گوشیهای هوشمند پرمخاطبترین پلتفرم بازی بهحساب میآیند. امروزه از خردسال تا کهنسال روی تلفنهای همراهشان حداقل یکی دو تا بازی موبایل نصب دارند. با این وجود، گیمر حرفهای معمولا موبایل را در حد یک کنسول دستی هم بهحساب نمیآورد! بهخصوص که این دستگاهها فاقد دکمههای لازم هستند و به فراخور آن، کنترل بازیها نیز روی آنها برای خیلیها جذاب نیست. از طرفی بازارهای آنلاین هم پر از عناوین رایگان با تبلیغات پرتعداد و خریدهای درون برنامهای هستند که تجربه مخاطب را مختل میکنند.
عناوین بهاصطلاح “ممتاز” (Premium) نیز معمولا برای گوشیها در دسترس قرار میگیرند که تجربهای مشابه آثار PC و کنسول را فراهم میآورند. ما در این مقاله آثاری را معرفی میکنیم که در اصل برای کنسولها و کامپیوتر بودهاند و پورتهای خوبی رو گوشیهای هوشمند دریافت کردهاند. این آثار معمولا دارای کنترلهای بهینه شده برای صفحه لمسی هستند؛ اما به یاد داشته باشید که دسته مناسب گوشی میتواند در برخی آثار تجربه شما را بهمراتب بهبود بخشد.
10- Tomb Raider I–III Remastered
دیگر از دستمان در رفته که نخستین Tomb Raider تا حالا چند بار ریمیک یا ریمستر شده است. ریمستر سهگانه تمام بستههای الحاقی را را نیز به همراه دارد، هرچند ارتقاهای بصری بازی چندان چنگی به دل نمیزنند. گویی بازی را از پلیاستیشن ۱ به اوایل دوران پلیاستیشن ۲ آورده باشند. در نتیجه، این بهبودها با اینکه بهتر از هیچ هستند، نمیتوانند دل مخاطب جدید را ببرند. اما روی صفحه کوچک گوشیهای همراه، تحمل گرافیک بسیار راحتتر است و حتی میتوان از آن لذت برد.
این ریمستر روی دستگاههای میانرده نیز عملکرد خوبی دارد. تنها ایراد وارد به این سهگانه، کنترل زمخت آن است. بازی هم کنترل تانک قدیمی را دارد و هم کنترل مدرن شده. متاسفانه حالت مدرن با اینکه روان است، به ساختار قدیمی مراحل نمیخورد و حالت تانکی هم زیادی خشک و ماشینی به نظر میآید. در کل، عادت کردن به بازی مقداری زمانبر خواهد بود.
9- Dredge
Dredge یک بازی مستقل و نسبتا کوچک است که برای گوشیهای هوشمند هم منتشر شده. متاسفانه با وجود گرافیک غیرواقعگرایانه، Dredge سنگین است و حتی روی حالت گرافیکی Low هم روی گوشیها روان اجرا نمیشود. اما ویژگی مهم بازی برای گوشیهای هوشمند سیستم کنترل آن است. بازی مشخصا برای انجام با دسته و ماوس طراحی شده، اما روی گوشیهای هوشمند به علت کنترلهای لمسی، تعامل با رابط کاربری خیلی بهتر از کار کردن با دسته خواهد بود.
این یک شبیهساز صیادی فریبنده است! یعنی در روز مشغول گشتوگذار در سطح دریا و صید ماهی خواهید بود. میتوانید قایق خود را ارتقا دهید، انواع ماهیها را به دام بیندازید و میبایست در این میان، موجودی خود را مدیریت کنید. اما وقتی که شب میشود، همه چیز تغییر میکند. در این زمان حالوهوای لاوکرفتی بازی خودنمایی میکند. شب در دنیای Dredge مملو از ترس و اضطراب است. اگر بعد از غروب زیادی بیرون بمانید، تصاویر وهمآلود و هراسانگیز میشوند. به این شکل، لایه مدیریت فشار روانی قهرمان بازی هم به گیمپلی اضافه میشود. البته ترس بازی شدید نیست و بیشتر بر فضاسازی سنگین و غریب تاکید شده. داستان نیز با شخصیتهای عجیبی که دارد از همین فضا پشتیبانی میکند.
8- Max Payne
مکس پین یک بازی کامپیوتری بود که برای کنسولهای نسل ششم نیز پورتهای ضعیفی دریافت کرد. نسخه اندرویدی خوشبختانه مستقیما بر اساس همان ساختار PC است. مکس پین روی اندروید تجربه بسیار دلچسبی را رقم میزند. حتی اگر دسته نداشته باشید، میتوانید از قابلیت هدفگیری خودکار استفاده کنید که با حساسیتهای مختلفی قابل تنظیم است. بازی هیچ از نسخه اصلی کم ندارد؛ بلکه گرافیک آن بهبود یافته و تصویر هم برای صفحه نمایش عریض تنظیم شده است.
بازی داستان یک پلیس مبارزه با مواد مخدر را دنبال میکند که زن و فرزندش کشته شدهاند و در دنیای تاریک ذهنش زندگی میکند. در نتیجه فضای بازی کابوسوار و نئو-نوآر کار شده. عناوین مکس پین در کنار داستان گیرا، بهخاطر اکشن بیبدیلشان معروف بودند. انگار سیستم شیرجه زدن و شلیک حین صحنه آهسته مستقیما از فیلم The Matrix الهام گرفته شده بودند و این برای مخاطب سال ۲۰۰۱ خیرهکننده و غیر قابل تصور بود.
7- Sea of Stars
Sabotage Studio دو محصول مستقل پیکسلی در عمر خود توسعه داده که هر دو نیز عناوین تحسینبرانگیزی هستند. بازی نخست آنها The Messenger، اکشنی دوبعدی و نینجایی به سبک نسخههای کلاسیک Ninja Gaiden، بود و اثر دیگر هم Sea of Stars نام دارد. قصه بازی در جهان همان اثر نینجایی منتها هزاران سال قبلتر روایت میشود. از همان صحنه ابتدایی بازی، توجه به جزییات متحیرتان خواهد کرد؛ ریزه کاریها در یکایک فریمهای گرافیک دقیق و زیبا کار شدهاند. از سوی دیگر، نورپردازی و چرخه شب و روز و حرکت سایهها به شدت جالب هستند.
Sea of Stars از منظر گیمپلی با اینکه در سبک نقشآفرینی ژاپنی قرار میگیرد، به ذهنیت مخاطب غربی نزدیک است. یعنی جمعآوری اجباری امتیازِ تجربه را کمتر شاهد هستیم و توسعهدهنده به این متمایل بوده که بهجای معطل کردن مخاطب در مسیر، او را زودتر به مقصود برساند. همچنین، مبارزات با اینکه نوبتی هستند، اما رویکردی فعالانه دارند. شما باید حواستان به زدن بهموقع دکمههای حمله و دفاع باشد تا عملکرد بهتری در نبرد داشته باشید. پویانماییهای روان و سرعت مطلوب مبارزات نیز ریتم سریع بازی را تقویت میکنند. نسخه اندروید شامل تمام محتویات نسخه کنسولی است با این تفاوت که هنوز بسته الحاقی Throes of the Watchmaker برای گوشیهای هوشمند در نظر گرفته نشده است.
6- Grand Theft Auto: Chinatown Wars
این GTA در مورد گروههای خلافکاری چینی است، اما همان ساختار همیشگی فرنچایز را پیش میگیرد. این نسخهای کمتر شناخته شده از سری به حساب میآید که در زمان عرضه برای کنسول دستی Nintendo DS در دسترس قرار گرفت. این کنسول محدودیتهای سختافزاری عجیبی داشت؛ به عنوان مثال، رم آن تنها ۴ مگابایت بود. ازاینرو، منتشر شدنِ اثری جهان باز برای آن معجزهآسا به نظر میرسید. البته باید توجه داشت که Chinatown Wars با اینکه گیمپلی اصلی مجموعه را حفظ میکند، اما از منظر فنی محدودیتهای بسیاری دارد و از لحاظ هنری هم کارتونی است.
کنترل دوربین ایزومتریک بازی اصلا در اختیار شما نیست و احتمالا طول میکشد تا به آن عادت کنید. همچنین دستگاه DS هم دکمه داشت، هم دو صفحه نمایش که یکی لمسی بود. بازتعریف آن کنترلها روی تلفن خیلی جالب از آب در نیامده و انجام بازی با دسته بهتر است. بهطورکلی اگر با برخی کمبودهای این نسخه کنار بیایید، بازی در هسته خود یک GTA اصیل را پنهان کرده است. به یاد داشته باشید که چندین نسخه دیگر از GTA روی گوشیها پیدا میشوند که میتوانید به آنها نیز رجوع کنید.
5- Subnautica
بازارهای آنلاین گوشیهای موبایل مملو از عناوین سبک بقای بیسروته پُر از تبلیغات و پرداختهای درونبرنامهای هستند. اما Subnautica بهعنوان یکی از متفاوتترین آثار بقامحور، پورت سنگینی برای اندروید و iOS دارد که دست بر قضا از بهترین آثار این سبک بهحساب میآید. گفتیم پورت سنگین، چون گرافیکی بسیار زیبا و واقعگرایانه دارد و بازی برای هر گوشیای مناسب نیست. من مجبور شدم سطح گرافیک را از بخش تنظیمات تا جای ممکن پایین بیاورم تا تجربه روانی داشته باشم. هرچند در همین حالت نیز تصاویر چشمگیر هستند.
برخلاف آثار مشابه که شما را اغلب به جنگل و پسا آخرالزمان میبرند، Subnautica در اقیانوسِ سیارهای ناشناخته جریان دارد و باید برای زنده ماندن تلاش کنید. بازی زیباییهای اقیانوس را به تصویر میکشد، بدون آنکه ادعای ترسناک بودن داشته باشد وحشت اعماق را نیز به همراه میآورد. در کنار کارهای مرسومی مثل اکتشاف، جمعآوری منابع و ساختوساز، بازی داستان رازآلودی هم دارد و برای شما یک هدف غایی ترسیم میکند. Subnautica نسخهای دیگر روی گوشیها به نام Below Zero دارد که آن هم اثر ارزشمندی به حساب میآید.
4- Stardew Valley
هر گیمری باید Stardew Valley را گوشهای از تلفن همراهش داشته باشد! این شبیهساز زندگی روستایی تقریبا بیانتها است. یعنی با اینکه بازی اهدافی برایتان مشخص میکند که میتوانید انجام دهید، اصلا مجبور نیستید مسیر خاصی را دنبال کنید. شاید درگیر بازی شوید و روزی چند ساعت آن را تجربه کنید، شاید هم مثل من فقط وقتی حوصله کاری را ندارید دقایقی به سراغش بروید. شاید بخواهید یکبهیک چکلیست اهداف را تیک بزنید شاید هم فقط به بخش خاصی از گیمپلی علاقه نشان دهید و به همان مشغول شوید.
خود من بیش از کشاورزی از بخش اکتشاف در معدن و همچنین ماهیگیری لذت میبرم و کمتر در رویدادهای فرهنگ ورزشی روستا شرکت میکنم. بازی کاملا دست شما را برای لذتبردن از آن باز میگذارد. Stardew Valley اصلا محصول سنگینی نیست و روی خیلی از گوشیها بهراحتی اجرا میشود و کمتر از پانصد مگابایت حافظه را اشغال میکند. با اینکه بازی نخست برای PC و کنسولها عرضه شد آنقدر بهینه و کوچک است که انگار از همان اول برای گوشیها آماده شده است.
3- Red Dead Redemption
فهرست ما پر شده از عناوین شرکت راکستار! آنها هر چند سال یک بار اثری فوقالعاده منتشر میکنند و بعد چندین سال از آن روزی خود را در میآورند! Red Dead Redemption تا همین اواخر فقط نسخه ایکسباکس ۳۶۰ و پلیاستیشن ۳ داشت. ناگهان Rockstar از سال ۲۰۲۳ میلادی شروع به انتشار پورتهای مختلف از آن کرد و درنهایت برای گوشیهای همراه انتشار یافت.
بازی بیشتر مناسب تلفنهای گران و قدرتمند است. اگر آن را قبلا اصلا تجربه نکردهاید، الان فرصت مناسبی برای این است که به سراغش بروید. اگر هم در گذشته تجربهاش کردهاید، مراجعه دوباره به آن و یادآوری خاطرات بد نیست؛ بهخصوص که گیمپلی اصلا کهنه نشده و کماکان شما را در خود غرق میکند.
2- Prince of Persia: The Lost Crown
یاد زمانی که Prince of Persia هنوز تحت سایه Assassin’s Creed قرار نگرفته بود به خیر. امروزه The Lost Crown حکم همان لنگه کفشی در بیابان را دارد که غنیمت است. البته اصلا منظور این نیست که بازی بد است؛ اما بههرحال یک نسخه بزرگِ سهبعدی از سری بهحساب نمیآید. این یک بازی اکشن پلتفرمر ۲.۵ بعدی است که اجرای برخی فنون و حرکات آکروباتیک آن با صفحه لمسی گوشی چندان آسان نیست.
خوشبختانه در بازی امکانات کمکی خوبی برای انجام امور مذکور تعبیه شده، هرچند باز هم استفاده از دسته توصیه میشود. ویژگی مهم و برتر این بازی آن است که دوبله و زیرنویس فارسی دارد! پشتیبانی رسمی از زبان مادری این سرزمین برای گیمرهای ایرانی احتمالا موهبتی بسیار ارزشمند به حساب میآید، اگرچه با ایراداتی در ترجمه نیز همراه شده. بهعلاوه خود قصه و فضاسازی هم بیش از هر نسخه دیگری از این سری بر فرهنگ و اساطیر کشورمان استوار است و دیدن آنها حس خوبی دارد.
1- The Walking Dead
ترتیب عناوینی که فهرست کردیم اتفاقی بوده و اصلا بر اساس کیفیت آثار نیست. اما دوست داشتم مقاله را با یک تجربه داستانی عمیق و بزرگسالانه تمام کنم. از نظر بنده The Walking Dead بهخصوص فصل اول آن نهایت موفقیت Telltale Games در بازیسازی بود و خیلیها آن را در زمان عرضه بهترین بازی سال دانستند. اثری که توجهها را بیشازپیش به محصولات مستقل و داستانی معطوف کرد. بازی اصلا گرافیک خارقالعاده یا گیمپلی مهمی ندارد. بیشتر کار شما تعاملهای ساده و انتخاب گفتوگو است.
به نظرم اینگونه بازیها که گیمپلی پیچیده و چندلایه ندارند برای گوشیهای همراه بسیار مناسب هستند. خوشبختانه داستان و رابطه شخصیتها با هم بهخصوص ارتباط پدر دختری شخصیتهای لی و کلمنتاین آنقدر عمیق و تاثیرگذار هستند که به این راحتیها از ذهن آدمی خارج نمیشوند. از سویی در این عنوان هر تصمیم ممکن است تاثیر شدیدی بر آینده داشته باشد و سرنوشت آدمهای ماجرا را بهکلی تغییر دهد. شخصا هیچوقت سریالهای دنیای The Walking Dead را دوست نداشتهام؛ اما فصل اول بازی برای همیشه در گوشهای از قلبم جای خواهد داشت.
