فدرال رزرو درباره اثر توسعه دیتاسنترهای هوش مصنوعی بر تورم، هزینه انرژی، بازار کار و احتمال شکلگیری حباب سرمایهگذاری هشدار داد.
مقامهای فدرال رزرو آمریکا هشدار میدهند سرمایهگذاری گسترده در دیتاسنترهای هوش مصنوعی و افزایش تقاضا برای برق و نیروی کار، هزینهها را بالا برده و خطر داغشدن بیشازحد اقتصاد را افزایش داده است.
گسترش سریع مراکز داده موردنیاز هوش مصنوعی فقط به صنعت فناوری محدود نمانده و اکنون نگرانیهایی درباره پیامدهای اقتصادی آن ایجاد کرده است. ساخت دیتاسنترهای بزرگ، افزایش مصرف انرژی و رقابت برای جذب نیروی کار متخصص میتواند هزینه تأمین تجهیزات، اجرای پروژههای ساختمانی و حتی برخی کالاها و خدمات روزمره را افزایش دهد.
بر اساس گزارش واشینگتنپست، شماری از مقامهای فدرال رزرو معتقدند موج سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی ممکن است فشارهای تورمی را فراتر از صنایع مستقیماً مرتبط با این فناوری گسترش دهد.
چرا ساخت دیتاسنترهای هوش مصنوعی قیمتها را بالا میبرد؟
ساخت مراکز داده به حجم زیادی از تجهیزات الکترونیکی، زیرساخت برق، زمین و نیروی کار متخصص نیاز دارد. هنگامی که شرکتهای بزرگ فناوری بهطور همزمان سرمایهگذاریهای گستردهای انجام میدهند، تقاضا برای این منابع افزایش مییابد و در صورت محدودبودن ظرفیت عرضه، قیمتها نیز ممکن است بالا بروند.
پیامدهای این روند، به گفته گزارش واشینگتنپست، در بخشهایی فراتر از صنعت فناوری قابل مشاهده است. افزایش قیمت برخی لوازم الکترونیکی مصرفی و کمبود نیروی کار ماهر در پروژههای ساختمانی، از جمله نمونههایی هستند که نگرانی درباره سرایت فشارهای هزینهای به سایر بخشهای اقتصاد را تقویت میکنند.
افزایش تقاضا برای برق نیز یکی دیگر از عوامل مهم در این معادله است؛ زیرا گسترش دیتاسنترها به ظرفیت انرژی بیشتری نیاز دارد و میتواند فشار مضاعفی بر زیرساختهای موجود وارد کند.
هشدار رئیس فدرال رزرو شیکاگو درباره داغشدن اقتصاد
آستن گولزبی، رئیس بانک فدرال رزرو شیکاگو، نسبت به گسترش فشارهای تورمی در نتیجه رونق سرمایهگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی ابراز نگرانی کرده است. او معتقد است افزایش قیمتها دیگر لزوماً به تجهیزات دیتاسنترها و صنایع مستقیماً وابسته به آنها محدود نمیشود.
گولزبی در توضیح نگرانی خود گفت: «قیمتها در بخشهایی افزایش مییابد که صرفاً قطعات دیتاسنترها و صنایع بلافاصله مجاور آن نیستند. من بیشازپیش نگرانم که وضعیت فعلی صرفاً یک داغی بیشازحد تقاضا به همان سبک سنتی باشد.»
منظور از داغشدن بیشازحد اقتصاد، وضعیتی است که در آن تقاضای کل با سرعتی بیشتر از توان تولید و عرضه رشد میکند. در چنین شرایطی، کسبوکارها ممکن است برای تأمین مواد اولیه، تجهیزات و نیروی کار با هزینههای بالاتری روبهرو شوند و این افزایش هزینهها به قیمت نهایی کالاها و خدمات منتقل شود.
رئیس فدرال رزرو شیکاگو همچنین هشدار داده است که مهار چنین وضعیتی میتواند دشوار باشد. به گفته او، شکلگیری داغی بیشازحد تقاضا ممکن است زمانبر باشد، اما پس از آغاز آن، بازگرداندن اقتصاد به وضعیت متعادل آسان نخواهد بود.
افزایش نرخ بهره؛ راهکاری پرهزینه برای مهار تورم
نگرانی از تشدید تورم، سیاستگذاران پولی را با مسئله دشواری روبهرو میکند. افزایش نرخ بهره یکی از ابزارهای بانک مرکزی برای محدودکردن رشد تقاضا و مهار فشارهای قیمتی است؛ زیرا هزینه دریافت وام را بالا میبرد و میتواند بخشی از سرمایهگذاریها و مخارج را کاهش دهد.
بااینحال، افزایش هزینه تأمین مالی برای شرکتهای فناوری نیز پیامدهای خاص خود را دارد. غولهای فناوری برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری میکنند و گرانترشدن استقراض میتواند هزینه اجرای پروژههای جدید را افزایش دهد.
در نتیجه، سیاستی که با هدف مهار تورم اتخاذ میشود، ممکن است همزمان سرعت توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی را کاهش دهد و فشار بیشتری بر شرکتهایی وارد کند که به سرمایهگذاریهای کلان متکی هستند.
آیا رونق هوش مصنوعی به شکلگیری حباب سرمایهگذاری منجر میشود؟
افزایش سرمایهگذاری در دیتاسنترها پرسش دیگری را نیز مطرح کرده است: آیا درآمد و بازده اقتصادی این پروژهها در نهایت هزینههای سنگین توسعه زیرساختها را توجیه خواهد کرد؟
اگر هزینه تأمین مالی افزایش یابد یا تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی کمتر از انتظارات شرکتها باشد، توجیه اقتصادی برخی پروژهها ممکن است دشوارتر شود. چنین شرایطی میتواند احتمال اصلاح سرمایهگذاریها و کاهش ارزش داراییهای مرتبط با این حوزه را افزایش دهد؛ هرچند بهتنهایی برای اثبات شکلگیری یا ترکیدن یک حباب کافی نیست.
در مجموع، گسترش دیتاسنترهای هوش مصنوعی علاوه بر ایجاد فرصتهای تازه برای صنعت فناوری، چالشهایی در زمینه انرژی، نیروی کار، تورم و سیاست پولی به وجود آورده است. میزان تأثیر این سرمایهگذاریها بر اقتصاد جهانی به عواملی مانند ظرفیت عرضه، سرعت افزایش بهرهوری و بازده واقعی پروژهها بستگی دارد.
