همه ما گاهی آهنگی را بارها در ذهنمان تکرار میکنیم و بهسختی میتوانیم آن را از سر بیرون کنیم. اما بعضی افراد تجربهای متفاوت دارند و موسیقیهایی را میشنوند که درست مانند صدای واقعی آهنگها به گوش میرسند. علوم اعصاب در شناخت عملکرد مغز انسان پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند، اما این اندام همچنان مملو از پرسشهای
همه ما گاهی آهنگی را بارها در ذهنمان تکرار میکنیم و بهسختی میتوانیم آن را از سر بیرون کنیم. اما بعضی افراد تجربهای متفاوت دارند و موسیقیهایی را میشنوند که درست مانند صدای واقعی آهنگها به گوش میرسند.
علوم اعصاب در شناخت عملکرد مغز انسان پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند، اما این اندام همچنان مملو از پرسشهای حلنشده پزشکی است و توهمات یکی از مهمترین معماهای آن به شمار میروند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، پدیده اندام خیالی است؛ وضعیتی که در آن فرد پس از قطع شدن یک عضو بدن، همچنان احساس میکند آن عضو وجود دارد و حسهایی را از آن دریافت میکند. این پدیده خیالی تنها به حس لامسه محدود نمیشود و میتواند سایر حواس انسان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
برای مثال، سندرم شارل بونه که نام خود را از طبیعتشناس سوئیسی قرن هجدهم، شارل بونه، گرفته، باعث بروز توهمات بینایی در افرادی میشود که بینایی خود را از دست دادهاند. پدیدهای مشابه در دستگاه شنوایی نیز مشاهده میشود. در این حالت، فرد آهنگهایی را میشنود که از نظر کیفیت و وضوح، درست مانند موسیقی پخششده از رادیو به نظر میرسند. این وضعیت با نام سندرم شارل بونه شنوایی یا سندرم الیور ساکس نیز شناخته میشود؛ نامی که از الیور ساکس، متخصص مغز و اعصاب، گرفته شده است که درباره این پدیده بهطور گسترده نوشته بود.
پژوهش جدیدی که در نشریه علمی Journal of Neurology منتشر شده، این پدیده را با جزئیات بیشتری بررسی کرده تا شناخت اولیه و دقیقتری از ویژگیهای آن به دست دهد. پژوهشگران هلندی و بریتانیایی اطلاعات مربوط به ۸۰ فرد مبتلا به توهمات موسیقایی را تحلیل کردند. شرکتکنندگان پرسشنامه توهمات موسیقایی را تکمیل کردند و تحت تصویربرداری عصبی، آزمایشهای شنوایی و الکتروانسفالوگرافی (EEG) قرار گرفتند. میانگین سنی این گروه ۶۵ سال بود و عوامل زمینهای مختلفی از جمله اختلالات روانپزشکی، کمشنوایی و آسیبهای ساختاری مغز در میان آنها مشاهده میشد.
با وجود تفاوت در تجربههای افراد، پژوهشگران به چند الگوی غیرمنتظره دست یافتند. برای نمونه، افرادی که دچار کمشنوایی نامتقارن بودند، معمولاً احساس میکردند موسیقیهای خیالی از بیرون سرشان پخش میشوند. در مقابل، بیشتر افراد دیگر منشأ این صداها را در ذهن خود احساس میکردند. یافته مهم دیگر این بود که بخش عمده آهنگهای شنیدهشده به موسیقیهای قدیمی مربوط میشدند، نه آثار جدیدتر.
نقش حافظه بلندمدت در شنیدن موسیقیهای خیالی
یکی از نظریههای مطرح درباره این پدیده، بهویژه در افراد مبتلا به کمشنوایی، این است که قشر شنوایی مغز به دلیل کاهش ورودیهای صوتی، به نوعی دچار کمبود تحریک میشود. طبق توضیح کلینیک کلیولند، این بخش از مغز وظیفه پردازش صداها را بر عهده دارد و در شرایط کمبود محرکهای شنیداری ممکن است موسیقیهایی را از حافظه فرد بازیابی کند.
پژوهشگران این سازوکار را نظریه محرومیت از ورودیهای حسی مینامند. بر اساس این دیدگاه، نوعی رهایی ادراکی رخ میدهد که در آن اطلاعاتی که برای پردازش آگاهانه ضروری نیستند، از سامانههای حافظه به سطح آگاهی راه پیدا میکنند. نویسندگان پژوهش در توضیح این فرایند گفتهاند:
دادههای غیرضروری ذخیرهشده در سامانههای حافظه ممکن است در پی فرایندهای آسیبشناختی که سازوکارهای بازدارنده را مختل میکنند، از محدودیتهای معمول عبور کنند و وارد سطح آگاهی شوند.
پژوهشگران همچنین به ارتباط احتمالی توهمات موسیقایی با صرع اشاره کردند، اما تنها دو نفر از شرکتکنندگان در این مطالعه با این الگوی خاص مطابقت داشتند.
نکته جالب این است که موسیقیهای خیالی لزوماً از آهنگهای محبوب و جدید فهرست بیلبورد هات ۱۰۰ انتخاب نمیشوند، بلکه اغلب به آثاری مربوط هستند که افراد در دوران کودکی با آنها آشنا شدهاند. مطالعهای در سال ۲۰۰۵ که در نشریه International Journal of Geriatric Psychiatry منتشر شد، نشان داد که این توهمات اغلب شامل سرودهای مذهبی یا آهنگهای مناسبتی و کودکانه هستند.
پژوهش جدید نیز به نتیجهای مشابه رسید. بر اساس گزارش محققان، ۱۸ درصد از موارد گزارششده به آهنگهای مذهبی مربوط میشدند که پرتکرارترین دسته در میان موسیقیهای شنیدهشده بودند. این یافته بار دیگر احتمال دسترسی مغز به خاطرات بلندمدت را تقویت میکند؛ بهویژه خاطرات موسیقایی شکلگرفته در دوران کودکی، بهجای تکرار آهنگهای جدیدتر.
توهمات موسیقایی چه تأثیری بر زندگی افراد دارند؟
برای بیشتر مردم، گیر کردن یک آهنگ در ذهن فقط دردسری موقت محسوب میشود؛ مشکلی که گاهی با خواندن همان آهنگ در یک اجرای خودجوش و هنگام رانندگی در خودرو، آن هم در خلوت مسیر، برطرف خواهد شد. اما توهمات موسیقایی تجربهای کاملاً متفاوت دارند. تنها یکپنجم شرکتکنندگان در پژوهش گزارش کردند که تا حدودی میتوانند این صداها را کنترل کنند؛ برای مثال، با پخش موسیقی واقعی تلاش میکنند صدای آهنگهای خیالی را بپوشانند.

نویسندگان پژوهش درباره پیامدهای این وضعیت گفتهاند:
بسیاری از افراد به دلیل دشواری در تمرکز و خوابیدن و شنیدن مداوم موسیقیهایی که متوقف نمیشوند، در نهایت خسته و افسرده خواهند شد.
آنها همچنین توضیح دادند که مبتلایان اغلب از مراجعه برای دریافت کمک خودداری میکنند، زیرا نگران هستند که علائمشان به روانپریشی یا زوال عقل نسبت داده شود. پژوهشگران در ادامه تأکید کردند:
در بیش از ۶۵ درصد موارد، افراد موسیقیهای شنیدهشده را آزاردهنده ارزیابی کردند. افزون بر این، بیشتر شرکتکنندگان کنترل بسیار محدودی بر توهمات خود داشتند و این کنترل نیز معمولاً کوتاهمدت بود.
روش درمان به علت زمینهای این اختلال بستگی دارد؛ عاملی که همانطور که پژوهش حاضر نشان میدهد، در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. داروهای ضدروانپریشی و سایر داروهای مؤثر بر عملکرد روان نیز ممکن است در برخی موارد کمککننده باشند. همچنین، درمانهای مبتنی بر آموزش و توضیح علمی سازوکار این پدیده میتوانند به افراد کمک کنند تا تجربه خود را بهتر درک کنند.
هدف اصلی این رویکردها، کاهش انگ اجتماعی مرتبط با این وضعیت و تقویت پذیرش آن است که ذهن انسان هنوز رازهای ناشناخته بسیاری دارد و علم همچنان در تلاش برای درک کامل عملکرد آن به سر میبرد.
