بازیکنان سرشناس فوتبال ایران باید از همین امروز به سرعت خوشرفتاری و مهماننوازی را به هواداران خود یادآوری کنند .
به گزارش ورزش سه، امروز میتوانست یک روز معمولی در فوتبال ایران باشد، یکی مثل همهی هزاران روز و چهبسا هفتهی معمولیای که تیمهایی مقابل هم قرار گرفتند و زدند و خوردند و یکیشان هم لابد برنده شد. اما یک نفر تصمیم گرفت تا امروز را به یک روز خاص در فوتبال ایران تبدیل کند، یکی که باعث شد تا همهچیز در فوتبال ایران از حرکت بایستد.
اگر امروز شجاع، مثل همهی روزهای دیگر، تصمیم میگرفت از کنار فحاشی سکوها بگذرد، چه اتفاقی میافتاد؟ با اینکه آیندهای که رخ نداده را نمیتوان پیشبینی کرد، اما با نگاهی به گذشته و با تقریب بسیار خوبی میتوان گفت آب از آب تکان نمیخورد. دوباره هفتهی بعد و هفتههای بعدتر در تهران و اصفهان و اهواز و تبریز و همهی شهرهای ایران، جمعی فحاش دوباره سکوها را آلوده میکردند. تصمیم شجاع از آنجا دارای اهمیت است که او درگیر همهمهی فوتبال نشد، ایستاد و فوتبال ایران را متوقف کرد تا شاید اهالی فوتبال برای این بیماری کهنهی همهگیر، چارهای بسازند.

اگر بازی امروز متوقف نمیشد، دوباره آلودگی صوتی سکوها در کنار صدها صدای نازیبای فوتبال ایران، گم میشد، اما حالا همه دربارهی یک حاشیه حرف میزنند، حاشیهای که میخواهد متن زیبای فوتبال را ببلعد. همه دارند دربارهی فحاشی صحبت میکنند.
بیرون رفتن کاپیتان تراکتور و در ادامه تصمیم جمعی شجاعانهی بازیکنان و کادر تراکتور که تصمیم گرفتند از محیطی که مسائلی جز فوتبال، بر فوتبال غلبه کرده بود، خارج شوند، فوتبال ایران را با یک پرسش جدی روبرو کرد؛ «چرا فحاشی میکنید؟» مگر میشود یک فرهنگ زشت، شهربهشهر ایران را فتح کند و صدایی از کسی بلند نشود؟ مگر میشود در هر استادیومی از جمله ورزشگاه تبریز و دیگر شهرها وارد شد و ناسزا شنید و تحمل کرد؟
فوتبال هرگز یک پدیدهی اخلاقی نبوده، و هیچگاه چنان نخواهد شد، چراکه ذات ورزش و رقابت با هیجان در هم تنیده است و نمیتوان از یک محیط ورزشی انتظار اخلاق داشت. کسی از سکوهای ورزشگاهها انتظار اخلاقمداری و فرهنگسازی ندارد، فوتبال و سکوهای ورزشگاه محل تخلیهی هیجان هستند و در چنان فضایی انتظار اخلاق داشتن، نابجاست، اما بالا رفتن هیجان، هرگز دستاویزی برای سقوط اخلاق نیست.

فوتبال ایران همیشه سکوهای ملتهب داشته، همیشه روی سکوها فحش و ناسزا شنیده میشد، اما همان فحش و ناسزا هم پیشتر حداقل یک علتی داشتند. اگر داوری سوتی میزد که به مذاق هواداران خوش نمیآمد، با شعارهایی که به فحش آغشته بود، از خجالتش در میآمدند. یا اگر بازیکن حریف کاری میکرد که سکوها از آن خوششان نمیآمد، بلافاصله با فحش و ناسزا واکنش نشان میدادند. اما این روزها حتی در فحاشی هم عجول شدهایم، کسی صبر نمیکند تا اتفاقی بیفتد و بعد با فحش پاسخش را بدهد، انگار همه از پایان قصه باخبرند و قصاص قبل از جنایت میکنند. مثل همین اتفاقی که در سکوهای قایقران رخ داد و هواداران انزلیچی، پیش از شروع مسابقه کار را بهجایی رساند که تراکتور ترجیح داد در مسابقه حاضر نشود.
شجاع و تیمش ارزشی بالاتر از امتیازهای یک مسابقه را به فوتبال ایران یادآوری کردند. البته این ماموریت هنوز کامل نیست. او باید در اولین بازی در ورزشگاه یادگار امام میکروفن دست گرفته و با صدای بلندی که باید در همه فوتبال ایران شنیده شود هواداران هیجانی تراکتور را به دوری از تلافی و انجام مجدد این شعارهای شنیع تشویق کند. او باید در متن این حرکت باشد و دیگران هم به یاری بیایند تا شاید هوای فوتبال ایران کم کم عاری از ابرهای باران زای سیاهی شود که همزیستی ما را نشانه میروند.
*همه اتفاقات امروز در شرایطی است که او همین سه ماه پیش میتوانست در جام جهانی یکی از بزرگترین خوشحالیهای جمعی ما را بیافریند. بازیکنی در یک قدمی تاریخی ترین گل تاریخ جامهای جهانی ایران که شادی آن با رای داور به اندوه تبدیل شد. کارنامهی شجاع بهتنهایی گواهی بر کیفیت فنی بالای اوست. تقریبا از نسلی که با شجاع فوتبال را شروع کرده کسی باقی نمانده، یا اگر مانده در لیگهای پایینتر حضور دارند، اما او سالهای پایانی فوتبالش، نه جای استراحت است، نه زنگ تفریح مهاجمان لیگ. او رهبر یکی از استوارترین خطوط دفاعی لیگبرتر است، در فشردهترین تقویم سالهای گذشتهی فوتبال ایران، بدون وقفه، از تهران و تبریز گرفته تا تیخوانا و لسآنجلس، فرغانه و کازان و حالا هم همین انزلی، بدون استراحت در حال تلاش برای ارائهی بهترین نسخهی خودش است.

کار امروز او حتی از ارزشی فنی او هم بالاتر بود. میتوان شجاع را دوست نداشت، اما نمیتوان او را نادیده گرفت. عادلانه نیست که بعد از این همه تلاش، بعد از آن همه نادیده گرفتن دستاوردهای خلیلزاده، پاسخ او فحش و ناسزا باشد.
*دیروز تراکتور تصمیم گرفت با فحاشی مقابله کند و از مسابقه کنار کشید، اما حالا فوتبال ایران در انتظار واکنش سکوهای یادگار امام تبریز است. اینکه آیا شجاع و بازیکنانش میتوانند سکوهای یادگار امام را آرام کنند، یا هواداران تبریزی میخواهند یک سور به انزلی بزنند؟ پرشورها در آزمون سختی قرار گرفتهاند، اگر بخواهند مقابلهبهمثل کنند، این چرخهی بیاخلاقی هرگز بهپایان نخواهد رسید، اما آنها میتوانند بیک صدا پیام مهمی را از سکوهای تبریز به کل فوتبال ایران مخابره کنند؛ همصدایی پرشورها وقتی دارند فریاد میزنند: «ادب شرف شعاریمیز، تراختور افتخاریمیز» میتواند دومینویی که امروز بازیکنان تراکتور بهراه انداختند را سریعتر به حرکت وادارد، تا شاید تبریزیها، الگویی باشند برای پایان دادن به سنتهای غلط گذشته.
رضا منصور خانکی
