انتقاد از نیروهای مسلح نادرست و غیرمنصفانه است

شکست سنگین در انتخابات میان‌دوره‌ای برای تیم ترامپ ضربه‌ای غیرمنتظره بود. اکنون ترکیبی از به‌هم‌ریختگی، کلافگی و سردرگمی دیده می‌شود و دو گرایش اصلی شکل گرفته است: یک گرایش حول تیم ونس و چهره‌های دارای طمع انتخاباتی، دنبال مذاکره؛ و گرایشی دیگر با فشار لابی‌های اسرائیلی و برخی حلقه‌های نظامی، مسیر ضربه و رویارویی را توصیه می‌کند.

نخستین نشانه عملی گرایش مذاکره‌ای، عقب افتادن حمله‌ای بود که چند روز پس از انتخابات برنامه‌ریزی شده بود؛ اما با ترامپ نامتعادل و هیجانی، این زمان‌بندی‌ها اعتبار چندانی ندارند. او هم‌زمان به نظامی‌ها میدان می‌دهد و هم مسیر مذاکره را باز نگه می‌دارد.

- نتانیاهو در پنجره یک‌ماهه تشکیل دولت، با پول و اطلاعات درصدد اثرگذاری بر ترامپ و کشاندن او به جنگ جدید با ایران است. استدلال این طیف: مذاکره خروج آبرومندانه‌ای تولید نمی‌کند؛ ضربه به برنامه هسته‌ای ایران راه‌حل بهتری است. ترامپ اما عصبی و کلافه است؛ تغییرات کاخ سفید نشانه همین بی‌قراری است.

- در منطقه، رفت‌وآمدها و تماس‌ها افزایش یافته است: امیر قطر، وزیر عراق و پوتین با ترامپ گفت‌وگو کرده‌اند. کشورهای منطقه می‌دانند در صورت وقوع حادثه، از اصلی‌ترین طرف‌های متأثرند و چاره‌ای جز امتیازدهی به ایران ندارند. هیچ سناریوی مطمئنی برای موفقیت حمله به ایران وجود ندارد؛ اگر حمله کنند با چشم بسته وارد می‌شوند، ایران با چشم باز می‌جنگد.

- راهبرد ایران مذاکره است؛ با مجوز رهبری و ریاست آقای قالیباف. اما مذاکره با ترتیبات روشن: ایران از شروط هفت‌گانه کوتاه نمی‌آید و تحقق آن‌ها را پیش از آغاز مذاکرات لازم می‌داند. اعتماد وجود ندارد و اجرای تعهدات دو طرف هم‌زمان نیست؛ بند ۱۳ تفاهم اسلام‌آباد نیز همین را می‌گفت. شایعات درباره طرح‌های جدید و میانجی‌گری‌ها عمدتاً بی‌پایه است.

- در جنوب، تحول مهمی در جریان است: اصابت در جاسک، دو نقطه در ابوموسی و قشم؛ بیش از این اطلاعات نادرست است. تحول جدید، شلیک پدافندی به جنگنده‌های آمریکایی بیرون از آسمان ایران است. این آزمون سیستم‌های جدید پدافندی، معادله جنگ را تغییر می‌دهد: آسمان تنگه هرمز و سواحل جنوبی خلیج فارس دیگر برای آمریکا امن نیست. این روند تازه آغاز شده و تشدید خواهد شد.

- انتقادها به نیروهای مسلح نادرست و غیرمنصفانه است؛ اعتماد به نیروهای مسلح رکن جنگیدن است و بخش بزرگی از جنگ شناختی دشمن، فرسایش همین اعتماد است.

- ترامپ هم در انتخابات شکست خورده و هم در پرونده ایران تحقیر شده؛ مشاوره‌ها پراکنده و پراختلاف است. ایران منتظر سناریوی دشمن است و پیش‌دستانه پاسخ می‌دهد. جنگ بعدی اگر رخ دهد محدود نخواهد بود؛ پاسخ ایران گسترده، منطقه‌ای و بدون محدودیت زمانی و جغرافیایی خواهد بود. هدف، پایان‌بندی استراتژیک است: احیای پایدار بازدارندگی، زیرساخت‌زدایی از نیروهای آمریکایی در منطقه، خارج کردن گزینه حمله از روی میز و تثبیت تسلط ایران بر تنگه هرمز و باب‌المندب. شلیک‌های ایران استراتژیک خواهد بود و جنگ بعدی را به فرصتی برای دگرگونی ژئوپولیتیکی عمیق تبدیل می‌کند. دشمن در نهایت چاره‌ای جز امتیازدهی به ایران ندارد.