اقتصاد‌آنلاین: خبرگزاری تسنیم گزارشی با عنوان ساعت صفر قطعی اینترنت در تنگه هرمز منتشر کرد.

تنگه هرمز، گذرگاهی که دهه‌ها به عنوان حیاتی‌ترین شریان ترانزیت انرژی جهان شناخته می‌شد، در معماری نوین اقتصاد دیجیتال به یکی از گلوگاه‌های حساس زیرساخت‌های ارتباطی خاورمیانه تغییر ماهیت داده است.

اگرچه آمارهای کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها (ICPC) نشان می‌دهد که این تنگه کمتر از یک درصد از کل پهنای باند اینترنت جهانی را از خود عبور می‌دهد، اما برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این مسیر به مثابه شریان اصلی ارتباط دیجیتال با شبکه‌های جهانی عمل می‌کند.

ایران صراحتاً به وجود هفت کابل کلیدی اینترنت در بستر این تنگه اشاره کرده و ضمن معرفی آن‌ها به عنوان اهداف مشروع جدید در صورت بروز فاز سوم درگیری‌ها با ایالات متحده و متحدانش، ایده اخذ عوارض از غول‌های فناوری نظیر آمازون، متا و مایکروسافت را مطرح کرده است.

در سناریویی که تنش‌های نظامی به اوج خود برسد و این کابل‌های فیبر نوری زیردریایی هدف قرار گیرند، پیامدهای آن به مراتب پیچیده‌تر از یک قطعی ساده اینترنت خواهد بود.

این رویداد، زنجیره‌ای درهم‌تنیده از بحران‌های لجستیکی در اعماق دریا، بن‌بست‌های حقوقی بر پایه کنوانسیون حقوق دریاها و شوک‌های اقتصادی به زیرساخت‌های نوظهور هوش مصنوعی را به همراه خواهد داشت.

این گزارش به بررسی دقیق لحظات اولیه قطع این کابل‌ها، واکنش دولت‌ها و اپراتورها در ساعات نخست، معماری مسیرهای جایگزین زمینی، زمان‌بندی خروج از شوک اولیه، مدت‌زمان بازیابی فیزیکی در سایه تهدیدات نظامی و در نهایت اثرات کلان اقتصادی این سناریو می‌پردازد.

ادعای تسنیم درباره ساعت صفر قطعی اینترنت / دسترسی‌ها محدود خواهد شد؟

کالبدشناسی شبکه کابل‌های زیردریایی در اکوسیستم هرمز

برای درک ابعاد بحران، ابتدا باید نقشه زیرساخت‌های بستر دریا را کالبدشکافی کرد. در حال حاضر، مواصلات داده‌ای خلیج فارس از طریق چندین سیستم کابلی بین‌المللی تأمین می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که در حال حاضر حداقل هفت سیستم کابلی فعال در این مسیر وجود دارد و با احتساب پروژه‌های در دست احداث برای سال 2027، این عدد بالاتر هم می‌رود که تطابق بالایی با ادعاهای مطرح شده مبنی بر وجود هفت یا هشت شریان ارتباطی دارد هرچند که در نقشه جهانی کابل‌های اینترنتی، تا 9 کابل در تنگه هرمز نیز مشاهده شده است.

توزیع ریسک در میان کشورهای منطقه به شدت نامتقارن است. عربستان سعودی با در اختیار داشتن چهارده ایستگاه فرود کابل در ساحل دریای سرخ (شهرهایی نظیر جده، ینبع، ضبا و حقل)، کمترین میزان آسیب‌پذیری را در برابر بسته شدن تنگه هرمز دارد و بخش عمده‌ای از پهنای باند بین‌المللی خود را از مسیر غرب تأمین می‌کند.

در نقطه مقابل، کشورهایی نظیر بحرین، قطر، کویت و عراق به شدت در معرض خطر قرار دارند، زیرا دسترسی مستقیم دریایی آن‌ها به شبکه‌های آزاد صرفاً از طریق همین کابل‌های عبوری از خلیج فارس و تنگه هرمز میسر است.

ساعت صفر: پویایی‌شناسی فیزیکی و سایبری در لحظات اولیه (0 تا 4 ساعت)

مکانیزم‌های فیزیکی تخریب در بستر دریا

در صورت اتخاذ تصمیم استراتژیک برای قطع این شریان‌ها، با توجه به عمق نسبتاً کم آب در تنگه هرمز، نیازی به عملیات پیچیده در اعماق اقیانوس نیست. کابل‌ها عموماً در بستر دریا دفن می‌شوند، اما در مناطق کم‌عمق در برابر عوامل خارجی به شدت آسیب‌پذیرند.

به صورت تاریخی، هشتاد و شش درصد از قطعی‌های کابل زیردریایی در سطح جهان ناشی از لنگرکشی (Anchor Dragging) کشتی‌ها و فعالیت‌های صیادی است. یک نیروی نظامی می‌تواند با استفاده از مین‌های دریایی کف‌خواب، زیردریایی‌های بدون سرنشین (ROV) مجهز به تجهیزات برش، یا به سادگی با شبیه‌سازی لنگرکشی توسط کشتی‌های تجاری، چندین کابل را به طور همزمان یا متوالی قطع کند.

به محض ایجاد بریدگی یا کشیدگی شدید، روکش زرهی (Armoring) و عایق پلی‌اتیلن کابل از بین رفته و نفوذ آب شور به فیبرهای شیشه‌ای که قطری کمتر از تار موی انسان دارند، موجب قطع فوری انتقال فوتون‌های نوری می‌شود.

ادعای تسنیم درباره ساعت صفر قطعی اینترنت / دسترسی‌ها محدود خواهد شد؟

هنگامی که این قطعی رخ می‌دهد، در کسری از ثانیه، تجهیزات پیشرفته بازتاب‌سنجی نوری در حوزه زمان (OTDR) که در ایستگاه‌های فرود کابل در سواحل امارات یا عمان مستقر هستند، افت ناگهانی سیگنال نوری و بازتاب آن را تشخیص می‌دهند. این دستگاه‌ها با محاسبه زمان رفت و برگشت پالس نوری، فاصله دقیق نقطه قطعی را با دقت چند متر محاسبه کرده و اتاق‌های وضعیت شبکه (NOC) را از مختصات دقیق بحران مطلع می‌سازند.

بازتاب‌های شبکه‌ای و واکنش پروتکل‌های مسیریابی جهانی

با دریافت سیگنال قطعی، سناریویی به شدت ملتهب در لایه منطقی شبکه‌های ارتباطی خاورمیانه رقم می‌خورد. پروتکل دروازه مرزی (BGP) که به عنوان سیستم عصبی اینترنت وظیفه مسیریابی ترافیک را بر عهده دارد، متوجه از بین رفتن مسیرهای کوتاه و پرسرعت عبوری از تنگه هرمز می‌شود.

پدیده‌ای به نام نوسان مسیر (Route Flapping) سراسر روترهای مرکزی اپراتورها را فرا می‌گیرد. الگوریتم‌ها با سرعتی سرسام‌آور تلاش می‌کنند صدها ترابایت داده را به مسیرهای جایگزین هدایت کنند.

ترافیک بین‌المللی این کشورها که پیش‌تر با تأخیر بسیار پایین (Low Latency) از طریق کابل‌هایی نظیر AAE-1 به سمت هاب‌های اروپایی و آسیایی در جریان بود، ناگهان به سد ارتباطی برخورد می‌کند. روترها به ناچار ترافیک را به سمت اتصالات زمینی یا سایر درگاه‌های دریایی پمپاژ می‌کنند که این تغییر مسیر ناگهانی، دو پدیده مخرب را به همراه دارد: افزایش شدید تأخیر (Latency Spikes) و ریزش گسترده بسته‌های داده (Packet Loss).

واقعیت قطعی‌ها: چه سرویس‌هایی در ساعات اولیه مختل می‌شوند؟

یکی از بزرگترین تصورات اشتباه در این سناریو، خاموشی مطلق یا "Blackout" کامل اینترنت است. به صورت واقع‌گرایانه، اینترنت در کشورهایی نظیر قطر، بحرین، و امارات به طور کامل قطع نخواهد شد، بلکه دچار افت کیفیت وحشتناک و اختلالات گزینشی (Degradation) می‌گردد. با این حال، برخی سرویس‌های حساس که تاب‌آوری پایینی در برابر تغییرات زمان‌بندی شبکه دارند، بلافاصله از کار می‌افتند:

در درجه اول، همگام‌سازی دیتاسنترهای ابری (Cloud Syncing) آسیب می‌بیند. زیرساخت‌های منطقه‌ای شرکت‌هایی نظیر آمازون (AWS) در بحرین یا مایکروسافت آژور (Azure) در امارات، برای همگام‌سازی لحظه‌ای پایگاه‌های داده خود با سرورهای اروپایی به پهنای باند اختصاصی کابل‌های زیردریایی وابسته‌اند.

با قطع این کابل‌ها، خطاهای "Connection Refused" و Time-out در سیستم‌های مانیتورینگ این شرکت‌ها ظاهر می‌شود؛ دقیقاً مشابه وضعیتی که در پی قطع کابل‌های دریای سرخ در سال‌های 2024 و 2025 توسط لنگر کشتی روبیمار (Rubymar) تجربه شد.

همچنین، معاملات الگوریتمی و فرکانس بالا (HFT) در بازارهای بورس منطقه‌ای فلج خواهند شد. این سیستم‌ها به تأخیرهای میلی‌ثانیه‌ای وابسته‌اند و افزایش پینگ از 30 میلی‌ثانیه به 150 میلی‌ثانیه عملاً آن‌ها را از بازارهای جهانی نظیر لندن و بمبئی منقطع می‌سازد. در سطح کاربران خانگی و تجاری خرد، تماس‌های صوتی و تصویری با کیفیت بالا، پلتفرم‌های استریم ویدیو و نرم‌افزارهای سازمانی متکی به سرورهای خارجی با بافرینگ ممتد و قطعی مکرر مواجه می‌گردند.

تصور جایگزینی فوری این حجم از داده با اینترنت ماهواره‌ای (نظیر استارلینک) نیز توهمی بیش نیست. ظرفیت هر فیبر نوری بستر دریا در مقیاس ده‌ها ترابیت بر ثانیه (Tbps) تعریف می‌شود (به عنوان مثال، معادل 20,000 گیگابیت بر ثانیه)، در حالی که پهنای باند یک اتصال ماهواره‌ای در بهترین حالت به سختی به یک گیگابیت بر ثانیه می‌رسد.

به عبارت دیگر، ظرفیت ماهواره‌ای برای پشتیبانی از تراکم ترافیک ملی کاملاً ناکافی است و نقش آن صرفاً به حفظ ارتباطات اضطراری نهادهای حاکمیتی و نظامی محدود خواهد ماند.

استراتژی بقا در 24 ساعت نخست؛ مهاجرت به خشکی و سپر دفاعی ترافیک

در پی این شوک اولیه، اتاق‌های وضعیت (NOC) در اپراتورهای مخابراتی منطقه، پروتکل‌های مدیریت بحران خود را فعال می‌سازند. خاورمیانه در یک دهه گذشته برای کاهش وابستگی انحصاری به گذرگاه‌های دریایی ناپایدار، سرمایه‌گذاری‌های استراتژیکی در توسعه کریدورهای زمینی انجام داده است که در این ساعات به عنوان ناجیان اقتصاد دیجیتال عمل می‌کنند.

سوئیچینگ به شبکه فیبر نوری زمینی (Terrestrial Routes)

ترافیک سرگردان کشورهای خلیج فارس بلافاصله توسط الگوریتم‌های هوشمند و مداخله دستی مهندسان شبکه به سمت خطوط زمینی زیر هدایت می‌شود:

شبکه مانیتورینگ و انتقال برق خلیج فارس (MEETS): این شریان حیاتی، یک شبکه فیبر نوری زمینی به طول 1400 کیلومتر است که بر روی سیم‌های گارد خطوط انتقال برق فشار قویِ «سازمان اتصال متقابل شورای همکاری خلیج فارس» (GCCIA) پیاده‌سازی شده است (OPGW). این شبکه با فناوری انتقال نوری 100G OTN و دارا بودن 72 زوج فیبر، ظرفیت طراحی بیش از 2 ترابیت بر ثانیه را ارائه می‌دهد.

این زیرساخت، کشورهای کویت (از طریق ایستگاه الزور و الوفره)، عربستان (ایستگاه غونان)، قطر (ایستگاه لجستیک زون سوپر) و امارات (ایستگاه السیلا) را به یکدیگر متصل می‌کند. حتی بحرین نیز که یک جزیره است، از طریق دو کابل زیردریایی کوتاه 50 کیلومتری به ایستگاه الجسره در شبکه GCCIA متصل شده و ترافیک خود را به عربستان منتقل می‌سازد.

کریدور شبکه‌ای منطقه‌ای (RCN) و SONIC: شبکه RCN به عنوان طولانی‌ترین مسیر افزونه زمینی خاورمیانه، یک مسیر 7750 کیلومتری رفت و برگشت است که ظرفیتی بالغ بر 6.4 ترابیت بر ثانیه را از فجیره امارات به ریاض، سپس امان در اردن، استانبول در ترکیه و در نهایت اروپا منتقل می‌کند.

همچنین پروژه نوپای SONIC که عمان را از طریق خشکی به عربستان متصل می‌سازد، بار ترافیکی عظیمی را بر دوش خواهند کشید. در این ساختار، عربستان سعودی با در اختیار داشتن سواحل دریای سرخ، نقش پل ارتباطی اصلی را ایفا کرده و ترافیک دریافت شده از همسایگان شرقی خود را از طریق ایستگاه‌های جده و ینبع به سمت اروپا پمپاژ می‌کند. البته باید در نظر داشت که خود مسیر دریای سرخ نیز به دلیل حملات نیروهای یمنی با چالش‌های امنیتی و ظرفیتی مواجه است.

شایان ذکر است که کابل زمینی EPEG که ارتباط عمان و کشورهای عربی را از طریق خاک ایران و آذربایجان به فرانکفورت برقرار می‌سازد، با وجود ظرفیت 3.2 ترابیتی، در سناریوی درگیری با ایران به طور کامل از معادلات مسیریابی حذف خواهد شد و غیرقابل اتکا است.

مدیریت پهنای باند (Traffic Shaping) و کیفیت خدمات (QoS)

به دلیل محدودیت فیزیکی، مجموع ظرفیت خطوط زمینی پشتیبان بسیار کمتر از حجم داده‌ای است که پیش از بحران از طریق کابل‌های زیردریایی هرمز منتقل می‌شد. برای جلوگیری از فروپاشی این شبکه‌های جایگزین تحت بار اضافی، دولت‌ها و نهادهای تنظیم‌گر مخابراتی بلافاصله پروتکل‌های سخت‌گیرانه شکل‌دهی ترافیک (Traffic Shaping) را اعمال می‌کنند.

در ساعات نخست، دسترسی به سرویس‌های استریم ویدیو، دانلودهای حجیم و پلتفرم‌های سرگرمی به صورت دستوری دچار محدودیت پهنای باند (Throttling) می‌شود تا مسیرهای باارزش باقی‌مانده، صرفاً به تراکنش‌های مالی، سیستم‌های دولتی و خدمات حیاتی اختصاص یابد.

بازیابی ثبات و خروج از شوک اولیه: روز اول تا روز هفتم

پس از گذشت 24 الی 72 ساعت، آشفتگی اولیه در جداول مسیریابی جهانی فروکش می‌کند. اپراتورها موفق می‌شوند ظرفیت‌های ترانزیت اضطراری (Emergency IP Transit) را از شرکای زمینی خود خریداری و فعال کنند. در این مرحله، مفهوم «محلی‌سازی ترافیک» به عنوان مهم‌ترین سپر دفاعی به کار گرفته می‌شود.

نقش حیاتی نقاط تبادل اینترنت (IXPs) و سرورهای کش

کشورهای خاورمیانه در سال‌های گذشته اقدام به تأسیس مراکز قدرتمند تبادل ترافیک اینترنتی (IXPs) کرده‌اند؛ از جمله مرکز تبادل امارات (UAE-IX)، بحرین (Manama-IX) و عراق (IRAQ-IXP). این مراکز به ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی (ISPs) اجازه می‌دهند که ترافیک داخلی خود را مستقیماً با یکدیگر مبادله کنند و نیازی به ارسال داده‌ها به اروپا و بازگرداندن آن‌ها نداشته باشند.

اگر یک شهروند در دبی ایمیلی به فردی در ابوظبی بفرستد، یا کاربری در دوحه بخواهد از وب‌سایت‌های دولتی قطر استفاده کند، این ترافیک به طور کامل در داخل کشور باقی می‌ماند و متأثر از قطع کابل‌های بین‌المللی نخواهد بود. علاوه بر این، غول‌های فناوری نظیر نتفلیکس، متا و گوگل سرورهای کش (Cache Servers / CDNs) خود را در این مراکز مستقر کرده‌اند.

کاربران محلی تا زمانی که سرورهای کش محتوای از پیش ذخیره شده را در اختیار دارند، متوجه قطعی ارتباط با سرور مادر در آمریکا نخواهند شد. این انعطاف‌پذیری تا حدی مانع از توقف کامل زندگی دیجیتال در هفته نخست می‌شود.

تاب‌آوری سیستم‌های مالی و بانکی

یکی از نگرانی‌های عمده، فروپاشی بازارهای مالی است. با این حال، تحلیل زیرساخت‌ها نشان می‌دهد که سیستم‌های پرداخت منطقه‌ای تاب‌آوری بالایی دارند. سامانه تسویه آفاق (AFAQ) که توسط شرکت پرداخت‌های خلیج فارس (Gulf Payments Company) مدیریت می‌شود، امکان تسویه ناخالص آنی (RTGS) با ارزهای محلی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را فراهم می‌سازد.

از آنجا که این سامانه بر بستر شبکه‌های اختصاصی و درون‌منطقه‌ای (نظیر فیبرهای GCCIA) استوار است، قطعی کابل‌های دریایی هرمز تأثیری بر تسویه‌های مالی روزمره بین امارات، عربستان، بحرین و کویت نخواهد گذاشت.

در خصوص سامانه‌های بین‌المللی‌تر نظیر بونا (BUNA) که تراکنش‌های چند ارزی در جهان عرب را پردازش می‌کند و همچنین سوئیفت (SWIFT)، ممکن است در ساعات اولیه اختلالات زیادی بروز کند.

اما پیام‌های بانکی به دلیل حجم بسیار کم (تنها چند کیلوبایت داده)، بلافاصله در بالاترین سطح اولویت (QoS) شبکه‌های زمینی قرار گرفته و جریان تجارت خارجی به سرعت بازیابی می‌شود. کاربران خانگی پس از گذشت سه تا هفت روز متوجه کُندی سرعت خواهند بود.

عملیات ترمیم و بن‌بست ژئوپلیتیک: چرا ماه‌ها طول می‌کشد؟

از منظر فنی، خروج کامل از بحران مستلزم تعمیر فیزیکی کابل‌ها در کف دریاست. در زمان صلح، این فرایند به صورت روتین توسط کشتی‌های تعمیراتی ظرف دو تا سه هفته به سرانجام می‌رسد. اما در یک سناریوی واقع‌گرایانه و در بستر جنگی که در آن نیروهای ایرانی به طور عمدی کابل‌ها را هدف قرار داده‌اند، زمان بازیابی کامل نه به روز یا هفته، بلکه به ماه‌ها بلاتکلیفی تبدیل خواهد شد.

پیچیدگی لجستیکی عملیات در آب‌های کم‌عمق

شرکت‌های تخصصی نظیر E-marine که ناوگان کشتی‌های کابل‌گذار خود از جمله CS Maram و CS Niwa را در بنادر فجیره و دبی مستقر کرده‌اند، متولی اصلی تعمیرات در منطقه هستند.

تعمیر کابل فرآیندی ایستا و به‌شدت زمان‌بر است. کشتی تعمیراتی باید بر روی مختصات دقیق قطعی توقف کرده و با استفاده از چنگک‌های بسترروب (Grapnels) در آب‌های کم‌عمق، یا ربات‌های زیرآبی در مناطق عمیق‌تر، دو سر کابل قطع شده را یافته و به روی عرشه بکشد.

سپس در محیطی ایزوله، تکنسین‌ها اقدام به اتصال مجدد رشته‌های فیبر و زره‌کشی دوباره می‌کنند (Jointing) و در نهایت کابل را با دقت در بستر دریا دفن می‌نمایند. این عملیات ایجاب می‌کند که کشتی برای روزهای متمادی به صورت ثابت در یک نقطه حساس لنگر بیندازد.

میدان مین حقوقی و کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)

بزرگترین مانع در برابر این عملیات لجستیکی، رژیم حقوقی آب‌های تنگه هرمز است. براساس ماده 2 کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS)، کشورهای ساحلی بر آب‌های سرزمینی خود (تا حد 12 مایل دریایی) و بستر و زیربستر آن حاکمیت کامل دارند. اگرچه ماده 58 و 87 آزادی کابل‌گذاری را در مناطق انحصاری اقتصادی (EEZ) تضمین می‌کند، اما در آب‌های سرزمینی وضعیت متفاوت است.

بیشتر کابل‌های خلیج فارس به دلیل پیشگیری از تنش‌ها، از سمت آب‌های سرزمینی عمان کشیده شده‌اند. با این حال، ایران با اتکا به تفاسیر حقوقی و امنیتی خود، معتقد است حاکمیت و نظارت بر بستر تنگه هرمز را داشته و اخیراً تهدید کرده است که هرگونه عبور یا تعمیر کابل در این منطقه نیازمند کسب مجوز از تهران و پرداخت عوارض خواهد بود.

در حقوق بین‌الملل، حق «عبور بی‌ضرر» (Innocent Passage) و «عبور ترانزیت» (Transit Passage) برای ناوگان نظامی و تجاری وجود دارد، اما ایران در زمان مخاصمات می‌تواند با استناد به دفاع از امنیت ملی خود، عبور کشتی‌های تعمیراتی را متوقف کرده یا آن‌ها را اهداف متخاصم تلقی کند.

سابقه این بن‌بست حقوقی-امنیتی در اوایل سال 2024 در دریای سرخ قابل مشاهده است؛ جایی که سه کابل عمده (از جمله AAE-1 و SEACOM) احتمالاً توسط لنگر کشتی قطع شدند.

شرکت‌های تعمیراتی برای آغاز کار نیازمند دریافت مجوز بودند، اما اختلاف میان دولت عدن و حاکمیت حوثی‌ها در صنعا بر سر اینکه کدام نهاد صلاحیت صدور مجوز را دارد، باعث شد عملیات تعمیری که قاعدتاً چند روز زمان می‌برد، بیش از چند ماه به طول بینجامد و کشتی‌های E-marine برای تضمین امنیت خود هفته‌ها معطل ماندند. در تنگه هرمز نیز ممانعت نظامی ایران از ورود کشتی‌های تعمیراتی، زمان ترمیم را به شکل نامحدودی طولانی خواهد کرد.

کمیته جنگ لویدز و بحران بیمه‌های دریایی

علاوه بر چالش‌های نظامی و حقوقی، بازار بیمه جهانی مانع اصلی دیگری را ایجاد می‌کند. «کمیته مشترک جنگ» (Joint War Committee) متعلق به سندیکای بیمه لویدز لندن (Lloyd's)، خلیج فارس و آب‌های پیرامون آن را همواره در فهرست مناطق با ریسک بالای جنگ، دزدی دریایی و تروریسم قرار می‌دهد (لیست‌های JWLA).

با آغاز درگیری نظامی و انهدام کابل‌ها، این کمیته بلافاصله اخطار لغو (Notice of Cancellation) برای پوشش‌های بیمه بدنه صادر کرده و نرخ‌های بیمه ریسک جنگ (War Risk Insurance) را به صورت تصاعدی افزایش می‌دهد.

کشتی‌های تعمیر کابل که دارایی‌هایی با ارزش صدها میلیون دلار محسوب می‌شوند، بدون پوشش‌های بیمه‌ای کامل و بدون تضمین قطعی امنیت توسط اسکورت‌های ناوگان دریایی ایالات متحده یا ائتلاف‌های منطقه‌ای، هرگز وارد منطقه درگیری نخواهند شد.

ترکیب حق‌بیمه‌های نجومی، تهدیدات نظامی مبنی بر هدف قرار دادن شناورها و فقدان مجوزهای حقوقی، زمان تعمیر را با بحرانی مشابه یا طولانی‌تر از قطعی کابل‌ها در زمین‌لرزه هنگ‌چون تایوان در سال 2006 (که به خودی خود 50 روز به طول انجامید) مواجه خواهد ساخت و بازگشت به وضعیت عادی را تا پایان کامل مخاصمات، به مدت سه الی شش ماه به تعویق می‌اندازد.

پیامدهای عمیق اقتصادی و استراتژیک برای منطقه

انهدام شریان‌های ارتباطی هرمز اقتصاد جهانی را از پای درنخواهد آورد. با این وجود، تأثیرات آن بر برنامه‌های تحول دیجیتال کشورهای حاشیه خلیج فارس به غایت مخرب و استراتژیک خواهد بود.

ادعای تسنیم درباره ساعت صفر قطعی اینترنت / دسترسی‌ها محدود خواهد شد؟

بحران در رویای هوش مصنوعی و دیتاسنترهای خلیج فارس

کشورهای منطقه، به ویژه امارات متحده عربی، در حال گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد مبتنی بر کلان‌داده و هوش مصنوعی هستند. سرمایه‌گذاری 15.2 میلیارد دلاری مایکروسافت در شرکت G42 و راه‌اندازی پروژه‌های عظیمی نظیر Stargate UAE (با هدف ایجاد ظرفیت پردازشی یک گیگاواتی مبتنی بر منابع پایدار انرژی هسته‌ای و خورشیدی)، امارات را به عنوان یک قطب نوظهور هوش مصنوعی در جهان مطرح کرده است!

عملکرد این دیتاسنترهای عظیم برای آموزش مدل‌های بزرگ زبانی (LLMs) و همگام‌سازی لحظه‌ای داده‌ها با پایگاه‌های مادر در اروپا و ایالات متحده، به شدت به اتصالات با پهنای باند بالا و تأخیر بسیار پایین (Low Latency) متکی است.

هدایت اجباری ترافیک این زیرساخت‌ها به مسیرهای زمینی پرتردد و بی‌ثبات، منجر به نوسان زمان رسیدن بسته‌ها (Jitter) و اختلال در پردازش‌های توزیع‌شده ابری می‌شود. این ناامنی زیرساختی، ریسک سرمایه‌گذاری (Country Risk) را در منطقه به شدت بالا برده و می‌تواند روند جذب سرمایه‌گذاران خارجی در حوزه فناوری‌های پیشرفته را ماه‌ها به تعویق بیندازد.

اقتصاد پهنای باند و تغییر پارادایم معماری شبکه

کابل‌های زیردریایی مقرون‌به‌صرفه‌ترین و پرظرفیت‌ترین روش انتقال داده در جهان محسوب می‌شوند. با از بین رفتن این مسیر مستقیم، شرکت‌های مخابراتی منطقه ناچارند برای حفظ کیفیت خدمات خود، ظرفیت‌های ترانزیت اینترنت (IP Transit) را از مسیرهای زمینی همسایگان نظیر عربستان سعودی و اردن با هزینه‌های بسیار بالاتر خریداری کنند.

این افزایش تصاعدی هزینه‌های عملیاتی (OPEX) به سرعت به زنجیره ارزش افزوده منتقل شده و در قالب تورم خدمات فناوری اطلاعات، مصرف‌کنندگان نهایی و کسب‌وکارهای بومی را تحت فشار قرار می‌دهد.

از منظر استراتژیک کلان، این رخداد به مثابه زنگ خطری بیدارکننده برای دکترین سایبری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عمل خواهد کرد. پارادایم معماری شبکه‌های خاورمیانه تغییر خواهد یافت و سرمایه‌گذاری‌های آتی به جای تمرکز بر پروژه‌های کابل‌کشی در آب‌های کم‌عمق خلیج فارس، به سمت توسعه و تنوع‌بخشی به کریدورهای زمینی (نظیر تسریع در اجرای کامل پروژه SONIC) و ایجاد ظرفیت‌های پشتیبان در ساحل دریای سرخ سوق داده خواهد شد.

همزمان، سیاستگذاری‌ها بر روی تقویت مراکز داخلی داده، گسترش نقاط تبادل اینترنتی (IXPs) و استقلال هرچه بیشتر از درگاه‌های بین‌المللی تمرکز خواهد یافت تا تاب‌آوری منطقه‌ای در برابر جنگ‌های ترکیبی افزایش یابد.

سناریوی انهدام کابل‌های زیردریایی تنگه هرمز، تصویرگر وجهی نوین از جنگ‌های نامتقارن و هیبریدی است که در آن، عمق استراتژیک از مرزهای خاکی به بستر اقیانوس‌ها کشیده شده است.

در ساعات اولیه این رخداد، شبکه‌های ارتباطی قطر، بحرین، امارات و کویت با شوک عظیمی از جنس افت کیفیت، قطعی اتصالات ابری و فروپاشی بازارهای مالی الگوریتمی مواجه خواهند شد.

با این حال، به دلیل وجود شبکه‌های فیبر زمینی متکی به خطوط انتقال برق (مانند MEETS) و ایستگاه‌های فرود عربستان سعودی در دریای سرخ، قطع مطلق و فلج‌کننده ارتباطات بین‌المللی به وقوع نخواهد پیوست. در هفته نخست، با اتکا به معماری هوشمندانه «نقاط تبادل اینترنت محلی» و سیستم‌های کش، زندگی دیجیتال و سامانه‌های تسویه مالی منطقه‌ای (مانند AFAQ) باثبات می‌شوند.

اما چالش اصلی نه در شوک اولیه، بلکه در فرسایش طولانی‌مدت پنهان است. عملیات ترمیم که در زمان صلح به سرعت انجام می‌پذیرد، در سایه تهدیدات نظامی، موانع حقوقی کنوانسیون دریاها و امتناع شرکت‌های بیمه لویدز از پوشش ریسک‌های جنگی، خلیج فارس را با ماه‌ها بن‌بست لجستیکی مواجه خواهد کرد.

این بلاتکلیفی طولانی‌مدت، در نهایت جدی‌ترین ضربه را بر جاه‌طلبی‌های فناورانه منطقه و رؤیای تبدیل شدن به هاب جهانی هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال وارد خواهد آورد و نقش بازدارندگی نامتقارن را به روشنی ایفا می‌کند./تسنیم