کتاب «روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت»، نوشته لوئیس بازبی، نمونهای درخشان از تلفیق روایتهای شخصی و خاطرات نویسنده کالیفرنیایی با تاریخ کتاب و کتابفروشیهاست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت» از عناوین تازهچاپ نشر سفیر در مهر ماه ۱۴۰۵ است که اولین کتاب از مجموعۀ جدید این نشر با نام در کارِ کتاب است.
این مجموعه با محوریت نوشتهها و آثاری از نویسندگان معاصر و با تمرکز بر پدیده جهانیِ «کتاب» و تأثیر و نسبت آن با انسانهاست.
کتاب «روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت» و سایر عناوینِ مجموعۀ در کارِ کتاب در زمره ناداستانها و در قالب خوشخوانِ جستار عرضه شده که باب طبع مخاطب کمطاقت امروزی ایران و دنیاست. کتابها و داستان انتشار آنها، تاریخ صنعت چاپ و نشر، قصه کتابفروشیهای بزرگ و کوچک، گذری در لحظههای تلخ و شیرین کتابفروشان و کتابدوستان و روایتهای دیگر در این جغرافیای بینهایت سوژه جستارهای جذاب و خواندنی کتاب روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت و عناوین دیگری در مجموعۀ در کارِ کتاب است که در انتظار چاپ هستند.
«روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت» نوشته لوئیس بازبی، با ترجمه سیده مریم حسینینقوی و در ۲۸۵ صفحه منتشر شده و نمونهای درخشان از تلفیق روایتهای شخصی و خاطرات نویسنده کالیفرنیایی با تاریخ کتاب و کتابفروشیهاست.
این کتاب در ۱۲ جستار از گوشهوکنار کتابفروشیهای آمریکا تا اخبار پر زرقوبرق سالهای مختلف صنعت چاپ و نشر را پوشش میدهد که با صدای راوی اول شخص در شکل و شمایل آلبومی از تصاویر زنده و خاطراتی پرشور با جزئیاتی بهغایت ملموس روایت میشوند.
لوئیس بازبی در شرح خانواده و پیشینه خود میگوید که از طرف مادری، یک کالیفرنیایی نسل چهارم است و خانواده پدریاش نیز ریشه در مهاجران موسوم به Okie دارند، خانوادههایی که در دوران بحران اقتصادی و خشکسالیهای دهۀ ۱۹۳۰ از اوکلاهما و مناطق دیگر دشتهای بزرگ آمریکا به کالیفرنیا کوچ کردند. این گذشته و میراث نسلی بعدها در نویسندگی بازبی نقشی مهم ایفا کرد و حائز اهمیت شد. او بعدها در آثارش تاریخ مهاجرت داخلی در آمریکا و بهویژه کالیفرنیا را همراه با تجربۀ خانوادههای مهاجر به رشتۀ تحریر در آورد.
زندگی جالبتوجه و شگفتانگیز لوئیس بازبی را میتوان از کودکیِ او دنبال کرد. بازبی گفته که در سال ۱۹۷۲، زمانی که پانزدهساله بوده، پس از خواندن فصل اول رمان معروف جان اشتاینبک، خوشههای خشم نقطۀ عطف زندگیاش رقم خورد: شعله کشیدنِ آرزوی نوشتن و نویسندگی در وجود او. البته جان اشتاینبک نه فقط یکی از نویسندگان مورد علاقۀ بازبی، بلکه یکی از مهمترین فیگورهای ادبی زندگی او شد.
لوئیس بازبی توانست نخستین داستانهای کوتاه خود را در سال ۱۹۷۹ به مخاطبانش عرضه کند و آنها را به فروش برساند و این شروع جدی فعالیت ادبی بازبی تلقی میشود. هر چند که لوئیس بازبیِ جوان در این دوران مشغول کارهای مختلفی بود که شامل کار در رستوران، کترینگ و تهیۀ غذا، بار و کتابفروشی و واحد فروش نشرها میشد و با اطمینان میتوان گفت که زندگی حرفهای بازبی تنها به نویسندگی محدود نبوده است. این تجربیات بعدها باعث شدند تا مردم و انسانهای معمولی در زندگی روزمره با جزئیاتی شگفتانگیز در شخصیتهای خلقشده در آثار بازبی به تصویر درآیند.
سالهای کتابفروشی را باید یکی از مهمترین مراحل زندگی حرفهای بازبی دانست، سالهایی که او مشغول کار در کتابفروشیهای مستقل منطقۀ خلیج سانفرانسیسکو بود. بازبی در یک بازۀ زمانی حدوداً دهساله در کتابفروشیهایی مانند Upstart Crow در سنخوزه و Printers Inc. در پالوآلتو کار کرد. بازبی در این سالها فقط با کتابها سروکار نداشت؛ او هر روز با خوانندگان، ناشران، نویسندگان و همکاران کتابفروشش برخورد داشت و بهواقع در فرهنگ غنیِ کتابخوانی پرورش یافت. این تجربه بازبی را هر چه بیشتر و بهتر آماده ساخت تا روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت را بنویسد، کتابی در شرح و وصف تاریخ کتابفروشی که از اهمیت بسیار زیادی در کارنامۀ ادبی او برخوردار است.
قدم بعدی در زندگیِ لوئیس بازبی، پس از سالهای کتابفروشی، ورود به صنعت نشر بود. او فعالیت خود را از حوالی سال ۱۹۸۶ آغاز کرد، زمانی که در Chronicle Books، انتشارات معروف سانفرانسیسکو، نمایندۀ واحد فروش بود و حدود ده سال نیز در این حوزه کار کرد که بخش عمدۀ آن در همان مؤسسه گذشت. این دوران سبب شد تا بازبی از نزدیک با سازوکار صنعت کتاب آشنا شود. نباید فراموش کرد که این تجربیات پربار بازبی همراه با تحصیل او در رشتۀ داستاننویسی بود.
بازبی در مجموعۀ آثارش سراغ فرمهای مختلف روایی رفته و رمان، نوولا، داستان کوتاه، مقاله، شعر و جستار از قالبهایی است که او در آنها طبعآزمایی کرده است. این تنوع محدود به فرم کارهای او نیست و در مقولۀ محتوا نیز نویسنده با تجریباتی از جمله نوشتن رمان نوجوان دایرۀ وسیعی از مخاطب را هدف قرار میدهد.
در وصف خواندن، کتاب، کتابفروشی و مواجهههای کتابی، عشاق کتاب بسیار نوشتهاند و در این میان نامهایی چون آلبرتو مانگوئل و سیلویا بیچ نمونههایی درخشان از وصف عیش مدامِ خواندن و زندگی در اثنای صفحاتند. در میان نامهای ایرانی نیز به نام برجستۀ احمد اخوت برمیخوریم که این علاقۀ وافرش به کتاب را در بین سطرهای آثاری همچون خاطرات کتابی و دلبستگی کتابی هویدا میکند.
«جعبۀ جادویی»، «رهایی از تاریکی»، «بیبلیوپولیس: شهر کتابها» و «هنوز زندهام» نام چند جستار از کتاب روشنای کتابفروشی؛ یک خاطره، یک سرگذشت است که با برگردان سیده مریم حسینینقوی در کتابفروشیها منتشر شده است.
