جوان آنلاین: محمد فروهر، مدیر بنیاد ملی مصونیت اجتماعی و معاون پژوهشی دفتر مطالعات فضای مجازی و کارشناس سواد رسانهای در گفتوگو با «جوان» میگوید: والدین باید به فرزندشان کمک کنند بفهمد لایک، معیار ارزش انسان نیست. اگر عکسی لایک کمتری بگیرد، معنایش این نیست که صاحب عکس آدم کمارزشی است. متن گفتوگو با وی را در ادامه میخوانید.
مرجعیت هویتسازی نوجوانان چگونه از خانواده و مدرسه به شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها منتقل شده است؟
به نظرم باید بگوییم؛ مرجعیت هویتسازی کاملاً از خانواده و مدرسه به فضای مجازی منتقل نشده، بلکه فضای مجازی هم به این میدان اضافه شده و در بعضی موضوعات حتی دست بالاتری پیدا کرده است. نوجوان امروز وقتی میخواهد بفهمد چه لباسی بپوشد، چه چیزی بخرد، چه رفتاری داشته باشد یا حتی چه تصویری از خودش ارائه کند، فقط به خانواده و دوستانش نگاه نمیکند؛ سراغ شبکههای اجتماعی هم میرود. آنجا با اینفلوئنسرهایی روبهرو میشود که سبک زندگی، ظاهر و حتی تعریف خاصی از موفقیت را به او نشان میدهند. مسئله اینجاست که نوجوان در سن هویتیابی است و مدام از خودش میپرسد «من کیستم؟»، «چه کسی میخواهم باشم؟» و «دیگران من را چطور میبینند؟» وقتی یک چهره مجازی با جذابیت زیاد، به این پرسشها پاسخ آماده میدهد، طبیعی است که نوجوان تحتتأثیر قرار بگیرد. البته خانواده و مدرسه هنوز نقش مهمی دارند. اگر ارتباط والدین با نوجوان خوب باشد و او در خانه احساس شنیدهشدن کند، فضای مجازی بهراحتی نمیتواند جای خانواده را بگیرد. مهم این است که خانواده از دنیای نوجوان عقب نماند و بهجای اینکه فقط بگوید «این کار را نکن»، با او درباره چرایی انتخابهایش صحبت کند.
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی چگونه بر نگرشها، ارزشها و الگوهای هویتی نوجوانان تأثیر میگذارند؟
یک نکته مهم این است که نوجوان فکر میکند خودش آزادانه در حال دیدن محتواست، اما معمولاً الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هم در انتخاب محتوایی که به او نشان داده میشود؛ نقش دارند. مثلاً نوجوان چند ویدئو درباره ظاهر، لباس یا زندگی افراد مشهور میبیند و کمی بیشتر روی آنها مکث میکند. بعد ممکن است شبکه اجتماعی مرتباً مطالب مشابهی به او نشان دهد. بهتدریج این تصور ایجاد میشود که همه افراد موفق، زیبا، خوشحال یا محبوب، همین سبک زندگی را دارند. در واقع، نوجوان ممکن است با یک تصویر محدود از دنیا روبهرو شود؛ تصویری که لزوماً با زندگی واقعی مردم تناسب ندارد. این موضوع فقط درباره ظاهر و خرید نیست. ممکن است در نگرش نوجوان به روابط، موفقیت، شغل و حتی ارزشهای اخلاقی هم تأثیر بگذارد. البته نباید بگوییم الگوریتمها بهتنهایی هویت نوجوان را میسازند. خانواده، دوستان، مدرسه و تجربههای واقعی هم اثر دارند. حرف من این است که والدین باید به فرزندشان یاد بدهند هر چیزی که در شبکه اجتماعی زیاد دیده میشود، الزاماً درست، مهم یا مناسب زندگی ما نیست.
مرز الگوبرداری سالم از اینفلوئنسرها با تقلید کورکورانه و ازدستدادن هویت مستقل نوجوان کجاست؟
الگوبرداری از دیگران چیز بدی نیست. خود ما بزرگترها هم از افراد مختلف یاد میگیریم. نوجوان هم برای رشد و شناخت خودش به الگو نیاز دارد، اما یک تفاوت مهم وجود دارد؛ اینکه نوجوان از یک فرد چیزی یاد بگیرد یا بخواهد تماماً شبیه او شود. اگر نوجوان از یک اینفلوئنسر نظم، خلاقیت، مهارت یا مسئولیتپذیری را یاد بگیرد، این الگوبرداری میتواند مفید باشد. اما اگر فکر کند برای دوستداشتنی بودن باید دقیقاً مثل او لباس بپوشد، حرف بزند، ظاهرش را تغییر دهد یا همان سبک زندگی را داشته باشد، باید نگران شویم. هدف این نیست که نوجوان هیچ الگویی نداشته باشد؛ هدف این است که بتواند انتخاب کند، فکر کند و در نهایت خودش باشد.
شکاف دیجیتال میان والدین و نوجوانان چگونه به شکاف عاطفی و هویتی تبدیل میشود؟
گاهی والدین و نوجوانان در یک خانه زندگی میکنند، اما دنیای رسانهای متفاوتی دارند. نوجوان ممکن است ساعتها در شبکههای اجتماعی با دوستانش ارتباط داشته باشد، اما والدین اصلاً ندانند چه چیزی برای او مهم است و چه اتفاقی در این فضا میافتد. وقتی والدین بدون شناخت این دنیا فقط به سراغ ممنوعیت و سرزنش میروند، نوجوان احساس میکند کسی او را نمیفهمد. ممکن است در نتیجه، مسائلش را با خانواده در میان نگذارد و برای دریافت راهنمایی به افراد ناشناس یا چهرههای مجازی مراجعه کند.
مثلاً اگر نوجوان در فضای مجازی با یک محتوای نامناسب یا آزاردهنده مواجه شود، باید بتواند به پدرومادرش بگوید، بدون اینکه نگران باشد فوراً گوشیاش را میگیرند یا او را سرزنش میکنند. البته والدین حق دارند برای استفاده از گوشی و شبکههای اجتماعی قانون بگذارند. اما قانون وقتی مؤثر است که همراه با گفتوگو و اعتماد باشد. نوجوان باید بداند والدینش قصد دارند از او مراقبت کنند، نه اینکه صرفاً دنیایش را محدود کنند.
خانواده و مدرسه چگونه میتوانند به نوجوان کمک کنند تا در فضای مجازی هویتی مستقل، آگاهانه و واقعبینانه بسازد؟
به نظرم خانواده و مدرسه باید چند کار مهم انجام دهند. اول اینکه سواد رسانهای را جدی بگیرند. نوجوان باید بداند هر محتوایی که میبیند، واقعیت کامل نیست؛ ممکن است تبلیغ باشد، تصویرسازی شده باشد یا الگوریتمها آن را به دلیل علاقه قبلیاش مرتب نشاندهند. دوم، در خانه برای استفاده از رسانه قانون داشته باشیم؛ اما قانون را با مشارکت خود نوجوان تنظیم کنیم. درباره زمان استفاده، محتوای مناسب، مکان استفاده از گوشی و مسئولیتهای روزمره با هم به توافق برسیم. سوم، برای نوجوان در زندگی واقعی فرصت ایجاد کنیم. ورزش، هنر، مطالعه، دوستیهای سالم و مسئولیتپذیری در خانه و مدرسه به او کمک میکنند؛ خودش را بهتر بشناسد. نوجوانی که در دنیای واقعی احساس توانمندی و تعلق دارد، کمتر مجبور است تمام ارزش خود را از لایک و تأیید دیگران بگیرد. چهارم، خودمان الگوی مناسبی باشیم. اگر والدین دائماً گوشی دستشان باشد، اما از فرزندشان بخواهند کمتر از گوشی استفاده کند، طبیعی است که حرفشان تأثیر زیادی نداشته باشد. در نهایت، هدف ما این نیست که نوجوان را از فضای مجازی دور نگه داریم و بعد انتظار داشته باشیم خودش بتواند در آن تصمیم درست بگیرد. هدف این است که نوجوان در این فضا حضور داشته باشد، اما هر چیزی را نپذیرد؛ بتواند فکر کند، انتخاب کند و هویت خودش را بسازد، نه اینکه هویتش را از دیگران قرض بگیرد.
