هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

 فریب راهبردی دشمن؟
محسن هاشمی به اعتماد گفته است:

باید مراقب باشیم در دام فریب راهبردی دشمن نیفتیم و فریب بازی کوتاه‌مدت آنها را نخوریم. اگر خاطرتان باشد پس از آن جنگ ۱۲ روزه که متاسفانه با ترور ناجوانمردانه تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و بمباران بخشی از زیرساخت‌ها و تاسیسات هسته‌ای کشورمان همراه بود، این رخداد به نوبه خود بستر و زمینه را برای حوادث تلخ و ناگوار دی‌ماه ۱۴۰۴ فراهم کرد. در آن مقطع نیز ما ناآرامی‌ها، آشوب‌ها و تظاهرات گسترده‌ای را تجربه کردیم که متاسفانه با خسارات سنگین و تقدیم شهدا و جان‌باختگان بسیاری همراه شد.

در  جنگ ۴۰ روزه متاسفانه ما شاهد فجایع بزرگی بودیم؛ از جمله شهادت مقام معظم رهبری که ضربه جبران‌ناپذیری بود و به شهادت رسیدن بخش بزرگ دیگری از مدیران ارشد، مسوولان، دانشمندان برجسته و فرماندهان دلاورمان. افزون بر این، زیرساخت‌های حیاتی نظامی، اقتصادی و شبکه انرژی کشور نیز متحمل آسیب‌های بسیار شدیدی شد. اما نکته قابل‌ تامل اینجاست که پس از پایان آن جنگ سنگین نیز بلافاصله همان تحلیل قبلی درباره عدم توفیق دشمن در تغییر رژیم و پیروزی ایران تکرار شد. البته در همان مقطع، یک دستاورد و پیروزی نسبی به دست آمد که عبارت بود از امضای تفاهمنامه و توافقنامه اسلام‌آباد؛ تفاهمنامه‌ای که به واقع از منظر دیپلماتیک می‌توان آن را یک پیروزی برای ایران دانست. اما به هر دلیلی آن توافقنامه نیز به هم خورد....
باید صادقانه از خود بپرسیم: آیا هدفِ «براندازی نظام ظرف چند روز» واقعا یک هدف عملیاتی و واقعی برای دشمن بوده یا اینکه این، صرفا یک فریب و برنامه‌ریزی بلندمدت دشمن است که در مقاطع مختلف به ما ضربه بزند، حملات کوتاه‌مدت و سهمگین انجام دهد و در نتیجه، گام‌به‌گام به هدف اصلی و نهایی خودش نزدیک‌تر شود؟ اگر ما این احتمال راهبردی را بپذیریم و بیدار شویم، ناگزیر باید به این پرسش حیاتی پاسخ دهیم که چگونه می‌توانیم از این دام فریب استراتژیک که دشمن قصد دارد ما را گرفتار آن کند، خارج شویم؟ راه برون‌رفت چیست؟ پاسخ این است که باید با کمال واقع‌بینی و با یک عملکرد کاملا عقلانی، دور از شعارزدگی، رجزخوانی‌های توخالی و هیجانات کاذب، منافع ملی، اصل نظام جمهوری اسلامی و رفاه و آرامش مردم را حفظ کنیم.
****
انتخابات در جهت‌گیری امنیتی اسراییل بی تاثیر است
اطلاعات نوشت:

بر اساس نتایج اعلام‌شده، ائتلاف بنیامین نتانیاهو ۵۳ کرسی، اردوگاه مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی و احزاب عربی در مجموع ۱۹ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را به دست آورده‌اند. میزان مشارکت نیز ۷۷٫۹ درصد بوده است. بنابراین هیچ‌یک از دو اردوگاه به اکثریت ۶۱ کرسی دست نیافته است. نخستین نکته قابل تأمل، کاهش قدرت اردوگاه نتانیاهو در مقایسه با ترکیب کنست پیشین است. این تحول را نمی‌توان جدا از پیامدهای جنگ‌های مستمر، بحران‌های امنیتی، اختلافات داخلی و نارضایتی از عملکرد دولت ارزیابی کرد....

 اما آنچه این بن‌بست داخلی را برای منطقه اهمیت بیشتری می‌بخشد، پیامدهای احتمالی آن در سیاست خارجی و امنیتی است. نتانیاهو تا زمان تشکیل دولت جدید همچنان اداره امور را برعهده دارد. در برابر بن‌بست موجود، سناریوهایی مانند تشکیل دولت با حمایت احزاب عربی، دولت وحدت ملی، جذب نمایندگان مخالفان یا برگزاری انتخاباتی دیگر مطرح است؛ اما هیچ‌یک هنوز قطعی نیست.
در چنین شرایطی، احتمال بهره‌برداری سیاسی از تنش‌های خارجی را نمی‌توان نادیده گرفت. تشدید رویارویی با ایران یا گسترش عملیات نظامی در جبهه‌های دیگر ممکن است برای برخی بازیگران ابزاری جهت تغییر دستور کار داخلی، ایجاد فضای اضطراری و تأثیرگذاری بر معادلات تشکیل دولت باشد. البته این احتمال را نباید به‌عنوان تصمیمی قطعی یا برنامه‌ای اثبات‌شده تلقی کرد .

نکته مهم‌تر این است که در موضوع ایران، اختلاف میان جناح‌های اصلی رژیم صهیونیستی لزوماً به اختلافی بنیادی درباره اصل سیاست تقابل منجر نمی‌شود. از این رو، حتی اگر نتانیاهو از صحنه قدرت کنار برود یا دولت وحدت ملی تشکیل شود، نباید انتظار داشت جهت‌گیری امنیتی این رژیم به‌سرعت تغییر کند. چه‌بسا اختلافات بر سر شیوه و زمان اقدام باشد، نه بر سر اهداف راهبردی.
****

گفتگوی نتانیاهو با ترامپ درباره ازسرگیری جنگ علیه ایران
 
روزنامه «وال استریت ژورنال» گزارش داد که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا، صبح شنبه در بحبوحه آماده‌سازی‌های ایالات متحده برای از سرگیری جنگ در منطقه خاورمیانه، تلفنی با «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت و گو کرد.
 شبکه روسیه الیوم، به نقل از «وال استریت ژورنال» نوشته است: این تماس تلفنی بین ترامپ و نتانیاهو چند روز پس از آن انجام شد که ترامپ در کاخ سفید با فرماندهان ارشد نظامی خود دیدار کرد تا در مورد گزینه‌های از سرگیری عملیات‌های نظامی گسترده در منطقه گفتگو کنند. همچنین این تماس در حالی انجام شد که رئیس جمهور آمریکا تلاش‌های خود را برای جلب نظر رای دهندگان جمهوری خواه پیش از انتخابات میان دوره‌ای که قرار است در ۳ نوامبر برگزار شود، افزایش داده است زیرا محبوبیت ترامپ در میان هواداران جمهوری‌خواه به دلیل افزایش قیمت سوخت و هزینه معیشت در پی جنگ در خاورمیانه کاهش یافته است. در این زمینه، رسانه‌های رژیم اسرائیل فاش کردند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تحت فشار «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل، برای از سرگیری عملیات نظامی علیه ایران پس از انتخابات آمریکا است، در حالی که کشورهای میانجی تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای دستیابی به توافقی که تشدید تنش را محدود کرده و از رویارویی نظامی مجدد جلوگیری کند، افزایش داده اند.

 شبکه۱۲ تلویزیون رژیم اسرائیل به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که نتانیاهو دولت ایالات متحده را برای از سرگیری جنگ با ایران پس از انتخابات تحت فشار قرار داده است، در همین حال طرف‌های میانجی در تلاشند تا شکاف بین واشنگتن و تهران را پر کنند و به توافقی برای پایان دادن به تنش‌های فعلی دست یابند.
****
پایان را ما می‌نویسیم
جوان نوشت:
فرمان اخیر حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا، به فرماندهان ارشد نیرو‌های مسلح، حامل پیامی راهبردی به دشمن و تعیین‌کننده چارچوب مواجهه جمهوری اسلامی ایران با معادلات پیش روست: «هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبه‌رو شود.» این گزاره، منطق بازدارندگی را بر پایه اراده، آمادگی و تغییر محاسبات طرف مقابل بازتعریف می‌کند؛ بازدارندگی‌ای که قرار نیست صرفاً به دفع تهدید محدود بماند بلکه باید احتمال شکل‌گیری و تکرار آن را نیز کاهش دهد و محاسبه دشمن را تغییر بدهد. 
«پایان را ما می‌نویسیم» این عبارت، عصاره پیام فرمانده کل قوا و بیانگر انتقال ابتکار عمل راهبردی به اراده ملی ایران است. دشمن باید بداند که آغاز تجاوز به معنای برخورداری از اختیار تعیین دامنه، زمان و شرایط خاتمه آن نیست. این فرمان در عین برخورداری از صراحت و قاطعیت، بیانگر ماهیت دفاعی و صلح‌طلبانه جمهوری اسلامی ایران است، صلحی که نه بر تسلیم در برابر تهدید و تجاوز بلکه بر مقاومت مقتدرانه در برابر شرارت دشمنان و صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و حقوق ملت استوار است. در این منطق بازدارندگی معتبر و آمادگی همه‌جانبه برای دفاع، نه مغایر صلح بلکه ضرورتی برای تحقق و پایداری آن است. پیام ایران روشن است؛ ما آغازگر جنگ نیستیم، اما اجازه نخواهیم داد دشمن با اتکا به تهدید و تجاوز اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کند. 
در شرایطی که هیئت حاکمه امریکا پس از شکست‌های میدان جنگ، با فشار‌های سیاسی و انتخاباتی و نگرانی از پیامد‌های جنگ مواجه است، وسوسه انتقال هزینه‌های بحران به خارج از مرز‌های خود می‌تواند محاسبات واشینگتن را پیچیده‌تر کند. در چنین فضایی، هرگونه تصور از خستگی راهبردی ایران یا امکان تحمیل اراده از طریق تهدید، محاسبه‌ای پرهزینه خواهد بود. پاسخ قاطع ایران باید این تصور را از اساس بی‌اعتبار سازد که فشار و تهدید، نه مسیر تحمیل تصمیم بلکه زمینه مواجهه با هزینه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر برای متجاوز است. تأکید بر پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» نیز از همین منطق سرچشمه می‌گیرد. پیام آن، پایان‌بخشیدن به توهم وجود حاشیه امن برای تهدیدکنندگان و نفی تفکیک مصنوعی میان مبدأ تجاوز و میدان پاسخ است. به‌روزرسانی بانک اهداف و قرارگرفتن انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن امریکایی- صهیونی در محاسبات دفاعی، نشان‌دهنده ضرورت شناخت جامع ماهیت تهدید و متناسب‌سازی آمادگی با تحولات جنگ جدید است. در این منظومه معماری اطلاعات نظامی، دفاع بومی در سطوح دکترین و تاکتیک، فناوری‌های نوین و تولید فزاینده تجهیزات، اجزای مکمل بازدارندگی‌اند. 
****
شلیک از شانه‌های ملت مبعوث
وطن امروز نوشت:
هیچ بازدارندگی پایداری بدون عمق اجتماعی و پیوند با مردم امکان‌پذیر نیست. یکی از عمیق‌ترین و زیباترین مفاهیم بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی، تعبیر «ملت مبعوث» بود که در امتداد آن، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای حضور 8 ماهه و مستمر مردم را در صحنه‌های مختلف دفاع از آرمان‌ها، امتداد مستقیم «دفاع مقدس 8 ساله» نامیدند. 
دشمن همواره امیدوار بود با عملیات روانی، تحریم و جنگ شناختی، دیواری میان «میدان» و «جامعه» بنا و پیاده‌نظام داخلی و ایران‌ستیزان را برای شکاف در حاکمیت فعال کند اما استواری ملت مبعوث نشان داد فولاد تسلیحات سپاه و ارتش، در کوره ایمان و وفاداری این ملت گداخته شده است. این پیوستگی اجتماعی، همان ستون پنجم بازدارندگی است؛ سپاه و ارتشی که پشت‌گرم به ایران انقلابی، آگاه و در صحنه است، هرگز در میدان نبرد عقب نخواهد نشست و از هیبت ناوهای جنگی دشمن نخواهد هراسید. 
دیدار ژنرال‌های غیور ملت با فرمانده معظم کل قوا، یک پیام بی‌ابهام برای تمام مراکز راهبردی دنیا مخابره کرد؛ جمهوری اسلامی ایران در سواحل خلیج فارس، آبراه‌های راهبردی تنگه هرمز و دریای عمان و در امتداد مرزهای شمال غرب و جنوب شرق، در بالاترین سطح آمادگی تاریخی خود به سر می‌برد اما این آمادگی، متکی به دکترین تهاجمی تبیین‌شده، اراده خلل‌ناپذیر رهبر انقلاب اسلامی و خشم انقلابی ملتی منسجم است. 
به اتاق‌های فکر در واشنگتن و تل‌آویو باید این واقعیت مسلم را یادآوری کرد که دورانی که می‌توانستید با ترور یا تهدید هوایی صحنه را تغییر دهید و سپس پشت میزهای مذاکره یا خطوط قرمز بین‌المللی پنهان شوید، به گورستان تاریخ پیوست. اگر دست از پا خطا کنید، جنگی را شروع خواهید کرد که شما صرفا آغازکننده آن هستید اما تاریخ و نحوه پایان آن، با حکاکی برجسته و ماندگار، توسط ایران و ایرانیان نوشته خواهد شد.
****

«ضربه مرگ» به آمریکا در غرب آسیا 
مشرق نوشت:
در پایان اکتبر ۲۰۲۶، آمریکا و رژیم صهیونیستی به سمت سومین دور جنگ گسترده علیه ایران حرکت می‌کنند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در فارین پالیسی، سی‌ان‌ان، المانیتور، سی‌بی‌سی، نیویورک‌تایمز، تایم و الجزیره، دولت ترامپ به متحدان خود اطلاع داده است که ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر، عملیات نظامی تازه‌ای را آغاز کند.

با این حال، جمع‌بندی تحلیلی نشان می‌دهد که این جنگ در سطح نظامی بیش از گذشته فاقد امکان دستیابی به نتیجه‌ی قاطع است، در سطح سیاسی برای ترامپ بازدهی بسیار مبهم دارد و در سطح راهبردی می‌تواند فروپاشی رهبری آمریکا در خاورمیانه را تسریع کند.

مشکل بنیادین این است که دو ستون اصلی دو دور قبلی جنگ، یعنی «غافلگیری راهبردی» و «ترور رأس»، تا حد زیادی فروپاشیده‌اند و ایران نیز برای جنگ فرسایشی طولانی، آمادگی نهادی و پراکنده‌سازی‌شده ایجاد کرده است؛ دقیقاً همان نوع جنگی که آمریکا در آن بیشترین آسیب‌پذیری را دارد.بیشتر تحلیل‌ها به یک نتیجه‌ی مشترک می‌رسند: احتمال دور جدید جنگ بسیار بالا است، اما دستیابی به اهداف راهبردی اعلام‌شده بسیار پایین. یک تحلیل‌گر ارشد صهیونیست، دانی سیترونویچ، می‌گوید «دور جدید جنگ تقریباً اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد».

گزارش‌ها حاکی است که دولت ترامپ به متحدان منطقه‌ای توصیه کرده است برای اقدام نظامی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آماده باشند و فرماندهی سنتکام نیز گزینه‌های حمله‌ی مجدد به ایران را به ترامپ ارائه کرده است.اما این «اجتناب‌ناپذیری» بیش از آنکه ناشی از ضرورت راهبردی باشد، محصول اینرسی سیاسی‌ای است که دو دور قبلی جنگ ایجاد کرده‌اند. جنگ دوازده‌روزه‌ی ژوئن ۲۰۲۵ و عملیات به اصطلاح «خشم حماسی» در فوریه ۲۰۲۶ با حملات هوایی گسترده و ترورهای هدفمند آغاز شدند، اما نتوانستند هدف اصلی یعنی «تغییر رژیم» در ایران را محقق کنند.جمهوری اسلامی ایران نه تنها باقی ماند، بلکه رهبری آن «سازگاری چشمگیری با حملات نظامی و محاصره‌ی اقتصادی» از خود نشان داد. فارین پالیسی این‌گونه نتیجه می گیرد که آمریکا در یک «جنگ طولانی که پیروزی قاطع در آن تقریباً ناممکن است» قفل شده است. دور سوم جنگ این واقعیت ساختاری را تغییر نمی‌دهد، بلکه فقط آمریکا را عمیق‌تر در همان باتلاق فرو می‌برد.اگر ترامپ دور جدید جنگ را تأیید کند، «دستاوردهای» احتمالی آن تقریباً تماماً سیاسی خواهند بود و همین دستاوردهای سیاسی نیز به‌شدت غیرقابل‌اعتمادند.مهم‌ترین انگیزه، پنجره‌ی سیاسی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای است. اینکه عملیات نظامی به بعد از سوم نوامبر موکول شده، ظاهراً برای جلوگیری از جهش قیمت نفت در آستانه‌ی انتخابات است؛ اما همین زمان‌بندی پرده از رابطه خام جنگ با سیاست انتخاباتی برمی‌دارد. مشکل این است که پیامدهای اقتصادی جنگ، به‌ویژه خطر حمل‌ونقل در تنگه هرمز و شوک قیمت نفت، با پایان انتخابات از بین نمی‌روند...فارین پالیسی هشدار می‌دهد، آغاز دور تازه جنگ نه نمایش قدرت آمریکا، بلکه «ضربه مرگ» به رهبری آمریکا در غرب آسیا خواهد بود. تشدیدی که نه در میدان قابل پیروزی است، نه پشت میز مذاکره قابل جمع‌بندی.
****
شیر زخمی ایران
جمهوری اسلامی نوشت:
تام باراک، سفير آمريکا در ترکيه و نماينده ترامپ در امور سوريه و عراق، مصاحبه‌اي با شبکه تلويزيوني سي‌ان‌ان کرده و نکته مهمي از واقعيت‌هاي جاري منطقه خاورميانه را به زبان آورده است. وي درباره وضعيت حضور آمريکا در منطقه گفت: «مردم منطقه مي‌گويند: آمريکا، شما در نهايت به خانه بازخواهيد گشت. ما مي‌دانيم که شما به خانه بازخواهيد گشت و ما با ايران، اين «شير زخمي» تنها خواهيم ماند»...نکته کليدي در سخنان سفير آمريکا در ترکيه تعبير «شير زخمي» درباره ايران است که به اعتراف او مي‌ماند و مردم منطقه نيز چنانکه خود مي‌گويند با ايران و بدون حضور آمريکا خواهند ماند. قبل از سفير آمريکا در ترکيه، تعدادي از صاحبنظران آمريکائي، اروپائي و جهان عرب هم درباره پايان حضور آمريکا در خاورميانه مطالبي گفتند و نه فقط از قول مردم منطقه بلکه به عنوان نظر کارشناسي خود بر اين نکته تأکيد کرده‌اند که جنگ عليه ايران بزرگ‌ترين اشتباه دونالد ترامپ رئيس‌جمهور آمريکا بوده و اين جنگ حداقل دو عارضه منفي براي آمريکا به بار آورده است که يکي باطل شدن افسانه شکست‌ناپذيري آمريکاست و ديگري کليد خوردن پايان حضور آمريکا در منطقه خاورميانه. رسانه‌هاي آمريکائي، اروپائي و جهان عرب اعم از مجازي، مکتوب و صدا و تصوير، لبریز هستند از اين نوع اظهارنظر صريح و البته سرزنش‌کننده نسبت به دونالد ترامپ که با هوس‌بازي‌هاي کودکانه‌اش و با فريب خوردن از بنيامين نتانياهو آمريکا را گرفتار باتلاق جنگ ايران کرد و ملت‌هاي آمريکا، اروپا و تعدادي از کشورهاي عربي را به دردسرهاي شديد انداخت.
مسئولان ايراني بارها به صورت خصوصي و عمومي به سران کشورهاي حاشيه خليج فارس گفته‌اند ايران با کشورهاي حوزه خليج فارس هيچ خصومتي ندارد و خواهان روابط مسالمت‌آميز و برادرانه با آنهاست. دليل حمله به پايگاه‌هاي آمريکائي در اين کشورها هم کاملاً روشن است که ضربه زدن به آمريکا و پاسخ دادن به تجاوزات ارتش تروريستي شيطان بزرگ است. اکنون که سران کشورهاي ميزبان پايگاه‌هاي آمريکائي به اين نتيجه رسيده‌اند که آمريکا حتي امنيت خود را نمي‌تواند تأمين کند و در آستانه فرار از منطقه است، هيچ دليلي براي ادامه حضور پايگاه‌هاي آمريکائي در اين کشورها وجود ندارد. تا دير نشده از فرصت فراهم شده استفاده کنيد و با پشت کردن به آمريکا به آغوش ملت‌هاي خود برگرديد و در خدمت استقلال و عزت کشورهاي خود باشيد...

****
کاهش نسبی چک های برگشتی در جنگ اخیر

فرهیختگان نوشت:

اقتصاد در شرایط بحرانی، بیش از هر زمان دیگری تحت‌تأثیر نااطمینانی قرار می‌گیرد. وقتی جنگی رخ می‌دهد، فعالیت بنگاه‌ها مختل می‌شود، جریان درآمد و فروش کسب‌وکارها با وقفه روبه‌رو می‌شود و ایفای تعهدات مالی نیز می‌تواند دشوارتر از گذشته شود.
 یکی از جاهایی که می‌توان رد این فشارها را دنبال کرد، آمار چک‌های برگشتی است؛ شاخصی که اگرچه به‌تنهایی نمی‌تواند تصویری کامل از وضعیت اقتصادی ارائه دهد، اما تغییرات آن می‌تواند نشانه‌هایی از وضعیت مبادلات و توان پرداخت تعهدات مالی و حتی نشانه‌هایی از رونق و رکود در اقتصاد باشد. 

بررسی آمار چک‌های برگشتی از دی‌ماه ۱۴۰۳ تا مردادماه ۱۴۰۵ نشان می‌دهد هم‌زمان با دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه رمضان، نسبت تعداد و مبلغ چک‌های برگشتی افزایش‌یافته، اما این افزایش در ماه‌های بعد تا حدودی تعدیل شده است. به بیان دیگر شوک‌های ناشی از جنگ در آمار چک‌ها قابل‌مشاهده‌اند، اما داده‌ها نشان نمی‌دهند این شوک‌ها در تمام ماه‌های بعد به افزایش مداوم نسبت چک‌های برگشتی منجر شده باشند.

پس از جنگ ۱۲روزه، نسبت تعداد چک‌های برگشتی که در تیرماه ۱۴۰۴ به ۱۴.۵ درصد رسیده بود، در آبان‌ماه به ۸.۷ درصد کاهش یافت؛ نسبت مبلغ چک‌های برگشتی نیز از اوج ۲۲.۶ درصدی تیرماه 1404 به ۱۳.۱ درصد در مهرماه سال گذشته رسید. در سال ۱۴۰۵ هم پس از ثبت نسبت‌های بالاتر در فروردین‌ماه، هر دو شاخص در اردیبهشت و خرداد کاهش پیدا کردند. پس از جنگ ۴۰روزه رمضان، نسبت تعداد چک‌های برگشتی در تیر و مرداد افزایش یافت، اما نسبت مبلغ در مردادماه اندکی پایین‌تر آمد. این روند نشان می‌دهد پس از جهش‌های مقطعی، نسبت چک‌های برگشتی در ادامه به محدوده‌های پایین‌تری بازگشته است؛ هرچند رکوردشکنی مبلغ اسمی چک‌های برگشتی در مردادماه ۱۴۰۵ یادآوری می‌کند که نمی‌توان از بازگشت کامل همه ابعاد مبادلات اقتصادی به شرایط پیش از جنگ سخن گفت.