شصتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» با موضوع نقد و بررسی کتاب «تاریخ سینمای ایران» اثر جمال امید، یکشنبه ۱۰ آبانماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار فرهنگ مرکز همایشهای بینالمللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلآرا ودودی - ارزش اسنادی کتاب «تاریخ سینمای ایران» اثر جمال امید و کاستیها و نقاط قوت روششناختی آن، محور بحث شصتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» بود؛ نشستی که در آن، ضرورت شناخت فیلمها در بستر تاریخی، پرهیز از داوریهای پسینی و حمایت از انتشار ادامه این مجموعه نیز مطرح شد.
این نشست یکشنبه ۱۰ آبانماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در تالار فرهنگ مرکز همایشهای بینالمللی سازمان برگزار شد. حسن حسینی، نویسنده و پژوهشگر سینمای ایران، و نوید پورمحمدرضا، پژوهشگر حوزه سینما و شهرسازی، سخنرانان برنامه بودند و پیام بهزاد رحیمیان، مؤلف مجموعه «راهنمای فیلم»، نیز قرائت شد. دبیری نشست را علیرضا مجمع، منتقد و روزنامهنگار سینما، بر عهده داشت.
علیرضا مجمع؛ مرور روش تدوین کتاب از زبان مؤلف
علیرضا مجمع در آغاز برنامه، با خواندن بخشهایی از مقدمه کتاب، رویکرد جمال امید در تدوین این اثر را تشریح کرد. او به نقل از مؤلف گفت: «سیر رویدادها و دقایق مهم تاریخ سینمای ایران در وهله نخست باید مستمر و یکنواخت بازگو شود و پس از دستیابی به شناخت واضح و کامل از جمیع جهات، با حضور همه شواهد و مستندات، به بررسی و تحلیل آن نشست.»
وی درباره شیوه انتخاب نقدهای فیلم در جلد دوم، توضیح داد که برای جلوگیری از افزایش بیش از اندازه حجم کتاب، بخشی از نقدها بهصورت گزیده انتخاب شدهاند. مجمع از مقدمه کتاب خواند: «نقدها به ترتیبی آورده شدهاند که شناخت اثر از نگاههای مختلف را موجب شوند و در عین حال، مرور گویایی بر حضور نسل جدید منتقدان باشند.»
مجمع همچنین درباره محدوده آثار بررسیشده در جلد دوم، به نقل از جمال امید گفت: «در فصلهای مربوط به سالهای اول بعد از انقلاب که تولیدات هنوز شکل نگرفته، بهمنظور تشریح موقعیت و شرایط فیلمسازی، وقایع مربوط به همه تولیدات منعکس شده است؛ اما بعداً صرفاً به آثاری پرداخته شده که نمایش عمومی داشتهاند. تولیداتی که تنها نمایش جشنوارهای داشتهاند، به فصل مربوط به خود در بخش جشنوارهها واگذار شدهاند.»
دبیر نشست در ادامه، به استقبال صاحبنظران و منتقدان از جلد نخست و بیش از یک ربع قرن جستوجو و تحقیق مؤلف اشاره کرد و از زبان جمال امید خواند: «از توجه همه آنها که نتیجه جستوجو، پیگیری و تحقیق مؤلف را بررسی کردهاند و جزئیات ناگفته یا کاستیهایی در بازگویی تاریخ سینما را تذکر دادهاند، ممنون و سپاسگزارم.»
حسن حسینی؛ ضرورت عبور از ثبت رخدادها به تحلیل روندها
حسن حسینی با انتقاد از غلبه رویکرد تقویمی بر تاریخنگاری سینمای ایران گفت: «ما تقویم را به جای تاریخ گرفتهایم؛ ذهنیتمان بیشتر معطوف به رخدادهاست و کمتر به روندها پرداختهایم.» او تأکید کرد که دورهبندی تاریخ سینما باید از تحولات زیباییشناختی، فنی، اقتصادی و اجتماعی خود سینما استخراج شود.
وی در نقد کتاب جمال امید، انتخاب عنوان «ده سال تا سقوط» برای روایت سال ۱۳۴۸ را نمونهای از تحمیل نگاه پسینی بر گذشته دانست و افزود: «کسانی که در سال ۱۳۴۸ فیلم میساختند، نمیدانستند ده سال بعد قرار است چه اتفاقی بیفتد.» حسینی همچنین تغییر شیوه تولید و شکلگیری تولید دولتی در اوایل دهه ۱۳۶۰ را از تحولاتی دانست که باید در دورهبندی تاریخ سینمای ایران مورد توجه قرار گیرند.
این پژوهشگر با نقد نگاه اسطورهای به سینما و آنچه «توهم کفایت نظریه» نامید، گفت: «گاهی فرد با یک نظام نظری آشنا میشود و فکر میکند دیگر نیازی به پژوهش ندارد و میتواند بر مبنای همان نظریه، تاریخ سینما را بخواند.» او با تأکید بر اولویت اسناد و شواهد، مطالعه کمّی فیلمها و بررسی الگوهای نما، تدوین و سبک را از راههای سنجش داوریها درباره سینماگران برشمرد.
حسینی در ارزیابی جایگاه اثر جمال امید، توجه به شرایط زمان انتشار آن را ضروری دانست و بیان کرد: «در زمان انتشار این کتاب، روشهای جدید تاریخنگاری هنوز در ایران شناختهشده نبودند و از این منظر نمیتوان به مؤلف ایراد گرفت.» او افزود: «این متن، تاریخی است و یکی از امتیازهایش این است که از طریق آن میتوانیم درباره کموکاستیهای تاریخنگاری خودمان صحبت کنیم.»
بهزاد رحیمیان؛ درخواست حمایت از انتشار ادامه مجموعه
در ادامه، پیام ارسالی بهزاد رحیمیان قرائت شد. او در این پیام خواستار فراهم شدن پشتیبانی لازم برای انتشار جلدهای بعدی «تاریخ سینمای ایران» شد و نوشت: «ای کاش در این مراسم، اضافه بر معرفی و بررسی و ارجگذاری، برای قدردانی از آقای امید اعلام میشد که پشتیبانی لازم فراهم آمده تا جلدهای بعدی تاریخ سینما منتشر شوند.»
رحیمیان با اشاره به ناتمام ماندن انتشار این مجموعه، تأکید کرد: «تاریخ سینمای ایران، پروژه اصلی و عظیم کارنامه آقای امید است که تألیفش سالهاست پایان گرفته، اما انتشارش به سرانجام نرسیده است. ۲۲ سال از چاپ جلد دوم گذشته و ناشر طی تمام این سالها نسخه آماده چاپ جلد سوم را در اختیار داشته، اما امکان یا تمایلی برای انتشار آن نداشته است.»
وی همچنین با یادآوری آغاز آشنایی خود با جمال امید در ابتدای دهه ۱۳۶۰، از سوزانده شدن بخشی از فیلمهای جمعآوریشده در بیابانهای اطراف تهران سخن گفت و نوشت: «بدون آشنایی قبلی، سراغ آقای امید رفته بودم که در زیرزمین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از فیلمخانه ملی ایران محافظت میکرد.» او درخواست اجازه بازنشر «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران» را نقطه آغاز همکاریای دانست که دو تا سه دهه ادامه یافت.
رحیمیان در مرور این همکاری، به انتشار دو جلد نسخه بهروزشده «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران» و سه کتاب درباره پیدایش سینمای ایران، اوانس اوگانیانس و عبدالحسین سپنتا در سال ۱۳۶۳ اشاره کرد و آنها را پیشدرآمد مجموعه «تاریخ سینمای ایران» خواند. او همچنین از همکاری خود بهعنوان مجری طرح در آمادهسازی و چاپ دو جلد این مجموعه در سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۸۳ یاد کرد.
نوید پورمحمدرضا؛ حفظ اسناد و پرهیز از اکنونزدگی
نوید پورمحمدرضا مهمترین دستاورد کتاب جمال امید را حفظ اسناد و شناسنامه سینمای ایران دانست و گفت: «مأموریت مهمتر، نجات یک تاریخ، نجات دستهای از اسناد و نجات یک شناسنامه است؛ چیزی که به این سادگی به دست ما نمیرسید.» او با اشاره به محدودیت دسترسی نسل خود به فیلمها و مطبوعات سینمای پیش از انقلاب، نقش این کتاب در انتقال منابع تاریخی به پژوهشگران را ارزشمند توصیف کرد.
وی با تفکیک دو رویکرد «توصیفی» و «تبیینی» در تاریخنگاری سینما، بیان کرد: «کاری که جمال امید انجام داده، اساساً در چارچوب تاریخنگاری توصیفی قرار میگیرد؛ شناسنامه فیلمها، خط سیر زمانی رویدادها و گفتوگوهای نقادانه پیرامون فیلمها در آن گردآوری شدهاند.» به گفته پورمحمدرضا، این اطلاعات به پژوهشگر کمک میکنند تا دریابد هر فیلم در زمان نمایش خود چگونه فهمیده شده و چه واکنشهایی برانگیخته است.
پورمحمدرضا در نقد مقدمههای کتاب گفت: «مقایسه ارزشگذارانه سینمای پیش و پس از انقلاب، نشانهای از جهتگیری در تاریخنگاری است.» او در عین حال تأکید کرد که این نقد، اهمیت تلاش امید برای گردآوری گسترده اسناد و ثبت تاریخ سینمای ایران را از میان نمیبرد.
این پژوهشگر با اشاره به حرکت تاریخنگاری معاصر از روایتهای جامع به پژوهشهای متمرکز و مسئلهمحور، درباره خطر «اکنونزدگی» هشدار داد و گفت: «رد پای گذشته نباید بهواسطه این اکنونزدگی یا حالگرایی محو شود؛ افق دانایی و معرفت پیشینیان و گذشتگان را نباید از یاد برد.» او ثبت جزئیات و واکنشهای همزمان با نمایش فیلمها را پشتوانهای برای شناخت بستر تاریخی آثار و پرهیز از تحمیل داوریهای پسینی بر آنها دانست.
در پایان نشست، کلیپی درباره تاریخ سینمای ایران پخش شد و حاضران به طرح پرسش و تبادلنظر درباره کتاب پرداختند.
