صائب تبریزی و بیدل دهلوی، دو ستون سبک هندی، در آواز ایرانی دو مسیر متفاوت پیمودهاند؛ صائب از دیرباز شاعر پذیرفتهشده خوانندگان ایرانی بود و در دوره «گلها» با صدای خوانندگانی چون محمودی خوانساری، شهیدی، قوامی، گلپایگانی و بنان به گوش نسلها رسید، اما بیدل تا دههها در حاشیه ماند. از دهه ۱۳۷۰ با حسین زمان آغاز شد و در دهههای بعد با افتخاری، اصفهانی، وحید تاج و حسامالدین سراج ادامه یافت و در سال ۱۴۰۴ به «جهان ستم» با صدای همایون شجریان رسید.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهرداد مهرجو؛ شعر صائب تبریزی و بیدل دهلوی، دو چهره برجسته سبک هندی، سرنوشت متفاوتی در موسیقی ایرانی داشتهاند. در حالی که اشعار صائب از دیرباز مورد توجه آوازخوانان ایرانی قرار گرفته و شماری از خوانندگان شناختهشده، بهویژه در دوره فعالیت برنامه رادیویی «گلها»، ابیاتی از او را در اجراهای خود به کار گرفتهاند. در این دوران خوانندگانی چون محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، قوامی، گلپایگانی، بنان و دیگران اشعار صائب را اجرا کردند و بدین ترتیب بخشی از شعر او به گوش مخاطبان گسترده موسیقی ایرانی رسید.
شعر بیدل با وجود جایگاه کمنظیرش در سنت ادبی فارسی، حضور بسیار محدودتری در موسیقی ایرانی داشته است. دلیل ادبار اهل موسیقی به بیدل تا حد زیادی روشن است. در برنامهٔ شمارهٔ ۱۴۷ «گلها» که به معرفی زندگی و شعر صائب تبریزی و سبک هندی اختصاص داشت، نمونههایی از اشعار صائب با آواز قوامی و گلپایگانی و با گویندگی روشنک پخش شد.
در همان برنامه در معرفی بیدل دهلوی به صراحت تأکید شده است که دیوان او در هند و افغانستان مورد تکریم و تحسین است، اما ذوق سلیم ایرانی شعر او را نمیپسندد. این داوری را میتوان نشانهای از نگرش غالب آن دوره نسبت به شعر بیدل دانست؛ نگرشی که احتمالاً یکی از عوامل مؤثر در غیبت شعر او از برنامه «گلها» بوده است.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که «گلها» در شکلدهی به ذائقه موسیقایی و ادبی چند نسل از ایرانیان نقشی مهم داشت. حضور قابل توجه صائب در این برنامه در کنار غیبت کامل بیدل، تنها یک تفاوت در انتخاب اشعار نیست، بلکه میتواند بازتاب تفاوت در تلقی جامعهٔ ادبی و موسیقایی ایران از دو شاعر بزرگ سبک هندی باشد. قضاوتهای منفی دربارهٔ دشواری و پیچیدگی شعر بیدل که در میان برخی ادیبان آن دوره رواج داشت، احتمالاً در این کمتوجهی بیتأثیر نبوده است.
با این همه، در دهههای بعد میتوان نشانههایی از تغییر این وضعیت مشاهده کرد. هرچند تعداد خوانندگان ایرانی که به سراغ شعر بیدل رفتهاند همچنان در مقایسه با صائب اندک است، اما از دهه ۱۳۷۰ تاکنون نمونههایی از اجرای اشعار او ثبت شده است. به نظر میرسد حسین زمان از نخستین خوانندگان ایرانی باشد که در دهه ۱۳۷۰ در آلبوم «قصهٔ شب» و قطعهٔ «گلشن ناز» به سراغ شعر بیدل رفت. پس از او علیرضا افتخاری در دهه ۱۳۸۰ در مصاحبه با یکی از خبرگزاریها تمایل خود را به خواندن اشعار بیدل نشان داد. «ناله در زنجیر» از نمونههای این توجه است.
در دهه ۱۳۹۰ و پس از آن این روند با نمونههای دیگری ادامه یافت. از جمله میتوان به «غزل بیدل» با صدای محمد اصفهانی، «رنج هستی» با صدای وحید تاج، آثار بیدلخوانی سروش آینه، «بهار رحمت» و برخی اجراهای دیگر حسامالدین سراج اشاره کرد. همچنین علی رستمیان، حسین علیشاپور، بامداد فلاحتی و اشکان کمانگری نیز از جمله خوانندگانی هستند که در این دوره اشعاری از بیدل را اجرا کردهاند.
در سالهای اخیر نیز نمونههایی از بیدلخوانی در موسیقی ایرانی منتشر شده است؛ از جمله آثار مرتبط با سیدمحسن حسینی و علیرضا ابلقی و نیز اثری با عنوان «آلبوم بیدل» با حضور صادق مرادی، سجاد شوشتری و پوریا عابدینی. انتشار «جهان ستم» با صدای همایون شجریان در سال ۱۴۰۴ نیز از تازهترین نمونههای قابل توجه توجه به شعر بیدل در موسیقی ایرانی است.
چنین به نظر میآید که در دهههای اخیر، علاقه به بیدل در میان برخی شاعران، پژوهشگران و اهل موسیقی افزایش یافته است؛ اما پیچیدگی زبان، تراکم اندیشه و دشواری برخی از تصاویر و ترکیبات شعری او همچنان میتواند یکی از موانع ورود گسترده شعرش به عرصه آواز باشد.
از این منظر مقایسه سرنوشت صائب و بیدل در موسیقی ایرانی موضوعی فراتر از بررسی چند آلبوم و قطعه موسیقایی است.
این مقایسه میتواند تصویری از تغییر ذائقه ادبی و هنری ایرانیان و نیز تحول نگرش آنان به شعر سبک هندی به دست دهد. اگر در دورهای صائب شاعر قابلپذیرش سبک هندی برای ذوق رسمی ایرانی تلقی میشد و بیدل در حاشیه قرار میگرفت، افزایش نمونههای بیدلخوانی در دهههای اخیر را میتوان نشانهای از بازنگری تدریجی در این داوری تاریخی دانست.
با افزایش پژوهشهای دانشگاهی و ادبی درباره بیدل و انتشار آثار و برنامههایی برای معرفی شعر او، زمینه برای شنیدهشدن بیشتر این شاعر در موسیقی ایرانی نیز فراهم شده است. با این حال، فاصله میان جایگاه بیدل در تاریخ شعر فارسی و میزان حضور شعر او در آواز ایرانی همچنان چشمگیر است؛ فاصلهای که بررسی دلایل شکلگیری آن میتواند موضوع پژوهشی مستقل در پیوند میان ادبیات، موسیقی و تاریخ ذوق ایرانی باشد.
