آدولف هیتلر به انیمیشن‌های والت دیزنی علاقه داشت و می‌خواست از ظرفیت این هنر برای تبلیغات آلمان نازی استفاده کند. علاقه او به «سفیدبرفی و هفت کوتوله» و حمایت ژوزف گوبلز از تأسیس استودیوی انیمیشن نازی، روایتی کمتر شناخته‌شده از سینما در دوران جنگ است.

هیتلر عاشق انیمیشن بود و می‌خواست آلمان نازی از هنرمندی والت دیزنی و انیماتورهایش الگو بگیرد.

به گزارش خبرآنلاین، هیتلر عاشق انیمیشن بود و می‌خواست آلمان نازی از هنرمندی والت دیزنی و انیماتورهایش الگو بگیرد.

آدولف هیتلر به دلیل ریشه‌های پررنگ آلمانیِ انیمیشن‌های والت دیزنی و ظرفیت آن‌ها برای بهره‌برداری تبلیغاتی، شیفته این آثار بود. هیتلر پیش‌تر دانشجوی هنر بوده بود و شاهکار دیزنی، «سفیدبرفی و هفت کوتوله» (۱۹۳۷)، را بسیار دوست داشت. او بر این باور بود که انیمیشن می‌تواند ابزار تبلیغاتی بسیار کارآمدی باشد؛ همین امر ژوزف گوبلز، وزیر تبلیغات، را بر آن داشت تا مجموعه فیلم‌های شخصی هیتلر را از کارتون‌های دیزنی پر کند. گوبلز همچنین بودجه یک استودیوی انیمیشن نازی را تأمین کرد تا با دیزنی و دیگر کارتون‌های هالیوودی رقابت کند.

هیتلر عاشق سینما بود و به برگزاری نمایش‌های خصوصی فیلم در اقامتگاهش در اوبرزالتسبرگ شهرت داشت. او فیلم‌هایی از سراسر جهان، ازجمله فیلم‌های هالیوودی و کارتون‌های والت دیزنی، تماشا می‌کرد. هیتلر در جوانی آرزو داشت هنرمند شود و برای ورود به مدرسه هنر درخواست داد، اما هرگز پذیرفته نشد. با وجود این ناکامی، به مطالعه هنر پرداخت و درکی عمیق از هنرهای تجسمی و فنون سینمایی پیدا کرد. هیتلر با آن‌که دوستدار سینمای جهان بود، پس از به قدرت رسیدن، فیلم‌های خارجی را ممنوع کرد.

سفیدبرفی رایش سوم را مسحور کرد، زیرا یک افسانه پریان آلمانی بود که بر پرده نقره‌ای جان گرفته بود. «سفیدبرفی»، یا به آلمانی «اشنه‌ویتشن» (Schneewittchen)، نمونه اعلای فرهنگ آلمانی به شمار می‌رفت. هیچ چیز آلمانی‌تر از برادران گریم نبود؛ کسانی که در اروپا سفر می‌کردند، افسانه‌های پریان را گردآوری می‌کردند و آن‌ها را برای آیندگان ثبت می‌کردند. بسیاری از این داستان‌ها ریشه آلمانی داشتند و جامعه آرمانی‌ای را به تصویر می‌کشیدند که هیتلر می‌خواست دوباره بسازد. هیتلر پس از رسیدن به قدرت، فیلم دیزنی را به نمایش می‌گذاشت و می‌خواست موفقیت آن را برای رایش سوم تکرار کند.

232857

ژوزف گوبلز، که خود نیز از طرفداران دیزنی بود، در یادداشت‌های روزانه‌اش ثبت کرده است که هیتلر تا چه اندازه به فیلم‌های کوتاه انیمیشن علاقه داشت. علاقه او به تماشای این فیلم‌ها چنان زیاد بود که گوبلز در کریسمس ۱۹۳۷، هجده فیلم کوتاه میکی ماوس به پیشوا هدیه داد.

انیمیشن، به‌ عنوان هنری نسبتاً نوپا و شکلی از مصرف انبوه، ابزاری رازآلود بود، چراکه نقاشی‌هایی را که در حالت عادی ایستا بودند، زنده و پویا نشان می‌داد. هم بزرگسالان و هم کودکان از فیلم‌های کوتاه انیمیشن لذت می‌بردند. این فیلم‌ها از این مزیت نیز برخوردار بودند که به نمایش عروسکی شباهت داشتند: کاریکاتورهایی از انسان‌ها بودند و از همین رو می‌توانستند از مرزهایی بگذرند که انسان‌های واقعی قادر به عبور از آن‌ها نبودند، بی‌آن‌که توهین‌آمیز تلقی شوند. گوبلز به دلیل همین ویژگی‌ها دریافت که انیمیشن می‌تواند ابزار روانی نیرومندی برای اقناع توده‌ها باشد.

232857

در سال ۱۹۴۱، گوبلز و همکارانش استودیوی انیمیشنی با حمایت نازی‌ها به نام «دویچه تسایشن‌فیلم» (Deutsche Zeichenfilm GmbH) تأسیس کردند که هدفش ساخت فیلم‌های انیمیشنی بود که فرهنگ آرمانی آلمانی را ترویج کنند. قرار بود دویچه تسایشن‌فیلم از نظر کیفیت و کمیت فیلم‌های انیمیشن از استودیوهای انیمیشن دیزنی پیشی بگیرد و هدف کلی‌اش این بود که به کانون انحصار انیمیشن در اروپا بدل شود. در سال ۱۹۴۱، جنگ جهانی دوم در اوج خود بود و از همین رو هم با کمبود منابع روبه‌رو بودند و هم با کمبود هنرمند. بیشتر هنرمندان مرد برای جنگیدن به خدمت فراخوانده شده بودند. بیشتر هنرمندان دویچه تسایشن‌فیلم زن بودند، اما شمار آنان نیز محدود بود. این استودیو تنها موفق شد یک فیلم کوتاه با عنوان «هانسیِ بیچاره» (Armer Hansi) بسازد.

232857

در ایالات متحده، والت دیزنی و استودیویش از حامیان سرسخت متفقین بودند. این استودیو فیلم‌های کوتاه ضدنازی ساخت، ازجمله فیلم مشهور «چهره پیشوا» که همه رهبران محور را به سخره می‌گرفت. فیلم‌های کوتاه انیمیشن دیزنی در میان مردم بسیار محبوب شدند و نقش آمریکا را در یاری‌ رساندن به پیروزی متفقین و پایان دادن به جنگ جهانی دوم گرامی داشتند.

شگفت‌آور است که هیتلر و دیزنی در به‌کارگیری انیمیشن به‌ عنوان سلاح تا چه حد به هم شبیه بودند. اما باید روشن گفت که والت دیزنی هرگز با اصول نازیسم هم‌سو نبود، او تنها از انیمیشن به‌ عنوان ابزاری تبلیغاتی برای برانگیختن میهن‌دوستی آمریکایی و جلب پشتیبانی از تلاش‌های جنگی استفاده کرد. در مقابل، هیتلر و گوبلز کوشیدند از انیمیشن برای القای میهن‌دوستی آلمانی و جلب حمایت از نازیسم بهره ببرند. ابزار یکی بود، اما بستر آن کاملاً متفاوت. انیمیشن ابزاری نیرومند است که هم می‌تواند سرگرم کند و هم در خدمت ایدئولوژی‌ها قرار گیرد.