چرخش هند از حمایت فلسطین به شراکت راهبردی با اسرائیل، بازتاب تغییر اولویتهای امنیتی، ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک دهلینو در دوران جدید است.
به گزارش تجارت نیوز، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی مدعی شد: تصمیم هند برای نپیوستن به خروج دهها هیات دیپلماتیک از نشست مجمع عمومی سازمان ملل در زمان سخنرانی بنیامین نتانیاهو در سپتامبر، بار دیگر گرایش فزاینده این کشور به سمت اسرائیل را برجسته کرد. کشوری که زمانی یکی از مدافعان سرسخت حقوق فلسطینیان بود، اکنون در کنار حمایت لفظی و رسمی از راهحل دوکشوری که عملا در وضعیت بنبست قرار دارد، شراکتی راهبردی و روزافزون با اسرائیل ایجاد کرده است.
در نیمه نخست قرن بیستم، هند با ایده تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین مخالف بود. ملیگرایان هندی مساله آوارگی فلسطینیان را از دریچه تجربه خود در مبارزه با استعمار بریتانیا مینگریستند. شکلگیری اسرائیل از نگاه آنان، نمونه دیگری از پروژههای استعماری مبتنی بر مهاجرنشینی تلقی میشد.
مهاتما گاندی در سال ۱۹۳۸ موضع ملیگرایان هند را چنین بیان کرده بود: «فلسطین به همان شکلی متعلق به اعراب است که انگلستان متعلق به انگلیسیها و فرانسه متعلق به فرانسویهاست.» او تاکید داشت همدردی با یهودیانی که تحت آزار و تبعیض قرار گرفتهاند، نمیتواند به این معنا باشد که فلسطینیان هزینه رفتار اروپا با جمعیت یهودی را بپردازند.
هند اندکی پس از استقلال خود در سال ۱۹۴۷، به طرح تقسیم فلسطین در سازمان ملل رای منفی داد. مخالفت دهلینو تنها ناشی از همبستگی با یک ملت تحت استعمار نبود؛ رهبران کنگره ملی هند بهشدت با تقسیم هند بر اساس خطوط مذهبی مخالف بودند، هرچند در نهایت آن را پذیرفتند. ایجاد کشوری دیگر بر مبنای هویت قومی ـ مذهبی، از نگاه آنان میتوانست اصولی را تایید کند که به تجزیه هند و تشکیل پاکستان انجامیده بود.
هند در سال ۱۹۵۰ اسرائیل را به رسمیت شناخت، زیرا مشخص شده بود که این بازیگر تازهتاسیس ماندگار خواهد بود؛ اما روابط دیپلماتیک دو کشور همچنان محدود باقی ماند و تنها یک کنسولگری اسرائیل در بمبئی فعالیت میکرد.
چرخش 360 درجهای
برقراری روابط کامل دیپلماتیک، از جمله افتتاح سفارت اسرائیل در دهلینو، تنها در سال ۱۹۹۲ و در دوره دولت کنگره اتفاق افتاد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آغاز دوران تکقطبی آمریکا، گشایش اقتصادی هند و روند شکلگیری صلح میان اعراب و اسرائیل، همگی در تغییر رویکرد دهلینو نقش داشتند.
این روند تاریخی اهمیت زیادی دارد. حزب «بهاراتیا جاناتا» (BJP) روابط هند و اسرائیل را از ابتدا ایجاد نکرد؛ بلکه میراث یک گشایش عملگرایانه را به ارث برد و به آن ابعاد ایدئولوژیک و راهبردی بیشتری بخشید.
در دوران نخستوزیری نارندرا مودی، همکاری با اسرائیل به یک رابطه آشکارا مورد حمایت سیاسی تبدیل شد و در فوریه ۲۰۲۶، طی سفر مودی به اسرائیل، روابط دو کشور به سطح «مشارکت راهبردی ویژه» ارتقا یافت؛ سفری که چند روز پیش از آغاز جنگ ایران انجام شد و به دلیل نزدیکی آن به حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در هند با انتقادهایی همراه بود.
نزدیکی ایدئولوژیک؛ از ملیگرایی هندو تا صهیونیسم
ملیگرایی هندو که در مرکز ایدئولوژی حزب BJP قرار دارد و صهیونیسم که اصل بنیادین شکلگیری دولت اسرائیل محسوب میشود، در یک برداشت اکثریتمحور از مفهوم ملت اشتراک دارند؛ برداشتی که دولت را عمدتا متعلق به یک جامعه مذهبی تاریخی و اکثریت میداند.
تاریخ این دو جنبش متفاوت است، اما اسرائیل برای ملیگرایان هندو نمونهای جذاب از پیوند میان قدرت نظامی، تاکید بر هویت قومی ـ مذهبی و سیاستهای سختگیرانه امنیتی ارائه میدهد.
آنچه رهبران پیشین هند شباهتی نگرانکننده با پاکستان میدانستند، اکنون برای دولت BJP به الگویی قابل توجه تبدیل شده است.
تصور دشمنان مشترک نیز این نزدیکی را تقویت کرده است. گروههای رادیکال مسلح در روایتهای امنیتی هر دو کشور جایگاه مهمی دارند و این امکان را فراهم کردهاند که مناقشههای متفاوت در قالب یک مبارزه مشترک ارائه شوند.
تروریسم تهدیدی واقعی برای هر دو بازیگر است. با این حال جداییطلبی در کشمیر که از سوی گروههای تروریستی مستقر در پاکستان حمایت میشود با ملیگرایی فلسطینی که ریشه آن در تجربه اشغال و آوارگی دارد، متفاوت است.
علاوه بر این، زمانی که هند پس از پایان جنگ سرد به دنبال تقویت روابط با آمریکا بود، نزدیکی به اسرائیل میتوانست برای دهلینو مزایای سیاسی و راهبردی ایجاد کند.
اما مهمترین پایه این شراکت، همکاریهای نظامی و امنیتی است. اسرائیل در دورهای که دسترسی هند به برخی سامانههای پیشرفته آمریکایی محدودتر بود، تجهیزات نظامی پیشرفتهای در اختیار این کشور قرار داد و فناوریهایی ارائه کرد که با زرادخانه موجود هند سازگار بود.
بر اساس گزارش موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI)، هند در فاصله سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ حدود ۲۹ درصد از صادرات عمده تسلیحات اسرائیل را دریافت کرده و به بزرگترین مشتری نظامی این کشور تبدیل شده است.
خریدهای نظامی هند از اسرائیل شامل پهپادهای شناسایی «هرون»، سامانههای هشدار زودهنگام هوابرد «فالکون» و تسلیحات هدایتشونده دقیق «اسپایس» است. این تجهیزات توانایی هند در حوزه شناسایی، کنترل حریم هوایی و حملات دقیق را افزایش دادهاند.
همکاری نظامی تنها به خرید تسلیحات محدود نمیشود. سازمان تحقیقات و توسعه دفاعی هند (DRDO) و صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) نیز در توسعه سامانه دفاع هوایی میانبرد MRSAM همکاری کردهاند؛ پروژهای که شرکتهای هندی نیز در آن مشارکت داشتهاند.
همکاری اطلاعاتی و آینده روابط
همکاریهای اطلاعاتی میان دو بازیگر نیز سابقهای طولانیتر دارد. گزارشهایی از ارتباط میان سازمان اطلاعات و تحلیل هند (RAW) و موساد اسرائیل حتی پیش از عادی شدن روابط دیپلماتیک منتشر شده، هرچند جزئیات عملیاتی این همکاریها همچنان محرمانه باقی مانده است.
همکاریهای علنی شامل رایزنیهای ضدتروریسم است و دستورکار سال ۲۰۲۶ درباره حوزه هایی مانند امنیت سایبری، هوش مصنوعی، نیمهرساناها و تحقیقات مشترک را نیز دربر میگیرد.
این پیوندهای نهادی باعث شده روابط هند و اسرائیل فراتر از تغییر دولتها و تحولات سیاسی کوتاهمدت ادامه پیدا کند.
از این منظر، جذابیت متقابل هند و اسرائیل چندان رازآلود نیست. با این حال، پرسش اخلاقی مهمی که در داخل هند مطرح شده این است که چرا همکاریهای راهبردی نباید موضع سنتی دهلینو در قبال مساله فلسطین را تضعیف کند.
خرید تسلیحات و همکاری اطلاعاتی الزاما به معنای کنار گذاشتن اصولی نیست که زمانی الهامبخش مبارزه استقلالطلبانه هند بود.
هند و اسرائیل در حوزههای عملی متعددی شریک یکدیگر هستند، اما اگر این رابطه را با معیارهای تاریخی هند درباره شهروندی برابر و مخالفت با استعمار بسنجیم، همچنان متحدانی نامتعارف به نظر میرسند.
تناقض اصلی این رابطه در همین نقطه آشکار میشود: نزدیکی ایدئولوژیک میان دولت BJP و جریان راست اسرائیل، نگرانیهای سنتی هند درباره پروژههای استعماری و مساله فلسطین را به حاشیه رانده است.
در نهایت، رابطه هند و اسرائیل نشان میدهد که برداشت حاکم در دهلینو از مفهوم ملت و هویت ملی، تا چه اندازه از دیدگاههایی که زمانی آزادی فلسطین را با مبارزه استقلالطلبانه خود هند پیوند میداد، فاصله گرفته است.
