«گاهی یک آدم غیرعادی می‌تواند مظهر و جوهر زمانه باشد؛ شاید سایر آدم‌های آن زمانه، به هر دلیل، متعلق به آن زمانه نباشند؛ شاید آن‌ها دارند گمگشته و بی‌هدف دور خودشان می‌چرخند». (از کتاب برادران کارامازوف، شاهکار فئودور داستایوسکی) زمانی که اسم سینمای کره جنوبی و ژانر وحشت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد، خود به

«گاهی یک آدم غیرعادی می‌تواند مظهر و جوهر زمانه باشد؛ شاید سایر آدم‌های آن زمانه، به هر دلیل، متعلق به آن زمانه نباشند؛ شاید آن‌ها دارند گمگشته و بی‌هدف دور خودشان می‌چرخند». (از کتاب برادران کارامازوف، شاهکار فئودور داستایوسکی)

زمانی که اسم سینمای کره جنوبی و ژانر وحشت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد، خود به خود نام «نا هونگ جین» در ذهن متصور می‌شود. کارگردان نام‌آشنا و کم‌کار سینمای کره‌ جنوبی که اگرچه در طی حدودا ۲۰ سال فقط ۵ فیلم بلند در کارنامه کاری خود دارد اما آثار او همواره فارغ از خوب یا بد بودن، سر و صدای زیادی به راه انداخته و واکنش منتقدان را به همراه داشته است. «نا هونگ جین» پس از ۵ سال از ساختن آخرین فیلم بلند خود یعنی The Medium این بار با اثری در ژانر علمی‌تخیلی – هیولایی به نام Hope به سینما بازگشته تا اثری خلق کند که علاوه بر ایجاد حس وحشت، حرف‌های زیادی هم برای گفتن داشته باشد اما این‌که چقدر در این امر موفق عمل کرده، موضوعی است که در این مقاله به آن می‌پردازیم.

فیلم Hope با کلیشه‌ی پلیس در ظاهر کودن، بی‌اخلاق و بددهن که مختص آثار «نا هونگ جین» و سینمای کره جنوبی است، آغاز می‌شود. قطعا مخاطب در نگاه اول متوجه نخواهد شد که «کو بوم سوک» (با بازی هوانگ جونگ مین در نقش رئیس پلیس بندرگاه هوپ) قرار است قهرمان داستان Hope باشد. البته این تنها کلیشه این اثر نیست بلکه موارد دیگری از جمله فضاسازی شهر شبیه به آثاری با محوریت زامبی که معمولا مکان‌هایی خلوت، آسیب‌دیده و کم‌سکنه هستند و عدم نمایش هیولایی که در حال صدمه زدن به شهر و کشتن انسان‌ها است، یک سوم ابتدایی فیلم را از ریتم می‌اندازد و مخاطب را خسته می‌کند.

نقد و بررسی فیلم Hope | ایمان یعنی باور به چیزی که نمی‌بینیم | گیمفا

اما در ادامه کار، کارگردان هنر خود را به رخ می‌کشد و به مدت ۱۵ دقیقه کامل، بیننده را پای اثر میخکوب می‌کند. ورود باشکوه هیولا با هیبتی که شاید مورد انتظار نباشد و سکانس‌ها و پلان‌های تعقیب و گریز میان او و رئیس پلیس که با تکنیک فوق‌العاده کارگردانی همراه است، لحظاتی را خلق می‌کند که نمونه آن را در آثاری با این ژانر کمتر دیده‌ایم. «نا هونگ جین» در مدت زمان ۱۵۰ دقیقه‌ای این اثر ثابت می‌کند که در بحث تکنیک، نه‌تنها در سینمای کره جنوبی بلکه در جهان حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. لانگ‌شات‌های فرمیک که شدیدا حس ترس و کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد، زوم‌های دقیق و به‌موقع و پرهیز از کاربرد زیاد دوربین روی دست (که هرچند با توجه به التهاب محیط قابل توجیه است اما ذهن مخاطب را خسته می‌کند)، تنها قسمتی از هنر سینمای تکنیکال «نا هونگ جین» را به تصویر می‌کشد.

البته بهره‌گیری بیش از حد از این قابلیت در لحظاتی به ضرر او تمام می‌شود. استفاده گاه و بی‌گاه از زاویه دوربین Low Angle (نگاه از پایین به بالا) که حس قدرت و ابهت به کاراکترها می‌دهد، در نیمه دوم فیلم تکراری شده و دیگر حسی در مخاطب ایجاد نمی‌کند. «نا هونگ جین» باید قدر این هنر و تخصص خود را بداند و حد استفاده از آن را بشناسد تا آثارش از مرحله تکنیک گذر کند و به فرم خود برسد. تکنیک در فیلم Hope در ادامه کار نیز همچنان حرف اول را می‌زند. صحنه‌های تعقیب و گریز در جنگل که برای اولین‌بار از سایر هیولاها پرده‌برداری می‌شود نیز بسیار جذاب و هیجان‌انگیز است. دوربین دقیق فیلم‌برداری که به‌موقع در میان «کو سونگ کی» (با بازی جو این سونگ) و دوستانش قرار می‌گیرد و در پلان بعدی نمایی لانگ‌شات از جنگل می‌دهد و همچنین اسلوموشن‌های کاربردی از تقابل نزدیک هیولاها و انسان‌ها کاری می‌کند که نتوان به دانش تکنیکال کارگردان کوچک‌ترین شکی برد. همین مسئله در سکانس پایانی هم تکرار می‌شود.

تقابل نهایی هیولاها با رئیس پلیس و همراهانش لحظات جذاب و دلهره‌آوری را رقم می‌زند و اکشنی خلق می‌کند که هرچند اغراق‌آمیز برگزار می‌شود اما چون در سینمایی غیر از هالیوود که دارای تکنولوژی و قابلیت استفاده از آن است رخ می‌دهد، قطعا دارای ارزش و اعتبار است.

بنابراین فیلم Hope هر آن‌چه دارد از تخصص تکنیکال کارگردانش نشئت گرفته و «نا هونگ جین» با خلق این اثر ثابت می‌کند که الفبای سینمایی برای ورود به چنین ژانری را خوب بلد است اما برای تکمیل آن به المان‌هایی به جز تکنیک نیز نیاز است که در ادامه نقد به بررسی آن‌ها می‌پردازیم تا مشخص گردد فیلم‌ساز توانسته اثر خوبش را تکمیل کند یا خیر.

نقد و بررسی فیلم Hope | ایمان یعنی باور به چیزی که نمی‌بینیم | گیمفا

فیلم Hope بدون شک تحت تاثیر «آواتارِ» جیمز کامرون و سری فیلم‌های «بیگانه» است. ظاهر واقعی هیولاها شما را یاد کاراکترهای فیلم «بیگانه» می‌اندازد و سفینه آن‌ها از فضاسازی کلونی بیگانه‌های همان فیلم تاثیر گرفته است. حتی ماده لزجی که از هیولاهای این فیلم ترشح می‌شود و گاهی روی کاراکترها ریخته می‌شود تا تعلیق حضور آن‌ها در صحنه را ایجاد کند نیز یادآور همین خصلت در کاراکترهای فیلم «بیگانه» است. این امر ثابت می‌کند که کارگردان به‌شدت دغدغه ساخت فیلمی در ژانر علمی‌تخیلی – وحشت را داشته که این‌چنین اثرش تحت تاثیر یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما در این ژانر است.

اثر دیگری که رد پای آن در فیلم Hope به‌شدت نمایان است، مهم‌ترین فیلم تاریخ سینما در ژانر علمی‌تخیلی یعنی «آواتار» است. زمانی که هیولاها فیزیک انسانی به خود می‌گیرند با کاراکترهایی مواجه می‌شویم که از لحاظ ظاهری نمونه بارز شخصیت‌های فیلم «آواتار» هستند. البته به غیر از شباهت ظاهری تفاوت زیادی میان هیولاهای این فیلم و کاراکترهای فیلم «آواتار» وجود دارد. در «آواتار»، انسان‌ها به محل زندگی موجودات فضایی حمله می‌کنند اما در Hope برعکس آن اتفاق می‌افتد. همچنین شخصیت‌های آن فیلم نقش پروتاگونیست را دارند اما در اثر آقای «نا هونگ جین» فعلا کفه ترازو به نفع انسان‌ها سنگینی می‌کند. از لفظ «فعلا» استفاده کردم زیرا با توجه به پایان‌بندی مبهم فیلم، احتمالا باید منتظر ساخت قسمت بعدی آن باشیم که اگر چنین اتفاقی به وقوع نپیوندد، نحوه به پایان رسیدن فیلم، نمره منفی بزرگی برای آن محسوب می‌شود.

متاسفانه فیلم Hope دارای نقطه ضعف بسیار بزرگی است که می‌تواند آن را از آثار ماندگار سال ۲۰۲۶ (اگر آثار ماندگاری در این سال وجود داشته باشد!) جدا کند. کارگردان هرچقدر در بحث تکنیک فوق‌العاده عمل می‌کند، از شخصیت‌پردازی و تاثیر آن در روایت داستان به‌شدت غافل است. هیچ‌کدام از دوستان و همراهان «کو سونگ کی» که او را در یافتن هیولا کمک می‌کنند، ذره‌ای شخصیت‌پردازی نمی‌شوند. این کاراکترها چند جوان ظاهرا کودن (البته از لحاظ رفتاری) هستند که تیپ شخصیتی آن‌ها را در بسیاری از آثار سینمای کره‌جنوبی دیده‌ایم.

کاراکترهایی که قرار است نبردشان با هیولاها حس تعلیق ایجاد کند به المانی فراتر از «تیپ شدن» نیاز دارند تا در لحظه نبرد حس نزدیکی مخاطب را برانگیزند.

نقد و بررسی فیلم Hope | ایمان یعنی باور به چیزی که نمی‌بینیم | گیمفا

حال فرض کنید المان شخصیت‌پردازی کاراکترهای داستان به تکنیک کارگردان هم اضافه می‌شد، آن‌گاه با اثری روبه‌رو می‌شدیم که شاید در سالیان آینده هم می‌توانست موضوع بحث منتقدان باشد. البته «نا هونگ جین» در همین فیلم ثابت می‌کند که شخصیت‌پردازی را خوب بلد است زیرا کاراکتر «کو سونگ کی» در همان سکانس ابتدایی حس همدلی مخاطب را برمی‌انگیزد تا بتواند تعلیق را به سکانس پایانی فیلم تزریق کند. وراجی دوستانش در مقابل پلیسی که به آن‌ها توهین می‌کند در مقابل سکوت او و جواب‌های کوتاهش در همان سکانس اول باعث خلق کاراکتری می‌شود که تا پایان فیلم می‌توان با او همراه بود.

گروه دومی هم که برای یافتن هیولاها به جنگل وارد می‌شوند انگار از ناکجاآباد به داستان اضافه می‌شوند. کاراکترهایی که بر خلاف دوستان «کو سونگ کی» دیگر حتی تیپ هم نیستند که حضور آن‌ها در داستان برای مخاطب مهم جلوه کند. کارگردان هرچقدر در استفاده از تکنیک اغراق می‌کند، در عوض شخصیت‌پردازی را (به غیر از چند کاراکتر خاص) به کل فراموش کرده است. تعادل و توازن میان این دو المان مهم می‌توانست پرداخت داستان را به‌نحوی پیش ببرد که با یکی از بهترین آثار تاریخ سینمای کره‌جنوبی مواجه شویم اما «نا هونگ جین» به‌قدری در دریای عمیق تکنیک غوطه‌ور شده که فراموش کرده برای غرق نشدن به المان‌های سینمایی دیگری هم نیاز دارد.

حال قصد داریم به نقد کاراکتر «ییم سونگ ئه» (پلیس تازه‌کار در نیروی پلیس بندرگاه هوپ با بازی جونگ هو یون) بپردازیم. به عمد نقد این کاراکتر را به انتهای بحث موکول کردم تا مشخص گردد که عدم پرداخت مناسب به کاراکتر نقش مکمل یک فیلم چه آسیب بزرگی می‌تواند به اثر بزند. «ییم» در همان ۱۵ دقیقه میانی فیلم که مخاطب را غرق تماشا می‌کند (پیشتر راجع‌به آن صحبت کردیم) به اثر اضافه می‌شود. مخاطب بدون هیچ مقدمه‌ای به‌صورت آنی با کاراکتری مواجه می‌شود که در مقابل هیولا قرار می‌گیرد و اولین ضربه مهلک از ابتدای اثر تا به آن لحظه را به او وارد می‌کند. این حضور آنی و بدون مقدمه نه‌تنها هیچ کمکی به حس تعلیق ایجاد شده در آن لحظه نمی‌کند بلکه برعکس مخاطب را با یک سردرگمی‌ مواجه کرده که مانند تلنگری از هیجانات او می‌کاهد.

نقد و بررسی فیلم Hope | ایمان یعنی باور به چیزی که نمی‌بینیم | گیمفا

جالب این‌جا است که در سکانس‌های بعدی متوجه می‌شویم که «ییم» پزشک هم هست اما اینکه این امر چه کمکی به شخصیت‌پردازی او می‌کند سوالی است که فقط کارگردان قادر به پاسخ آن است. سکانس حضور او در درمانگاه و صحبت با پیرمردی که برای اولین بار از حضور چند هیولا پرده برمی‌دارد جزو لحظات مهم و تاثیرگذار فیلم است اما اگر داستان پیرمرد برای هر شخصیتی غیر از «ییم» هم روایت می‌شد باز هم تاثیر خود را در داستان بر جای می‌گذاشت. بنابراین حضور کاراکتر مکملی که اندکی شخصیت‌پردازی به آن در عوض دادن نقش پزشک می‌توانست سمپات مخاطب با او را دوچندان کند در سکانس درمانگاه به‌شدت توی ذوق می‌زند.

امتیاز نویسنده به فیلم: ۷ از ۱۰