انتخاب رئیس جدید سازمان صداوسیما در شرایطی به موضوع رقابت جریان‌های سیاسی تبدیل شده که انتقاد‌ها از عملکرد پیمان جبلی حتی به چهره‌های اصولگرا و مدیران سابق این سازمان رسیده است. حالا پرسش اصلی این است که تغییر یا ابقای جبلی، صرفاً تصمیمی مدیریتی است یا نشانه‌ای از توازن قدرت میان طرفداران ادامه تقابل با غرب و حامیان مذاکره؟

رویداد۲۴| مازیار وکیلی- صدا و سیما برای نظام سیاسی جمهوری اسلامی چیزی بیشتر از یک بنگاه رسانه‌ای صرف است. صدا و سیما قرار است منویات سیاسی حاکمیت را به مردم منتقل کند و دقیقاً به همین خاطر است که رئیس منتخب آن اهمیتی هم پای رئسای قوای سه گانه پیدا می‌کند.

صدا و سیما یعنی بودجه کلان، اختیار فراوان برای جهت دهی به افکار عمومی و تلاش برای جا انداختن گفتمان رسمی حاکمیت در جامعه. پس رئیس چنین نهادی نقشی فراتر از یک مدیر ساده دارد. پیمان جبلی وارث یک دوره بی ثباتی در رسانه ملی بود. بعد از عزت الله ضرغامی رهبر شهید محمد سرافراز رئیس سازمان صدا و سیما شد که به واسطه درگیری‌های سیاسی با برخی چهره‌های امنیتی جای خودش را به علی عسگری داد که او هم تبدیل به یک دولت مستعجل شد تا قرعه بنام پیمان جبلی بی‌اُفتد.

جبلی بلافاصله بعد از انتخاب به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما وحید جلیلی را به عنوان قائم مقام ارشد خود انتخاب کرد تا تبدیل به مرد همه کاره سازمان صدا و سیما شود. نگارنده خاطرش هست زمانی که برای ضبط یک برنامه به سازمان رفته بود یک کارمند این سازمان به راننده‌ای که قصد استخدام دائم داشت توصیه کرد که درخواست خود را به وحید جلیلی بدهد تا راجع به آن ترتیب اثر داده شود. این گفت و گوی به ظاهر ساده نمایانگر قدرت جلیلی به عنوان معاون ارشد سازمان صدا و سیما است. معاونی که در همه امور این سازمان از تولید برنامه تا استخدام یک راننده ساده دخالت دارد.

وحید جلیلی نزدیک به جبهه پایداری و تندرو‌ترین لایه‌های اصول گرایی است، پس طبیعی است که با توجه به جایگاهی که دارد سازمان صدا و سیما که خودش را رسانه ملی می‌داند تبدیل به ملک طلق یک جناح سیاسی خاص کند. اگر زمانی منتقدان این سازمان اصلاح طلبان و میانه رو‌هایی مانند حسن روحانی و محمد جواد ظریف بودند حالا و امروز جبلی و جلیلی اصول گرایانی مانند باهنر، ضرغامی، محمد صادق رنجبران و مجتبی امینی (تهیه کننده سریال پرحاشیه گاندو) را در صف منتقدان خود می‌بیند.

به نظر می‌رسد جنگ قدرت برای تسخیر کرسی ریاست سازمان صدا و سیما آغاز شده است. پایداری‌ها یقیناً خواهان تداوم ریاست جبلی بر این سازمان هستند تا از طریق این رسانه منویات خود را پیش ببرند و طیف مقابل هم به دنبال این است تا با کسب جایگاه ریاست سازمان صدا و سیما بر عملکرد اهداف سیاسی خود را پیش ببرد. اما چرا در این شرایط جنگی انتخاب ریاست سازمان صدا و سیما مهم است؟ چون انتخاب رئیس این سازمان بیش از هر زمان دیگری بیانگر دیدگاه حاکمیت درباره وضعیت جنگ است. انتصاب مجدد جبلی یا تغییر او هر کدام پیام‌های سیاسی واضحی دارند که باید در جای خود بررسی شوند.

مخالفان صدا و سیما چه کسانی هستند؟

رابطه صدا و سیما با روئسای جمهور همیشه یک رابطه پرتنش و به شدت پیچیده بوده است. چه در زمان ریاست شهید لاریجانی که مصادف بود با دولت اصلاحات و چه در زمان دولت میانه رو حسن روحانی صدا و سیما تبدیل به تریبونی برای مخالفان اصلاحات و اعتدال بوده است. ملت ایران هنوز برنامه‌هایی مثل چراغ، محفل و پخش کنفرانس برلین در زمان شهید لاریجانی و مستند‌های متعددی که سازمان صدا و سیما بر علیه برجام را پخش می‌کرد به خاطر دارند. اما تمام این مخالفت‌ها باعث نشد تا رئسای جمهور وقت موضعی علنی بر علیه رئیس سازمان بگیرند. اما در شهریور ماه سال ۱۴۰۵ ویدیویی از جلسه هیئت دولت پخش شد که مسعود پزشکیان که از رویکرد سازمان صدا و سیما کلافه به نظر می‌رسید در جلسه هیئت دولت به جبلی گفت: «آقای جبلی من که حاضرم جانم را برای نظام بدهم هم نمی‌توانم برنامه‌های صدا و سیما را تماشا کنم. وای به حال باقی مردم» جبلی هم البته بیکار ننشست و در مصاحبه‌ای بدون اشاره به مسعود پزشکیان گفت: «تماشای برنامه‌های صدا و سیما سعادت می‌خواهد»، اما این فقط رئیس جمهور نبود که از صدا و سیما انتقاد می‌کرد.

محمد باقر قالیباف رئیس مجلس هم در مرداد ۱۴۰۵ از ناکارآمدی و رویکرد سازمان صدا و سیما انتقاد کرد تا نشان دهد یکی دیگر از سران قوا هم با رئیس سازمان صدا و سیما زاویه دارد. حتی عبدالحسین خسرو پناه از روحانیون نزدیک به حاکمیت و دبیر شورای انقلاب فرهنگی هم نسبت به مخاطبان تلویزیون هشدار داد و خواستار بازنگری در الگوی حکمرانی رسانه‌ای شد. حتی نمایندگانی مانند حسن علی اخلاقی امیری و مجتبی زارعی هم نسبت به مدیریت جبلی انتقاداتی را مطرح کردند تا مشخص شود رئیس سازمان صدا و سیما در میان تمام طیف‌های حاکمیت مخالف دارد. اما مخالفت دو چهره رسانه‌ای و سیاسی از همه جالب‌تر بود. محمد حسین رنجبران از مدیران ارشد سابق سازمان صدا و سیما و مجتبی امینی تهیه کننده گاندو و رئیس ستاد هنرمندان آیت الله رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰.

چرا انتقاد رنجبران و امینی مهم است؟

«اما آقای جبلی، خودش به آن معنا سیاست‌گذار نبود؛ فرد دیگری سیاست‌گذاری می‌کرد. این چیزی است که دیگر خیلی مشخص است. تیمی که در انتخاب ایشان تأثیرگذار بودند و رأس آن آقای وحید جلیلی است، اصلاً نگاهش این بود که چرا باید با ۱۰۰ درصد جامعه کار داشته باشیم و من با ۲۰ درصد کار دارم. خودش در جلسات مختلف این را گفته بود.» این سخنان را محمد حسین رنجبران به زبان آورده که به لحاظ سابقه سیاسی در طیف اصول گرا تعریف می‌شود. او در دولت محمود احمدی نژاد مشاور وزیر و مدیرکلی روابط عمومی وزارت رفاه و تامین اجتماعی در آغاز هدفمندی یارانه‌ها در دولت دهم و از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ هم مشاور رئیس سازمان صدا و سیما و مدیرکل روابط عمومی این سازمان بود. سمتی که نشان می‌دهد او از درون سازمان صدا و سیما را می‌شناسد و دقیقاً می‌داند وحید جلیلی و جبهه پایداری دارد چه بلایی بر سر اعتبار این سازمان می‌آورد. اما جالب‌ترین بخش مصاحبه رنجبران درباره نحوه مدیریت وحید جلیلی در سازمان صدا و سیما است: «شما بگردید آیا امضایی از آقای جلیلی در مورد دستوراتشان پیدا می‌کنیم؟ یک دستور مکتوب از ایشان پیدا می‌کنید؟ نکته مالی از ایشان پیدا می‌کنید؟ ایشان همه را شفاهی دستور داده است. در کنار هم که می‌گذاریم، تأثیرش را می‌بینیم. اصلاً ایشان هیچ نشانه مکتوبی از خودش به جا نگذاشته است. خب ایشان برود بیرون سازمان، با نیرو‌هایی که داخل سازمان چیده، فکر می‌کنید نمی‌تواند اداره کند؟ اتفاقاً ادعا می‌کند که من از سازمان و جایگاهم فاصله گرفتم و من را بیرون کردند. بیرون هم می‌نشیند و سخنرانی می‌کند.» این سخنان نشان می‌دهد وحید جلیلی نحوه مدیریت خاص خودش را دارد و خوب بلد است به شکلی عمل کند که گناهی متوجه او نباشد. اما چهره دیگری که از مدیران صدا و سیما انتقاد کرد و باعث بهت و حیرت همه شد، مجتبی امینی بود. همان تهیه کننده سریال گاندو که از اساس برای حمله به دولت حسن روحانی طراحی شده بود. امینی رئیس ستاد هنرمندان شهید رئیسی و دبیر جشنواره فیلم فجر در دولت او بود. امینی در یادداشتی که برای روزنامه نوشته انتقادات تندی را علیه مدیران سازمان صدا و سیما مطرح کرده است: «سازمان را به لبه پرتگاه برده‌اید و خشم همگان را رقم زده و خانه و پشتگاهی که باید باعث وحدت و انسجام می‌شد باعث تفرقه و دلخوری همه جریان‎های سیاسی و اجتماعی شده است. با گزارش‌های متوهمانه و آمار‌های غلط نمی‌توان بر کرسی رسانه ملی تکیه کرد. این رسانه اسمش ملی است نه حزبی! تریبون بیت المال است نه بیت الحال جریانی خاص! میتازید برای خودتان؟!» امینی در بخش دیگری از یادداشت خود آورده است: «رمز موفقیت؛ حکومت بر دل‌هاست نه حکومت با پرداخت پول بیت‌المال آن هم بی حساب و کتاب! تمام کنید این نگاه را که خود را عالم دهر می‌دانید و بقیه را احمق و نادان. نه کار فرهنگی بلد بودید و نه کار رسانه‌ای. خطا پشت خطا. اشتباه پشت اشتباه. کلاهتان را بالا بزارید از ضعف و عملکرد رسانه‌ای شما در حوزه رسانه به دشمن باختیم.» این یادداشت‌ها و انتقاد‌ها نشان می‌دهد که اوضاع برای پیمان جبلی و وحید جلیلی بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که فکر می‌کنند.

یک جنگ سیاسی بزرگ در پشت پرده جریان دارد

اما سوالی مهم در شرایط فعلی این است که چرا جنگ سیاسی برای انتخاب مدیر سازمان صدا و سیما تا این اندازه علنی شده است؟ ماجرا خیلی واضح است. بعد از جنگ چهل روزه و شهادت آیت‌الله خامنه‌ای دو نگاه در کشور به وجود آمد که تفاوت نگاه اساسی در پایان دادن جنگ داشتند.

نگاه اول که نگاه تیم جبلی و جلیلی در صدا و سیما و جبهه پایداری است مقاومت کامل تا نابودی اسرائیل و اخراج آمریکا از منطقه است؛ و نگاه دوم نگاه دولت و رئیس مجلس است که اعتقاد دارند که دستاورد‌های نظامی جنگ را باید در میز مذاکره نقد کرد. شکل گیری این دو طیف اهمیت تسلط بر بازوی رسانه‌ای حاکمیت را دو چندان می‌کند. این جا دیگر دعوا بر سر سلبریتی زدایی یا تولید برنامه نیست بلکه درباره جهت دهی به افکار عمومی حامیانی است که در خیابان‌ها خواهان مطالبه حداکثری هستند. آنطور که رنجبران گفته و در سطح جامعه هم قابل لمس است جبلی و جلیلی توانسته‌اند مخاطب صدا و سیما را به ۲۰ درصد حامیان نظام کاهش دهند. پس رئیس بعدی سازمان صدا وسیما وظیفه دارد آنها را بر سر سیاست‌های نظام توجیه کند. اگر جبلی و جلیلی به کار خود ادامه دهند بیانگر این است که رویکرد نظام مقاومت است و اگر رئیس عوض شود و از طیف مقابل جبلی و جلیلی کسی به ریاست سازمان برسد معنایش این است که رویکرد نظام مذاکره با غرب است و به همین دلیل حامیان حاضر در خیابان باید درباره ضرورت این سیاست توجیه شوند.

پس ریاست سازمان صدا و سیما در این برهه حساس تبدیل به پست مهمی شده که رویکرد نظام سیاسی حاکم را مشخص می‌کند و دقیقاً به همین دلیل است که طیف‌های مختلف سیاسی قصد دارند رئیس بعدی از سازمان از نزدیکان خودشان باشد تا قدرت‌مندترین بازوی رسانه‌ای کشور را برای پیش برد سیاست‌های خود در اختیار داشته باشند.