گریم سونس که در دوران بازی به خشونت و سرسختی شهرت داشت، حالا برای حمایت از مبتلایان به بیماری پوست پروانهای تلاش میکند؛ بیماریای که صحبت درباره آن هنوز اشک او را جاری میکند.
طرفداری |گریم سونس، مرد سختکوش و خشن سابق خط میانی لیورپول را نسل کنونی با نظراتش میشناسند و او در بارهی همهچیز صحبت میکند؛ از نقلقولهای اخیر او که جنجالی شد، نظراتش در مورد کیفیت نهچندان بالای دکلن رایس در خط میانی بود و قبلتر از این، به ایراداتش به پل پوگبا مشهور بود. چیزهایی که همگی نشان میدهند او مناسب مربیگری در فوتبال امروز و کار کردن با نسل کنونی فوتبالیستها نیست.
گریم سونس چند سال پیش با دختربچهای بیمار به اسم آیسلا گریست آشنا شد و یک دوستی جالبتوجه بینشان شکل گرفته است. آنها با هم برنامهی رادیویی اجرا میکنند، به دیدار پادشاه بریتانیا میروند یا سونس، برای جمعکردن مبلغ اعانه برای بیماری این دختربچه (پوست پروانهای)، کانال مانش را شنا میکند. روایت بیماری این دختر، چیزی بوده که ستارهی سرسخت دیروز فوتبال را به گریه انداخت.
سونس میگوید: «این بیماری هرگونه کیفیت زندگی را از آنها میگیرد و تماشای آن قلب آدم را میشکند. نمیتوانم دربارهاش حرف بزنم و احساساتی نشوم، چون از نزدیک شاهدش بودهام. دیدهام که پانسمان چند نفر از این بچهها را عوض میکنند. با اینکه برای کاهش درد به آنها کتامین، مورفین و فنتانیل میدهند، باز هم هنگام تعویض پانسمان از شدت درد، فریاد میکشند. وقتی شروع به صحبت درباره این موضوع میکنم، آن تصاویر در ذهنم زنده میشوند. این بیرحمانهترین چیزی است که میتوان تصور کرد. عکسهایی در تلفنم دارم که شما را به گریه میاندازند. بسیاری از افرادی که طی هفت سال گذشته ملاقات کردهام، حتی نمیدانستند چنین بیماریای وجود دارد. خودم هم همینطور بودم. این بیماری را شیطان فرستاده است.»
سونس در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵ برای جمعآوری کمکهای مالی، کانال مانش را شنا کرد. امسال نیز چالش «سه قله، سه شنا» را انجام داد؛ صعود به سه کوه بلند بریتانیا و شنا در سه دریاچهی آن، آن هم طی سه روز، با هدف تأمین بودجه جهت توسعهی دارویی برای بیماری پوست پروانهای. سونس ۷۳ سال دارد و تمام توانش را برای این مأموریت گذاشته است. دیدن سونس در چنین جایگاهی، مردی سرشار از همدلی و احساسات، برای کسانی که او را فقط بهعنوان هافبکی بهشدت خشن میشناختند که کاپیتان لیورپول و تیم ملی اسکاتلند بود، تصویری متفاوت است.
سونس همچنین سفیر بنیاد قلب بریتانیاست. او در ۳۸ سالگی به بیماری عروق کرونر قلب مبتلا شد. پس از آن به جراحی بایپس سهگانه قلب نیاز پیدا کرد و از یک حمله قلبی جان سالم به در برد. امروز سونس از نظر جسمانی آماده به نظر میرسد و سلامتی از چهرهاش پیداست، اما ژنهای مناسبی به ارث نبرده است. دو نفر از عموهایش در میانه دهه ۳۰ زندگی خود بر اثر بیماری قلبی جان باختند و در همان سالهایی که او در رنجرز حضور داشت، پدرش نیز جراحی قلب باز انجام داد.
سونس در دوران حضورش در رنجرز از فشار خون بالا و سردردهای مکرر رنج میبرد. در سال ۱۹۸۶، زمانی که سونس ۳۳ سال داشت و همزمان بازیکن-مربی بود، مانند گردبادی تمام لیگ اسکاتلند را بر گرفت و تفاوت ایجاد کرد. گاهی حتی سریعتر از گردباد به نظر میرسید؛ برای مثال، بعدازظهر شنبه بازی میکرد و سپس با عجله خود را به پرواز اوایل شب از گلاسگو به مایورکا میرساند، چون همسر اولش در آنجا اقامت داشت. او فشار خون بالا داشت و مرتب از سردرد رنج میبرد.
عنوان کتاب او «رنجرز من: چگونه فوتبال اسکاتلند را برای همیشه تغییر دادم» است. با توجه به اینکه او رهبر کاریزماتیک و جنجالیای بود که پس از سالها درجا زدن، رنجرز را به سلطه داخلی رساند، انتخاب چنین عنوانی قابل درک است. محرومیت باشگاههای انگلیسی از رقابتهای اروپایی پس از فاجعه هیسل نیز به سود رنجرز تمام شد و جذب بازیکنانی مانند کریس وودز، تری بوچر و ترور استیون را برای این باشگاه آسانتر کرد.
سونس میگوید: «دوستانی دارم که با زوال عقل دستوپنجه نرم میکنند و دوستانی هم دارم که دیگر در میان ما نیستند. حدود یک ماه پیش به خانه دخترم رفتم. او نقاشی را برای انجام کاری به خانه آورده بود و آن نقاش یک برنامه مسابقه (match programme) از دوران بازی من در لیورپول را بیرون آورد و از من خواست آن را امضا کنم. داشتم ورق میزدم تا به صفحه آخر رسیدم؛ همان صفحهای که ترکیب دو تیم در آن نوشته شده بود. به اسامی نگاه کردم و انگار نوشته بود: مرده، مرده، زوال عقل، زوال عقل، مرده. تعداد زیادی از ما باقی نماندهایم. من یکی از خوششانسها هستم و این را میدانم.»
موفقیت و جذابیت شخصیتی سونس به او اجازه داد یکی از جسورانهترین انتقالهای تاریخ فوتبال بریتانیا را رقم بزند. جذب مو جانستون در سال ۱۹۸۹ به سیاست متعصبانهی رنجرز مبنی بر جذب نکردن بازیکنان کاتولیک پایان داد. سونس از همان ابتدا قصد داشت بازیکنان کاتولیک را به خدمت بگیرد و باشگاه نیز با این تصمیم موافق بود. وقتی امروز به آن ماجرا نگاه میکند، اصل موضوع برایش مضحک به نظر میرسد. «بالاخره فیفا و یوفا وارد ماجرا میشدند و میگفتند اگر سیاستتان را تغییر ندهید، اجازه بازی در رقابتهای ما را نخواهید داشت؛ و حق هم داشتند. دنیا در این مسیر حرکت کرده و اوضاع بهتر شده است. واقعاً چقدر آن سیاست احمقانه بود؟»
با این حال، جانستون و سونس شجاعت زیادی به خرج دادند. برای جانستون محافظ تعیین شد و مأموران واحد ویژه پلیس بریتانیا نیز در کنار سونس نشستند تا درباره امنیت شخصی به او مشاوره دهند: مسیرهای رفتوآمدش را تغییر دهد، از زیر پلها عبور نکند و خودرویش را در مکانهای روشن پارک کند. سونس میگوید: «چیزهایی بودند که هیچوقت نباید لازم میشد کسی به من بگوید، اما آنها احساس میکردند لازم است این توصیهها را مطرح کنند.»
سال بعد، سونس نامی بسیار بزرگتر را به آیبروکس آورد. قرار بود فرانک سیناترا در سال ۱۹۹۰ در ورزشگاه سلتیک پارک کنسرت برگزار کند، اما سونس با برگزارکنندگان تور ارتباطاتی داشت و آنها را متقاعد کرد محل اجرا را به آن سوی شهر منتقل کنند. چند روز پس از کنسرت، سیناترا نامهای برای تشکر از او فرستاد. «آن زمان رنجرز به اندازه هر باشگاه دیگری بزرگ بود. تاریخ در این زمینه با آنها و بهطور کلی با فوتبال اسکاتلند مهربان نبوده است؛ بهخصوص با توجه به مسیری که فوتبال طی کرده و پولی که در این بازی در انگلیس وجود دارد. البته یک حسرت دارم. رنجرز هرگز بهترین نسخه من را بهعنوان بازیکن ندید. دوست داشتم در اوج دوران بازیام در دربیهای اولدفِرم مقابل سلتیک حضور داشته باشم.»
او درباره بزرگترین خبر روز نیز دیدگاه جالبی دارد. از نظر سونس، مالکان منچسترسیتی باید مجازات شوند، اما مجازات باید متناسب با موضوع باشد. «فکر میکنم این افراد با سرمایهگذاری در شرکتها و اقتصاد بریتانیا، منافع بسیار بزرگی برای کشور ایجاد میکنند. اگر بیش از حد آنها را شرمنده کنیم، ممکن است پلها را پشت سرشان بالا بکشند و سرمایهشان را به جای دیگری ببرند. هیچکس نمرده است. اگر آنها داوران را تحت تأثیر قرار داده بودند، وضعیت بدتر میشد. آن دیگر تقلب واقعی بود. تکتک باشگاههای لیگ برتر چیزی در کمدشان دارند که نمیخواهند فاش شود.»
سونس از جهات مختلف تغییر کرده است.
– ساندی تایمز، مایکل گرنت
