عبدالناصر همتی فروپاشی اقتصاد ایران را توهم میداند، اما پیشبینی رکود و تورم سنگین از سوی صندوق بینالمللی پول، تصویر نگرانکنندهای از اقتصاد کشور ترسیم میکند. آیا اقتصاد ایران واقعاً تابآور است یا هنوز فرو نپاشیده، اما زیر فشار جنگ، تحریم و سیاستهای اقتصادی فرسوده میشود؟
رویداد۲۴| عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، در اجلاس سالیانه صندوق بینالمللی پول در بانکوک، ادعای فروپاشی اقتصاد ایران را «توهمی بیش» خوانده و بر تابآوری اقتصاد کشور در برابر جنگ و تحریمها تأکید کرده است. اما آیا ادامه فعالیت بازارها و پرداخت حقوقها به معنای سلامت اقتصاد است؟ در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم سنگین، کاهش قدرت خرید و چشمانداز نامطمئن تولید و سرمایهگذاری روبهروست، باید میان فرو نپاشیدن اقتصاد و برخورداری از ثبات اقتصادی تفاوت گذاشت.
اقتصاد ایران فرو نپاشیده؛ اما آیا تابآور است؟
عبدالناصر همتی در سخنرانی خود در اجلاس سالیانه صندوق بینالمللی پول در بانکوک، با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و فشارهای اقتصادی واشنگتن، گفته است: «بهرغم همه این فشارها، اقتصاد ایران تابآوری بسیار خوبی از خود نشان داده است و ادعای فروپاشی اقتصاد ایران توهمی بیش نیست.»
او همچنین از صندوق بینالمللی پول خواسته است آثار جنگ، تحریمها و محدودیتهای پرداختهای بینالمللی را در ارزیابی اقتصاد ایران، با همان دقتی بررسی کند که سیاستهای داخلی کشورها را میسنجد.
تأکید همتی بر اثر تحریمها و جنگ، از منظر تحلیل اقتصادی قابل توجه است. محدودیت صادرات نفت، دشواری انتقال پول، کاهش دسترسی به منابع مالی و نااطمینانی ناشی از درگیری نظامی، هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش میدهد. نادیده گرفتن این عوامل، تصویری ناقص از شرایط ایران ارائه میکند.
با این حال، تحریمها تمام ماجرا نیستند. سیاستهای پولی و مالی، نحوه تأمین کسری بودجه، وضعیت شبکه بانکی و کیفیت تصمیمگیری اقتصادی نیز در شدت بحران نقش دارند. بنابراین، نمیتوان همه مشکلات را به عوامل خارجی نسبت داد؛ همانطور که نمیتوان اثر تحریم و جنگ را نادیده گرفت.
پیشبینی صندوق بینالمللی پول چه میگوید؟
یکی از معیارهای سنجش ادعای همتی، پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول است. بر اساس برآوردهای بهروزشده این نهاد در سال ۲۰۲۶، اقتصاد ایران با چشمانداز انقباض اقتصادی و تورم بالا مواجه است. صندوق برای سال جاری میلادی رشد واقعی منفی ۵.۴ درصدی و تورم متوسط سالانه حدود ۶۸.۹ درصد را پیشبینی کرده است. این ارقام پیشبینیاند، نه آمار نهایی عملکرد اقتصاد کشور. با این حال، از فشار جدی بر تولید و قدرت خرید حکایت دارند.
رشد اقتصادی منفی به معنای کاهش حجم تولید کالاها و خدمات است. وقتی این وضعیت با تورم بالا همراه میشود، خانوارها از دو جهت آسیب میبینند: هزینه زندگی افزایش مییابد و همزمان رکود میتواند فرصتهای شغلی، درآمد بنگاهها و امکان افزایش دستمزدها را محدود کند.
البته رکود حتی با شدت بالا، بهخودیخود نشانه فروپاشی نیست. اقتصادها ممکن است پس از جنگ یا شوکهای بزرگ وارد رکود شوند و در صورت اصلاح سیاستها و بهبود شرایط، به مسیر رشد بازگردند. مسئله مهم این است که رکود چقدر طول میکشد و چه میزان از ظرفیت تولید و سرمایهگذاری را از بین میبرد.
بنابراین، پیشبینی صندوق فروپاشی کامل اقتصاد ایران را اثبات نمیکند، اما با تصویری از اقتصادی باثبات و برخوردار از تابآوری بالا نیز سازگار نیست.
تحریم نفتی؛ آزمون دشوار تابآوری
یکی از مهمترین آسیبپذیریهای اقتصاد ایران، وابستگی درآمدهای ارزی و بخشی از منابع بودجهای به صادرات نفت است. هرچه فروش نفت و بازگشت درآمد حاصل از آن دشوارتر شود، تأمین ارز مورد نیاز برای واردات و هزینههای عمومی نیز با محدودیت بیشتری روبهرو خواهد شد.
رویترز در گزارشی با استناد به دادههای شرکت ورتکسا، از صفر شدن صادرات نفت خام ایران در ماه اکتبر در پی تحریمها و محاصره آمریکا خبر داد. این گزارش، تصویری از فشار جدی بر یکی از مسیرهای اصلی تأمین ارز کشور ارائه میکند؛ هرچند برای ارزیابی کامل درآمدهای نفتی باید میان صادرات ثبتشده، فروش واقعی و وصول درآمد تفاوت گذاشت.
اگر این محدودیتها ادامه پیدا کنند، دولت ناچار خواهد شد برای تأمین نیازهای ارزی به منابع جایگزین متوسل شود یا هزینهها و واردات را محدود کند. چنین اقداماتی ممکن است از بروز اختلال فوری جلوگیری کنند، اما بدون درآمدهای پایدار، راهحل بلندمدت محسوب نمیشوند. محدود شدن واردات مواد اولیه و ماشینآلات نیز میتواند به تولید داخلی آسیب بزند.
در نتیجه، تابآوری واقعی فقط به توان عبور از یک شوک کوتاهمدت وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که اقتصاد تا چه اندازه میتواند منابع لازم برای ادامه فعالیت و بازسازی ظرفیتهای خود را تأمین کند.
تورم سنگین به معنای فروپاشی نیست
در بحث درباره اقتصاد ایران، مفاهیم تورم بالا، ابرتورم و فروپاشی اقتصادی گاهی بهجای یکدیگر به کار میروند؛ در حالی که تفاوتهای مهمی میان آنها وجود دارد.
تورم بالا به معنای افزایش مستمر سطح عمومی قیمتها و کاهش قدرت خرید پول است. در چنین شرایطی، ممکن است بانکها، بازارها و مبادلات روزمره همچنان فعال باشند، اما هزینه زندگی بهشدت افزایش یابد.
ابرتورم نیز تعریف مشخصتری دارد. در تعریف کلاسیک فیلیپ کاگان، افزایش سطح عمومی قیمتها به بیش از ۵۰ درصد در یک ماه، آستانه ابرتورم محسوب میشود. بنابراین، تورم سالانه بالا، هرچند نشانه بحران جدی است، بهتنهایی وقوع ابرتورم را اثبات نمیکند.
فروپاشی اقتصادی هم الزاماً مترادف ابرتورم نیست. برای بررسی چنین ادعایی باید نشانههایی مانند اختلال فراگیر در نظام پرداخت، ناتوانی گسترده در تأمین کالاهای ضروری، توقف فعالیت بخشهای مهم اقتصادی و از کار افتادن کارکردهای اساسی دولت را بررسی کرد.
از این منظر، رد ادعای فروپاشی کامل اقتصاد ایران میتواند قابل دفاع باشد؛ اما از این گزاره نمیتوان نتیجه گرفت که اقتصاد کشور وضعیت مناسبی دارد یا از بحران فاصله گرفته است.
وقتی اقتصاد کار میکند، اما معیشت مردم فرسوده میشود
یکی از مهمترین بخشهای این بحث، فاصله میان شاخصهای کلان و زندگی روزمره مردم است. ادامه فعالیت فروشگاهها، پرداخت حقوقها و گردش پول در اقتصاد، لزوماً به معنای حفظ رفاه عمومی نیست.
در شرایط تورم مزمن، خانوارها ممکن است از خرید برخی کالاها صرفنظر کنند، هزینه درمان و آموزش را کاهش دهند یا بخش بیشتری از درآمد خود را صرف مسکن و مواد غذایی کنند. در چنین وضعیتی، اقتصاد همچنان فعال است، اما کیفیت زندگی بخش بزرگی از جامعه افت میکند.
به همین دلیل، برای ارزیابی وضعیت اقتصادی ایران باید علاوه بر تولید ناخالص داخلی و نرخ تورم، روند واقعی دستمزدها، هزینه سبد معیشت، وضعیت اشتغال، فقر و توان پسانداز خانوارها را نیز در نظر گرفت. بدون این شاخصها، تأکید بر تابآوری اقتصاد تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
در کنار این مسائل، مسئولیت سیاستگذار داخلی نیز همچنان پابرجاست. کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکها و انتظارات تورمی میتوانند به تداوم تورم دامن بزنند. بانک مرکزی باید توضیح دهد که چه برنامهای برای کنترل تورم، مدیریت بازار ارز و حفظ قدرت خرید مردم دارد. اشاره به فشار خارجی، جای پاسخگویی درباره این سیاستها را نمیگیرد.
آیا همتی درست میگوید؟
پاسخ واقعبینانه این است که سخن همتی را باید به دو بخش تقسیم کرد. ادعای فروپاشی کامل اقتصاد ایران را نمیتوان صرفاً با تورم بالا، افت ارزش پول ملی یا پیشبینی رکود اثبات کرد. برای چنین نتیجهای باید شواهدی روشن از اختلال گسترده در کارکردهای اساسی اقتصاد ارائه شود.
اما تأکید بر «تابآوری بسیار خوب» اقتصاد ایران نیز نیازمند شواهد بیشتری است. پیشبینی انقباض اقتصادی، تورم بالا و فشار بر صادرات نفت نشان میدهد که کشور با بحران جدی مواجه است. این وضعیت لزوماً به معنای فروپاشی نیست، اما ادامه فعالیت روزمره اقتصاد را هم نمیتوان نشانه سلامت آن دانست.
در نهایت، اقتصاد ایران ممکن است همچنان کار کند، اما همزمان ظرفیت تولیدی خود را از دست بدهد، سرمایهگذاری در آن کاهش یابد و معیشت خانوارها دشوارتر شود. پرسش اصلی، بنابراین، فقط این نیست که اقتصاد ایران فرو پاشیده است یا نه؛ بلکه این است که آیا سیاستگذاران میتوانند جلوی فرسایش بیشتر آن را بگیرند و مسیر بازگشت به رشد و ثبات را هموار کنند.
