نقش استکبارستیزی در استقلال، توانمندسازی جامعه و دستیابی به تمدن نوین اسلامی، در سومین پنل همایش بینالمللی «استکبارستیزی در اندیشه امام شهید»، بررسی شد.
سومین پنل این همایش با موضوع «راهبردهای ارتباطی، دیپلماتیک و فناورانه مقابله با سلطه از منظر رهبر شهید (رحمتالله علیه)»، با دبیری محمدمهدی ذوالفقارزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در سالن نمایشگاه بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد.
سهیل سرو، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در این نشست با ارائه مقاله «استکبارستیزی در اندیشه و سیره رهبر شهید (رحمتالله علیه)؛ از مبانی قرآنی تا راهبرد تمدنی»، گفت: پرسش اصلی این است که آیا استکبارستیزی صرفاً مخالفت با قدرت سلطهگر است یا میتوان آن را الگویی جامع برای دستیابی به استقلال و شکلگیری تمدن دانست.
وی با اشاره به سابقه طرح مفاهیمی همچون استعمار، استثمار و امپریالیسم در جامعه ایران افزود: مفهوم استکبارستیزی در انقلاب اسلامی با تکیه بر مبانی قرآنی صورتبندی شد؛ بنابراین، در بررسی اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه)، علاوه بر بازخوانی بیانات، باید دلالتهای این اندیشه را برای مسائل امروز استخراج کرد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه استکبار میتواند نمودهای درونی و بیرونی داشته باشد، اظهار کرد: مقابله با استکبار تنها به مناسبات خارجی محدود نمیشود و باید نمودهای آن را در روابط و ساختارهای داخلی نیز شناخت.
سرو در تبیین مبانی قرآنی بحث، چهار لایه را مطرح کرد و گفت: لایه نخست، ریشه معرفتی استکبار و تکبر در برابر حق است؛ چنانکه در سرپیچی ابلیس از فرمان الهی، خودبرتربینی و نپذیرفتن حق آشکار میشود.
وی ادامه داد: در لایه دوم، استکبار تجسم اجتماعی پیدا میکند. در روایت قرآنی فرعون، هامان و قارون، میتوان پیوند قدرت سیاسی، ساختار دیوانسالاری و ثروت را در شکلگیری مناسبات سلطه بررسی کرد.
او لایه سوم را ناظر به فرمانهای قرآنی برای نفی سلطه دانست و افزود: اجتناب از طاغوت، تکیهنکردن بر ظالمان و بستن مجاری نفوذ و سلطه، سه وجه این مواجهه است. این رویکرد، علاوه بر نپذیرفتن سلطه، بر پرهیز از وابستگی به سلطهگران نیز تأکید دارد.
سرو خاطرنشان کرد: لایه چهارم، وجه ایجابی این منظومه است؛ قرآن به نفی استکبار بسنده نمیکند و توانمندسازی مستضعفان را نیز مطرح میسازد. از این منظر، استکبارستیزی باید به افزایش توان جامعه برای ایستادن بر پای خود بینجامد.
وی در ادامه، چهار سطح از استکبار را در خوانش خود از اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه) برشمرد و گفت: این سطوح از خودبرتربینی آغاز میشود، به خودحقپنداری و قائلشدن حق تعیین تکلیف برای دیگران میرسد و سپس در مداخله در منافع و سرنوشت دیگران نمود پیدا میکند. در سطح چهارم، این مناسبات به سلطهای نظاممند و رابطهای پایدار از قدرت تبدیل میشود.
این پژوهشگر با بیان اینکه استکبارستیزی در اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه) از ارکان هویتی انقلاب اسلامی است، تأکید کرد: کنارگذاشتن این رکن میتواند به باقیماندن صورت و عنوان جمهوری اسلامی و تهیشدن آن از محتوای انقلابی منجر شود.
وی برای توضیح نسبت استکبارستیزی با جامعهسازی، سه مرحله «نفی، شناخت و ساخت» را مطرح کرد و افزود: نفی سلطه و شناخت سازوکارهای آن ضروری است، اما اگر این دو مرحله به ساختن بدیل کارآمد نرسد، استکبارستیزی در تحقق اهداف اجتماعی خود با مشکل روبهرو میشود.
سرو با اشاره به اهمیت جهاد تبیین و مواجهه با جنگ روایتها گفت: استقلال سیاسی بهتنهایی به معنای تحقق استقلال در همه عرصهها نیست. استقلال فرهنگی و اقتصادی نیز به اقدام و ساختن نیاز دارد و مفاهیمی مانند اقتصاد مقاومتی باید در همین چارچوب دنبال شود.
وی با اشاره به مباحث مطرحشده درباره پلتفرمهای داخلی اظهار کرد: ایجاد یک جایگزین داخلی، زمانی میتواند موفق باشد که نیاز مخاطب را بشناسد، با او ارتباط برقرار کند و از توان تولید محتوا، سرگرمی و جذب مخاطب برخوردار باشد. صرف ایجاد یک پلتفرم، بدون برخورداری از این قابلیتها، برای شکلگیری بدیل کافی نیست.
او هشدار داد: اگر جامعه پیوسته درباره دشمن و سلطه بشنود، اما حاصل ساختن و توانمندسازی را در زندگی خود نبیند، ممکن است نسبت به تکرار این مفاهیم دچار اشباع شود. از این رو، باید روشن باشد که در کنار نفی سلطه، چه ظرفیت و امکانی برای مردم ایجاد شده است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، عدالت اجتماعی، شکاف طبقاتی و مسئله آزادی را از موضوعات مؤثر در این ارزیابی دانست و افزود: حتی با برخورداری از استقلال سیاسی، نمیتوان از آسیبهای درونی جامعه غفلت کرد؛ زیرا دستیابی به راهبرد تمدنی، نیازمند توجه به این مسائل است.
سرو سپس با اشاره به مراحل پنجگانه حرکت از انقلاب اسلامی تا تمدن نوین اسلامی گفت: استکبارستیزی در هر مرحله، مأموریت و کارکرد متناسب با آن دارد. در مرحله انقلاب اسلامی، مسئله اصلی برچیدن وابستگی سیاسی و دستیابی به استقلال بود و در مرحله نظامسازی، ایجاد نهادها و ساختارهایی اهمیت یافت که بتوانند استمرار و استحکام نظام را، حفظ کنند.
وی تداوم ساختار سیاسی کشور در مواجهه با فقدان رهبران و فرماندهان ارشد را از نشانههای این استحکام دانست و اظهار کرد: این ظرفیت باید برای نسل جوان تبیین شود؛ زیرا بخشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی به آگاهی مردم و شکلگیری ساختارهایی مربوط است که سرنوشت کشور را صرفاً به حضور یک فرد، وابسته نمیکند.
او، ادامه داد: در مرحله دولت اسلامی، خودسازی کارگزاران اهمیت پیدا میکند و در مرحله جامعهسازی، سبک زندگی اسلامی و هویت ایرانیاسلامی مطرح میشود تا زمینه ارائه الگویی برای زندگی جمعی و دستیابی به تمدن نوین اسلامی فراهم شود.
سرو با اشاره به گسترش سلطه در عرصه شناختی گفت: امروز بخشی از مواجهه در عرصه تعریف مسئله، شیوه اندیشیدن و تشخیص راهحلها رخ میدهد. در چنین شرایطی، استقلال شناختی به معنای تقویت قدرت تشخیص و پرهیز از خطاهای محاسباتی اهمیت دارد.
وی همچنین بر تمایز استکبارستیزی با ستیزهجویی و لجاجت تأکید کرد و افزود: استکبارستیزی به معنای مخالفت بیضابطه با هر سخن و اقدام طرف مقابل نیست؛ این رویکرد با استقلال و امنیت جامعه پیوند دارد و باید بر شناخت و تشخیص درست استوار باشد.
این پژوهشگر با بیان اینکه استقلال نیز هزینههایی دارد، خاطرنشان کرد: در ارزیابی این هزینهها باید پیامدهای وابستگی و تجربه تاریخی کشور را نیز در نظر گرفت. همچنین، لازم است دستاوردهای استقلال و آنچه در مسیر ساختن به دست آمده، برای جامعه توضیح داده شود.
وی استکبارستیزی را زمینهای برای اثبات و تقویت توانمندی مستضعفان دانست و گفت: در مناسبات سلطه، یک طرف سلطهگر و طرف دیگر سلطهپذیر است. راهبرد استکبارستیزی باید طرف سلطهپذیر را توانمند کند تا بتواند مستقل بایستد، تصمیم بگیرد و در مسیر جامعهسازی حرکت کند.
سرو با تأکید بر اینکه معیار مواجهه، رفتار استکباری است، اظهار کرد: این موضوع را نباید صرفاً به هویت ملتها یا جغرافیای کشورها محدود کرد. در اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه)، مخالفت با رفتار سلطهگرانه دولت آمریکا به معنای مخالفت با ملت آمریکا نیست.
وی افزود: استکبارستیزی به معنای قطع ارتباط با جهان نیز نیست. جهان به آمریکا و چند کشور اروپایی محدود نمیشود و ارتباط با کشورها باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت و با حفظ استقلال و کرامت، تشخیص درست مسائل و سنجش پیامدها دنبال شود.
او در ادامه، چهار پرسش را برای ارزیابی سیاستها و برنامهها از منظر استکبارستیزی مطرح کرد و گفت: باید پرسید آیا این سیاست وابستگی را کاهش میدهد، قدرت تصمیمگیری مستقل ایجاد میکند، عدالت و عاملیت مردم را تقویت میکند و مدلی سازنده و قابل عرضه پدید میآورد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به تنوعبخشی به شرکای تجاری بهعنوان نمونهای از کاهش وابستگی افزود: سیاستها باید فرصت پیشرفت و نقشآفرینی مردم را افزایش دهند و به تولید الگویی کارآمد برای جامعه کمک کنند.
سرو در پایان، با اشاره به نمونه چین، پیشرفت اقتصادی و فناورانه را لزوماً به معنای شکلگیری الگویی مستقل در عرصه فرهنگ و تمدن ندانست و تأکید کرد: استکبارستیزی زمانی به راهبردی تمدنی تبدیل میشود که مقاومت در برابر سلطه، استقلال اندیشه و تصمیمگیری و ساختن الگویی عادلانه و کارآمد برای زندگی جمعی را به یکدیگر پیوند دهد.
در ادامه این نشست، شعاعی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)، در سخنانی با موضوع «از استکبارستیزی تا همشناسی تمدنی: صورتبندی چارچوب دیپلماسی عمومی نوین جمهوری اسلامی ایران در پرتو اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه)»، بر ضرورت تدوین الگویی برای دیپلماسی عمومی برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی، تأکید کرد.
وی با اشاره به دغدغهها و تجربههای خود در تعامل با نهادهای فعال در این عرصه گفت: در دیپلماسی عمومی، برخلاف تصرف جغرافیایی، ذهن و قلب مخاطبان در کشورهای دیگر مورد توجه قرار میگیرد؛ از اینرو، باید نسبت این رویکرد را با مفهوم استکبار و شیوه مواجهه انقلاب اسلامی با مخاطبان خارجی بررسی کرد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (علیه الیلام)، نامه رهبر شهید (رحمتالله علیه) به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در سال ۲۰۱۵ را نمونهای قابل تأمل در این زمینه دانست و افزود: مخاطب قرار دادن جوانان با توجه به زندهبودن حس حقیقتجویی در آنان، میتواند نقطه آغاز فهم الگویی متفاوت از ارتباط با افکار عمومی جهان باشد؛ الگویی که بر دعوت به اندیشیدن و جستوجوی حقیقت، تکیه دارد.
شعاعی با بیان اینکه به اعتقاد او، دیپلماسی عمومی کشور همچنان به تدوین نظریه و الگویی منسجم بر پایه گفتمان انقلاب اسلامی نیاز دارد، اظهار کرد: باید بررسی کنیم که با رجوع به ادبیات و اندیشه رهبران انقلاب، چه چارچوبی برای این عرصه میتوان استخراج کرد و چگونه میتوان آن را در سیاستگذاری و اقدام به کار گرفت.
وی با اشاره به بررسی پیامها، نامهها و سخنرانیهای رهبر شهید (رحمتالله علیه)، از جمله پیامهای حج، گفت: در این بررسی میتوان دو سطح نفی و اثبات را تشخیص داد؛ سطح نخست، استکبارستیزی، مقاومت و مقابله با سلطه است و سطح دوم، وجه ایجابی این اندیشه را در قالب دعوت، تمدن نوین اسلامی و همشناسی تمدنی دربرمیگیرد.
او ادامه داد: مسئله اصلی، چگونگی پیوند این دو سطح است؛ اینکه چگونه میتوان از ایستادگی در برابر سلطه به ارتباط و شناخت متقابل تمدنی رسید و چه سازوکاری این مسیر را امکانپذیر میکند.
شعاعی در تبیین مفهوم استکبار در عرصه روابط بینالملل اظهار کرد: در این نگاه، استکبار نوعی خودبرتربینی است که به قانع نبودن به حقوق خود، دستاندازی به منافع حیاتی دیگران و تعیین تکلیف برای ملتها منجر میشود. در مقابل، استکبارستیزی بر نپذیرفتن مداخله و تحمیل قدرت و نفی سلطه استوار است و مبنای قرآنی آن را میتوان در قاعده نفی سبیل پیگیری کرد.
وی مقاومت را صورت عملی این موضع دانست و افزود: اصول عزت، حکمت و مصلحت نیز باید در کنار یکدیگر و بهصورت متوازن مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا برجستهکردن یک اصل و کمتوجهی به اصول دیگر، این چارچوب را از توازن خارج میکند.
این پژوهشگر، «استعمارزدایی از ذهن» را حلقه واسط میان نفی سلطه و همشناسی تمدنی معرفی کرد و گفت: این مفهوم به ما کمک میکند سازوکارهای شکلگیری روایت مسلط و تأثیر آن بر ذهن مخاطب را بشناسیم و امکان پرسشگری و بازاندیشی درباره این روایتها را فراهم کنیم.
وی با اشاره به نقش پلتفرمها و الگوریتمهای فضای مجازی افزود: کاربری که از این بسترها استفاده میکند، در معرض سازوکارهایی قرار میگیرد که ممکن است با مبانی فرهنگی جامعه او فاصله داشته باشند. بنابراین، در بررسی دیپلماسی عمومی باید به نقش این سازوکارها در شکلدادن به دریافت و قضاوت مخاطب توجه کرد.
شعاعی، اسلامهراسی و ایرانهراسی را از موضوعات قابل بررسی در این چارچوب دانست و اظهار کرد: استعمارزدایی از ذهن، مستلزم نقد روایتهایی است که تصویری جهتدار از ملتها، فرهنگها و واقعیتهای اجتماعی ارائه میکنند.
او همچنین با اشاره به پیوند دانش و قدرت گفت: در بررسی شکلگیری و گسترش برخی رشتههای علوم اجتماعی و ارتباطات، باید نسبت آنها با ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی را نیز دید؛ زیرا شناخت این نسبتها در فهم چگونگی تولید و تثبیت روایتهای مسلط مؤثر است.
وی بار دیگر به نامه رهبر شهید (رحمتالله علیه) به جوانان غربی اشاره کرد و افزود: در این شیوه ارتباطی، مخاطب به پرسشگری فراخوانده میشود و امکان مراجعه و شناخت مستقل برای او اهمیت دارد. انتخاب جوانان بهجای سیاستمداران نیز با توجه به ظرفیت حقیقتجویی آنان صورت میگیرد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) با تبیین تفاوت میان الگوی دعوت و تبلیغات مبتنی بر سلطه گفت: در الگویی که از اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه) استخراج میشود، اختیار انسان، اندیشیدن و پرسیدن جایگاه محوری دارد؛ درحالیکه در برخی الگوهای تبلیغاتی، تحریک هیجان، پذیرش ادعاها و جهتدادن به مخاطب برجسته میشود.
وی با اشاره به نقش محتوای کوتاه در برانگیختن هیجان مخاطبان افزود: دیپلماسی عمومی برآمده از انقلاب اسلامی باید بتواند فراتر از تأثیرگذاری لحظهای، زمینه شناخت و انتخاب آگاهانه را، فراهم کند.
شعاعی با اشاره به مفهوم «نرمافزار مقاومت» و تجسم آن در شخصیت شهید سلیمانی اظهار کرد: این تجربه نشان میدهد که مفاهیم مورد بحث، صرفاً انتزاعی نیستند و میتوانند در شخصیتها و کنشهای اثرگذار فراملی، نمود پیدا کنند.
وی در ادامه، بر اهمیت ارتباط مستقیم و بدون واسطه رسانه تأکید کرد و گفت: در کنار دیپلماسی رسانهای و شبکهای، ارتباطات انسانی و مبادلات آموزشی نیز برای ایجاد شناخت و تأثیرگذاری عمیق و پایدار اهمیت دارند. به گفته او، توجه برخی برنامههای دیپلماسی عمومی آمریکا به مبادلات آموزشی و ارتباط با افرادی که امکان نقشآفرینی در آینده کشورهای خود را دارند، در همین چارچوب، قابل بررسی است.
این پژوهشگر، اجتماعات شبانه مردم ایران را نیز ظرفیتی برای معرفی واقعیتهای اجتماعی کشور به مخاطبان خارجی دانست و افزود: این اجتماعات میتوانند موضوعی برای پژوهش و بازنمایی در عرصه بینالمللی باشند و به اصلاح برداشتهای نادرست از جامعه ایران، کمک کنند.
وی با بیان تجربه خود از ارسال مقالهای درباره این اجتماعات به یک نشریه خارجی، گفت: در متن ارسالی، به تداوم حضور مردم در نزدیک به دویست شب اشاره کرده بودم، اما دبیر نشریه پرسید آیا عدد درست است یا یک صفر اضافه نوشته شده و منظور بیست شب، بوده است.
شعاعی، ادامه داد: این واکنش نشان میداد که حتی برای یک مخاطب دانشگاهی خارجی نیز تصور تداوم چنین حضوری دشوار است. حضور گروههای مختلف سنی، استمرار اجتماعات در شرایط متفاوت و شکلگیری خدمات اجتماعی در کنار آنها، از ظرفیتهایی است که میتوان برای شناخت جامعه ایران معرفی کرد.
وی در پایان تأکید کرد: لازم است پیوند میان استکبارستیزی، استعمارزدایی از ذهن و همشناسی تمدنی، هم در سطح نظری صورتبندی شود و هم در سیاستها و اقدامات دستگاههای مرتبط با دیپلماسی عمومی مورد توجه قرار گیرد تا تصویری واقعیتر از ایران برای مخاطبان خارجی، فراهم شود.
پیوند آشکار مقاومت و استقلال در اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه)
محمدرضا برزویی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)، نیز در این نشست با تبیین موضوع «از جهاد اکبر تا جهاد کبیر؛ تبیین و صورتبندی الگوی استکبارستیزی در اندیشه رهبری»، گفت: در اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه)، میان خودسازی، مقاومت در برابر سلطه و دستیابی جامعه اسلامی به استقلال و اقتدار، پیوندی برقرار است که میتوان آن را در قالب یک الگو، بررسی کرد.
وی با اشاره به شکلگیری مسئله پژوهش خود هنگام تلاوت آیه ۵۲ سوره فرقان افزود: مواجهه با تعبیر «جهاد کبیر» این پرسش را برای من ایجاد کرد که این مفهوم چه معنایی دارد و نسبت آن با جهاد اکبر و جهاد اصغر چیست.
برزویی با بیان اینکه در ترجمهها و تفسیرهای مورد بررسی، جهاد بهوسیله قرآن از معانی مطرحشده برای این آیه بود، اظهار کرد: در ادامه جستوجوها به بیانات رهبر شهید (رحمتالله علیه) در دو دیدار با دانشآموختگان دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و اعضای مجلس خبرگان رهبری در خرداد ۱۳۹۵ رسیدم که در آنها، مفهوم جهاد کبیر و مسئله تبعیتنکردن از دشمن تبیین شده بود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: رهبر شهید (رحمتالله علیه) با توجه به مکیبودن سوره فرقان و اینکه در آن مقطع، مسلمانان مأمور به جنگ نظامی نبودند، توضیح میدهند که جهاد در این آیه را نمیتوان صرفاً به معنای نبرد نظامی دانست و باید معنای گستردهتری برای آن در نظر گرفت.
وی، افزود: ایشان در کنار تفسیر جهاد بهوسیله قرآن، احتمال بازگشت ضمیر «به» به عدم اطاعت را نیز مطرح میکنند؛ بر این اساس، تبعیتنکردن از دشمن، خود وسیله و عرصه جهاد کبیر است.
برزویی با تأکید بر اینکه در این نگاه، جهاد به قتال محدود نمیشود، گفت: جهاد، مجاهدت فردی و اجتماعی را در بر میگیرد و برای فهم نسبت گونههای مختلف آن، باید مجموعه بیانات رهبر شهید را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
وی با اشاره به بررسی بیانات، پیامها و آثار رهبر شهید (رحمتالله علیه) با کلیدواژههایی همچون جهاد، جهاد اکبر، جهاد اصغر، جهاد کبیر، عدم اطاعت، عبودیت و خودخواهی اظهار کرد: در این بررسی، جهاد اکبر صرفاً مبارزهای فردی و جدا از زندگی اجتماعی نیست، بلکه با مجاهدت انسان برای تحقق حیات توحیدی پیوند پیدا میکند.
او ادامه داد: در این چارچوب، عبودیت در برابر خداوند با عبور از خودبینی، خودخواهی، خودپرستی و منیت همراه است و زمینه ورود انسان به عرصه مسئولیت و مجاهدت اجتماعی را فراهم میکند.
این پژوهشگر در توضیح نسبت جهاد اکبر، اصغر و کبیر گفت: موضوع جهاد اکبر، نفس انسان و موضوع جهاد اصغر، دشمن بیرونی است. جهاد کبیر نیز از جهت مواجهه با دشمن بیرونی، در قلمرو جهاد اصغر قرار میگیرد، اما بر مسئله مشخص تبعیتنکردن از دشمن تمرکز دارد.
وی تعریف بازسازیشده خود از جهاد کبیر در اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه) را «امتناع فعال از اطاعت و تبعیت دشمن» دانست و افزود: این امتناع، صرفاً یک موضع منفعلانه نیست و باید در قالب ایستادگی، مقاومت و حفظ استقلال اراده تحقق پیدا کند.
برزویی با بیان اینکه جهاد کبیر، علاوه بر وجه بیرونی، ماهیتی اجتماعی دارد، خاطرنشان کرد: مسئله اصلی در اینجا، مواجهه با دشمنی است که میخواهد اراده و نظر خود را تحمیل کند و جامعه را به تبعیت وادارد.
وی درباره روش بررسی خود نیز، گفت: با استفاده از تحلیل محتوای کیفی جهتدار، مفاهیم مرتبط از بیانات رهبر شهید (رحمتالله علیه) استخراج شد و پس از پالایش ۲۶ کد و دستهبندی آنها در حدود هفت مقوله فرعی، الگویی پنجمرحلهای برای توضیح حرکت از جهاد اکبر به جهاد کبیر شکل گرفت.
این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)، مرحله نخست این الگوی پیشنهادی را استقرار مبانی حیات توحیدی معرفی کرد و افزود: عبودیت، تقوا، اخلاص، توکل و تبعیت از وحی، نقطه آغاز این مسیر است و انسان باید حرکت را از خود و اصلاح نسبت خویش با خداوند آغاز کند.
وی مرحله دوم را جهاد اکبر و رهایی از سلطه نفس دانست و گفت: عبودیت باید به عبور از خودخواهی و منیت بینجامد تا انسان بتواند در مواجهه با مسائل اجتماعی و دشمن بیرونی نیز بر مبنایی استوار عمل کند.
برزویی در توضیح مرحله سوم، یعنی گذار از جهاد اکبر به جهاد کبیر، اظهار کرد: در این مرحله، استقلال اراده، حفظ هویت، دشمنشناسی و شناخت سازوکارهای سلطه اهمیت پیدا میکند. جامعه نباید خود را متزلزل یا ذیل اراده دشمن تعریف کند؛ بلکه باید توان و جایگاه مستقل خود را بشناسد.
وی افزود: مرحله چهارم، تحقق جهاد کبیر است؛ یعنی شناخت دشمن و سازوکارهای سلطه به تبعیتنکردن، ایستادگی و مقاومت فعال تبدیل شود و جامعه در برابر تحمیل اراده بیرونی بایستد.
او مرحله پنجم را ناظر به غایت این مسیر دانست و گفت: حاصل این حرکت باید استقلال، اقتدار و پیشرفت جامعه اسلامی باشد؛ مسیری که با حفظ هویت اسلامی و تقویت جامعه، زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی را، فراهم میکند.
برزویی در پایان، تأکید کرد: در این الگو، استکبارستیزی از مبانی توحیدی و خودسازی آغاز میشود، با شناخت دشمن و استقلال اراده امتداد پیدا میکند و از طریق مقاومت فعال، به تقویت استقلال و اقتدار جامعه اسلامی میرسد.
نقش پلتفرمها در سازماندهی روابط اجتماعی
جواد آزادی، دانشآموخته دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق (ع) و مشاور ریاست مرکز ملی فضای مجازی، در این نشست با طرح موضوع «استعمار نوین دیجیتال و راهبرد سلطهزدایی در اندیشه امام شهید (رحمتالله علیه): دلالتهایی برای گذار به جامعه پلتفرمی»، گفت: برای شناخت سلطه در فضای مجازی، باید این فضا را فراتر از یک ابزار ارتباطی و در جایگاه زیرساخت شکلگیری مناسبات قدرت و نظامهای اجتماعی بررسی کنیم.
وی با اشاره به گسترش اینترنت، گوشیهای هوشمند و شبکههای ارتباطی در کشور افزود: فناوری اطلاعات و ارتباطات، بستری فراهم کرده که بخش مهمی از تعاملات مردم و مناسبات اجتماعی بر آن شکل میگیرد؛ ازاینرو، مسئله حکمرانی این فضا به مدیریت یک فناوری، محدود نمیشود.
آزادی با توضیح مفهوم «جامعه پلتفرمی» اظهار کرد: در چنین جامعهای، پلتفرمها در سازماندهی روابط اجتماعی نقش پیدا میکنند، اما نظریههای مدیریت و حکمرانی، متناسب با سرعت این تحول پیش نرفتهاند و حکمرانی پلتفرمی همچنان نیازمند توسعه مباحث نظری و کاربردی است.
وی با تفکیک دو نگاه ابزاری و قدرتمحور به فضای مجازی گفت: اگر این فضا صرفاً ابزار دیده شود، مسئله به استفادهکردن یا نکردن و باز یا بستهبودن آن تقلیل مییابد؛ اما اگر آن را زیرساخت شکلگیری مناسبات قدرت بدانیم، پرسش اصلی به سلطه و چگونگی سلطهزدایی، مربوط میشود.
او با اشاره به برداشت خود از بیانات رهبر شهید (رحمتالله علیه) ادامه داد: در این نگاه، حاکمیت باید نیازهای حقیقی مردم را به رسمیت بشناسد و پاسخ دهد؛ ابتدا از ظرفیتهای بومی استفاده کند و در صورت تأمیننشدن نیاز در داخل، بهرهگیری از امکانات خارجی را با رعایت استقلال حکمرانی دنبال کند.
این پژوهشگر با مرور صورتهای مختلف استعمار، از استعمار مبتنی بر حضور مستقیم و لشکرکشی، روی کار آوردن عوامل وابسته و اثرگذاری بر دستگاه محاسباتی مسئولان سخن گفت و افزود: در استعمار پلتفرمی، مسئله به لایههای بنیادین فناوری مربوط میشود؛ لایههایی که معماری نظامهای اجتماعی از آنها تأثیر میپذیرد و باید برای سلطهزدایی در آنها برنامه داشت.
وی با اشاره به بررسی شش سازوکار شکلدهنده جامعه پلتفرمی، از جمله زیرساخت، پلتفرم، داده، الگوریتم و قاعدهگذاری، اظهار کرد: این سازوکارها با چهارلایه سلطه استخراج شده از بیانات رهبر شهید (رحمتالله علیه) تطبیق داده شد؛ لایه حاکمیتی و زیرساختی، شناختی و فرهنگی، علمی و اقتصادی و روایی و رسانهای.
آزادی افزود: در بررسی انجامشده، مضامین شناختی و فرهنگی، از جمله هشدار درباره القای یأس و ناامیدی، بیشترین سهم را داشت و حدود ۳۷ تا ۳۸ درصد موارد استخراج شده را شامل میشد. موضوعات حاکمیتی و زیرساختی نیز در رتبه بعد قرار گرفت.
وی با بیان اینکه دلالتهای مورداستفاده در این بررسی، بخشی صریح و بخشی حاصل استنباط و تعمیم است، گفت: تأکید بر شبکه ملی اطلاعات، شبکههای اجتماعی داخلی و دسترسی به لایههای عمیق هوش مصنوعی را میتوان در چارچوب تقویت اختیار و کاهش وابستگی در فضای مجازی بررسی کرد.
او ادامه داد: بهرهبردار بودن از فناوری، بهتنهایی امتیاز کافی نیست؛ باید توان دسترسی و نقشآفرینی در لایههای عمیق آن را نیز داشت. در نهایت، مسئله این است که ارزشها و قواعد اسلامی در تحولات این فضا و رقابت تمدنی، چه جایگاهی پیدا میکنند.
آزادی با اشاره به موضوع مرزبندی در فضای مجازی، اظهار کرد: مرزبندی را نباید معادل انسداد دانست؛ مسئله، ضابطهمند کردن رفتوآمدها و تعاملات است. در حاکمیت دیجیتال میتوان هفتلایه مرزی را تشخیص داد که هرکدام به بخشی از اختیار و مسئولیت، مربوط میشود.
وی در توضیح این لایهها، گفت: مرز زیرساختی به کنترل شبکه، ابر و میزبانی داده مربوط است؛ مرز دادهای، محل پردازش داده را در بر میگیرد؛ مرز پلتفرمی، تعیینکننده قواعد پلتفرمهاست و مرز شناختی به شکلدهی روایتها مربوط میشود. مرز اقتصادی نیز ارزشآفرینی و مناسبات اقتصادی داده، مرز حقوقی قواعد تعامل و مرز تمدنی نظام ارزشی حاکم بر این مجموعه را، شامل میشود.
این پژوهشگر، الگوی مطلوب مواجهه با فضای مجازی را مبتنی بر دو مؤلفه ظرفیت درونزا و تعامل با جهان دانست و افزود: اتکای یکجانبه به امکانات خارجی، جامعه پلتفرمی وابسته ایجاد میکند؛ ازسویدیگر، تقویت ظرفیت داخلی بدون تعامل بیرونی نیز میتواند به انزوا و شکلگیری یک قلعه خودبسنده بینجامد.
وی تأکید کرد: باید همظرفیتهای درونی را تقویت کرد و هم مواجههای فعال با فضای جهانی داشت. در برداشت من از اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه)، هدف آن است که کشور به حضور در زمین طراحیشده دیگران بسنده نکند و توان طراحی زمین و قواعد تعامل خود را، به دست آورد.
آزادی در ادامه، سه سطح برای حکمرانی فضای مجازی برشمرد و گفت: سطح نخست، حکمرانی بخشی است که موضوع را عمدتاً در حد فناوری اطلاعات و ارتباطات میبیند. در سطح دوم، حکمرانی ملی مطرح میشود؛ جایی که تعاملات مردم و نظامهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر بستر زیرساختها، خدمات و محتوای فضای مجازی، شکل میگیرد.
وی، افزود: اگر تنظیم این روابط بر پایه نظام ارزشی و قواعد اسلامی به نظامسازی بینجامد، امکان حرکت به سطح سوم، یعنی حکمرانی فراملی، فراهم میشود؛ سطحی که در آن، الگوی اقتصادی و فرهنگی کشور در عرصه جهانی، نقشآفرینی میکند.
او با اشاره به مفاهیم قلمروسازی، قلمروداری و قلمروگستری در این سطح اظهار کرد: تحقق این اهداف به استحکام ساخت درونی و فراهمکردن عناصری نیاز دارد که برای کشور قدرت ایجاد کنند؛ بدون این پشتوانه، امکان اجرای راهبردهای فراملی، فراهم نمیشود.
آزادی مسیر استعمارزدایی دیجیتال را نیز در سه مرحله توضیح داد و گفت: مرحله نخست، استقلال حداقلی و تأمین پایداری زیرساختهای ملی و خدمات ضروری مردم است. به گفته وی، مقایسه اختلالهای اینترنتی سالهای گذشته نشان میدهد که ظرفیت ارائه خدمات بر بستر شبکه ملی اطلاعات افزایشیافته، اما این پیشرفت، بهتنهایی کافی نیست.
وی مرحله دوم را حاکمیت فعال دانست و افزود: در این مرحله باید زیستبومی جذاب و کارآمد، متناسب با نیاز مردم و اصول و ارزشهای کشور ایجاد شود. داخلی بودن یک پلتفرم، بهتنهایی به معنای تفاوت سازوکارهای آن با نمونه خارجی نیست.
این پژوهشگر با اشاره به روبیکا و اینستاگرام گفت: ممکن است یک پلتفرم داخلی در سطح تأمین زیرساخت و خدمت مفید باشد؛ اما در الگوریتمها و شیوه توزیع محتوا همچنان از منطق نمونه خارجی پیروی کند؛ بنابراین، باید میان بومی بودن زیرساخت و برخورداری از الگویی متناسب با ارزشهای جامعه، تفاوت قائل شد.
وی مرحله سوم را اثرگذاری بر قواعد جهانی معرفی کرد و اظهار کرد: برداشت من این است که رهبر شهید (رحمتالله علیه) از مسیر فضای مجازی، تقویت ایران را دنبال میکردند و این عرصه را توأمان واجد فرصت و تهدید میدانستند. اقتصاد دیجیتال نیز میتواند فرصتی برای نقشآفرینی و رقابت کشور فراهم کند، مشروط بر آنکه صرفاً مصرفکننده قواعد دیگران، نباشیم.
آزادی در بخش پایانی سخنان خود، بر ضرورت رعایت حقوق مردم در فرایند تقویت حاکمیت دیجیتال تأکید کرد و گفت: سلطهزدایی از مناسبات خارجی، بدون ضابطهمند کردن قدرت داخلی، ممکن است به بازتولید استبداد منجر شود؛ ازاینرو، نباید الگوی موردنظر را صرفاً با الگوهای موجود در آمریکا یا چین یکسان دانست.
وی با اشاره به تأکید رهبر شهید (رحمتالله علیه) بر حفظ حریم خصوصی مردم افزود: قدرت داخلی نیز باید به قواعد هنجاری مقید باشد و اقدامات حاکمیتی با معیار حفظ حریم خصوصی و امنیت کاربران، سنجیده شود.
او در پایان، سه پرسش را برای ارزیابی این اقدامات مطرح کرد و گفت: باید بررسی کنیم که آیا اقدام موردنظر، حریم خصوصی و امنیت کاربران را حفظ میکند، ظرفیتهای داخلی را افزایش میدهد و پاسخگویی نهادی را ارتقا میبخشد؛ پاسخ مثبت به این سه پرسش میتواند مبنایی برای سلطهزدایی مشروع و پایدار در فضای مجازی، باشد.
