هاروکی موراکامی، نویسنده برجسته ژاپنی، در گفت‌وگویی تازه از بیماری‌ای سخن گفته است که او را برای مدتی از نوشتن و دویدن بازداشت؛ دو فعالیتی که نزدیک به نیم قرن بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش بوده‌اند. او همچنین درباره سبک ادبی خود، اقتباس آثارش در تئاتر لندن، خاطرات جنگی پدرش و ضرورت حفظ حافظه تاریخی سخن گفته است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از تایمز، هاروکی موراکامی، نویسنده ۷۷ ساله ژاپنی، پس از یک دوره بیماری که به بستری شدن در بیمارستان و کاهش ۱۷ کیلوگرمی وزنش انجامید، بار دیگر نوشتن و دویدن را از سر گرفته است. او که در طول فعالیت ادبی خود ۱۶ رمان و چندین مجموعه داستان کوتاه منتشر کرده، می‌گوید بیماری به‌طور ناگهانی نظم زندگی‌اش را بر هم زد و حتی اشتیاق او به نوشتن را از میان برد.

موراکامی که دویدن را بخشی از انضباط نویسندگی خود می‌داند، سال‌ها روزانه چندین کیلومتر می‌دوید و در مسابقات ماراتن شرکت می‌کرد. او اکنون پس از بهبودی، دوباره به این عادت بازگشته و معتقد است نوشتن به او امکان می‌دهد فارغ از سن واقعی‌اش، تجربه نسل‌های مختلف را درک کند و شخصیت‌هایی در سنین گوناگون بیافریند.

ارتباط او با نسل جوان امسال با دیداری غیرمنتظره با هری استایلز، خواننده بریتانیایی، مورد توجه قرار گرفت. استایلز که از علاقه‌مندان آثار موراکامی است، برای گفت‌وگو با این نویسنده به هاوایی سفر کرد. محور اصلی گفت‌وگوی آن‌ها دویدن، هنر و تجربه‌های شخصی بود؛ موضوعاتی که هر دو در زندگی حرفه‌ای خود با آن‌ها ارتباطی نزدیک دارند.

موراکامی همچنین در آستانه اجرای اقتباس نمایشی رمان «سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا» در مرکز هنری باربیکن لندن، درباره رابطه پیچیده خود با آثارش سخن گفته است. او که معمولا از اقتباس ادبیاتش برای تئاتر و سینما استقبال نمی‌کند، اجرای تازه این رمان را تحسین کرده، هرچند همچنان از تفسیر مستقیم آثار خود پرهیز دارد.

سبک ادبی موراکامی بر نثری ساده و محاوره‌ای، جزئیات زندگی روزمره و ترکیب واقعیت با عناصر خیال‌انگیز استوار است. شخصیت‌های آثار او اغلب انسان‌هایی تنها و بیگانه با محیط پیرامون خود هستند که در جریان زندگی عادی با رخدادهایی غیرمنتظره مواجه می‌شوند. در پس این فضای خیال‌انگیز، موضوعاتی چون خشونت، تنهایی و خاطرات تاریخی نیز حضوری پررنگ دارند.

بخشی از دغدغه‌های تاریخی موراکامی به تجربه‌های پدرش در دوران جنگ بازمی‌گردد. پدر او در جریان جنگ جهانی دوم در منچوری حضور داشت و شاهد خشونت علیه یک اسیر چینی بود. موراکامی اخیرا کتابی با عنوان «رها کردن یک گربه» درباره پدرش و تاثیر تجربه‌های جنگی او بر زندگی خانوادگی‌شان نوشته است. او در این اثر به انتقال آسیب‌های روانی میان نسل‌ها می‌پردازد.

این نویسنده همچنین از گرایش‌های ملی‌گرایانه در ژاپن و تلاش برای کم‌رنگ کردن مسئولیت تاریخی این کشور در قبال جنگ انتقاد کرده است. به باور او، گذشت زمان نباید بهانه‌ای برای فراموش کردن گذشته باشد و نسل‌های جدید نیز باید مسئولیت یادآوری و مواجهه با تاریخ را بر عهده بگیرند.

موراکامی که سال‌هاست یکی از گزینه‌های مطرح دریافت جایزه نوبل ادبیات به شمار می‌رود، تاکنون این جایزه را دریافت نکرده است. او با وجود شهرت جهانی، همچنان از توجه گسترده رسانه‌ها احساس ناراحتی می‌کند و موفقیت ادبی خود را گاهی به رویایی گذرا تشبیه می‌کند.

حضور موراکامی در لندن، علاوه بر اجرای نمایشی اقتباس‌شده از یکی از مهم‌ترین رمان‌هایش، شامل برنامه‌هایی درباره آثار سینمایی و علاقه دیرینه او به موسیقی جاز نیز می‌شود؛ هنری که پیش از ورود جدی به دنیای نویسندگی، بخش مهمی از زندگی حرفه‌ای او را تشکیل می‌داد.

از او پرسیده می‌شود آیا تعجب نکرده است که جایزه نوبل در سال ۲۰۱۶ به باب دیلن، خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی، برای ترانه‌هایش تعلق گرفت و نه به او. موراکامی پاسخ می‌دهد: «نه، اصلا. او نویسنده بزرگی است و فکر می‌کنم شایسته دریافت جایزه بود.» او سپس به گذشته خود بازمی‌گردد؛ زمانی که یک کافه‌بار موسیقی جاز را اداره می‌کرد و هنوز به نویسنده‌ای مشهور تبدیل نشده بود.

موراکامی می‌گوید: «من قبلا یک کافه‌بار جاز داشتم و هنوز هم همان احساس را دارم. از آن کار لذت می‌بردم، اما بعد رمان‌نویس شدم. هنوز هم نمی‌توانم باور کنم که چنین اتفاقی افتاده است. به‌عنوان نویسنده به شهرت و موفقیت زیادی رسیدم. گاهی فکر می‌کنم همه‌چیز شبیه یک رویاست؛ انگار قرار است از خواب بیدار شوم و ببینم همه‌چیز از بین رفته است.»