تبریز- ایرنا- وقتی نیمقرن پیش بازاریان و معتمدان تبریز در حجرههای کهنشهر گردهم آمدند تا اجازه ندهند نیازمندان در مساجد و خیابانها دست دراز کنند، شاید کمتر کسی میدانست این هسته اولیه، روزی به الگویی ساختاریافته از «محلهمحوری مدرن» تبدیل شود؛ روایتی ریشهدار از شهر بدون گدا که امروز بر پایه اعتماد عمومی، شناسایی خاموش در کوچهها و پیوندهای عمیق مردمی چرخش میکند.
به گزارش ایرنا، در حیاط کوچک ساختمان خیریه مستمندان تبریز، در محله قدیمی شمس تبریزی، پایههای نگهدارنده و بنرهایی به چشم میخورد که نام آدمهایی با قلبی به وسعت دریا بر خود دارند. این بنرها یادگاری از همراهی خانوادههایی هستند که فوت یک عزیز را بهانهای برای کمک به نیازمندان قرار دادهاند و مستمندان تبریز در پاسخ به این همراهی، بنرهایی را برای مساجد و مراسمهای یادبود آماده میکند تا نام درگذشتگان در کنار کار خیری که به نیت آنها انجام شده، باقی بماند.
همین تصویر کوچک، پیش از آنکه وارد ساختمان شویم، از رابطهای میگوید که در اینجا میان یک موسسه مردم نهاد و خود مردم شکل گرفته است. رابطه ای که قرار نیست با یک کمک مالی تمام شود و گاهی از دل یک مراسم سوگواری، راهی به زندگی خانواده ای نیازمند باز می کند.
از پله های ساختمان سفیدرنگ بالا می رویم. حیاط کوچکی که برای پارک خودرو در نظر گرفته شده، پشت سر می ماند و با ورود به ساختمان، با ساختاری منظم روبه رو می شویم. فضای داخلی بیشتر به یک اداره شباهت دارد تا تصویری که ممکن است از یک خیریه در ذهن داشته باشیم. کارمندان در اتاق های خود مشغول کار هستند و هر بخش، وظیفه مشخصی بر عهده دارد.
اینجا قرار نیست هر مراجعه کننده ای بی آنکه حرفش شنیده شود، دست خالی برگردد یا تنها بر اساس آنچه می گوید، کمک دریافت کند. مسیر مشخصی پیش روی او است. ابتدا به پذیرش مراجعه می کند، از وضعیت زندگی اش می گوید، مدارک خود را ارائه می دهد و سپس پرونده اش برای بررسی های بیشتر به جریان می افتد.
در ادامه، محققان موسسه به محل زندگی خانواده مراجعه می کنند تا شرایط را از نزدیک ببینند. وضعیت مسکن، اشتغال سرپرست خانوار، بیماری، هزینه های تحصیل فرزندان و دیگر مشکلات زندگی بررسی می شود. گزارش این بررسی ها به شورایی پنج نفره می رسد تا درباره نوع و میزان حمایت تصمیم گیری شود.
این مسیر، از میز پذیرش تا محل سکونت مددجو و بررسی پرونده، نشان می دهد که کمک در این مجموعه قرار است بر پایه شناخت و بررسی انجام شود. هدف، رسیدگی به نیازمند واقعی است، بی آنکه شان و آبروی فردی که برای کمک مراجعه کرده، زیر سایه فقر قرار بگیرد.
کمک از پشت میز پذیرش آغاز میشود
ابراهیم نارنگی، مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز، هنگام معرفی بخشهای مختلف مجموعه، از نظامی می گوید که در آن هر نیاز، مسیر مشخصی برای پیگیری دارد.
در بخش کاریابی، افراد جویای کار پس از بررسی توانایی ها و شرایطشان به کارفرمایان معرفی می شوند. به گفته او، حدود ۸۰ کارفرما به صورت مستمر با این موسسه همکاری دارند و از میان ۳۰۰ مراجعه کننده ای که در سال جاری برای اشتغال معرفی شده اند، حدود ۱۸۰ نفر موفق به یافتن کار شده اند.
برای کسانی که هنوز مهارت کافی برای ورود به بازار کار ندارند نیز بصورت ابتکاری، مسیر دیگری در نظر گرفته شده است. کارگاه خیاطی مجموعه با تهیه ۱۶ چرخ خیاطی راه اندازی شده تا افراد مستعد، آموزش های اولیه را دریافت کنند. علاقه مندان به یادگیری مهارت های فنی نیز برای آموزش تخصصی و دریافت مدرک به مراکز فنی و حرفه ای معرفی می شوند.
در اینجا، گاهی قرار است دست فردی گرفته شود تا بتواند دوباره روی پای خودش بایستد و بخشی از هزینه های زندگی اش را از راه کار تامین کند.
کمی آن طرف تر، بخش دارو و درمان قرار دارد. در میان پرونده هایی که این بخش رسیدگی می کند، بیماران سرطانی جایگاه ویژه ای دارند. نارنگی از وجود حدود هزار و ۱۰۰ پرونده فعال بیماران سرطانی خبر می دهد و می گوید هزینه داروی این بیماران پس از بررسی مدارک درمانی و تایید ضوابط حمایتی پرداخت می شود.
در این فرایند نیز تنها نسخه پزشک و مدارک درمانی ملاک تصمیم گیری نیست. محققان موسسه به محل زندگی و کار خانواده مراجعه می کنند تا وضعیت اقتصادی و توان پرداخت هزینه های درمانی را بررسی کنند. به گفته مدیرعامل، حدود ۸۰ درصد هزینه داروی بیماران سرطانی تحت پوشش این مجموعه پرداخت می شود.
برای خانواده ای که با بیماری یکی از اعضایش دست و پنجه نرم می کند، هزینه دارو می تواند به اندازه خود بیماری سنگین باشد. اینجا تلاش می شود بخشی از این بار از دوش خانواده برداشته شود تا درمان، در میان تنگنای معیشت، به مسئله ای حل نشدنی تبدیل نشود.
پنج هزار پرونده و هزاران روایت زندگی
در بخش پرونده های معیشتی و مددکاری، اعداد بزرگ تر می شوند. به گفته نارنگی، نزدیک به پنج هزار پرونده از افراد تحت پوشش در این بخش وجود دارد. پرونده هایی که هر کدام به خانواده ای تعلق دارند و پشت هر کدام، شکل متفاوتی از دشواری زندگی قرار گرفته است.
برخی خانواده ها به کمک های معیشتی نیاز دارند، برخی با هزینه تحصیل فرزندانشان دست و پنجه نرم می کنند و برخی دیگر به دلیل بیماری، بیکاری یا مشکلات مسکن، توان تامین نیازهای اولیه زندگی را از دست داده اند.
حمایت ها نیز متناسب با همین شرایط تعریف می شوند. مددجویان به صورت دوره ای بسته های ارزاق دریافت می کنند و مستمری و کمک هزینه زندگی در نظر گرفته می شود. هزینه های تحصیل، تهیه نوشت افزار و ثبت نام دانش آموزان نیز از دیگر حمایت های این مجموعه است.
در میان پرونده ها، سالمندان نیز جایگاه ویژه ای دارند. نارنگی از حدود ۸۰۰ سالمند تحت پوشش سخن می گوید که برای تامین نیازهای معیشتی و درمانی خود به حمایت نیاز دارند.
رسیدگی به این افراد گاهی از تامین هزینه های جاری فراتر می رود. اگر محل سکونت سالمندی که خانه شخصی دارد به تعمیر و مرمت نیاز داشته باشد، موضوع بررسی می شود و هزینه های لازم از سوی موسسه تامین می شود. برای تعمیر لوازم خانگی نیز تعمیرکاران مشخصی با مجموعه همکاری دارند.
در این نگاه، خانه مددجو هم بخشی از مسئولیت خیریه است. رسیدگی به زندگی افراد قرار نیست به پرداخت پول یا تحویل بسته حمایتی محدود بماند بلکه گاهی لازم است سقفی ترمیم شود یا وسیله ای که سال ها در خانه کار کرده، دوباره به چرخه زندگی برگردد.
انبارهایی برای روزهای دشوار
در بخش دیگری از ساختمان، انبار اقلام معیشتی، لوازم پزشکی و جهیزیه قرار دارد. اینجا کمک ها شکل ملموس تری پیدا می کنند. از مواد غذایی و پوشاک گرفته تا حوله، مسواک و خمیردندان، اقلامی که ممکن است در زندگی روزمره به چشم نیایند، اما تامین آنها برای خانواده ای کم برخوردار هزینه بر باشد.
به گفته نارنگی، برای کاهش رفت و آمد مددجویان و هزینه های ناشی از آن، اقلام معیشتی هر ۲ ماه یک بار (جمع اقلام برای هر ۲ ماه) تحویل داده می شود. بخش قابل توجهی از این کالاها را خود موسسه تهیه می کند و برخی حامیان نیز در زمان خرید، به صورت مستقیم در تامین اقلام مشارکت دارند.
در بخش نگهداری گوشت و مرغ، سردخانه ای برای نگهداری اقلام پروتئینی در نظر گرفته شده است. گوشت قربانی ها نیز در مجموعه ذبح می شود. خیرانی که توان تامین تمام هزینه یک قربانی را ندارند، می توانند به صورت مشارکتی در این کار سهیم شوند. گوشتهای قربانی این مجموعه از گوسفندان نر هستند که به گفتهی نارنگی، کیفیت آنها حتی از گوشت مصرفی مردم دیگر که از قصابیها خریداری میکنند، بالاتر است.
اقلام پزشکی نیز بخش دیگری از این چرخه حمایتی را تشکیل می دهند. پوشک سالمندان، تخت، تشک مواج و ویلچر، بسته به نوع نیاز، به صورت دائمی یا امانتی در اختیار مددجویان قرار می گیرد.
در بخش جهیزیه، وسایلی مانند یخچال، فرش، جاروبرقی، ماشین لباسشویی، اجاق گاز، پتو و ظروف آماده می شود. نارنگی می گوید این موسسه سالانه نزدیک به ۵۰۰ پرونده جهیزیه دارد.
دار قالی نیز در اختیار افراد نیازمند قرار می گیرد تا بتوانند در خانه به بافت فرش مشغول شوند. پس از فروش فرش، درآمد حاصل به خود بافنده بازگردانده می شود. این هم شکل دیگری از کمک است که می کوشد به جای برطرف کردن یک نیاز فوری، امکان درآمدزایی را فراهم کند.
در روزهای پایانی سال نیز انبار پوشاک حال و هوای دیگری پیدا می کند. لباس، آجیل و خشکبار برای توزیع میان مددجویان آماده می شود تا خانواده های تحت پوشش، در آستانه سال نو، سهمی از حال و هوای عید داشته باشند.
ماه رمضان هم با همین نگاه سپری می شود. به گفته مدیرعامل، هر شب حدود ۸۰۰ نفر از مددجویان در محل موسسه افطار می کنند. برای سالمندان، بیماران و افراد دارای معلولیتی که امکان حضور در مجموعه را ندارند، غذا به در خانه فرستاده می شود.
پشت صندوق های صدقات، اعتماد مردم ایستاده است
اما این چرخه گسترده کمک رسانی، بدون منابع مالی و همراهی مستمر مردم نمی تواند ادامه پیدا کند.
صندوق های صدقات موسسه در نقاط مختلف شهر نصب شده اند تا شهروندانی که می خواهند کمک کنند، امکان مشارکت داشته باشند. با این حال، تغییر شیوه پرداخت های مردم و کاهش تمایل به استفاده از پول نقد، موسسه را نیز به سمت راه های تازه تر هدایت کرده است. اکنون امکان واریز کمک از طریق درگاه اینترنتی و روش های بانکی نیز فراهم شده است.
پول های جمع آوری شده از صندوق ها، پس از ثبت و تنظیم فیش، به شعبه بانکی مستقر در داخل مجموعه مستمندان تحویل داده می شود. در کنار این فرایند، بخش حسابداری و حسابرسی نیز مسئولیت ثبت و بررسی منابع و هزینه ها را بر عهده دارد.
مدیرعامل موسسه می گوید این مجموعه از منابع دولتی استفاده نمی کند و تمامی هزینه های فعالیت های حمایتی آن از محل کمک های مردمی و خیران تامین می شود. حساب های مالی موسسه نیز به صورت سالانه مورد حسابرسی قرار می گیرد و گزارش عملکرد مالی برای اطلاع مردم منتشر می شود.
اما ساختار کاری این خیریه برای رسیدن به عنوان تبریز، شهر بدون گدا، چگونه است؟ متکدیان سطح شهر تبریز ابتدا توسط پلیس به خیریه مستندان منتقل می شوند. سپس کار خیریه آغاز میشود، اگر متکدی، نیازمند واقعی نباشد و قصد کلاهبرداری داشته باشد، با پلیس برای سیر مراحل قانونی همراه میشود، اگر متکدی سازمان یافته از شهر یا کشور دیگر باشد، به شهر و کشور خود تحویل داده میشود و در نهایت اگر متکدی، نیازمند واقعی باشد، تحت حمایت همه جانبه خیریه مستمندان تبریز قرار میگیرد تا هیچ نیازمند واقعی در تبریز، دست نیاز به دیگران دراز نکند.
شفافیت بهترین تبلیغ برای یک خیریه است
حسین رشیدی، عضو هیات مدیره موسسه خیریه مستمندان تبریز نیز پایه اصلی فعالیت این خیریه را اعتماد عمومی می داند و تاکید میکند: شفافیت در موسسات خیریه بهترین تبلیغ برای موسسات خیریه است. این اعتماد را می توان در همان بنرهای ابتدای مسیر دید. خانواده ای که هزینه یک مراسم یادبود را به کار خیر اختصاص می دهد، در واقع به مجموعه ای اعتماد کرده که انتظار دارد کمکش را به دست نیازمند واقعی برساند.
قصه ای که از بازار آغاز شد
برای فهمیدن اینکه این اعتماد چگونه شکل گرفته، باید از ساختمان سفیدرنگ محله شمس تبریزی فاصله گرفت و به سال هایی برگشت که بازار تبریز، محل شکل گیری یک حرکت جمعی بود.
بر اساس روایت رشیدی، فعالیت های اولیه موسسه پیش از ثبت رسمی، در حجره های بازاریان و با مشارکت جمعی از معتمدان شهر آغاز شده بود. جرقه این حرکت، به روایت او، در ماه رمضان و پس از طرح مشکل حضور متکدیان در یکی از مساجد بزرگ تبریز زده شد. وقتی تعداد متکدیان حاضر در مسجد بیشتر شد، روحانی مسجد به بازاران پیشنهاد کرد که برای حفظ آبروی شهر و کمک به مردم، توان خود را به کار بگیرند چرا که یک مومن هرگز نمیتواند اجازه دهد برادرش در سختی و تنگنا بماند و خودش در ناز و نعمت باشد. همین صحبتها کافی بود تا بازاریان و بزرگان حاضر در مجلس که همیشه تکلیف دینی و شرعی بر خود قائل هستند و تا امروز نیز این سنت پا برجا مانده و هیچ یک نمیگذارند نمازشان قضا شود، تصمیم بگیرند برای سامان دادن به این وضعیت، راهی پیدا کنند.
قرار نبود افراد نیازمند برای تامین معاش، ناچار باشند در مسجد، بازار یا خیابان دست دراز کنند. ایده این بود که نیازمندان واقعی شناسایی شوند و کمک ها به شکلی آبرومندانه به دستشان برسد. در مقابل، با افرادی که از تکدی گری حرفه ای استفاده می کردند، برخورد متناسب انجام بگیرد.
با گسترش این همراهی، فعالیت ها از حجره های بازار فراتر رفت و در سال ۱۳۵۱، موسسه به صورت رسمی به ثبت رسید. زنده یاد ستار زعفرانی از چهره های محوری این حرکت بود و به تدریج جمعی از بازاریان، معتمدان و مردم به آن پیوستند.
رشیدی، یکی از دلایل ماندگاری موسسه را حضور چهره های مورد اعتماد شهر در شکل گیری آن می داند. به گفته او، این اعتماد به مرور از بازار فراتر رفت و به خانه های مردم رسید.
او با اشاره به فعالیت ۷۵ نفر از امنا در مجموعه، بر ضرورت حضور نسل تازه در فعالیت های خیرخواهانه تاکید می کند و می گوید این موسسه متعلق به مردم تبریز است و برای ادامه مسیر خود به همراهی و ایده های جوانان نیاز دارد.
این روایت، وجه دیگری از فعالیت خیریه را آشکار می کند. مجموعه ای که کار خود را با همراهی جمعی از بازاریان آغاز کرد، امروز نیز برای ادامه فعالیت به همان سرمایه اجتماعی تکیه دارد. اعتماد مردم، در اینجا نه یک عنوان تبلیغاتی، بلکه بخشی از سازوکار تامین منابع و تداوم حمایت هاست.
محله هایی که هنوز می توانند دست نیازمندان را بفشارند
در کنار سازوکارهای اداری و حمایتی، نقش محله ها در شناسایی نیازمندان اهمیت دارد. مدیران موسسه معتقدند هیچ سازوکاری به تنهایی نمی تواند همه مشکلات معیشتی را شناسایی کند و شناخت محلی، در کنار بررسی های رسمی، به تشخیص دقیق تر نیازها کمک می کند.
معتمدان محله، مساجد و افرادی که از وضعیت همسایگان خود خبر دارند، می توانند خانواده هایی را معرفی کنند که به دلیل حفظ آبرو، کمتر برای دریافت کمک مراجعه می کنند. این معرفی ها البته جای بررسی های موسسه را نمی گیرد، بلکه راهی برای رسیدن به کسانی است که ممکن است در سکوت با مشکلات جدی زندگی روبه رو باشند.
رشیدی بر ضرورت همکاری مردم در این زمینه تاکید می کند. به باور او، همراهی محله ها می تواند مانع از آن شود که خانواده ای تنها به دلیل ناتوانی در درخواست کمک، از چرخه حمایت بیرون بماند اما نیاز به ساماندهی بیشتر فعالیت موسسات خیریه نیز در این موضوع پررنگ است. هماهنگی میان مجموعه های حمایتی می تواند مانع از دریافت کمک های تکراری از چند موسسه توسط یک فرد شود و امکان شناسایی خانواده هایی را که هنوز از هیچ حمایتی برخوردار نیستند، افزایش دهد.
این نگاه، کار خیر را از یک رابطه ساده میان کمک کننده و کمک گیرنده فراتر می برد. در چنین الگویی، محله به بخشی از شبکه شناسایی، اعتماد و حمایت اجتماعی تبدیل می شود.
شهر بدون گدا، مسئولیتی که ادامه دارد
عنوان «شهر بدون گدا» سالهاست که با نام تبریز گره خورده است. اعضای هیات مدیره موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز، این عنوان را حاصل همراهی مردم و نتیجه فعالیت های مجموعه در ساماندهی تکدی گری و حمایت از نیازمندان واقعی می دانند.
با این حال، در پس این عنوان، مسئله ای فراتر از تصویر خیابان های شهر قرار دارد. فقر و دشواریهای معیشتی با دیده نشدن از میان نمیروند. خانوادهای ممکن است در خانهای کوچک، دور از نگاه رهگذران، با هزینه دارو، اجاره مسکن، بیکاری یا تامین مخارج تحصیل فرزندانش دست و پنجه نرم کند. اهمیت یک سازوکار حمایتی در همین نقطه آشکار می شود. جایی که نیازمند برای دریافت کمک، مجبور به نمایش رنج خود در فضای عمومی نباشد و بتواند از مسیری مشخص، با حفظ شان و حریم شخصیاش، حمایت دریافت کند.
مستمندان، متولی راه اندازی باشگاه سالمندان در تبریز
موسسه نیز برای گسترش فعالیت های خود، برنامه هایی در زمینه سالمندان دارد. رشیدی از پیگیری ایجاد باشگاه سالمندان سخن می گوید، فضایی که قرار است خدماتی مانند فیزیوتراپی، مراقبت های پزشکی، فعالیت های ورزشی و برنامه های روزانه را در اختیار سالمندان قرار دهد. ایده این است که سالمندان بتوانند بخشی از روز را در محیطی اجتماعی سپری کنند و سپس به خانه های خود بازگردند. این طرح در مرحله پیگیری و تامین زمین قرار دارد.
چنین برنامه هایی نشان می دهد که نیازهای جامعه ثابت نمی مانند. با تغییر ساختار خانواده ها و افزایش جمعیت سالمندان، شکل حمایت نیز باید تغییر کند. خیریه ای که سال ها با هدف مقابله با تکدی گری فعالیت کرده، امروز با مجموعه ای از نیازهای درمانی، معیشتی، اشتغال و سالمندی نیز روبه رو است.
وقتی دوباره به حیاط ساختمان برمی گردیم، بنرهای آماده تحویل همچنان همان جا هستند. شاید در نگاه نخست، تنها چند قطعه پارچه چاپ شده باشند، اما پشت هر کدام، تصمیم خانواده ای برای شریک کردن دیگران در یک کار خیر قرار دارد.
در شهری که عنوان «بدون گدا» را با خود حمل می کند، قصه اصلی نه فقط در خیابان ها، بلکه در همین پیوندهای کمتر دیده شده جریان دارد و از حجره های بازار تا خانه های مردم، از صندوق های صدقات تا پرونده های مددکاری و از کمک های کوچک شهروندان تا حمایت از بیمارانی که هزینه درمانشان از توان خانواده بیرون است، گسترده است.
آنچه این مسیر را به هم وصل می کند، اعتمادی است که در طول سال ها شکل گرفته و با هر کمک، هر پرونده و هر خانواده ای که از یک بحران عبور می کند، دوباره آزموده می شود.
پشت عنوان «تبریز، شهر بدون گدا»، قصه سالها همراهی مردم با مجموعهای است که تلاش کرده نیازمندان را از پشت دستهای دراز شده در خیابانها، به پشت درهای یک نهاد حمایتی برساند و از حجرههای بازار قدیمی تبریز به سوی قلب مردم راهی برای خود بسازد.
