تهران- ایرنا- دسترس‌پذیری بریل، مجموعه‌ای از شرایط آموزشی، فنی، اطلاعاتی، نهادی و اجتماعی را دربر می‌گیرد که امکان بهره‌مندی از این خط را فراهم می‌کنند. «بریل در معرض» در امتداد همین مسئله، توجه را به فرصت‌های مواجهه انسان با بریل و فرصت‌های نقش‌آفرینی بریل در عرصه‌های زندگی معطوف می‌سازد.

آموزش خط بریل، تولید منابع، تامین تجهیزات و گسترش امکانات خواندن و نوشتن، از مهم‌ترین الزامات حفظ و توسعه این خط به شمار می‌روند. بااین‌حال، در کنار پرسش از میزان «در دسترس‌ بودن بریل»، پرسش دیگری نیز اهمیت دارد: بریل پس از آموخته‌شدن، تا چه اندازه در زندگی فرد حضور می‌یابد و در چه موقعیت‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرد؟ به بیان دیگر، آیا فراهم‌کردن امکان استفاده از بریل، به‌تنهایی برای استمرار کاربرد آن کفایت می‌کند؟

اهمیت این پرسش زمانی آشکارتر می‌شود که میان آشنایی با بریل، برخورداری از امکانات استفاده و کاربرد واقعی آن تمایز بگذاریم. پژوهشی درباره وضعیت استفاده بزرگسالان دارای آسیب بینایی از خط بریل در ترکیه در سال ۲۰۲۲ نشان داده است که آگاهی و مهارت در این خط، لزوماً با فراوانی استفاده از آن همراه نیست. پژوهشگران همچنین به محدودیت دسترسی به منابع متنوع بریل به‌عنوان یکی از عوامل احتمالی این وضعیت اشاره کرده‌اند. این یافته، اگرچه به‌تنهایی رابطه میان مواجهه و استمرار استفاده را توضیح نمی‌دهد، ضرورت توجه به شرایط کاربرد بریل پس از آموزش را برجسته می‌سازد.

در همین زمینه، می‌توان در کنار مفهوم گسترده «بریل در دسترس»، از «بریل در معرض» سخن گفت؛ دستگاهی مفهومی که صورت‌بندی و بسط آن را در چند سال اخیر، با هدفِ گذار از تنگناهای نظری در تبیین وضعیت بریل در ایران، دنبال کرده‌ام. در بخش نظری پروژه «گزاره‌هایی در چاره‌یابی نجات خط بریل در ایران»، از «بریل در معرض» در بررسی عوامل به‌حاشیه‌رفتن بریل فارسی یاد کردم و کم‌توجهی به آن را از جمله مسائل مؤثر در این وضعیت دانستم.

در بخش دیگری از همان پروژه، مفهوم «بریل در معرض» را در بررسی فعالیت‌های مدرسه کریستوفل تبریز نیز به کار بردم؛ به‌ویژه برای نشان‌دادن اهمیت تهیه و عرضه منابع غیردرسی بریل و نقش آن‌ها در گسترش ارتباط دانش‌آموزان با این خط. در آن تجربه، تهیه کتاب‌های کوچک، اشعار و برخی متون مذهبی در کنار کتاب‌های درسی، فرصت‌هایی برای استفاده از بریل فراتر از تکالیف آموزشی فراهم می‌کرد. موضوع تنها افزایش تعداد منابع نبود؛ تنوع متون، امکان مواجهه با بریل را در موقعیت‌های دیگری نیز فراهم می‌ساخت.

«بریل در معرض» را می‌توان در دو وجه مرتبط با هم بررسی کرد. وجه نخست، مواجهه انسان با بریل؛ وجه دوم، مواجهه بریل با عرصه‌های مختلف زندگی است

در نگاهی گسترده‌‏تر از این تجربه تاریخی، «بریل در معرض» را می‌توان در دو وجه مرتبط با هم بررسی کرد. وجه نخست، مواجهه انسان با بریل است؛ یعنی گسترش فرصت‌هایی که فرد در جریان فعالیت‌های مختلف زندگی با این خط روبه‌رو شود و امکان استفاده از آن را داشته باشد. این مواجهه ممکن است در مطالعه متنی غیردرسی، خواندن اطلاعات روی بسته‌بندی دارو، شناسایی وسایل شخصی یا استفاده از بریل در فعالیت‌های روزمره و حرفه‌ای شکل بگیرد. در اینجا، صرف موجودبودن نوشته بریل کافی نیست؛ امکان آگاهی از وجود آن، دستیابی به نوشته و استفاده متناسب با موقعیت نیز اهمیت دارد.

وجه دوم، مواجهه بریل با عرصه‌های مختلف زندگی است. در این وجه، مسئله از فرصت‌های ارتباط فرد با خط فراتر می‌رود و به قلمرو نقش‌آفرینی خود بریل مربوط می‌شود. بریل چه جایگاهی در فعالیت‌های علمی، حرفه‌ای، فناورانه، فرهنگی، اجتماعی و دیگر عرصه‌های زندگی دارد؟ آیا ظرفیت‌های آن در این حوزه‌ها شناخته شده و امکان استفاده از آنها فراهم آمده است؟ برای نمونه، حضور بریل در فعالیت پژوهشی می‌تواند علاوه بر مطالعه منابع، شامل یادداشت‌برداری، بررسی مستقیم متن، بازبینی اطلاعات و کار با صورت‌های نوشتاری تخصصی باشد. بنابراین، گسترش نقش‌آفرینی بریل صرفاً به معنای افزایش تعداد حوزه‌هایی که نام آن در آنها مطرح می‌شود نیست؛ بلکه به کارکرد مشخص و قابل استفاده آن در هر حوزه مربوط است.

دسترس‌پذیری بریل، در معنای گسترده آن، مجموعه‌ای از شرایط آموزشی، فنی، اطلاعاتی، نهادی و اجتماعی را دربر می‌گیرد که امکان بهره‌مندی از این خط را فراهم می‌کنند

این دو وجه، اگرچه متمایزند، می‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند. ورود بریل به فعالیت‌های تازه ممکن است فرصت‌های بیشتری برای مواجهه افراد با آن فراهم کند و تجربه کاربران نیز می‌تواند ظرفیت‌های کاربردی دیگری را آشکار سازد. بااین‌حال، ایجاد یک کاربرد جدید الزاما به استفاده واقعی منجر نمی‌شود؛ همان‌طور که افزایش استفاده از بریل در یک فعالیت معین، لزوما به معنای گسترش قلمرو کاربردهای آن نیست.

پژوهش مک‌دانال و همکاران (۲۰۲۴) درباره استفاده از بریل در محیط کار، نمونه‌ای از اهمیت توجه به این تمایز است. در این مطالعه که بر داده‌های ۳۰۴ فرد نابینای شاغل استوار بود، حدود دوسوم شرکت‌کنندگان از بریل در محیط کار استفاده می‌کردند و بیش از نیمی از آنان از فناوری بریل تجدیدپذیر بهره می‌بردند. بااین‌حال، استفاده‌کنندگان از نمایشگر بریل نیز الزاما برای تمام وظایف رایانه‌ای خود از آن استفاده نمی‌کردند. این یافته یادآور می‌شود که حضور بریل در یک عرصه، به معنای کاربرد یکسان و فراگیر آن در تمام فعالیت‌های آن عرصه نیست؛ بلکه باید کارکردهای واقعی خط و موقعیت‌های انتخاب آن را شناخت.

«بریل در معرض» توجه را به فرصت‌های مواجهه انسان با بریل و فرصت‌های نقش‌آفرینی بریل در عرصه‌های زندگی معطوف می‌سازد

از این منظر، «بریل در دسترس» و «بریل در معرض» در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند. دسترس‌پذیری بریل، در معنای گسترده آن، مجموعه‌ای از شرایط آموزشی، فنی، اطلاعاتی، نهادی و اجتماعی را دربر می‌گیرد که امکان بهره‌مندی از این خط را فراهم می‌کنند. «بریل در معرض» در امتداد همین مسئله، توجه را به فرصت‌های مواجهه انسان با بریل و فرصت‌های نقش‌آفرینی بریل در عرصه‌های زندگی معطوف می‌سازد. بنابراین، سخن از گذار «از بریل در دسترس تا بریل در معرض»، نه به معنای عبور از دسترس‌پذیری، بلکه به معنای افزودن پرسشی دیگر به مجموعه پرسش‌های مربوط به حضور و کاربرد بریل است.

اما این صورت‌بندی چه نسبتی با مانایی بریل دارد؟

مانایی را می‌توان دست‌کم در دو سطح بررسی کرد: استمرار مهارت و استفاده فرد از بریل، و استمرار حضور و کاربرد این خط در سطح اجتماعی. این دو سطح به یکدیگر مربوط‌اند، اما یکسان نیستند. ممکن است فردی مهارت خواندن و نوشتن بریل را حفظ کرده باشد، اما به‌ندرت از آن استفاده کند. همچنین ممکن است آموزش و تولید منابع بریل در یک جامعه ادامه داشته باشد، بی‌آنکه از میزان و تنوع کاربرد واقعی آن اطلاع کافی در دست باشد.

در سطح فردی، فرصت‌های مواجهه می‌توانند زمینه‌هایی برای به‌کارگیری مهارت بریل فراهم کنند. در سطح اجتماعی نیز گسترش عرصه‌های نقش‌آفرینی این خط می‌تواند به حفظ جایگاه کاربردی آن در فعالیت‌های مختلف کمک کند. بااین‌حال، نباید از این دو گزاره نتیجه گرفت که هرچه مواجهه بیشتر باشد، مانایی نیز ضرورتا افزایش می‌یابد. نوع مواجهه، کیفیت آن، نیاز فرد به اطلاعات، تناسب بریل با فعالیت موردنظر و شرایط استفاده، همگی در بررسی این نسبت اهمیت دارند. استفاده محدود اما منظم و ضروری از بریل در یک فعالیت حرفه‌ای ممکن است برای فرد جایگاهی متفاوت از مواجهه‌های متعدد اما گذرا داشته باشد.

گزارش سال ۲۰۲۴ موسسه سلطنتی ملی نابینایان بریتانیا (RNIB) در «پروژه بریل ۲۰۰» درباره تجربه کاربران بریل نیز نشان می‌دهد که استفاده از این خط در زندگی افراد، به یک قالب یا فعالیت محدود نیست. در این گزارش، کاربرد بریل در مطالعه، اطلاعات دارویی، فعالیت‌های شغلی و دیگر امور زندگی بررسی شده و به استفاده هم‌زمان از بریل کاغذی، نمایشگر بریل و فناوری‌های صوتی اشاره شده است. چنین یافته‌هایی، ضرورت شناخت تنوع موقعیت‌های کاربرد بریل را تقویت می‌کنند؛ هرچند برای اثبات تاثیر مستقیم این تنوع بر مانایی خط، به پژوهش‌های مشخص‌تری نیاز است.

نکته دیگر آنکه توجه به مانایی بریل نباید به تقابل آن با فناوری‌های دیگر دریافت اطلاعات بینجامد. افراد نابینا، متناسب با نیاز، موقعیت و ترجیحات خود، ممکن است از شیوه‌های گوناگون استفاده کنند. مسئله اصلی، حفظ امکان انتخاب و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بریل در موقعیت‌هایی است که این خط می‌تواند کارکردی مناسب داشته باشد. مانایی بریل نیز لزوما در گرو استفاده انحصاری از آن نیست؛ بلکه می‌توان استمرار حضور و کاربرد آن را در کنار دیگر امکانات اطلاعاتی بررسی کرد.

بریل در معرض به‌مثابه ابزاری مفهومی ـ تحلیلی می‌تواند در شناخت فرصت‌های مواجهه و استفاده از بریل، بررسی تنوع کاربردهای آن، ارزیابی سیاست‌های دسترس‌پذیری، طراحی خدمات و تحلیل ابعاد حضور اجتماعی و فرهنگی این خط نیز به کار گرفته شود

مفهوم‌پردازیِ «بریل در معرض» صرفا صورت‌بندی مفهومیِ نوینی با محوریت مواجهه با بریل و فرصت‌های استفاده از آن نیست و ظرفیتش نیز به بررسی موضوع این نوشتار محدود نمی‌شود. بریل در معرض به‌مثابه ابزاری مفهومی ـ تحلیلی می‌تواند در شناخت فرصت‌های مواجهه و استفاده از بریل، بررسی تنوع کاربردهای آن، ارزیابی سیاست‌های دسترس‌پذیری، طراحی خدمات و تحلیل ابعاد حضور اجتماعی و فرهنگی این خط نیز به کار گرفته شود. در این میان، یکی از کارکردهای این ابزار تحلیلی، تمایزگذاری میان «وجود بریل»، «امکان مواجهه با آن»، «تحقق کاربرد» و «استمرار جایگاهش در زندگی فردی و اجتماعی» و بررسی نسبت میان این چهار سطح است. چنین تمییزی به شناسایی فاصله‌ها و گسست‌های احتمالی میان آن‌ها و شناخت موانع حضور موثر و پایدار بریل یاری می‌رساند.

همچنین بریل در معرض می‏‌تواند به تعمیق نگاه کارگزاران حوزه بریل کمک کند، دامنه توجه آنان را از امکانات موجود به فرصت‌های مواجهه و کاربرد واقعی گسترش دهد و زمینه شناخت دقیق‌تر وضعیت این خط را فراهم سازد. در گامی فراتر، داده‌های حاصل از بررسی‌های انجام‌شده با بهره‌گیری از این ابزار تحلیلی برای تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران حوزه بریل و نیز سیاست‌گذاران کلان حوزه افراد دارای معلولیت، که تصمیم‌های آنان مسائل نابینایان و خط بریل را نیز دربر می‌گیرد، موثر و سودمند خواهد بود. افزون بر این، یکی دیگر از ظرفیت‌های «بریل در معرض»، فراهم‌آوردن مبنایی برای ارزیابی وضعیت بریل در ایران و دستیابی به نگاهی جامع‌تر نسبت به این خط است؛ ظرفیتی که در رویکردهای رایج ارزیابی وضعیت این خط در ایران تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

در ارتباط با موضوع این نوشتار، یکی از پرسش‌های اساسی که «بریل در معرض» پیش می‌کشد، این است: آیا در کنار آموزش بریل و فراهم‌کردن امکانات دسترسی، به تنوع فرصت‌های مواجهه با این خط و گسترش عرصه‌های نقش‌آفرینی آن نیز توجه کافی داریم؟ این پرسش به‌ویژه هنگامی اهمیت می‌یابد که مسئله از آموزش اولیه فراتر می‌رود و استمرار کاربرد بریل در زندگی فرد و جامعه مطرح می‌شود.

نسبت مواجهه و مانایی هنوز نیازمند بررسی تجربی و تحلیلی بیشتری است. بااین‌حال، تمایز میان وجود بریل، امکان مواجهه با آن، تحقق کاربرد و استمرار جایگاهش در زندگی فردی و اجتماعی، می‌تواند به دقیق‌ترشدن پرسش‌های ما درباره وضعیت بریل کمک کند. در چنین نگاهی، ارزیابی حضور بریل تنها به شمار منابع تولیدشده، تجهیزات فراهم‌شده یا افراد آموزش‌دیده محدود نمی‌ماند؛ بلکه این پرسش نیز مطرح می‌شود که بریل در کدام موقعیت‌های زندگی امکان حضور و کاربرد پیدا کرده و این فرصت‌ها چه نسبتی با استمرار استفاده از آن دارند.

نویسنده، پژوهشگر و فعال حوزه خط بریل