جامعه صنعتی و تولیدی کشور، محسن خلیلی عراقی یکی از خوش‌نام‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر که به عنوان «پدر تشکل‌های صنعتی ایران» شناخته می شود را از دست داد.

به گزارش قدس آنلاین، جامعه صنعتی و تولیدی کشور، یکی از خوش‌نام‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر خود را از دست داد. مهندس محسن خلیلی عراقی، بنیان‌گذار نام‌آشنای گروه صنعتی «بوتان» و چهره‌ای که از سوی قاطبه اهالی تولید با عنوان «پدر تشکل‌های صنعتی ایران» شناخته می‌شد، در سن ۹۷ سالگی روی در نقاب خاک کشید؛ مردی که کارنامه هفت دهه‌ای او، تعریف دقیقی از وطن‌دوستی در سنگر تولید و توسعه بود.

نام محسن خلیلی در تاریخ شفاهی و زیست روزمره خانواده‌های ایرانی، پیوندی ناگسستنی با مدرن‌سازی و بهبود کیفیت زندگی دارد. در اوایل دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، در روزگاری که گاز مایع پالایشگاه آبادان به عنوان محصولی مازاد در مشعل‌ها هدر می‌رفت و دود نفت و ذغال مهمان دائمی خانه‌ها بود، او پس از فراغت از تحصیل در دانشکده فنی دانشگاه تهران همراه با پدرش، با جسارتی مهندسی وارد میدان شد. خلق نخستین سیلندرهای گاز مایع و به تبع آن تولید اولین اجاق‌ها و آبگرمکن‌های گازسوز خانگی تحت برند «بوتان»، انقلابی در مناسبات رفاهی خانواده ایرانی ایجاد کرد و سرمایه‌ای را که دود می‌شد، به جریان گرما و امنیت در آشپزخانه‌ها پیوند زد.

اما اهمیت خلیلی عراقی تنها در مدیریت خطوط تولید یک کارخانه موفق خلاصه نمی‌شد. بزرگ‌ترین میراث او برای اقتصاد ایران، فرهنگ «تشکل‌گرایی» و مبارزه با تک‌روی فردی در بخش خصوصی بود. خلیلی باور داشت که کارآفرین تک‌افتاده در برابر تلاطم‌ها و تصمیم‌گیری‌های پشت درهای بسته آسیب‌پذیر است و صنعت، بدون صدای جمعی قوام نمی‌یابد. بر همین مبنا، پایه‌گذاری «کنفدراسیون صنعت ایران»، انجمن مدیران فنی و مهندسی، و ده‌ها انجمن تخصصی از جمله انجمن سازندگان لوازم خانگی، محصول مستقیم درایت و اصرار او بر نهادسازی بود. او به جای لابی‌های پشت پرده و فردی، «گفت‌وگوی سازمان‌یافته با حاکمیت» را بنیان گذاشت. او سال‌های پایانی عمرش را نیز با راه‌اندازی «بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلی عراقی» و هم‌نشینی با چهره‌های ارشد اقتصاد دانشگاه شریف، بخش بزرگی از سرمایه خود را وقف پژوهش درباره «چرا ایران صنعتی نشد؟» کرد.

آنچه خلیلی عراقی را از چهره‌های کاسبکار و رانت‌محور متمایز می‌کرد، نگاه اخلاقی و توسعه‌گرایانه او به تولید بود. او ثروت را هدفی غایی نمی‌دانست، بلکه آن را امانتی برای صیانت از کرامت نیروی کار و استقلال صنعتی کشور قلمداد می‌کرد؛ نگرشی که در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد در ذهن او نقش بست؛ وقتی دریافت که نجات جامعه از فقر و آسیب‌پذیری، نه با شعارهای سیاسی که با ساختن کارخانه‌های واقعی، مهارت‌آموزی و پایبندی به کیفیت بومی حاصل می‌شود.

خاموش شدن شمع زندگی این پیشکسوت نامدار، تنها فقدان یک صنعتگر کهنه‌کار نیست، بلکه بازخوانی یک الگوی کمیاب از شرافت تولید در روزگاری است که فضای تولید کشور در تقابل با تحریم‌های بیرونی و چالش‌های درونی، بیش از هر زمان دیگری به احیای مرام و اخلاق صنعتی «محسن خلیلی»ها محتاج است. یادش گرامی و راهش در سنگر کارآفرینی ملی پررهرو باد.