بگذارید یک اعتراف کنم: طی این سالها وقتی بیانات یا پیامهای امامخمینی و رهبر شهید و برخی از علما و بزرگان اهل معنا را میدیدم که در آنها محکم و با اطمینان زایدالوصفی از پیروزی نهایی جمهوری اسلامی و جبهههای مقاومت بر دشمنان و نابودی قطعی استکبار ومشخصاً امریکا و اسرائیل، خبر میدادند آن هم در آیندهای که جوانان هم آن را خواهند دید، آن را حمل بر ارتباط مستقیم آنان با اهل بیت (ع) و مشخصاً امام زمان (ع) و ارتباطات معنوی مشابه میکردم.
سواد و اندازۀ من در حدی نیست بخواهم این موضوع را رد یا تأیید کنم و بهتر است پاسخ آن را به اهلش واگذار کنیم، هرچند وقتی یک پینهدوز بااخلاص میتواند بارها خدمت امام زمان (ع) مشرف شود یا یک سردار و مجاهد جبهههای جنگ میتواند به محضر اهل بیت (ع) بار یابد و دستورالعمل پیروزی بگیرد، این ماجرا برای کسانی که بعد از قرنها اسلام را احیا کرده و حکومت اسلامی را تشکیل دادهاند، بههیچوجه دور و نامحتمل نیست.
اما در روزهای اخیر یک کتاب، نگاه مرا به این موضوع تغییر داد؛ کتابی که هرچه جلوتر میرفتم در لذت خواندن و درک مفاهیم آن بیشتر غرق میشدم، و حیفم آمد که خوانندگان گرامی در لذت این آگاهی و نکتۀ کلیدی آن شریک و همراه نشوند.
این کتاب که برگرفته از آرا و اندیشههای شهید آیتالله خامنهای و براساس سخنرانیها، خطبهها، بیانات و پیامهای ایشان تهیه و تدوین شده است، به موضوع «سنتهای الهی» در زندگی فردی و اجتماعی انسانها میپردازد و درک عمیقی به مخاطب میدهد تا بر اساس آن حرکت و نگاه خود را، بهخصوص به پدیدهها و جریانات اجتماعی، اصلاح کند تا بتواند بهتر و دقیقتر و صحیحتر به کنشورزی بپردازد و به نتیجۀ آرمانی برسد.
خواننده در این کتاب بر اساس آیات و روایات و نمونههای تاریخی دور و نزدیک درمییابد که شکستها و پیروزیها و اعتلا و سقوط جوامع یک موضوع تصادفی نیست؛ حتی موضوعی نیست که صرفاً با دعاکردن یا نکردن مؤمنان اتفاق بیفتد یا نیفتد؛ سنتهایی براساس قوانین حاکم بر عالَم و تاریخ است که اگر به آنها عمل شود، پیروزی قطعی و حتمی است و اگر عمل نشود یا بدعمل شود، بیبروبرگرد به شکست منتهی میشود. این سنتها و قوانین تغییرناپذیرند و از آنها عدول نمیشود: «وَ لَن تَجِد لِسٌنّتالله تَبدیلاً».
برخی از این سنتها و قوانین، مستقل از اراده انسان است، مثل امتحان و آزمایش، عدل الهی و هدایت عمومی موجودات عالم، و بسیاری از آنها با ارادۀ انسانها محقق میشوند، مثل پیروزیها و شکستها، برتری مؤمنان بر دشمنان، افزایش نعمتهای مادی و معنوی، استجابت دعا، حبط اعمال و مواردی از این دست.
رهبر شهید با توضیح دقیق این موارد و مستند به متون دینی تأکید میکند ایمان بدون اقدام و عمل صالح پیروزی نمیآورد. مؤمنان نمیتوانند در خانههایشان بنشینند و حداکثر با دعاکردن صرف، منتظر پیروزی و ظفر باشند. حتماً باید این ایمان در صحنۀ نبرد با جان خود و فرزندان یا در عرصههای پشتیبانی از مجاهدان با مال و آبرو و آگاهسازی نمود عملی هم داشته باشد و از همه مهمتر این اقدام و عمل، «بموقع» و در شرایط نیاز باشد نه پس از پایان جنگ و جهاد وقتی که آبها از آسیاب افتاد! همراهی و معیت «ایمان»، «اقدام و عمل صالح»، «بموقع» شرط پیروزی است و حتماً و بیبروبرگرد پیروزی را در همه میدانها قطعی و حتمی میکند و این وعدة الهی، سنت و قانون تغییرناپذیر اوست. عجیب اینکه غفلت و بیاعتمادی به این سنتها و قوانین نیز یک سنت قطعی دیگر را در پی دارد: خشم و غضب و عقاب الهی.
مدرسِ این مفاهیم عمیق، سپس نمونههایی از نصرت الهی در تاریخ دور یا نزدیک را یادآور میشود مانند پیروزی حضرت موسی (ع) بر فرعون، نجات جان پیامبر (ع) در لیله المبیت، پیروزی مسلمانان در جنگهای بدر و احزاب، شکست مقدماتی آنان در جنگ احد و شکست نهایی آنان در جنگ حنین و نیز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ماجرای طبس، پیروزی نهایی در دفاع مقدس، نصرت حزبالله لبنان در جنگ ۳۳ روزه، پیروزی مردم غزه و مواردی از این دست.
با خواندن و دریافت مفاهیم کتاب بسیار ارزشمندِ «در آغوش نیل» میتوان فهمید که وعدههای مکرر و پر از اطمینان امام خمینی و رهبر شهید بر پیروزی قطعی بر ظلم و استکبار و سقوط و شکست نهایی امریکا و اسرائیل در نبرد نهایی، الزاماً معطوف به خبرهای حضوری از اهل بیت (ع) نیست، بلکه محصول شناخت عمیق معارف مکتبی در حوزه قوانین و سنتهای الهی است که در این کتاب بهخوبی ارائه و تبیین شده است.
مطالعه این اثر خوب، ارزشمند و خوشخوان را بهخصوص در شرایط حساس امروز ایران و جهان به همه خوانندگان توصیه میکنم تا انگیزههایشان برای ماندن در میدانهای مبارزه و جهاد و پشتیبانی و اقدام و البته همراهی دعا و نیایش بیش از پیش شود تا به مدد الهی هرچه زودتر شکست دشمنان و نصرت نهایی حق را شاهد باشیم.
|
