اظهارات تازه علی باقری درباره نقش همکاری‌های راهبردی ایران و روسیه در مقابله با فشار آمریکا، در ادامه تحرکات دیپلماتیک اخیر از جمله سفر محسن رضایی به روسیه و انتقال پیام رهبری به پوتین، گفت‌و‌گو درباره ترتیبات امنیتی پس از جنگ و هم‌زمان هشدار وزارت خارجه روسیه به شهروندان مبنی بر پرهیز از سفر به ایران، مناسبات تهران و مسکو را بیش از قبل مورد توجه قرار می‌دهد.

رویداد۲۴| اظهارات امروز علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره انتقال گاز روسیه به ایران و کریدور شمال ـ جنوب، اگرچه در ظاهر بر ظرفیت‌های اقتصادی دو کشور متمرکز است، اما پیام سیاسی روشنی دارد. باقری گفته است این دو طرح راهبردی می‌توانند خیال برخی قدرت‌ها، از جمله آمریکا، را برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی از بین ببرند و ایران می‌تواند از این ظرفیت‌ها برای پیشرفت اقتصادی و امنیت‌سازی در منطقه استفاده کند.

این اظهارات را باید در امتداد سفر دیروز محسن رضایی به مسکو بررسی کرد؛ سفری که در آن دبیر شورای عالی امنیت ملی حامل پیام رهبر انقلاب به ولادیمیر پوتین بود و دو طرف علاوه بر مسائل دوجانبه، درباره امنیت منطقه و ترتیبات دوران پس از جنگ گفت‌و‌گو کردند. موضوع انتقال گاز روسیه به ایران نیز یکی از محور‌های این دیدار بود.

در واقع، به نظر می‌رسد تهران می‌خواهد نشان دهد که حتی در شرایط فشار نظامی و اقتصادی غرب، همچنان گزینه‌هایی برای گسترش همکاری با قدرت‌های شرقی دارد. اما اینکه این همکاری‌ها تا چه اندازه می‌توانند موازنه قدرت را تغییر دهند، پرسشی است که پاسخ آن به مراتب پیچیده‌تر از اظهارات رسمی مقام‌های ایرانی است.

تهران از روسیه چه می‌خواهد؟

سفر محسن رضایی به مسکو از چند جهت اهمیت داشت. نخست اینکه این سفر از پیش به‌صورت عمومی اعلام نشده بود و رضایی در سطحی بالاتر از یک مقام معمول دیپلماتیک با رئیس‌جمهور روسیه دیدار کرد. دوم اینکه او حامل پیام مستقیم رهبر جمهوری اسلامی بود؛ پیامی که محتوای آن منتشر نشده است.

اهمیت این مأموریت زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم در گفت‌و‌گو‌های تهران و واشنگتن، مسئله فقط توقف درگیری‌ها نیست. وضعیت تنگه هرمز، محاصره دریایی، تحریم‌ها و پرونده هسته‌ای همچنان از اختلافات اصلی دو طرف است. در چنین شرایطی، تهران نیاز دارد موضع بازیگران مهم بین‌المللی را درباره تحولات پس از جنگ و ترتیبات امنیتی آینده منطقه بداند.

رضایی نیز اعلام کرده که در دیدار با پوتین درباره مسائل مهم منطقه، دوران پس از جنگ و ترتیبات امنیتی گفت‌و‌گو شده است. او همچنین از آمادگی پوتین برای تلاش در جهت پایان دادن به درگیری‌ها خبر داده است.

پوتین هم نگران بازگشت جنگ است

نکته قابل تأمل اینجاست که هم‌زمان با دیدار محسن رضایی و پوتین، وزارت خارجه روسیه بار دیگر به شهروندان این کشور توصیه کرد تا عادی شدن شرایط از سفر به ایران خودداری کنند. این رفتار نشان‌دهنده واقع‌گرایی کرملین است. پوتین از تضعیف ایران و تغییر موازنه منطقه‌ای به سود آمریکا و اسرائیل استقبال نمی‌کند، اما این به معنای آمادگی روسیه برای ورود به یک جنگ مستقیم در کنار جمهوری اسلامی ایران نیست.

گاز روسیه و کریدور شمال ـ جنوب؛ اهرم اقتصادی علیه تحریم‌ها؟

در این میان، اظهارات امروز علی باقری درباره دو پروژه انتقال گاز و کریدور شمال ـ جنوب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این دو طرح می‌توانند در صورت اجرای واقعی، جایگاه اقتصادی و ژئوپلیتیک ایران را تقویت کنند؛ اما نباید فاصله میان ظرفیت بالقوه و دستاورد عملی آنها را نادیده گرفت.

ایران و روسیه سال‌هاست درباره انتقال گاز روسیه به ایران مذاکره می‌کنند. مسکو به دنبال بازار‌های جدید برای صادرات انرژی است و تهران نیز با وجود برخورداری از ذخایر عظیم گازی، با ناترازی و کمبود عرضه در فصل‌های سرد مواجه است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، مسیر انتقال گاز از طریق خاک جمهوری آذربایجان نیز در مذاکرات دو کشور مطرح بوده است. ظرفیت اولیه مورد بحث برای این پروژه حدود ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال اعلام شده، اما هنوز مسائل قراردادی و اجرایی آن به‌طور کامل نهایی نشده است.

این همکاری برای هر دو طرف منفعت دارد؛ روسیه بازار تازه‌ای برای گاز خود پیدا می‌کند و ایران می‌تواند علاوه بر تأمین بخشی از نیاز داخلی، به مسیر انتقال گاز روسیه به کشور‌های همسایه تبدیل شود. با این حال، واردات گاز در شرایطی که ایران خود یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گازی جهان است، بدون اصلاح ساختار مصرف، افزایش تولید و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها نمی‌تواند راه‌حل پایدار ناترازی انرژی باشد.

کریدور شمال ـ جنوب نیز پروژه‌ای مهم‌تر از یک مسیر ترانزیتی معمولی است. این کریدور قرار است روسیه را از طریق ایران به خلیج فارس و مسیر‌های تجاری جنوب آسیا متصل کند. برای مسکو که پس از جنگ اوکراین و تحریم‌های غرب به دنبال مسیر‌های جایگزین تجاری است، این مسیر اهمیت زیادی دارد. برای تهران نیز می‌تواند به معنای افزایش درآمد ترانزیتی و کاهش بخشی از محدودیت‌های ناشی از تحریم باشد.

اما پروژه‌هایی از این دست سال‌هاست با تأخیر، مشکلات تأمین مالی و موانع زیرساختی روبه‌رو هستند. بنابراین، تبدیل آنها به ابزار واقعی مقابله با فشار آمریکا، نیازمند سرمایه‌گذاری و اجرای عملی است، نه صرفاً توافق‌های سیاسی و اظهارات امیدوارکننده.

روسیه متحد ایران است یا شریک مصلحتی؟

مسئله اصلی این است که تهران تا چه اندازه می‌تواند روی حمایت مسکو حساب کند. روابط دو کشور در سال‌های اخیر گسترش یافته و همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی آنها افزایش پیدا کرده است. با این حال، پیمان مشارکت راهبردی دو کشور به معنای تعهد دفاع متقابل نیست و روسیه الزام حقوقی برای ورود به جنگ در حمایت از ایران ندارد.

این محدودیت را باید در کنار تحولات تازه در مناسبات مسکو و واشنگتن و دیدار فرستاده روسیه با ترامپ نیز بررسی کرد. دونالد ترامپ پس از دیدار با کیریل دیمیتریف، نماینده ویژه ولادیمیر پوتین، از نزدیک بودن یک توافق بزرگ میان آمریکا و روسیه درباره جنگ اوکراین سخن گفت؛ توافقی که به گفته او ممکن است فراتر از اوکراین برود و تمام اروپا را دربر بگیرد. هرچند ترامپ جزئیاتی از این توافق احتمالی ارائه نکرده و هنوز نمی‌توان از شکل‌گیری یک تفاهم قطعی میان دو قدرت سخن گفت، نفس این اظهارات نشان می‌دهد کانال‌های مذاکره میان واشنگتن و مسکو همچنان فعال است.

برای تهران، این تحول یک ملاحظه مهم دارد؛ روسیه‌ای که هم‌زمان با ایران درباره ترتیبات امنیتی پس از جنگ مذاکره می‌کند، در حال پیگیری منافع خود در رابطه با آمریکاست. اگر مسکو و واشنگتن به تفاهمی درباره اوکراین یا مسائل گسترده‌تر امنیتی برسند، ممکن است اولویت‌های کرملین در مناسباتش با غرب تغییر کند. در چنین شرایطی، نمی‌توان فرض کرد که حمایت روسیه از ایران در هر شرایطی و به هر قیمتی ادامه خواهد داشت.

از طرف دیگر، مسکو منافع مستقلی در روابط خود با آمریکا، کشور‌های عربی و اسرائیل دارد و بعید است بخواهد همه این مناسبات را به خاطر تهران به خطر بیندازد. روسیه می‌تواند در شورای امنیت از ایران حمایت کند، در مذاکرات نقش میانجی داشته باشد و همکاری‌های اقتصادی و نظامی را گسترش دهد، اما این موارد با تضمین امنیت ایران در برابر حمله نظامی تفاوت اساسی دارد.

در چنین شرایطی، اظهارات باقری درباره از بین رفتن خیال خام قدرت‌ها با همکاری ایران و روسیه، بیش از آنکه بیانگر تغییر قطعی موازنه قدرت باشد، بازتاب‌دهنده تلاش تهران برای ارسال پیام بازدارندگی به واشنگتن است.

واقعیت این است که همکاری با روسیه می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی و سیاسی بر ایران را کاهش دهد، اما جایگزین حل اختلافات خارجی، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و اصلاح مشکلات ساختاری اقتصاد نخواهد شد. اگر تهران تصور کند با اتکا به مسکو می‌تواند بدون پرداخت هزینه‌های سیاسی و اقتصادی، از همه فشار‌های آمریکا عبور کند، ممکن است در محاسبات خود دچار خطا شود.

سفر رضایی به مسکو و اظهارات امروز باقری نشان می‌دهد جمهوری اسلامی برای روز‌های پیش رو، هم‌زمان دو مسیر را دنبال می‌کند: حفظ امکان مذاکره و تقویت پشتوانه شرقی برای افزایش قدرت چانه‌زنی. اما هشدار روسیه به شهروندانش یادآوری می‌کند که حتی نزدیک‌ترین شرکای تهران نیز در محاسبات خود، پیش از هر چیز منافع و امنیت ملی خودشان را در نظر می‌گیرند.