ظهور امام زمان(عج) امری است که در بستر قواعد جهان هستی محقق می‌شود؛ به‌گفته کارشناسان، نباید انتظار داشت که این واقعه بزرگ تنها از مسیر معجزات و امور خارق‌العاده رخ دهد، بلکه نیازمند هم‌افزایی معنویت و نصرت الهی در چارچوب سنن حاکم بر حیات بشر است.

یکی از پرسش‌های مطرح در حوزه مهدویت این است که اگر امام زمان(عج) به اذن الهی از توانایی انجام امور خارق‌العاده برخوردار هستند، چرا در دوران غیبت همه مشکلات و گرفتاری‌های شیعیان به دست ایشان برطرف نمی‌شود؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند توجه به جایگاه سنت‌های الهی، نقش اراده و تلاش انسان‌ها و چگونگی حضور و عنایت امام(عج) در دوران غیبت است.

برای بررسی این موضوع و به منظور پرداختن به موضوعاتی از جمله تفاوت میان «عدم رؤیت» و «عدم حضور» امام زمان(عج)، کارکرد و نقش حضرت در دوران غیبت، جایگاه امور خارق‌العاده در تحقق ظهور، نسبت ظهور با قوانین و سنن الهی و نقش انسان‌ها در تحقق جامعه مهدوی با حجت‌الاسلام والمسلمین اصغر قاضی‌خانی، پژوهشگر و کارشناس حوزه مهدویت، به گفت‌وگو پرداخته که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم:

امام زمان(عج) در غیبت کبری چه مسئولیت‌هایی را برعهده دارند، به چه کارها و اعمالی اشتغال دارند و در برابر جوامع و افراد و شیعیان چه برنامه‌ای را اجرا می‌نمایند؟

در غیبت کبری کارها و مشاغل و مسؤولیت‌های امام بسیار حساس و مهم است و اگرچه تصرف و بسط ید و حکومت ظاهری بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را دیگران در اختیار گرفته و نظام حاکم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد می‌کنند، با این حال، امام ناظر بر اوضاع می‌باشند و عنایت‌هایی دارند و تصرفاتی می‌نمایند.

و از جمله شئون امامت و رهبری و زعامت را در حدود امکان متصدی شده و وظایف خود را به نحو احسن و اکمل انجام می‌دهند؛ عمر طولانی ایشان در اطاعت خدا می‌گذرد؛ هم تکالیف فردی خویش را انجام می‌دهند و هم بر حسب حکایات متواتر، تکالیف اجتماعی را آنچه مقتضی و مصلحت باشد، انجام می‌دهند؛ مانند هدایت اشخاص، یاری دادن مؤمنین بر مخالفین در بحث و احتجاج، حل مسائل مشکل، نصیحت و موعظه افراد، شفای امراض، هدایت گم‌شدگان و رساندن آنها به مقصد، تعلیم ادعیه، کمک مالی به نیازمندان، فریادرسی گرفتاران و درماندگان و زندانیان، یاری بیچارگان که بیشتر این اعمال در ضمن ظهور معجزات از آن حضرت صادر شده است.

به نظر مرحوم آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی، یکی از اموری که نشانه تصرف آن حضرت در قلوب و توجه نفس قدسی و اثر عنایت ایشان است، همین بقای سازمان رهبری و تشکیلات علمی و تبلیغی شیعه و فعالیت حوزه‌های علوم دینی و تألیف کتاب‌ها، مجالس تبلیغ، استمرار رشته اجتهاد و استنباط احکام و تأییداتی است که علی‌الدوام علما و فقها از آن برخوردار هستند که در واقع، اگرچه رسماً حکومت از فقها که از جانب امام، حکام شرعی می‌باشند غصب شده است، با این حال، حکومت آنها بر قلوب باقی است و موارد اطاعت اختیاری جامعه شیعه از علما به مراتب بیشتر از موارد اطاعت اجباری آنها از رژیمی است که در هر منطقه و ناحیه برقرار بوده و از راه ناچاری از آن اطاعت می‌نمایند.

برخی این پرسش را مطرح می‌کنند که امام زمان(عج) که در دوران غیبت دیده نمی‌شوند، چه کارکردی برای انسان‌ها دارند؟ پاسخ شما به این شبهه چیست؟

ما اعتقاد داریم حضرت مهدی(عج) دست قدرت الهی در زمین است و خداوند متعال قدرت انجام هر کاری را به امام داده است. علاوه بر روایات، در ملاقات‌هایی که با حضرت انجام شده و نیز صدور کرامت‌های بسیاری از سوی ایشان در طول مدت حیاتشان تاکنون، گواه صدقی بر این اعتقاد ما است که ایشان توان انجام کارهای خارق‌العاده را به اذن الهی دارند.

اما لازمه صدق اعتقاد خود را این نمی‌دانیم که چون ایشان زنده است و توان انجام کارهای خارق‌العاده را دارد، باید تمام مشکلات شیعیان را برطرف کند.
همه ما معتقدان به انبیای الهی، به‌ویژه ما مسلمانان، اعتقاد داریم که انبیای الهی و پیامبر مکرم اسلام(ص) توان انجام کارهای خارق‌العاده را با اذن الهی داشته‌اند و در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است؛ مثل توانایی‌های حضرت عیسی در شفای بیماران، زنده کردن مردگان و...: «أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالتم] آورده‌ام؛ من از گِل برای شما چیزی به شکل پرنده می‌سازم و در آن می‌دَمم که به اراده و مشیّت خدا پرنده‌ای [زنده و قادر به پرواز] می‌شود؛ و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را بهبود می‌بخشم؛ و مردگان را به اِذن خدا زنده می‌کنم؛ و شما را از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید خبر می‌دهم؛ مسلماً اگر مؤمن باشید این [معجزات] برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالت من] است» (سوره آل‌عمران، آیه ۴۹)

ولی از طرفی هم می‌دانیم که پیروان آنها، چه در زمان خود آنها و چه بعد از آنها، مشکلات فراوان داشته‌اند: «آیا گمان می‌کردید داخل بهشت می‌شوید، بی‌آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد، همان که گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها به آنها رسید و آن‌چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که با او ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟» آگاه باشید یاری خدا نزدیک است.» (سوره بقره، آیه ۲۱۴)

در تاریخ اسلام است که مسلمانان در ابتدا مجبور بودند به دره‌ها پناه برند و نماز بخوانند (ابن جریر طبری، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۶۱). یاران رسول اکرم(ص) در آن هنگام که مشکلات و فتنه‌ها زیاد شد، عده‌ای از آنها به حبشه هجرت کردند و پس از هجرت هم جنگ‌های متعددی پیش آمد و در کنار همه اینها فقر و مشکلات اقتصادی نیز بود.

آیا وجود این همه مشکلات باید موجب شود که ما در حقانیت دین مبین اسلام و پیامبر مکرم اسلام و توانمندی‌های ایشان شک کنیم؟! با اینکه می‌گوییم صدور تنها یک کار خارق‌العاده که سایر انسان‌ها از انجام همانند آن عاجز باشند، برای اثبات حقانیت کسی که ادعای پیامبری و رابطه با عالم غیب دارد کافی است و می‌گوییم وجود مشکلات برای امتحان مردم ضروری است (آل‌عمران، آیه ۱۸۶ و محمد، آیه ۳۱) و قرار نیست همه مشکلات برطرف شوند؛ آن هم توسط انبیا و از طریق معجزه.

آیا پیامبر نمی‌توانست معجزه کند و همه گرفتاری‌ها را با معجزه حل کند؟ قطعاً می‌توانست، پس چرا نکرد؟ این سؤالی است که شما باید پاسخ دهید و هر چه پاسخ دهید، ما نیز در پاسخ شبهه‌ای که مطرح کرده‌اید خواهم گفت؛ اگر بگویید قرار نیست همه کارها را پیامبر، آن هم با معجزه، انجام دهد، ما هم می‌گوییم قرار نیست همه کارهای شیعیان را امام آنها، آن هم با کرامت و کارهای خارق‌العاده، انجام دهد.

امام خمینی(ره) در جایی با اشاره به ظهور امام عصر(عج) این نکته را یادآور می‌شوند که برخی گمان می‌کنند در یک شب همه امور معجزه‌آسا اصلاح می‌شود؛ در حالی که پس از ظهور حضرت، کوشش‌ها و فداکاری‌ها برای سرکوب ستمکاران صورت خواهد گرفت.

اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود، یک اشتباه است و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‌ای روی نداده و نخواهد داد و آن روزی که مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک‌روزه عالم اصلاح شود، بلکه با کوشش‌ها و فداکاری‌ها، ستمکاران سرکوب و منزوی می‌شوند. (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۴۴۷)

با توجه به اینکه ظهور امام زمان(عج) نقطه تحقق وعده الهی و برپایی عدالت است، آیا می‌توان انتظار داشت که این تحول صرفاً با امور خارق‌العاده و بدون نقش‌آفرینی انسان‌ها اتفاق بیفتد؟

اگر اعتقاد ما به معجزات ظهور و مطلق دیدن آن در اصلاح امور، در حد و اندازه‌های نگاه عامیانه باقی بماند، اساس کارآمدی دین و اعتقادات دینی ما زیر سؤال خواهد رفت.

به این معنا که عده‌ای خواهند گفت: «دیدید دین خدا اجرایی نبود؟ دیدید کار هیچ‌کدام از پیامبران نگرفت؟ و نتوانستند مردم را در زیر پرچم توحید و ایمان به خدا جمع کنند و یک حکومت فراگیر و ماندگار برپا کنند؟ آخر سر هم خدا آمد و با معجزه همه‌چیز را درست کرد.» پس این‌که مردم تا به حال این همه زجر می‌کشیدند تا خودسازی کنند، کار بیهوده‌ای انجام می‌دادند؟

در حالی که همان‌طور که اشاره شد، خیلی طبیعی است که مسئله ظهور و اقبال مردم به حکومت آن حضرت(عج) و تداوم این اقبال، نباید پدیده‌ای خارج از قواعد و سنن الهی باشد.

اگر قرار باشد این اقبال و تداوم آن، با معلق شدن برخی از قواعد و سنن الهی به وجود بیاید، آنگاه معلوم می‌شود که اساساً دین خدا، ظرفیت اجرایی شدن در قالب همین قواعد و سنت‌های طبیعی را که تاکنون در عالم برقرار بوده، ندارد و در نتیجه از همین الان غیرعملی بودن احکام خدا به اثبات خواهد رسید.

البته در یک تحلیل عالمانه از مسئله ظهور، همه قواعد طبیعی حیات بشر که یقیناً عنصر «معنویت» هم در اوج آن جای دارد، در نظر گرفته خواهند شد. عنصر «معجزه» هم در یک گوشه‌ای از آن منظومه جایگاهی دارد. عنصر «نصرت الهی» و عنصر «عنایت معنوی حضرت(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)» هر کدام جایگاه خود را دارند. نمی‌خواهیم این موارد را رد کنیم. این نیست که امام زمان(علیه‌السلام) از عنایت معنوی و اثر معجزه‌آسا در نگاه و کلام برخوردار نباشند.

عنایت معنوی هم جزء همین سازوکار طبیعی است، منتها باید تئوری‌های علمی آن را استخراج کنیم و تبیین درستی از این موضوع داشته باشیم که، به عنوان مثال، «چگونه یک رهبر الهی با نورش جامعه را نجات می‌دهد؟» و جایگاه و نقش این نور را در آن مجموعه و منظومه تمام عواملی که همگی در کنار یکدیگر باعث نجات جامعه می‌شوند، روشن کنیم.

بر این اساس، لازمه صدق اعتقاد خود را این نمی‌دانیم که چون ایشان زنده است و توان انجام کارهای خارق‌العاده را دارد، باید تمام مشکلات شیعیان را برطرف کند. آیا پیامبر نمی‌توانست معجزه کند و همه گرفتاری‌ها را با معجزه حل کند، چرا نکرد؟ همان‌طور که پیامبر مشکلات مردم را با معجزه حل نکرد، همچنین قرار نیست همه کارهای شیعیان را امام آنها، آن هم با کرامت و کارهای خارق‌العاده، انجام دهد.

با توجه به مباحث مطرح‌شده، عنایت و نقش امام زمان(عج) در دوران غیبت را چگونه می‌توان در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان تبیین کرد؟

در پاسخ به این شبهه گفته می‌شود، اولاً باید بین عدم وجود و عدم حضور فرق بگذاریم. امام زمان(عج) وجود دارند، اما بنا به دلایلی و مصالحی حضور ظاهری ندارند.

و ثانیاً عدم رؤیت و دیدن حضرت به معنای عدم فایده نیست؛ همچنان که در زندگی پیرامونی ما برخی چیزها وجود دارند، ولی قابل دیدن نیستند و در عین حال فواید زیاد و حیاتی دارند؛ برای مثال، هیچ‌کس نمی‌تواند نیروی جاذبه زمین را با چشم ببیند، اما همگان به وجود آن یقین دارند و می‌دانند که این نیرو برای سکونت انسان روی زمین ضروری و حیاتی است. همچنین، ما خداوند را که غیب‌الغیوب است نمی‌بینیم، اما آیا می‌توان گفت که اعتقاد به خدا هیچ فایده‌ای برای زندگی بشر ندارد؟

بنابراین، امامی هم که از طرف ما دیده نمی‌شود، مثل خورشید پشت ابر، فایده‌های زیادی دارد و خیلی اوقات دردهای ما با عنایت ایشان درمان می‌شود و بنا بر نقل آیات و روایات، امام عصر حق حیات بر مردم آن زمان دارد؛ منتها ما باید به این موارد بیشتر توجه کنیم.