تعلیق، خشونت و طنز تلخ، کسانی را به سخره میگیرد که تصور میکنند با پول میتوانند همهچیز را به دست بیاورند. «منوی غذا» از یک مهمانی مجلل، اثری تلخ اما خنده دار درباره مصرفگرایی و فاصله طبقاتی میسازد.
فیلم سینمایی «مثلث غم» (Triangle of Sadness)

در کشتی تفریحی «مثلث غم» همهچیز مطابق میل مسافران ثروتمند پیش میرود. خدمه باید لبخند بزنند، سفارشها را اجرا کنند و شرایطی فراهم کنند که مهمانان هیچ کمبودی احساس نکنند. اما یک اتفاق غیرمنتظره نظم این دنیای لوکس را برهم میزند و کسانی که تا چند ساعت قبل صاحب قدرت بودند، برای زنده ماندن به دیگران وابسته میشوند.
روبن اوستلوند در این فیلم محصول ۲۰۲۲، داستان یک زوج مدل و اینفلوئنسر را در کنار گروهی از میلیاردرها و خدمه کشتی قرار میدهد تا تناقضهای مناسبات طبقاتی را آشکار کند. با تغییر شرایط، جایگاه شخصیتها نیز تغییر میکند و معلوم میشود ثروت و موقعیت اجتماعی همیشه به معنای توانایی واقعی نیستند. طنز تلخ و موقعیتهای غافلگیرکننده فیلم، دنیایی را هدف میگیرند که در آن پول و ظاهر به معیار ارزشگذاری انسانها تبدیل شدهاند. «مثلث غم» با وارونه کردن نظم اجتماعی، نشان میدهد قدرت تا چه اندازه به شرایط وابسته است.
فیلم سینمایی «داستان آمریکایی» (American Fiction)

مانک از کلیشههای تکراری درباره زندگی سیاهپوستان در ادبیات و سینما خسته شده است. او نویسندهای است که تصور میکند صنعت نشر فقط به داستانهایی علاقه دارد که تصویری اغراقآمیز و قالبی از زندگی سیاهپوستان ارائه میکنند. به همین دلیل، برای تمسخر این نگاه، رمانی با همان ویژگیها مینویسد؛ اما کتاب برخلاف انتظارش با استقبال گسترده روبهرو میشود.
کورد جفرسون در فیلم «داستان آمریکایی» محصول ۲۰۲۳، از این تناقض برای نقد نگاه تجاری به هویت نژادی و سلیقه صنعت سرگرمی استفاده میکند. مانک که قصد داشته کلیشهها را به سخره بگیرد، حالا باید با موفقیت تجاری همان کلیشهها کنار بیاید. فیلم نشان میدهد حتی اعتراض به یک جریان فرهنگی نیز ممکن است به محصولی قابل فروش تبدیل شود. طنز هوشمندانه اثر، نقد اجتماعی را با داستانی خانوادگی و شخصی پیوند میدهد و از همین مسیر به یکی از مسائل مهم فرهنگ معاصر آمریکا میپردازد.
فیلم سینمایی «شکار» (The Hunt)

گروهی از غریبهها در مکانی ناشناس از خواب بیدار میشوند و خیلی زود درمییابند که قرار است قربانی یک بازی مرگبار باشند. عدهای آنها را برای تفریح شکار میکنند و هرکدام باید برای زنده ماندن تلاش کند. کریستال، با بازی بتی گیلپین، یکی از این افراد است که برخلاف انتظار شکارچیان بهآسانی تسلیم نمیشود و ماجرا را به مسیری غیرقابل پیشبینی میکشاند.
کریگ زوبل در فیلم «شکار» محصول ۲۰۲۰، با ترکیب خشونت اغراقآمیز، اکشن و شوخیهای گزنده، شکافهای سیاسی و اجتماعی آمریکا را دستمایه طنز قرار میدهد. فیلم از تعصبات و قضاوتهای شتابزده در هر دو سوی مناقشه سیاسی انتقاد میکند و نشان میدهد چگونه پیشداوری میتواند به رفتاری خطرناک تبدیل شود. بهجای ارائه تصویری یکطرفه از اختلافات سیاسی، رفتارهای افراطی هر دو گروه به هجو کشیده میشوند. نتیجه، کمدی سیاهی پرخشونت است که تصویری بدبینانه از جامعهای دوقطبی ارائه میدهد.
فیلم سینمایی «انواع مهربانی» (Kinds of Kindness)

سه روایت مستقل، سه گروه شخصیت و مجموعهای از روابط عجیب و نامتعارف، ساختار فیلم «انواع مهربانی» را شکل میدهند. در داستان نخست، مردی زندگی خود را تحت کنترل فرد دیگری قرار داده است؛ در داستان دوم، زنی با بازگشت همسرش دچار تردید میشود و در روایت سوم، شخصیتی به دنبال فردی با تواناییهای خاص میگردد. هر سه داستان به شکلی متفاوت به کنترل، اطاعت و وابستگی میپردازند.
یورگوس لانتیموس در این فیلم محصول ۲۰۲۴، با طنزی سرد و موقعیتهای غیرمنتظره، نیاز انسان به تأیید دیگران و میل به کنترل زندگی اطرافیان را زیر سؤال میبرد. شخصیتها برای حفظ روابط یا جلب رضایت دیگران حاضرند از خواستهها و حتی هویت خود فاصله بگیرند. «انواع مهربانی» برخلاف کمدیهای سیاه متعارف، بهدنبال خنداندن مستقیم مخاطب نیست.
