آنکارا سلاح بومی می‌سازد، اما استقلال واقعی هنوز زیر کاپوت بعضی از مهم‌ترین پروژه‌هایش گیر کرده است.

به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، ترکیه در دو دهه گذشته تلاش کرده از مشتری بازار تسلیحات به تولیدکننده و صادرکننده سلاح تبدیل شود؛ مسیری که در آن، پهپادهای بیرقدار، ناوهای ساخت داخل، سامانه‌های راداری و جنگنده نسل پنجم کاآن به نمادهای تبلیغاتی و صنعتی آنکارا تبدیل شده‌اند. این پیشرفت‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان با چند کنایه، سرمایه‌گذاری چندساله، توسعه شرکت‌های دفاعی و تجربه عملیاتی ترکیه را نادیده گرفت. اما وقتی تبلیغات ملی‌گرایانه از «استقلال کامل دفاعی» حرف می‌زند، باید پرسید این استقلال دقیقاً در کدام بخش سلاح محقق شده است؛ بدنه، نرم‌افزار، رادار، موتور، گیربکس یا زنجیره تأمین قطعاتی که بدون آن‌ها گران‌ترین سامانه نظامی هم به یک سازه پرهزینه و کم‌کاربرد تبدیل می‌شود؟

مشکل از جایی شروع می‌شود که ساخت یک محصول در داخل کشور، با توانایی تولید مستقل تمام اجزای حیاتی آن یکی گرفته می‌شود. ممکن است یک جنگنده در ترکیه طراحی و مونتاژ شود، بدنه‌اش از فناوری‌های داخلی بهره ببرد و بخش مهمی از سامانه‌های الکترونیکی آن نیز محصول شرکت‌های ترکیه‌ای باشد؛ اما اگر موتور آن همچنان به مجوز صادرات و تصمیم سیاسی یک کشور دیگر وابسته بماند، استقلال عملیاتی و صنعتی آن کامل نیست. همین قاعده درباره تانک، ناو جنگی و سامانه‌های موشکی هم صدق می‌کند.

ترکیه در این مسیر نه یک شکست مطلق را تجربه کرده و نه به استقلالی رسیده که در تبلیغات رسمی تصویر می‌شود. واقعیت، پیچیده‌تر و برای یک گزارش نظامی جذاب‌تر است: کشوری که توانسته بخش‌هایی از زنجیره تولید تسلیحات را بومی کند، در بعضی حوزه‌ها به صادرکننده‌ای جدی تبدیل شود، اما برای عبور از وابستگی‌های راهبردی هنوز باید از آزمون‌هایی دشوار، طولانی و پرهزینه عبور کند. مسئله این گزارش هم همین فاصله میان «ساخت داخل» و «توانایی مستقل ساخت، نگهداری و ارتقای سلاح» است.

کاآن؛ جنگنده ملی که هنوز به موتور آمریکایی تکیه دارد

پروژه جنگنده کاآن یکی از مهم‌ترین نمادهای بلندپروازی دفاعی ترکیه است. آنکارا می‌خواهد با این هواپیما وابستگی خود به جنگنده‌های خارجی را کاهش دهد، ظرفیت طراحی هواپیمای رزمی پیشرفته را در داخل توسعه دهد و در آینده جایگزینی برای بخشی از ناوگان قدیمی خود داشته باشد. طراحی بدنه، توسعه نرم‌افزارها، یکپارچه‌سازی سامانه‌ها و آزمایش پروازی، هرکدام به دانش مهندسی و زیرساخت صنعتی پیچیده‌ای نیاز دارند؛ بنابراین اصل پروژه را نمی‌توان صرفاً یک نمایشگاه تبلیغاتی دانست.

اما در یک جنگنده رزمی، موتور فقط قطعه‌ای نیست که بتوان آن را در فهرست خرید گذاشت و از کنارش گذشت. موتور بر وزن و طراحی هواپیما، میزان رانش، مصرف سوخت، عملکرد در ارتفاع، شتاب، برد، نگهداری و حتی بخشی از برنامه آزمایش و گواهی‌گیری اثر می‌گذارد. انتخاب موتور از همان مراحل ابتدایی طراحی، مجموعه‌ای از تصمیم‌های مهندسی را به دنبال دارد. تغییر آن در میانه مسیر نیز با تعویض یک قطعه معمولی تفاوت دارد؛ گاهی به بازنگری در طراحی، آزمایش‌های تازه و اصلاح سامانه‌های کنترل و مدیریت موتور نیاز است.

کاآن در نمونه‌های اولیه و برنامه تولید نخستین سری خود به موتورهای آمریکایی جنرال الکتریک از خانواده F110 متکی است. ترکیه در زمینه تولید و مونتاژ تحت لیسانس این موتورها تجربه دارد، اما مونتاژ تحت مجوز به معنای مالکیت کامل فناوری، اختیار نامحدود صادرات یا توانایی مستقل تولید تمام قطعات حساس نیست. موتور آمریکایی می‌تواند به پرواز هواپیما کمک کند، اما وابستگی به مجوزهای صادراتی و تصمیم‌های سیاسی واشنگتن همچنان در معادله باقی می‌ماند.

در گزارش‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶، زمان آغاز آزمایش موتور بومی موردنظر کاآن، یعنی TF35000، حدود سال ۲۰۳۲ عنوان شده است؛ فاصله‌ای معنادار با هدف‌گذاری‌های قدیمی‌تر که از پرواز با موتور داخلی در سال ۲۰۲۸ صحبت می‌کردند. این تاریخ نیز باید به‌عنوان برنامه اعلام‌شده دیده شود، نه تضمینی که اجرای آن از پیش قطعی شده باشد. پس از آغاز آزمایش، هنوز مراحل پروازی، ارزیابی دوام، رفع ایرادها، یکپارچه‌سازی با هواپیما و تأیید صلاحیت باقی می‌ماند.

اگر قرار است موتور ملی چند سال بعد برسد، جنگنده ملی فعلاً باید با موتور وارداتی سر قرار حاضر شود. پرچم روی دم هواپیما ممکن است ترکیه‌ای باشد، اما بخشی از توان پروازی آن همچنان به صنعتی در آن سوی اقیانوس وابسته است. البته این وضعیت در پروژه‌های پیشرفته جهان بی‌سابقه نیست؛ بسیاری از کشورها در توسعه هواپیماهای رزمی به شرکای خارجی متکی‌اند. تفاوت در این است که آنکارا استقلال تسلیحاتی را به‌عنوان یکی از دلایل اصلی اهمیت پروژه برجسته می‌کند، بنابراین وابستگی موتور را نمی‌توان جزئی حاشیه‌ای دانست.

موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که پای صادرات به میان می‌آید. مشتری خارجی تنها به ظاهر جنگنده، نمایش پروازی یا وعده‌های مربوط به فناوری پنهان‌کار نگاه نمی‌کند؛ او باید بداند هواپیما در طول چند دهه خدمت چگونه نگهداری می‌شود، قطعات آن از کجا می‌آیند، ارتقای موتور با چه مجوزهایی انجام می‌شود و آیا کشور ثالث می‌تواند تحویل یا پشتیبانی آن را مختل کند یا نه. در بازار جنگنده‌ها، وابستگی به قطعه خارجی ممکن است در روزهای عادی یک مسئله قراردادی باشد، اما در بحران سیاسی به محدودیتی عملیاتی تبدیل شود.

ترکیه برای توسعه موتور بومی سرمایه‌گذاری کرده و شرکت‌های مهندسی آن در این حوزه فعالیت دارند. این تلاش را نباید دست‌کم گرفت؛ طراحی موتور توربوفن نظامی از پیچیده‌ترین حوزه‌های مهندسی هوافضاست و کشورهایی که توان تولید موتورهای پیشرفته را دارند، به‌سادگی به این جایگاه نرسیده‌اند. با این حال، اعلام پروژه، نمایش نمونه اولیه یا اعلام زمان تحویل، با تولید انبوه موتور قابل اعتماد و نصب آن روی یک جنگنده عملیاتی تفاوت دارد. موتور باید در شرایط گوناگون کار کند، عمر خدمتی قابل قبول داشته باشد، تعمیرپذیر باشد و در مقیاس موردنیاز تولید شود.

بنابراین، پرونده کاآن را باید با دو معیار جداگانه سنجید: ترکیه در طراحی و توسعه یک جنگنده پیشرفته چه میزان توان داخلی به دست آورده است، و تا چه اندازه می‌تواند بدون اجازه و پشتیبانی خارجی، آن را تولید، صادر، تعمیر و ارتقا دهد؟ پاسخ این دو پرسش لزوماً یکسان نیست. موفقیت در اولی ارزشمند است، اما تا زمانی که دومی به نتیجه نرسیده، عبارت «استقلال کامل» بیشتر یک هدف سیاسی و صنعتی است تا توصیف دقیق وضعیت موجود.

آلتای؛ تانک ملی با قلب کره‌ای و وعده موتور بومی

اگر کاآن نماد وابستگی موتور در آسمان باشد، تانک آلتای نمونه زمینی همین مسئله است. این پروژه از سال‌ها پیش با هدف ساخت تانک اصلی میدان نبرد برای ارتش ترکیه دنبال شده و قرار بود بخشی از نیاز نیروهای زمینی را با محصولی داخلی تأمین کند. آلتای از نظر طراحی، حفاظت زرهی، سامانه‌های کنترل آتش و تلاش برای ایجاد زنجیره تولید داخلی، پروژه‌ای مهم برای صنایع دفاعی ترکیه محسوب می‌شود؛ اما مسیر رسیدن آن به تولید انبوه، نمونه‌ای از دشواری تبدیل طرح مهندسی به محصول عملیاتی است.

در برنامه اولیه، استفاده از مجموعه پیشرانه آلمانی مطرح بود؛ مجموعه‌ای شامل موتور و سامانه انتقال قدرت که برای تانک طراحی شده بود. محدودیت‌های صادراتی آلمان پس از عملیات نظامی ترکیه در سوریه، مسیر تأمین این مجموعه را با مانع روبه‌رو کرد. نتیجه این بود که پروژه‌ای که قرار بود با تکیه بر یک زنجیره تأمین مشخص وارد تولید شود، ناچار شد برای یافتن جایگزین به مسیر دیگری برود. این تجربه، مسئله‌ای مهم‌تر از تأخیر در تحویل را آشکار کرد: طراحی یک سامانه پیچیده با تکیه بر قطعه‌ای که تولیدکننده خارجی می‌تواند صادرات آن را متوقف کند، ریسک راهبردی به همراه دارد.

ترکیه در مرحله نخست به سراغ مجموعه پیشرانه کره جنوبی رفت. تانک‌های اولیه تولیدی آلتای با موتور دیزلی DV27K و جعبه‌دنده خودکار EST15K ساخت کره جنوبی تجهیز می‌شوند. برنامه اعلام‌شده این است که ۸۵ دستگاه نخست با این مجموعه تولید شوند و پس از آن، سامانه بومی BATU جایگزین شود؛ هدفی که در برنامه‌های رسمی با افق زمانی سال ۲۰۲۸ برای مرحله بعدی تولید مطرح شده است.

در اینجا نیز مسئله فقط این نیست که موتور از کدام کشور آمده است. موتور تانک باید در فضای محدود محفظه پیشرانه نصب شود، با سامانه خنک‌کاری و انتقال قدرت هماهنگ باشد، توان لازم برای حرکت تانکی سنگین را فراهم کند و در شرایط دشوار میدانی دوام بیاورد. تعویض موتور و گیربکس در چنین وسیله‌ای، کار ساده‌ای نیست. وزن، ابعاد، دفع حرارت، مصرف سوخت، قابلیت تعمیر و نحوه انتقال نیرو همگی بر عملکرد خودرو اثر می‌گذارند. به همین دلیل، توسعه مجموعه پیشرانه بومی برای آلتای فقط ساخت یک موتور پرقدرت نیست؛ باید یک سامانه کامل و سازگار با تانک تولید شود.

در سال ۲۰۲۶ گزارش شد که ترکیه آزمایش جعبه‌دنده بومی آلتای را آغاز کرده و هم‌زمان تولید سری نخست با مجموعه کره‌ای ادامه دارد. همچنین اعلام شده بود که آزمون‌های پذیرش کارخانه‌ای موتور BATU در اواخر سال ۲۰۲۵ انجام شده است. این پیشرفت‌ها مهم‌اند، اما نباید از آن‌ها نتیجه گرفت که تمام مشکلات تولید انبوه، دوام عملیاتی و پشتیبانی حل شده‌اند. آزمون کارخانه‌ای یک مرحله از مسیر است؛ تانک باید در آزمایش‌های طولانی، شرایط دمایی مختلف، حرکت در زمین‌های دشوار و استفاده مستمر نیز عملکرد قابل قبول نشان دهد.

طنز ماجرا در عنوان «تانک ملی» نیست؛ در این است که برای رسیدن به محصولی که قرار است نماد استقلال صنعتی باشد، ابتدا باید سراغ موتور آلمانی رفت، سپس به مجموعه کره‌ای تکیه کرد و هم‌زمان منتظر بلوغ سامانه بومی ماند. این مسیر الزاماً نشانه شکست نیست؛ بسیاری از کشورها برای شروع تولید، از راهکارهای خارجی استفاده می‌کنند و بعد به‌تدریج توان داخلی را افزایش می‌دهند. اما اگر چنین فرایندی سال‌ها طول بکشد، تأخیر و هزینه آن باید بخشی از ارزیابی عملکرد پروژه باشد، نه موضوعی که زیر عنوان «دستاورد ملی» ناپدید شود.

تانک بدون زنجیره پشتیبانی، فقط وسیله‌ای سنگین و گران‌قیمت است. ارتش به قطعات یدکی، ابزار تعمیر، آموزش فنی، تجهیزات بازیابی، انبار قطعات و امکان تعمیر مجموعه پیشرانه در زمان کوتاه نیاز دارد. اگر قطعه اصلی از خارج تأمین شود، هر اختلال در قرارداد یا صادرات می‌تواند بر نرخ آمادگی ناوگان اثر بگذارد. در جنگ، خرابی یک تانک فقط مسئله یک دستگاه نیست؛ اگر چندین خودرو به‌دلیل کمبود قطعه زمین‌گیر شوند، ظرفیت عملیاتی یک یگان نیز آسیب می‌بیند.

برای همین، سنجش آلتای نباید تنها بر تعداد تانک‌هایی متمرکز شود که از خط تولید خارج می‌شوند. پرسش مهم‌تر این است که چه تعداد از آن‌ها با چه مجموعه پیشرانه‌ای تحویل شده‌اند، نرخ آمادگی آن‌ها چقدر است، قطعات یدکی با چه سرعتی تأمین می‌شود و چه زمانی سامانه بومی به مرحله تولید پایدار می‌رسد. عدد تولید بدون اطلاعات مربوط به پشتیبانی و قابلیت استفاده مستمر، تصویر کاملی از توان رزمی نمی‌دهد.

صادرات موفق است؛ اما استقلال با آمار فروش اندازه‌گیری نمی‌شود

صنعت دفاعی ترکیه را نمی‌توان صرفاً با دو پروژه کاآن و آلتای قضاوت کرد. این کشور در پهپادها، مهمات، شناورهای نظامی، سامانه‌های الکترونیکی و برخی تجهیزات زمینی به توانمندی‌هایی دست یافته و بازار صادراتی خود را گسترش داده است. بر اساس آمار منتشرشده، صادرات دفاعی و هوافضای ترکیه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۰ میلیارد دلار رسید. شرکت‌های ترکیه‌ای نیز توانسته‌اند در بازارهایی حضور پیدا کنند که پیش‌تر در اختیار تولیدکنندگان بزرگ‌تر قرار داشتند.

پهپادهای ترکیه یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این پیشرفت‌اند. تجربه عملیاتی، قیمت رقابتی، انعطاف در قراردادها و توان ارائه آموزش و پشتیبانی، به شرکت‌های ترکیه‌ای کمک کرده تا مشتریان متعددی جذب کنند. در بخش سامانه‌های الکترونیکی، رادارها و جنگ الکترونیک نیز توسعه داخلی اهمیت دارد؛ زیرا وابستگی دفاعی فقط به موتور محدود نیست و توان شناسایی، ارتباط امن، پردازش داده و مقابله با اخلال نیز در کارایی سلاح نقش اساسی دارد.

اما موفقیت صادراتی به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که یک کشور در تمام فناوری‌های حیاتی مستقل شده است. ممکن است یک محصول صادراتی از نظر طراحی و مونتاژ بومی باشد، ولی در موتور، حسگر، تراشه، مواد خاص یا تجهیزات تولید به زنجیره خارجی وابسته بماند. حتی کشورهایی با صنایع دفاعی پیشرفته نیز از همکاری بین‌المللی استفاده می‌کنند؛ تفاوت اصلی در میزان کنترل بر فناوری‌های حساس و امکان ادامه تولید در صورت قطع همکاری خارجی است.

آمار رسمی ترکیه درباره سهم بالای تولید داخلی در صنایع دفاعی نیز باید با دقت خوانده شود. چنین شاخصی برای نشان دادن رشد کلی صنعت مفید است، اما به‌تنهایی پاسخ نمی‌دهد که سهم داخلی در هر سامانه دقیقاً چقدر است. ممکن است یک کشور در صدها قلم تجهیزات به خودکفایی رسیده باشد، اما همچنان در چند قطعه حیاتی که کل سامانه به آن‌ها وابسته است، با محدودیت روبه‌رو شود. در صنعت دفاعی، ارزش راهبردی یک قطعه لزوماً با قیمت آن متناسب نیست؛ یک قطعه کوچک یا مجوز نرم‌افزاری می‌تواند تولید سامانه‌ای چندمیلیون‌دلاری را متوقف کند.

به همین علت، معیار مناسب برای ارزیابی استقلال دفاعی باید چند بخش داشته باشد: توان طراحی و تولید، کنترل بر فناوری اصلی، امکان ساخت قطعات حساس، قابلیت تعمیر و ارتقا، دسترسی پایدار به مواد اولیه و تجهیزات تولید، و توان صادرات بدون وابستگی تعیین‌کننده به مجوز کشور ثالث. در کنار این موارد، زمان رسیدن به تولید انبوه و هزینه نگهداری نیز اهمیت دارد. محصولی که روی کاغذ بومی است اما با تأخیرهای طولانی، تولید محدود یا هزینه پشتیبانی بالا روبه‌رو می‌شود، لزوماً همان مزیت راهبردی وعده‌داده‌شده را ایجاد نمی‌کند.

ترکیه در برخی حوزه‌ها پیشرفت کرده و در بعضی حوزه‌های دیگر هنوز در حال عبور از مراحل دشوار توسعه است. همین تمایز باید در تحلیل حفظ شود. اگر تمام دستاوردهای آنکارا را نمایشی بخوانیم، واقعیت رشد صنعتی را نادیده گرفته‌ایم؛ اگر هر محصول دارای نشان ترکیه را معادل استقلال کامل بدانیم، وابستگی‌های حساس و تأخیرهای پروژه‌ها را از تحلیل حذف کرده‌ایم.

معیار اصلی نه تعداد رونمایی‌هاست، نه تصاویر پرزرق‌وبرق نمایشگاه‌ها و نه تعداد پرچم‌هایی که کنار یک سامانه نصب می‌شوند. معیار این است که اگر فردا تأمین‌کننده خارجی همکاری را متوقف کند، کارخانه تا چه مدت می‌تواند تولید را ادامه دهد، ارتش تا چه زمانی می‌تواند از تجهیزاتش استفاده کند و مهندسان داخلی تا چه اندازه اختیار اصلاح و ارتقای سامانه را دارند.

ترکیه از مرحله خرید صرف تسلیحات فاصله گرفته و در بخش‌هایی به تولیدکننده‌ای اثرگذار تبدیل شده است؛ این واقعیت را باید پذیرفت. اما استقلال تسلیحاتی یک عنوان تبلیغاتی نیست که با انتخاب نام ملی برای جنگنده یا تانک به دست بیاید. موتور، انتقال قدرت، قطعات حساس و زنجیره تأمین همان بخش‌هایی هستند که شعار را به آزمون واقعی تبدیل می‌کنند. تا زمانی که این آزمون در تمام سامانه‌های حیاتی پشت سر گذاشته نشده، «استقلال کامل» بیشتر یک مقصد است تا وضعیت موجود؛ مقصدی که حتی با بهترین تبلیغات هم نمی‌توان فاصله تا آن را کوتاه‌تر نشان داد.