شیراز-ایرنا- مهر امسال و روز حافظ در سایه جنگ و سوگ ایرانیان فرا رسید، فرصتی برای بازخوانی حافظی که در روزگار آشوب زیست و به روایت رهبر شهید، شعرش از دل یکی از سختترین دورههای سیاسی ایران ماندگار شد.
به گزارش خبرنگار ایرنا، ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ، امسال برای شیراز و ایران تنها یک مناسبت ادبی در تقویم نیست؛ پس از جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و به شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای و شماری از فرماندهان ارشد نظامی انجامید، یادروز حافظ میتواند از زاویهای متفاوت خوانده شود، از زاویه مردمی که در میان خبرهای جنگ، سوگ و فقدان، غم و اندوه هنوز شعر میخوانند و از حافظ برای بیان بخشی از آنچه بر آنان گذشته کمک میگیرند و برای آرام دلشان تفألی به دیوان میزنند.
اما نقطه اتصال این ۲ اتفاق، صرفا مرگ و سوگ نیست بلکه شخص حافظ است و نگاهی که شهید آیتالله خامنهای سالها پیش به حافظ داشت.
شعر حافظ محصول یک جهان آرام و بیدغدغه نیست۳۸ سال پیش، در آبان ۱۳۶۷، شهید آیتالله خامنهای در آیین گشایش کنگره جهانی حافظ در شیراز، سخنرانی مفصلی درباره خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی داشتند، سخنرانی که در آن از شعر حافظ، جهانبینی او، شخصیتش و حتی شرایط سیاسی و اجتماعی شیراز در روزگار او سخن به میان آمد.
شاید مهمترین بخش این سخنرانی برای امروز، نه توصیف صنایع ادبی حافظ بلکه تصویری باشد که از زمانه او ارائه میشود.
رهبر شهید انقلاب در توصیف روزگار حافظ فرمودند: «زمان او از لحاظ زمان سیاسی، یکی از بدترین زمانهای ایران است» و درباره شیراز آن دوره از «تحولات گوناگون سیاسی، همراه با خرابیها و ویرانیها» سخن میگویند.
این شاید همان جایی باشد که حافظ قرن هشتم، ناگهان به امروز نزدیک میشود؛ نه از این جهت که تاریخ را بتوان عینا تکرار کرد، بلکه از این جهت که شعر حافظ محصول یک جهان آرام و بیدغدغه نیست.
اگر حافظ توانست از دل یک دوره پرآشوب، چیزی بسازد که قرنها بعد باقی بماند، امروز از دل یک دوره پر از فقدان و سوگ، چه چیزی باید برای آیندگان باقی بماند؟حافظ در شهری شعر میگفت که شهید آیتالله خامنهای آن را گرفتار جنگ، خونریزی و بیثباتی توصیف کرده است، اما حاصل آن دوران، دیوانی شد که قرنها بعد هنوز مردم برای بیان عشق، رنج، امید، اعتراض، معنویت و حتی تنهایی خود به آن رجوع میکنند.
و اینجا میتوان سوال متفاوتی مطرح کرد که اگر حافظ توانست از دل یک دوره پرآشوب، چیزی بسازد که قرنها بعد باقی بماند، امروز از دل یک دوره پر از فقدان و سوگ، چه چیزی باید برای آیندگان باقی بماند؟
پاسخ این پرسش را شاید بتوان در نگاه رهبر شهید به حافظ پیدا کرد.
ایشان در همان سخنرانی، حافظ را صرفا یک شاعر تاریخی نمیدانند، بلکه میگویند حافظ «حامل یک پیام و یک فرهنگ» است.
از نگاه ایشان، اهمیت حافظ تنها در زیبایی زبانش نیست، بلکه در معارفی است که در شعر او وجود دارد و میتواند برای نسلهای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
حافظ در میان اقشار مختلف جامعه حضور دارد
شهید آیتالله خامنهای همچنین تاکید کردند که حافظ متعلق به یک گروه خاص نیست و در میان اقشار مختلف جامعه حضور دارد؛ از عارف و ادیب گرفته تا مردم عادی. ایشان لسانالغیب را «شاعر همه قرنها» و «شاعر همه قشرها» توصیف میکنند.
حافظ ماند چون شعرش متعلق به یک روز و یک نسل نبود
این تعبیر، در سالی که ایران داغدار شهادت رهبر جمهوری اسلامی و شمار زیادی از نیروهای نظامی و دیگر قربانیان جنگ شده، معنای دیگری پیدا میکند و آن اینکه حافظ ماند چون شعرش متعلق به یک روز و یک نسل نبود.
حتی رابطه شخصی شهید آیتالله سید علی خامنهای با حافظ نیز به سالهای کودکیشان بازمیگردد؛ در خاطراتی که از ایشان درباره مادرشان منتشر شده، مادر خود را زنی کتابخوان، دارای ذوق شعری و «حافظشناس» توصیف میکند، البته بلافاصله توضیح میدهند که مقصودشان از حافظشناس، معنای علمی و تخصصی آن نیست، بلکه مانوس بودن با دیوان حافظ است.حافظ برای رهبر شهید صرفا موضوع یک سخنرانی رسمی نبود و شعر حافظ بخشی از خاطره فرهنگی و ادبی زندگیشان نیز بوده است، اما شاید مهمتر از همه، تصویری است که ایشان از خود حافظ ارائه میدهند.
ایشان همچنین گفتهاند برخی ابیات حافظ را از همان دوران کودکی از مادرشان شنیده و سالها بعد همچنان در خاطر داشتهاند.
پس میتوان گفت حافظ برای ایشان صرفا موضوع یک سخنرانی رسمی نبود؛ شعر حافظ بخشی از خاطره فرهنگی و ادبی زندگیشان نیز بوده است؛ اما شاید مهمتر از همه، تصویری است که ایشان از خود حافظ ارائه میدهند.
دفاع جانانه رهبر شهید از حافظ شیرازی
شهید آیتالله خامنهای در آن سخنرانی، در برابر برداشتهایی که حافظ را صرفا شاعری غرق در می و مطرب و لذتهای دنیوی معرفی میکنند، میایستند و جهانبینی حافظ را «عرفانی» میدانند.
این نکته، شاید یکی از مهمترین ویژگیهای آن سخنرانی باشد، ایشان از حافظ دفاع میکنند و همزمان نسبت به تفسیرهای افراطی از حافظ نیز هشدار میدهند.
حافظ، شاعری زنده که باید دوباره خوانده شود
حافظ از نگاه ایشان نه یک مجسمه بیجان ادبی، بلکه شاعری زنده است که باید دوباره خوانده شود، دربارهاش تحقیق شود و از دل آثارش جهانبینی او را شناخت.
رهبر شهید حتی در همان سخنرانی از کمبود پژوهشهای دقیق درباره حافظ سخن میگویند و تاکید میکنند که حافظ هنوز بهطور کامل شناخته نشده است.
بازخوانی و روایت یک عالم از دیوان عالمی دیگر
عضو هیات علمی بخش زبان فارسی دانشگاه شیراز در گفتوگو با خبرنگار ایرنا در تحلیل خود از جایگاه شعر حافظ در ادبیات فارسی، به بررسی دقیق نگاه و آراء شهید آیتالله سید علی حسینی خامنهای نسبت به این شاعر قرن هشتم پرداخت و گفت: این پیوند از سه منظر مذهبی، ادبی و سیاسی قابل تبیین است.
شعر حافظ فرا زمانی و فراوانی است
محمد مرادی شعر حافظ را فرازمانی و فرامکانی دانست و افزود: یکی از علل اهمیت شعر حافظ در روزگار ما میان تودههای مختلف مردم با گرایشهای سیاسی، فکری و فرهنگی متفاوت، همین تنوع ساختاری و مضمونی و ویژگیهای منحصر به فرد حافظ است.
وی افزود: حافظ چنان جایگاهی در شعر ما دارد که بسیاری از شخصیتهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی به اشعار او توجه ویژهای داشتهاند.
او اظهار کرد: یکی از مهمترین شخصیتهای روزگار ما که بهطور خاص به شعر حافظ توجه داشت، رهبر شهید بود.
مرادی با یادآوری سخنرانی ایشان در نخستین اجلاسیه کنگره جهانی حافظ در دهه شصت، تصریح کرد: در آن سخنرانی نسبتا مفصل، تبحر و آشنایی شهید آیتالله خامنهای در شناخت شعر حافظ بهخوبی مشهود بود.
یکی از مهمترین شخصیتهای روزگار ما که بهطور خاص به شعر حافظ توجه داشت، رهبر شهید بود.عضو هیات علمی بخش زبان فارسی دانشگاه شیراز در ادامه بیان کرد: این نگاه از چند زاویه قابل بحث است، نخست بعد مذهبی شخصیت ایشان به عنوان یک دانشمند دینی است و اولین زاویه پیوند ایشان با حافظ، پیوند یک شخصیت مذهبی، دانشمند کلامی، فقهی و متخصص قرآنی با شخصیت حافظ است.
مرادی افزود: در واقع پس از نزدیک به ۶۰۰ سال، یک فقیه در دوران معاصر ما به فردی که در حوزه فقه و فقاهت و قرآنشناسی فعالیت کرده است، نگاهی دگرگون دارد و این نخستین زاویه اتصال نگاه رهبر شهید به شعر حافظ است.
وی بعد دیگر اتصال میان شخصیت ایشان و شعر حافظ، بحث ادیب بودن ایشان دانست و بیان کرد: حافظ یک شخصیت مذهبی که شاعر بودن و ادیب بودنش بسیار برجسته است، ویژگیهایی که در شخصیت رهبر شهید نیز دیده میشود.
عضو هیات علمی بخش زبان فارسی دانشگاه شیراز تاکید کرد: در شعرهای رهبر شهید گرایشهای سبک هندی، اصفهانی و عراقی با هم آمیخته شده است و از بعد گرایش به سبک عراقی، تاثیرپذیریهایی در انتخاب وزنها و ردیفها از شعر قرن هشتم، از جمله حافظ، دیده میشود؛ این نشاندهنده انسی است که ایشان با شعر حافظ داشتند و این ویژگی در نظرات ایشان در نشستها یا کنگرههای حافظ نمایان بود؛ یعنی ادیبی که شعر حافظ را هم از زاویه فقاهت و هم از زاویه شاعری مینگرد و عناصر زیباییشناسانه و سبکی آن را بهخوبی تشخیص میدهد.
حافظ یک شخصیت مذهبی که شاعر بودن و ادیب بودنش بسیار برجسته است؛ ویژگیهایی که در شخصیت رهبر شهید نیز دیده میشود.وی در بخش دیگری از سخنان خود به بعد سیاسی و اجتماعی شعر حافظ پرداخت و گفت: شعر حافظ در عصری ظهور کرد که علاوه بر جدالهای داخلی حاکمان محلی، بازتابدهنده برخی دغدغههای سیاسی و اجتماعی انسانهای قرن هشتم بود و مواردی همچون لزوم اصلاحگری در جامعه ایرانی-اسلامی، مبارزه با کجرویها و تقابلهای فکری در شعر حافظ دیده میشود.
مرادی ادامه داد: رهبر شهید چه در سخنرانیهای خود و چه در انتخابهایی که از شعر حافظ در محافل داشتند، این مسئله را مورد توجه قرار میدادند، گویی شعر حافظ را نمونهای موفق میدانستند که میتوان از آن در رویدادهای سیاسی و اجتماعی روزگار ما بهره برد و این ضلع سوم پیوند میان شخصیت رهبر شهید و هنر، حافظ است.
حافظه یک ملت با روایتکردن زنده میماند
در نهایت، امروز مسئله فقط این نیست که حافظ چه گفت؛ مسئله این است که یک ملت در روزگار فقدان، از کدام حافظه فرهنگی برای ادامهدادن استفاده میکند.
حافظ در روزگاری زندگی کرد که بنا بر توصیف شهید آیتالله خامنهای، شیراز بارها شاهد جنگ، تغییر حکومت، خشونت و فشار سیاسی بود؛ با این حال آنچه از آن روزگار برای نسلهای بعد باقی ماند، تنها نام پادشاهان و جنگها نبود؛ صدای شاعری بود که قرنها بعد، هنوز در خانههای ایرانی خوانده میشود.
امروز نیز بخش بزرگی از نامها و تصاویر جنگ، فرماندهان، دانشمندان و مردمی که در حملات شهید شدند، در حافظه تاریخی ایران ثبت خواهد شد، اما حافظه یک ملت فقط با ثبت تاریخ زنده نمیماند؛ با روایتکردن زنده میماند.این شاید متفاوتترین معنای یادروز حافظ در سال ۱۴۰۵ باشد؛ یادآوری اینکه جنگها تمام میشوند، حکومتها میآیند و میروند، آدمها از دنیا میروند، اما آنچه یک ملت از رنج خود روایت میکند، میتواند قرنها زنده بماند.
شاید به همین دلیل، پیوند روز حافظ با ماههای پس از جنگ را نباید صرفا یک تقارن تقویمی دانست.
در ۲۰ مهر، شیراز دوباره نام حافظ را به یاد میآورد؛ شاعری که در روزگار آشوب زندگی کرد و از او چیزی ماند که از بسیاری از فاتحان و حاکمان آن روزگار ماندگارتر شد و در همان شهری که امروز حافظیهاش یکی از نمادهای فرهنگی ایران است، میتوان این پرسش را از خود پرسید: از جنگ امروز، از شهادتهای امروز، از سوگ امروز و از این فصل پرحادثه تاریخ ایران، قرار است چه چیزی برای نسلهای بعد باقی بماند؟
شاید پاسخ، فقط در کتابهای تاریخ نباشد...
شاید بخشی از آن در شعر باشد؛ همانطور که حافظ از دل یکی از آشفتهترین دورههای شیراز برخاست و قرنها بعد، هنوز زبان بسیاری از ایرانیان برای گفتن ناگفتههایشان است.
حافظ، نه فقط شاعر دیروز، بلکه شاعر امروز است
این شاید متفاوتترین معنای یادروز حافظ در سال ۱۴۰۵ باشد، یادآوری اینکه جنگها تمام میشوند، حکومتها میآیند و میروند، آدمها از دنیا میروند، اما آنچه یک ملت از رنج خود روایت میکند، میتواند قرنها زنده بماند؛ و حافظ، خود یکی از روشنترین نمونههای همین ماندگاری است.
حافظ، نه فقط شاعر دیروز، بلکه شاعر امروز است و در هر زمان، با زبانی تازه، با ما سخن میگوید؛ در مهر ۱۴۰۵، در میان حماسه مقاومت، او باز هم با ماست و با غزلی که هم زخم را میشناسد و هم مرهم را و این، همان راز ماندگاری اوست.
