انسان با شناخت درست موقعیت و مسئولیت خویش در سایه ایمان و باور به وعده‌های او، دلی مطمئن می‌سازد تا بر او تکیه کند. این منطق قرآن است که در آیه ۵۱ سوره مبارکه «توبه» از اهل ایمان روایت می‌کند.

در آموزه های اسلامی، مقاومت تنها به معنای تحمل دشواری‌ها نیست بلکه توانایی تشخیص موقعیت، انتخاب آگاهانه و اراده قوی و اعتماد به‌نفس و ایفای درست مسئولیت اجتماعی است تا هم در مقابل دشواری‌ها و در مواجهه با رخدادهای ناگوار و هم در برابر دشمن ثابت‌قدم بماند. از این‌رو تربیت انسان مقاوم مقدم و بخش مهمی از فرایند ساخت جامعه مقاوم و سالم است.

قرآن کریم در آیه ۵۵ سوره مبارکه «غافر» با دعوت به پایداری، آبادانی دل را با یاد مداوم خدا، طلب می‌کند و می‌فرماید: «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ؛ پس شکیبایی کن که البته وعده خدا حق است و بر دفع گناه از خود از خدا آمرزش طلب کن و صبح و شام به تسبیح و ستایش پروردگار خود بپرداز.»

از لطایف آیه آن باشد که پایداری را مقرون به تسبیح خداوند در همه آنات می‌داند. یعنی بی‌یاد و اتکای به خداوند، اولاً مقاومت پایدار ممکن نباشد. ثانیاً، بدون ایمان و بی‌لطف خداوند، بصیرت و موقعیت‌شناسی حاصل نشود. چنان‌که تقواپیشگی را در آیه ۲۹ سوره مبارکه «انفال» شرط بصیرت شمرده است و می‌فرماید: «یَا أیُّهَا اَّلذِینَ آمنُواْ إَن تتقُواْ اللّه یجعَلَّ لکُمْ فُرْقَاناً؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا دارید، برای شما قدرت تشخیص قرار می‌دهد.»

ثالثاً، وعده نصرت را به پیامبران و کسانی‌که اهل ایمان باشند، داده است و در آیه ۵۱ سوره مبارکه «غافر» می‌فرماید: «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ یَقُومُ الأشْهَادُ؛ ما پیامبران را و کسانی که ایمان آوردند در زندگی دنیا و در روزی که برای گواهی می‌ایستند، نصرت می‌کنیم.»

انسان با شناخت درست موقعیت و مسئولیت خویش در سایه ایمان و باور به وعده‌های او، دلی مطمئن می‌سازد تا بر او تکیه کند. این منطق قرآن است که در آیه ۵۱ سوره مبارکه «توبه» از اهل ایمان روایت می‌کند: «قُل لَن یُصیبَنا الّا ما کَتَبَ‌اللَّهُ لَنا هُوَ مَولانا وعَلَی اللَّهِ فَلیَتَوَکَّلِ المُؤمِنون؛ بگو: هیچ حادثه‌ای برای ما رخ نمی‌دهد مگر آنچه خداوند برای ما مقرر داشته است. او سرپرست ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.»

از این‌رو، لازمه مقاومت ایمان و تربیت نفسانی است که اولیای الهی قبل از هر جهاد با دشمن بیرون به مبارزه با دشمن درون روی آورده و پیروانشان را به آن ترغیب می‌کردند. چنانچه پیامبر خدا(ص) هنگامی که جمعی از یارانش پس‌ از جهاد با دشمن، شادمان برگشتند، به ایشان فرمودند: «مَرْحَبا بِقَوْمٍ قَضَوْا الجِهادَالأصْغَرَ وَ بَقِیَ لَهُمُ الْجِهادُ الأکْبَرُ. قیلَ: یا رَسُولَ اللّه! وَ مَا الجِهادُ الأکْبَرُ؟ قالَ: جِهادُ النَّفْسِ؛ درود بر گروهی که جهاد کوچک را انجام دادند و جهاد بزرگ‌تر برای آنان باقی مانده است. گفتند: ای رسول خدا! جهاد بزرگ‌تر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس.»

نفس اماره دشمن درونی است و جهاد با آن دشوارتر و قهرمان کسی است که در این جبهه، فاتح باشد؛ بنابراین بنیان و جوهره مقاومت، تهذیب نفس و معنویت است که ره‌آورد آن بصیرت و توکل به خداوند باشد و در سایه‌سار بصیرت، مقاومت زاید و نصرت رخ دهد.

انسان مؤمن و بصیر با یاد خداوند در راه اعتلای توحید و امت موحد، در سمت درست و راست خواهد ایستاد. چنان‌که پیامبر خدا(ص) فرمودند: «قُلْ رَبِّیَ‌اللّهُ ثُمَّ اسْتَقِمْ؛ بگو پروردگار من اللّه است و بر آن پایدار بمان.»

توکل در جهاد ثمره این باور است که در بسیاری از آیات جهاد با ادبیات مختلف به آن اشاره شده است، همانند آیه ۵۱ سوره مبارکه «توبه» که حکایت از حال مجاهدان می‌کند که به رغم هجوم گستره دشمن با سپاه انبوه و همراه با ایجاد رعب از سوی نفوذی‌ها و اهل نفاق، دل و جان خویش به‌خدا سپردند و در دفاع از دیانت و امت تردید نکردند و به رغم همه اغوای شیاطین و منافقین و تهدیدات دشمن پای عقب نکشیدند بلکه از این‌ معرکه سخت بر سرمایه ایمان افزودند و جان و تن به محبوب سپردند.

امیرمؤمنان(ع) در خطبه‌ای با تلاوت آیه ۳۰ سوره مبارکه «فصلت»، می‌فرمایند: «وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبَّنَا اللّهُ فَاسْتَقِیْمُوا عَلی کِتابِهِ وَ عَلی مِنْهاجِ أَمْرِهِ وَ عَلیَ الطَّرِیْقَةِ الصّالِحَةِ مِنْ عِبادَتِهِ؛ شما گفتید پروردگار ما «اللّه» است، اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید، بر انجام دستورهای کتاب او و در راهی که فرمان داده و در طریق پرستش شایسته او، استقامت ورزید.»

این همان معنویت توحید بنیاد است که با عبودیت، بصیرت تحصیل کند و موقعیت شناسد و مسئولیت پذیرد و مقاومت کند.