همواره معتقد بوده‌ام که کمدی مقدس‌ترین ژانر سینماست. ژانری که عمری بیش از دو هزار سال دارد و افرادی همچون ارسطوی کبیر درباره آن نظر داده‌اند. سینمای کلاسیک و روزهای آغازین پرده جادویی هم شاهکارهایی را خلق کرد که اگر شخصِ ارسطو می‌بود، بی‌شک ایستاده افرادی همچون لورل و هاردی را تشویق می‌کرد. حال بعد از گذشت یک قرن از عمر سینما، گویی آن تیز بودن در ژانر کمدی به دست فراموشی سپرده شده است. فیلم‌هایی ساخته می‌شوند که حتی یک شوخی بامزه هم ندارند. خنده‌های تصنعی و زورکی تنها واکنش مخاطبان به فیلم است. Idiots یکی از این آثار است. ضعیف، بدون کمدی تیز، شلوغ و بی‌هدف.

داستان فیلم Idiots درباره دو مرد شکست‌خورده به نام‌های مارک با بازی دیو فرانکو و دیویس با بازی اوشی جکسون جونیور است؛ دو آدمی که هرکدام به شکلی در زندگی به بن‌بست رسیده‌اند و حالا برای به دست آوردن پول، کاری را قبول می‌کنند که قرار است بسیار ساده باشد: انتقال یک نوجوان ثروتمند و دردسرساز به مرکز ترک اعتیاد. شرایدن با بازی میسون تیمز، نوجوانی است که خانواده‌اش می‌خواهند او را به مرکز بازپروری بفرستند، اما همراهی با او خیلی زود به کابوسی برای این دو راننده تبدیل می‌شود.

آنچه قرار بود سفری معمولی برای انجام یک مأموریت و دریافت دستمزد باشد، به‌تدریج از کنترل خارج می‌شود. شرایدن نه‌تنها مسافری مطیع نیست، بلکه با رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی خود، مارک و دیویس را وارد موقعیت‌هایی می‌کند که هر بار از موقعیت قبلی عجیب‌تر و خطرناک‌تر هستند. در این میان، اختلاف شخصیت این دو مرد نیز به آشفتگی ماجرا اضافه می‌شود؛ یکی بی‌خیال و بی‌مسئولیت است و دیگری تلاش می‌کند هنوز به اصول و باورهای خودش پایبند بماند. در نتیجه، سفری که باید به‌سادگی به پایان می‌رسید، به زنجیره‌ای از اتفاقات آشفته، درگیری‌ها و دردسرهای تازه تبدیل می‌شود.

فیلم به کارگردانی مکون بلر، کمدی‌ای با حال‌وهوای جاده‌ای و جنایی است که تلاش می‌کند از برخورد شخصیت‌های عجیب‌وغریب، موقعیت‌های نامتعارف و رفتارهای احمقانه آن‌ها خنده بگیرد. اما مسئله اصلی در چنین آثاری این است که آیا کنار هم قرار دادن چند شخصیت ابله و چند اتفاق عجیب، به‌تنهایی برای خلق یک کمدی موفق کافی است؟ یا اینکه کمدی، حتی در احمقانه‌ترین و شلوغ‌ترین شکل خود، به چیزی فراتر از سروصدا و موقعیت‌های دیوانه‌وار نیاز دارد؟

پیش از آنکه به سراغ دیگر جنبه‌های فیلم برویم، بهتر است از پلات آغاز کنیم. داستان اولین چیزی است که مخاطب را وارد جهان یک اثر می‌کند و قرار است زمینه‌ای برای باور کردن اتفاقات بعدی بسازد. اما داستان Idiots از همان ابتدا با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. چرا باید یک جوان فوق‌ثروتمند، آن هم با چنین سادگی و با ماشینی قراضه، به مرکز ترک اعتیاد منتقل شود؟ چرا پدر ثروتمند و غایب او در فیلم، یک تیم حرفه‌ای برای انجام این کار استخدام نمی‌کند؟ البته در سینما می‌توان هر موقعیت نامتعارفی را به نقطه شروع یک داستان تبدیل کرد، اما مسئله اینجاست که فیلم باید بتواند آن موقعیت را برای مخاطب باورپذیر کند. در Idiots چنین تلاشی چندان به چشم نمی‌خورد.

از سوی دیگر، بدبختی و شکست دو کاراکتر اصلی نیز برای مخاطب باورپذیر نمی‌شود. این دومین بخشی است که فیلم باید در آن موفق عمل کند؛ یعنی ساختن زمینه‌ای برای همراهی مخاطب با شخصیت‌ها. کاراکتر سیاه‌پوست و مسیحی داستان، به شکلی بسیار ساده از کار اخراج می‌شود و دلیل این اتفاق نیز بی‌احتیاطی و سر به هوایی اوست؛ آن هم در موقعیتی که در ادامه فیلم درمی‌یابیم این شخصیت تا چه اندازه محتاط و پایبند به اصول خود است. اینجا با تناقضی مواجه هستیم که فیلم نه آن را به‌درستی می‌سازد و نه برایش توضیحی قانع‌کننده ارائه می‌دهد.

کاراکتر دیگر، با بازی دیو فرانکو، نیز به همین سادگی شغلش را از دست می‌دهد. مهم‌تر اینکه ما حتی فشار بیکاری و بی‌پولی را نیز به شکلی ملموس روی این شخصیت احساس نمی‌کنیم تا بپذیریم چرا چنین کاری را قبول کرده است. در نتیجه، فیلم در همان ابتدا در ساختن دو عنصر اصلی خود شکست می‌خورد: موقعیتی که باید داستان را به حرکت درآورد و شخصیت‌هایی که قرار است مخاطب با آنها همراه شود. وقتی این دو پایه از ابتدا سست باشند، اتفاقات بعدی نیز به‌سختی می‌توانند تأثیر لازم را بگذارند.

پس از چند صحنه کوتاه که چندان رنگ‌وبوی کمدی ندارند، شخصیت نوجوان و به‌ظاهر آنارشیست وارد قصه می‌شود. فیلم تأکید زیادی بر خطرناک بودن و سرکشی او دارد، اما آیا واقعاً موفق می‌شود چنین تصویری را بسازد؟ بله، رفتارهای خشونت‌آمیز و سرکشانه‌ای از او می‌بینیم، اما صرف نمایش خشونت به معنای خلق یک شخصیت باورپذیر نیست. مسئله این است که ما نمی‌دانیم چرا او به چنین انسانی تبدیل شده است. فیلم از ما می‌خواهد خطرناک بودنش را بپذیریم، اما زمینه روانی و شخصیتی لازم را برای این پذیرش فراهم نمی‌کند.

آیا قرار است با یک ضدقهرمان کاریزماتیک و آنارشیست، چیزی شبیه جوکر، مواجه باشیم؟ طبیعتاً هدف من مقایسه مستقیم این نوجوان با جوکر نیست؛ این دو شخصیت از نظر جایگاه و کارکرد داستانی تفاوت‌های بسیاری دارند. اما مثال جوکر می‌تواند نکته مهمی را روشن کند: برای اینکه یک شخصیت خشونت‌ورز و غیرقابل‌پیش‌بینی در ذهن مخاطب شکل بگیرد، صرفاً نمایش رفتارهای افراطی کافی نیست. باید بتوانیم منطق رفتارش را در جهان داستان درک کنیم؛ حتی اگر با او همدلی نداشته باشیم یا اعمالش را نپذیریم.

در Idiots اما این فاصله میان ادعای فیلم و چیزی که واقعاً روی پرده می‌بینیم، آزاردهنده است. فیلم از نوجوانی خطرناک و غیرقابل‌کنترل حرف می‌زند، اما برای تبدیل کردن این ادعا به یک شخصیت سینمایی، کار چندانی انجام نمی‌دهد. اگر شناخت بیشتری از گذشته، انگیزه‌ها و جهان ذهنی او داشتیم، شاید می‌توانستیم رفتارهایش را در چارچوب داستان درک کنیم و با اتفاقات همراه شویم. اما وقتی شخصیت صرفاً مجموعه‌ای از رفتارهای عجیب و خشونت‌آمیز باشد، دیگر با یک کاراکتر ساخته‌شده مواجه نیستیم؛ با ابزاری روبه‌رو هستیم که فیلمنامه از آن برای ایجاد آشوب و پیش بردن اتفاقات استفاده می‌کند.

در نهایت، Idiots برای بنده نمونه‌ای از کمدی‌هایی است که شلوغی را با سرگرم‌کنندگی و آشوب را با داستان‌گویی اشتباه می‌گیرند. فیلم از ابتدا تا انتها مدام اتفاقات مختلفی را پیش روی مخاطب می‌گذارد، اما این اتفاقات نه تعلیقی می‌سازند، نه کنجکاوی خاصی برمی‌انگیزند و نه ما را به سرنوشت کاراکترها علاقه‌مند می‌کنند. اساساً در طول تماشای فیلم، به‌ندرت احساس می‌کنیم که واقعاً همراه داستان هستیم؛ نه منطق اتفاقات را به‌درستی درک می‌کنیم و نه شخصیت‌ها آن‌قدر پرداخت شده‌اند که بخواهیم نگران سرنوشتشان باشیم. گویی فیلم صرفاً از موقعیتی به موقعیت دیگر می‌پرد تا زمان بگذرد و آشوبی تازه به راه بیفتد، بی‌آنکه بداند این آشوب قرار است در نهایت به کجا ختم شود.

در چنین شرایطی، نه کارگردانی فرصت چندانی برای خودنمایی پیدا می‌کند و نه بازیگری می‌تواند ضعف‌های بنیادین اثر را جبران کند. مسئله اصلی اما فیلمنامه‌ای است که نه در خلق موقعیت‌های کمدی موفق عمل می‌کند، نه شخصیت‌هایی باورپذیر می‌سازد و نه حتی می‌تواند مخاطب را به دنبال کردن قصه خود ترغیب کند. وقتی پایه‌های داستان تا این اندازه سست باشند، شلوغ‌کاری و رفتارهای اغراق‌شده نیز نمی‌توانند جای خالی کمدی و داستان‌گویی را پر کنند.

کمدی برای خنداندن مخاطب، پیش از هر چیز به درک موقعیت، شناخت شخصیت و زمان‌بندی درست نیاز دارد؛ عناصری که در Idiots به‌سختی می‌توان نشانی از آن‌ها پیدا کرد. حاصل کار فیلمی است که سر و صدای زیادی به پا می‌کند، اما پشت این هیاهو چیزی برای عرضه ندارد؛ نه خنده‌ای ماندگار، نه تعلیقی درگیرکننده و نه داستانی که ارزش همراهی داشته باشد. Idiots شلوغ است، اما سرگرم‌کننده نیست؛ اتفاقات زیادی در آن رخ می‌دهد، اما هیچ‌کدام به تجربه‌ای سینمایی و رضایت‌بخش تبدیل نمی‌شوند.

نمره نویسنده به فیلم: 1 از 10