لیدیا دیویس با زیر سؤال بردن تعریف سنتی «داستان کوتاه»، مرزهای روایت را جابه‌جا کرده است. کتاب «پنج نشانه‌ی آشفتگی»، تجربه‌ای است از مواجهه با ریزترین لرزش‌های ذهنی؛ جایی که دقت ریاضی نویسنده، تضاد میان لحن خونسرد و اضطراب‌های عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، برای درکِ جهانِ لیدیا دیویس، باید پیش از هر چیز از هنرِ «حذف کردن» سخن گفت. او نویسنده‌ای است که با بهره‌گیری از سبک مینیمال، به دنبال ساختن شخصیت‌های مفصل یا صحنه‌های روایی پرزرق‌وبرق نیست؛ بلکه او در پی نوعی «تحقیق درباره‌ی واقعیت» است. دیویس که پیشینه موسیقیایی (نوازندگی پیانو و ویولن) در ذاتِ نوشته‌های او جاری است، با همان دقتِ ریتمیک و توجه به فاصله‌های میانِ نت‌ها، کلمات را در جای خود نشاند می‌کند. او می‌داند که گاه آنچه میان دو کلمه یا در میان یک مکثِ طولانی رخ می‌دهد، از خودِ کلام بسیار مهم‌تر است و سکوت، بخشی از موسیقیِ متنِ داستان است.

مجموعه‌ی «پنج نشانه‌ی آشفتگی و داستان‌های دیگر»، که با ترجمه‌ی آزیتا حقیقی‌جو توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده، تبلور کامل این سبک است. عنوان کتاب از داستانی برگرفته شده که در آن، زنی بی‌نام و خانه‌بدوش، با جزئیاتی به ظاهر ناچیز — از تلویزیون و الکل گرفته تا دشواریِ انتخاب یک آپارتمان — با آشفتگی‌های درونی خود دست‌به‌گریبان است. نکته‌ی درخشان در کار دیویس اینجاست: او هرگز دچار نمایش‌گرایی یا تشخیص‌های پزشکیِ دراماتیک نمی‌شود. در عوض، او از فاصله‌ی میان «لحن خونسرد راوی» و «شدت اضطراب پنهان در ذهن شخصیت»، نوعی ترس و لرزش ایجاد می‌کند. این تضاد، امضای اصلی اوست؛ جایی که عقل تلاش می‌کند با تحلیل، اندازه‌گیری و طبقه‌بندی، آشفتگی را مهار کند، اما هرچه تحلیل دقیق‌تر می‌شود، آشفتگیِ زیرپوستی بیشتر نمایان می‌گردد.

تأثیر نویسندگانی چون ساموئل بکت در آثار او به‌وضوح قابل‌سنجش است؛ به‌ویژه در علاقه به جملات ساده، تکرار، سکوت و موقعیت‌های ظاهراً ناچیز. دیویس با حذف نام‌های شخصیت‌ها و محدود کردن گفت‌وگوها، خواننده را به تجربه‌ای فراتر از مطالعه‌ی یک داستان معمولی دعوت می‌کند. او در واقع در حال انجام یک «آزمایش زبانی» است: اینکه یک متن برای «داستان بودن» دقیقاً به چه میزان از حادثه، شخصیت و توضیح نیاز دارد؟ در جهان او، یک داستان ممکن است چندین صفحه باشد، یک پاراگراف یا حتی چند جمله؛ آنچه اثر را به داستان تبدیل می‌کند، نه پیرنگ، بلکه شیوه‌ی کلنجار رفتن ذهن با یک خاطره یا اضطراب کوچک است.

جایگاه جهانی دیویس فقط مدیون داستان‌نویسی او نیست؛ او یکی از برجسته‌ترین مترجمان معاصر است که توانسته با ترجمه‌ی آثار عظیمی چون «مادام بواری» فلوبر و «در جستجوی زمان از دست رفته» پروست به زبان انگلیسی، نشان هنر و ادب را از خود بگیرد. این مهارت در ترجمه، به معنای تسلط مطلق بر ظرافت‌های زبانی است؛ مهارتی که در داستان‌های کوتاهش نیز به شکلی خیره‌کننده خودنمایی می‌کند. او می‌داند چگونه یک واژه را با دقت یک جراح در جای درست قرار دهد تا بیشترین تأثیر را بر مخاطب بگذارد.

موفقیت دیویس در سطح بین‌المللی، به‌ویژه پس از کسب جایزه معتبر «من بوکر» در سال ۲۰۱۳، نشان‌دهنده‌ی این است که او صدای یگانه‌ای دارد که مرزهای روایت را چنان گسترش داده که دیگر نمی‌توان آن را با تعاریف کلاسیک سنجید. او به ما می‌آموزد که آشفتگی همیشه با فریاد و هیاهو وارد زندگی نمی‌شود؛ گاهی آشفتگی در لحظه‌ی انتخاب میان دو سکه، در پیدا کردن یک شیء گم‌شده، یا در فهمیدن معنای یک جمله‌ی ساده، با تمام وجود خود ظاهر می‌شود.

در ترجمه‌ی فارسی این اثر، آزیتا حقیقی‌جو تلاش کرده است تا آن صدای صیقل‌خورده و دقیق دیویس را به زبان مقصد منتقل کند. در آثار مینیمال، هر ویرگول و هر مکث، وزنی حیاتی دارد و این ترجمه، پلی است برای آشنایی مخاطب فارسی‌زبان با این تجربه‌ی متفاوت.

در نهایت، «پنج نشانه‌ی آشفتگی و داستان‌های دیگر» کتابی است برای کسانی که از روایات طولانی و پیرنگ‌های منظم خسته شده‌اند و به دنبال کشف حقیقت در ذره‌بین می‌گردند. این مجموعه، دعوتی است به دنیای مشاهده‌ی دوباره‌ی جزئیات؛ دنیایی که در آن، زیر پوست نظم ظاهری زندگی، جریان مداوم ترس، احساس و بی‌ثباتی، با دقتی ریاضی اما با احساسی عمیق، به وضوح دیده می‌شود.

انتشارات نیلوفر به‌تازگی این اثر را در۳۶۳ صفحه، با ترجمه آزیتا حقیقی جو و با قیمت ۹۵۰ هزار تومان عرضه کرده است.