توقیف نفتکشها و افزایش تنشهای دریایی نشان میدهد که امنیت تنگه هرمز، از مناقشه سیاسی میان تهران و واشنگتن جدا نیست.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - در حالی که آمریکا با حضور نظامی و اعمال تحریمها علیه ایران، بر معادلات امنیتی خلیج فارس تأثیر میگذارد، موقعیت راهبردی ایران در تنگه هرمز این کشور را به بازیگری مهم در امنیت انرژی جهان تبدیل کرده است.
توقیف نفتکشها و افزایش تنشهای دریایی نیز نشان میدهد که امنیت این آبراه حیاتی، از مناقشه سیاسی میان تهران و واشنگتن جدا نیست.
در معادلات امنیتی خلیج فارس، نمیتوان از نقش ایران چشم پوشید. قرار گرفتن ایران در ساحل شمالی این آبراه و مجاورت آن با تنگه هرمز، موقعیتی به تهران داده است که پیامدهای آن مستقیماً به امنیت انرژی و تجارت بینالمللی مربوط میشود.
بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰٫۷ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد؛ رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی.
همین وابستگی، هرمز را به نقطهای حساس در روابط ایران و آمریکا تبدیل کرده است؛ هرگونه افزایش تنش در این منطقه میتواند هزینه حملونقل و بیمه کشتیها را بالا ببرد و بازار نفت را با نوسان مواجه کند.
برای تهران، امنیت این آبراه با تحریمها، حضور نظامی آمریکا و مناقشات منطقهای پیوند خورده است. در مقابل، واشنگتن امنیت عبور کشتیها و جریان آزاد انرژی را از اهداف اصلی حضور نظامی خود در منطقه معرفی میکند.
توقیف نفتکشها؛ اختلاف سیاسی در مسیر تجارت جهانی
توقیف نفتکشها طی سالهای گذشته بارها به صحنه رویارویی ایران و کشورهای غربی تبدیل شده است. در برخی پروندهها، تهران از اجرای احکام قضایی یا مقابله با قاچاق سوخت سخن گفته؛ در مقابل، آمریکا و متحدانش شماری از این اقدامات را تهدیدی علیه آزادی کشتیرانی دانستهاند که آمار نشان میدهد این موضعگیریها اراجیفی بیش نیست.
همسایگان ایران؛ امنیت اقتصادی در گرو آرامش دریا
برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، امنیت دریایی مستقیماً با درآمدهای نفتی و ثبات اقتصادی ارتباط دارد. عربستان سعودی، امارات، کویت و عراق برای صادرات بخش مهمی از نفت خود به مسیرهای دریایی منطقه وابستهاند؛ قطر نیز برای صادرات گاز طبیعی مایعشده به امنیت عبور از هرمز نیاز دارد.
البته میزان آسیبپذیری این کشورها یکسان نیست. عربستان سعودی و امارات از خطوط لولهای برخوردارند که امکان انتقال بخشی از نفت را به مسیرهای خارج از تنگه فراهم میکند، اما این زیرساختها ظرفیت جایگزینی کامل هرمز را ندارند.
در چنین شرایطی، افزایش تنش میان ایران و آمریکا فقط مسئلهای نظامی نیست؛ هرچه خطر اختلال در عبور کشتیها بیشتر شود، هزینه صادرات انرژی، بیمه دریایی و حملونقل نیز افزایش مییابد.
عمان نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در مجاورت تنگه هرمز و سابقه میانجیگری میان تهران و واشنگتن، میتواند در کاهش تنشها نقش داشته باشد؛ مشروط بر آنکه طرفهای درگیر برای استفاده از کانالهای دیپلماتیک آمادگی داشته باشند.
امنیت خلیج فارس؛ مسئلهای فراتر از حضور نظامی
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که افزایش حضور نظامی بهتنهایی نمیتواند همه خطرهای دریایی را برطرف کند. تحریمها، توقیف کشتیها، حملات به زیرساختهای انرژی و نبود اعتماد میان بازیگران منطقهای، همگی در شکلگیری ناامنی نقش دارند.
در کنار رویارویی نظامی، اختلاف بر سر صلاحیت قانونی توقیف کشتیها نیز به یکی از ابعاد مهم تنش دریایی تبدیل شده است. دولتها برای توقیف نفتکشها به دلایلی مانند اجرای تحریمها، نقض مقررات یا اختلافات قضایی استناد میکنند، اما مشروعیت هر اقدام به جزئیات پرونده و قوانین قابل اعمال بستگی دارد. همین تفاوت در تفسیر مقررات، خطر تبدیل اختلافهای حقوقی به بحرانهای دیپلماتیک را افزایش میدهد؛ بهویژه زمانی که توقیف یک کشتی با اقدام متقابل طرف دیگر همراه شود. البته نکته اصلی در توقیف کشتیها بالاتر از قانون، بحث مالکیت و تمامیت ارضی است.
پیامد چنین بحرانی به کشتی توقیفشده یا طرفهای مستقیم اختلاف محدود نمیماند. افزایش خطر برای خدمه، تغییر مسیر کشتیها، بالا رفتن هزینه بیمه و نگرانی شرکتهای حملونقل میتواند زنجیره تأمین انرژی را تحت فشار قرار دهد. برای ایران و همسایگان جنوبی آن نیز مسئله فقط صادرات نفت نیست؛ تداوم تجارت دریایی و فعالیت بنادر به ثبات مسیرهای کشتیرانی وابسته است.
در این میان، ایران با یکی از پیچیدهترین معادلات امنیتی منطقه روبهروست: از یک سو، موقعیت جغرافیایی و توان دریایی آن در محاسبات بازدارندگی اهمیت دارد؛ از سوی دیگر، تداوم ناامنی میتواند تجارت دریایی، صادرات انرژی و روابط اقتصادی با همسایگان را تحت فشار قرار دهد.
کشورهای عربی نیز با همین دوگانگی مواجهاند؛ آنها خواهان حفاظت از زیرساختهای انرژی و صادرات خود هستند، اما گسترش رویارویی نظامی میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی بیشتری بر آنها تحمیل کند. در نهایت، امنیت خلیج فارس به این بستگی دارد که آیا بازیگران منطقهای و فرامنطقهای میتوانند اختلافات سیاسی خود را از امنیت کشتیرانی جدا کنند یا خیر.
تنگه هرمز برای ایران یک موقعیت راهبردی است، برای کشورهای عربی مسیر حیاتی صادرات و برای اقتصاد جهانی یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی؛ واقعیتی که هرگونه بحران در آن را به مسئلهای بینالمللی تبدیل میکند؛ بحرانی که امروز با دست بالای ایران در این جنگ در حال مدیریت شدن است؛ این تنگه یا برای همه باز است، یا برای هیچ کس، البته به شرط رفع محاصره دریایی ظالمانه آمریکای تروریست.
اظهار نظرهای فرماندهان و مسئولان جمهوری اسلامی ایران هم نشان میدهد همزمان با تأکید بر کنترل تنگه هرمز، آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با هرگونه اقدام نظامی جدید دشمن در سطح بالایی است. در این چارچوب، پیام تهران به واشینگتن روشن است: نه تهدیدهای نظامی و نه عملیات روانی و تبلیغاتی، اراده ایران برای دفاع از منافع ملی و اعمال تصمیمات خود در حوزه امنیتی را تغییر نخواهد داد.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تجربه میدان، آمادگی عملیاتی و هماهنگی میان ارتش و سپاه، خود را برای مواجهه با هرگونه ماجراجویی احتمالی دشمن آماده میدانند؛ آمادگیای که هدف آن جلوگیری از تکرار تجاوز و تحمیل هزینهای سنگینتر به متجاوزان است. در این معادله، سرنوشت تنگه هرمز و هزینه هرگونه ماجراجویی تازه را واقعیتهای میدان تعیین میکنند، نه روایتسازیهای کاخ سفید.
