در شرایطی که کشور با تهدیدهای امنیتی، فشارهای اقتصادی و ضرورت حفظ انسجام ملی روبه‌روست، بازگشت حجاب به کانون منازعات سیاسی، و تشدید اختلافات فرهنگی در دانشگاه‌ها بار دیگر وحدت در جامعه را نشانه گرفته است.

روزنامه مردم سالاری در گزارشی نوشت:

دانشجویان پس از دوره‌ای طولانی، بار دیگر به فضای دانشگاه ها بازگشته‌اند، دانشجویانی که باید در محیطی آرام به تحصیل و فعالیت علمی بپردازند، حالا با تداوم مناقشه‌ای روبه‌رو هستند که پیش از این نیز بارها به یکی از محورهای تنش میان جامعه و سیاست‌گذاران تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، خبر تشکیل کارگروه حجاب در دانشگاه تهران و هم‌زمان، انتشار گزارش انتقادی کیهان درباره عملکرد وزارت علوم، بار دیگر مسئله پوشش دانشجویان را به موضوعی سیاسی تبدیل کرده است، آن هم در شرایطی که احتمال ازسرگیری درگیری نظامی و ضرورت آمادگی کشور برای مواجهه با تهدیدها دشمن از اهمیت بالایی برخوردار است.

البته که مسئله این نیست که دانشگاه‌ها از هرگونه ضابطه و مقررات به دور باشند، بحث بر سر اولویت‌ها، شیوه مواجهه با دانشجویان و هزینه‌ای است که تشدید مناقشات فرهنگی می‌تواند بر آرامش دانشگاه و اعتماد اجتماعی تحمیل کند. در شرایطی که حفظ همبستگی ملی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده، برجسته کردن دوباره اختلاف بر سر پوشش، نه تنها به تقویت این همبستگی کمک نخواهد کرد بلکه فاصله میان بخش‌هایی از جامعه و نهادهای رسمی را افزایش خواهد داد.

اولویت دانشگاه در روزهای پیش رو

روز گذشته رئیس دانشگاه تهران از تشکیل کارگروهی خبر داده که به گفته او، حدود پنج تا شش ماه پیش برای رسیدگی به موضوع پوشش دانشجویان شکل گرفته است. بر اساس توضیحات محمدحسین امید، این کارگروه با اتکا به گزارش‌های محرمانه، از دانشجویان دعوت می‌کند تا پیش از ارجاع موضوع به شورای انضباطی، از طریق گفت‌وگو و تفاهم مسئله را حل‌وفصل کند.

در صورت حصول تفاهم، پرونده‌ای برای دانشجو تشکیل نمی‌شود و در صورت تداوم اختلاف، امکان ارجاع موضوع به شورای انضباطی وجود دارد.

این شیوه، دست‌کم در مقایسه با ارجاع مستقیم به سازوکارهای انضباطی، بر گفت‌وگو تأکید دارد، اما اصل تشکیل چنین کارگروهی همچنان این ابهام را تقویت می کند که در شرایط کنونی، چرا موضوع پوشش دانشجویان باید به یکی از محورهای برجسته مدیریت دانشگاه تبدیل شود؟

دانشگاه صرفاً محل حضور دانشجویان در کلاس‌های درس نیست، محیطی است که در آن اعتماد، گفت‌وگو، مشارکت اجتماعی و احساس تعلق به نهادهای عمومی شکل می‌گیرد. پس از دوره‌ای از اختلال در روند عادی فعالیت‌های دانشگاهی، بازگشت دانشجویان به کلاس‌ها باید فرصتی برای ترمیم روابط و بازسازی آرامش محیط علمی باشد. در چنین وضعیتی، هر سیاستی که احتمال ایجاد احساس نظارت مضاعف، تبعیض یا تقابل را افزایش دهد، نیازمند ارزیابی دقیق پیامدهای خود است.

دعوت محرمانه از دانشجویان، حتی اگر با هدف جلوگیری از تشکیل پرونده انجام شود، لزوماً به معنای رفع نگرانی‌های آنان نیست. مهم آن است که این شیوه واقعاً به گفت‌وگو و کاهش تنش منجر می‌شودو دانشجو آن را مقدمه‌ای برای برخورد انضباطی تلقی نکند.

از کارگروه دانشگاه تهران تا مطالبه برخورد قاطع کیهان

در سوی دیگر این ماجرا، روزنامه کیهان با انتشار مطلبی با عنوان «آقای پزشکیان! در وزارت علوم چه خبر است؟!» رویکرد وزارت علوم را به چالش کشیده است. این روزنامه با انتقاد از آنچه «عادی‌سازی بی‌حجابی» و چشم‌پوشی از صلاحیت‌های دینی و انقلابی در جذب استادان می‌خواند، خواستار برخورد قاطع‌تر دولت و وزارت علوم شده است.

اختلافی که دیگر تنها به چگونگی رسیدگی به موارد مرتبط با پوشش دانشجویان محدود نمی‌ماند، بلکه به بحثی گسترده‌تر درباره مدیریت دانشگاه، سیاست‌های فرهنگی دولت و حدود مداخله در فضای علمی تبدیل می‌شود.

البته طرفداران برخورد سخت‌گیرانه ممکن است استدلال کنند که دانشگاه نیز مانند سایر نهادها باید ضوابط مشخصی داشته باشد و مسئولان نمی‌توانند از اجرای مقررات صرف‌نظر کنند. اما وجود مقررات، به‌تنهایی به معنای بی‌نیازی از ارزیابی شرایط اجتماعی و پیامدهای اجرای آن‌ها نیست.

در شرایطی که کشور با مسائل مهم‌تری از جمله تهدیدهای امنیتی، نگرانی از بازگشت جنگ و فشارهای اقتصادی روبه‌روست، تبدیل اختلاف بر سر حجاب به محور تازه‌ای از تقابل سیاسی، ممکن است توجه افکار عمومی را از اولویت‌های فوری دور کند. مهم‌تر آنکه چنین مناقشه‌ای می‌تواند این تصور را تقویت کند که بخشی از مطالبات فرهنگی و اجتماعی، حتی در حساس‌ترین شرایط کشور نیز فرصتی برای تشدید فشار بر جامعه تلقی می‌شوند.

دختران ایران و دایره همبستگی

در روزهایی که کشور با تهدید و درگیری نظامی روبه‌رو بود، دفاع از ایران و نگرانی برای آینده آن به یک گروه یا سلیقه خاص محدود نمی‌شود. زنان و دخترانی که پوشش آن‌ها از نظر برخی جریان‌های سیاسی قابل قبول نیست نیز بخشی از همین جامعه‌ بودند و در حمایت از وطن ایستادگی کردند.

نباید فراموش کرد که نمی‌توان تعلق ملی و مسئولیت اجتماعی شهروندان را صرفاً بر اساس میزان انطباق پوشششان با معیارهای گروهی خاص سنجید.

همانطور که شهید قاسم سلیمانی در سخنانی که بارها بازنشر شده، تأکید کرده بود که «همان دختر کم‌حجاب دختر من است.» او در ادامه، جامعه را خانواده‌ای مشترک توصیف کرده بود و بر این نکته تأکید داشت که رابطه اجتماعی نباید فقط به ارتباط میان افراد هم‌فکر و هم‌سلیقه محدود شود.

نمیتوان تعلق اجتماعی را به یک معیار ظاهری یا سبک زندگی کاهش داد، اگر جامعه خانواده‌ای مشترک است، اختلاف بر سر پوشش نباید به ابزاری برای خارج کردن بخشی از این خانواده از دایره احترام و مشارکت در جامعه تبدیل شود.

همانطور که در زمان جنگ این انتظار از همه شهروندان وجود دارد که برای حفظ کشور احساس مسئولیت کنند، نباید پس از پایان جنگ با این پیام مواجه شوند که به دلیل تفاوت در سبک پوشش، بیرون از دایره پذیرش اجتماعی قرار دارند.

قطعا حفظ انسجام ملی به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌ها نیست، بلکه به معنای آن است که تفاوت‌ها به شکافی تبدیل نشوند که امکان همکاری و هم‌سرنوشتی را تضعیف کند.

اتحاد مقدس و تشدید شکاف‌های اجتماعی

پس از جنگ ۱۲روزه رهبر شهید بارها بر اهمیت همبستگی جامعه تأکید کردند. ایشان در سخنانی در شهریور ۱۴۰۴، اتحاد و یکپارچگی ملت ایران در جریان جنگ 12 روزه را عاملی دانست که دشمن را از دستیابی به اهدافش ناامید کرد.

این تأکید، صرفاً یادآوری یک تجربه تاریخی نیست، بلکه توجه به یکی از مؤلفه‌های مهم تاب‌آوری کشور در شرایط بحران است. اگر انسجام اجتماعی در مواجهه با تهدید خارجی اهمیت دارد، سیاست‌گذاری داخلی نیز باید به‌گونه‌ای باشد که از تشدید شکاف‌های اجتماعی جلوگیری کند.

نقد رویکردهای سخت‌گیرانه در موضوع حجاب به معنای انکار اهمیت باورهای دینی یا ضرورت آنها نیست، مسئله آن است که هیچ سیاست فرهنگی را نمی‌توان با اجبار، زور و تهدید در جامعه نهادینه کرد.

در شرایطی که احتمال بازگشت جنگ، نگرانی‌های اقتصادی و فشارهای روانی جامعه همچنان مطرح است، تشدید مناقشه بر سر پوشش دانشجویان می‌تواند هزینه‌ای فراتر از یک اختلاف فرهنگی داشته باشد.

نباید فراموش کرد که دانشگاه به آرامش نیاز دارد، آرامشی که نه با نادیده گرفتن اختلافات، بلکه با مدیریت سنجیده آن‌ها به دست می‌آید. حفظ وحدت ملی نیز مستلزم آن است که شهروندان با تفاوت‌های فکری، فرهنگی و سبک زندگی خود، همچنان بخشی از جامعه‌ای واحد به شمار آیند.

اگر «اتحاد مقدس» در روزهای جنگ یک ضرورت ملی است، پاسداری از آن نمی‌تواند به همان روزها محدود بماند، بلکه پس از پایان جنگ اهمیت حفظ آن به مراتب بیش از زمان جنگ است.