در این مقاله نگاهی داریم به تمام ارجاعات و ایستراگ های فیلم Resident Evil به سری مجموعه بازیهای رزیدنت ایول. با ویجیاتو همراه باشید.
اشاره مستقیم به لیان اسکندی!
فیلم جدید Resident Evil به کارگردانی زک کرگر، یکی از موفقترین اقتباسهایی است که تاکنون از مجموعه بازیهای رزیدنت ایول ساخته شده است. کرگر که پیشتر با فیلمهای ترسناک Barbarian و Weapons تواناییهای خود را در خلق موقعیتهای دلهرهآور نشان داده بود، این بار سراغ یکی از محبوبترین فرنچایزهای تاریخ بازیهای ویدیویی رفته است. البته با توجه به تجربه نهچندان خوشایند طرفداران از اقتباسهای سینمایی قبلی، طبیعی بود که بسیاری از مخاطبان با تردید به استقبال این فیلم بروند.
با این حال، کرگر موفق شده تجربهای خلق کند که بیش از آنکه شبیه یک فیلم سینمایی معمولی باشد، حسوحال تجربه یکی از بازیهای مجموعه Resident Evil را به مخاطب منتقل میکند. نکته جالب اینکه برخلاف انتظار، داستان فیلم حول محور هیچکدام از شخصیتهای شناختهشده بازیها نمیچرخد و قهرمان تازهای به نام برایان را دنبال میکند. با وجود این، فیلم پر از جزئیات، ارجاعات و لحظات آشنایی است که طرفداران قدیمی مجموعه به خوبی آنها را میشناسند. از آیتمهای درمانی و اتاقهای ذخیره بازی گرفته تا هیولاهای نمادین و حتی اشارهای مستقیم به یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخ این فرنچایز. این ایستراگ های فیلم Resident Evil بهخوبی نشان میدهند که سازندگان تا چه اندازه با منبع اقتباس خود آشنا هستند. در ادامه، 15 مورد از ایستراگ های فیلم Resident Evil 2026 و ارجاعات آن به بازیهای این مجموعه را بررسی میکنیم؛ با ویجیاتو همراه باشید.
پیش از ادامه... اگر فیلم جدید رزیدنت ایول را تماشا کردید، پیشنهاد میکنم نگاهی به مقاله نقد فیلم Resident Evil داشته باشید.
15. گیاهان سبز؛ آشناترین آیتم درمانی دنیای رزیدنت ایول
یکی از شناختهشدهترین عناصر گیمپلی مجموعه Resident Evil، گیاهان سبزی هستند که بازیکنان برای بازیابی سلامتی شخصیت اصلی از آنها استفاده میکنند. این آیتمها از نخستین نسخه مجموعه تاکنون حضور داشتهاند و بهاندازه زامبیها و اسلحههای نمادین فرنچایز، به بخشی از هویت آن تبدیل شدهاند. فیلم جدید نیز از این فرصت برای ادای احترام به بازیها استفاده میکند؛ هرچند ممکن است بسیاری از مخاطبان در نگاه اول متوجه این جزئیات نشوند.
برایان در جریان اتفاقات فیلم حداقل دو بار از کنار این گیاهان درمانی عبور میکند، بدون اینکه حتی متوجه حضورشان شود. اولین مورد را میتوان روی قفسهای در آشپزخانه خانه مزرعه مشاهده کرد؛ درست زمانی که برایان مشغول ضبط پیامی صوتی برای میشل است. جالبتر اینکه گلدانی که گیاه در آن قرار گرفته، از نظر طراحی شباهت زیادی به نمونههای داخل بازی دارد. مورد دوم نیز در صندلی عقب یک خودرو قرار گرفته که در تونل مسدودشده ترافیکی دیده میشود. شاید برایان چندان با دنیای رزیدنت ایول آشنا نباشد، اما طرفداران مجموعه میدانند که او دو فرصت ارزشمند برای بازیابی سلامتی خود را بهراحتی از دست داده است.
14. اسپری کمکهای اولیه؛ آیتمی که جان کارکتر را پر میکند
اگر طرفدار بازیهای رزیدنت ایول باشید، میدانید که اسپریهای بازیابی سلامتی یکی از ضروریترین آیتمهایی است که بازیکنان در طول ماجراجوییهای خود به دنبالش میگردند. این اسپری در نسخههای مختلف مجموعه حضور داشته و برخلاف برخی آیتمهای درمانی، میتواند تمام نوار سلامتی شخصیت را بازیابی کند. به همین دلیل، پیدا کردن آن در شرایط بحرانی اهمیت زیادی دارد و معمولا بازیکنان ترجیح میدهند تا جای ممکن از مصرف بیموقعش خودداری کنند.
فیلم Resident Evil 2026 نیز یک اشاره کوتاه اما جالب به این آیتم دارد. زمانی که برایان در تلاش است راهی برای خروج از انبار پیدا کند، دو قوطی اسپری کمکهای اولیه روی جعبهای قرار گرفتهاند. این دو قوطی ممکن است در نگاه اول صرفا بخشی از دکور صحنه به نظر برسند، اما طرفداران بازیها بهخوبی میدانند که با چه آیتم ارزشمندی روبهرو هستند. البته مشکل اینجاست که برایان از وجود چنین وسیلهای هیچ اطلاعی ندارد و طبیعتا نمیتواند از آن استفاده کند. شاید اگر کمی بیشتر محیط اطرافش را بررسی و لوت میکرد، وضعیت بهتری داشت.
13. انگل لاس پلاگاس؛ زامبیهایی با الهام از Resident Evil 4
زامبیهای فیلم جدید از نظر داستانی به ویروس T آلوده شدهاند، اما طراحی ظاهری آنها ترکیبی از ویژگیهای چندین دشمن شناختهشده در مجموعه بازیهای رزیدنت ایول است. برجستهترین شباهت را میتوان در انگلهای لاس پلاگاس مشاهده کرد؛ موجوداتی که نخستین بار در بازی Resident Evil 4 معرفی شدند و با طراحی متفاوت خود، شکل تازهای از وحشت را به این مجموعه آوردند.
در فیلم، برخی از زامبیها پس از آلوده شدن، زائدههایی شبیه شاخک از ناحیه گردن خود بیرون میدهند؛ ویژگیای که شباهت مستقیمی به موجودات مبتلا به لاس پلاگاس دارد. این الهامگیری فقط به زامبیهای انساننما محدود نمیشود و سگهای آلوده فیلم نیز از نظر ظاهری یادآور Los Colmillos، سگهای جهشیافته بازی RE4 هستند. انتخاب این طراحیها چندان هم تصادفی نیست؛ چرا که زک کرگر در مصاحبههای خود تایید کرده RE4 بازی محبوب او در میان نسخههای مختلف این مجموعه است. بنابراین، حضور چنین ارجاعاتی را میتوان ادای احترام مستقیمی به نسخه موردعلاقه کارگردان دانست.
12. چشم غولپیکر ویلیام برکین؛ اشارهای به یکی از معروفترین جهشیافتههای مجموعه
یکی از ویژگیهای همیشگی مجموعه رزیدنت ایول، موجودات جهشیافتهای هستند که در اثر آزمایشهای بیولوژیکی و ویروسهای مختلف به هیولاهایی غیرقابلشناسایی تبدیل میشوند. در میان آنها، ویلیام بیرکین یکی از شناختهشدهترین شخصیتهاست که پس از تزریق ویروس G در بازی RE2، به موجودی وحشتناک با جهشهای متعدد تبدیل میشود.
یکی از ایستراگ های فیلم Resident Evil در لحظات پایانی فیلم، اشارهای هوشمندانه به همین موجود است. در پایان داستان، یک چشم بسیار بزرگ روی شانه برایان رشد میکند؛ تصویری که شباهت قابلتوجهی به یکی از مراحل جهش ویلیام بیرکین در RE2 دارد. البته کرگر صرفا به بازسازی موبهموی طراحی این شخصیت بسنده نکرده و از المانهای آشنای بازیها برای خلق موجودی متفاوت استفاده کرده است. این رویکرد در واقع یکی از ویژگیهای جالب فیلم محسوب میشود؛ چرا که بهجای تکرار هیولاهای قدیمی، از طراحی آنها الهام میگیرد و ترکیبی تازه از وحشت بدنی را به نمایش میگذارد.
11. لوت کردن محیط؛ منطق عجیب پیدا کردن گلوله در بازیهای رزیدنت ایول
یکی از شوخیهای قدیمی طرفداران رزیدنت ایول به نحوه قرارگیری آیتمها و مهمات در محیط بازی مربوط میشود. در بسیاری از نسخههای مجموعه، بازیکنان برای پیدا کردن چند گلوله ساده مجبور هستند تمام کشوها، کمدها و گوشهوکنار محیط را زیرورو کنند. گاهی اوقات هم مهماتی که پیدا میکنند، هیچ ارتباط منطقی با محل نگهداری سلاح موردنظر ندارند.
فیلم Resident Evil 2026 این منطق عجیب اما دوستداشتنی را به شکلی جالب بازسازی میکند. برایان در یکی از صحنهها برای پیدا کردن مهمات شاتگان، چندین کشو را بررسی میکند و در نهایت گلولههای موردنیازش را داخل کشویی پیدا میکند که فاصله زیادی با خود اسلحه دارد. این اتفاق شاید برای مخاطبی که تجربهای از بازیها ندارد چندان عجیب نباشد، اما طرفداران قدیمی مجموعه احتمالا با دیدن آن لبخند خواهند زد. چنین جزئیاتی نشان میدهند که کرگر فقط به طراحی ظاهری هیولاها و آیتمها توجه نکرده، بلکه حتی منطق خاص گیمپلی بازیها را نیز وارد فیلم کرده است.
10. تصادف در مسیر ورود به راکون سیتی؛ ادای احترام به شروع Resident Evil 2
داستان فیلم با شخصیت برایان آغاز میشود؛ پیک موتوری که مسئولیت انتقال محمولههای پزشکی حساس، از جمله اندامهای موردنیاز برای پیوند اضطراری را برعهده دارد. او برای کسب درآمد بیشتر، قبول میکند محمولهای را به مقصد راکون سیتی منتقل کند؛ شهری که برای طرفداران مجموعه رزیدنت ایول نامی کاملا آشناست. البته این تصمیم از همان ابتدا چندان هوشمندانه به نظر نمیرسد، چرا که خودروی برایان برای رانندگی در جادههای برفی و شرایط سخت آبوهوایی مناسب نیست.
در مسیر ورود به شهر، برایان هنگام رانندگی حواسش پرت میشود و متوجه زنی که ناگهان وارد جاده شده است، نمیشود. او با زن تصادف میکند و بلافاصله برای کمک به او از خودرو پیاده میشود؛ غافل از اینکه با یک زامبی روبهرو شده است. این صحنه شباهت جالبی به افتتاحیه بازی Resident Evil 2 دارد؛ جایی که یک راننده کامیون با زامبی تصادف میکند، بدون اینکه بداند با چه موجودی برخورد کرده است. در ادامه، لئون و کلر نیز در خودروی پلیس خود با راننده آلودهشده مواجه میشوند و تصادف میکنند.
این شباهت فقط به یک تصادف ساده محدود نیست و در واقع بهخوبی فضای کابوسوار آغاز بازی را بازآفرینی میکند. از طرف دیگر، بدشانسی در رانندگی یکی از شوخیهای قدیمی طرفداران رزیدنت ایول نیز محسوب میشود. لئون کندی بارها در طول بازیها پشت فرمان خودروهای مختلف قرار گرفته، اما معمولا سرنوشت خوبی در انتظار وسایل نقلیهای که او رانندگی میکند نیست. فیلم نیز همین ایده را به شکلی متفاوت دنبال میکند؛ برایان هر بار که موفق میشود یک خودروی سالم پیدا کند، به دلیلی آن را از دست میدهد و مجبور میشود مسیر خود را پیاده ادامه دهد.
9. سگ زامبی؛ یکی از ترسناکترین دشمنان تاریخ رزیدنت ایول
سگهای زامبی از آن دسته دشمنانی هستند که حتی اگر مدت زیادی از تجربه اولین نسخه Resident Evil گذشته باشد، باز هم تصویرشان از ذهن طرفداران پاک نمیشود. این موجودات بهواسطه سرعت بالا، رفتار تهاجمی و حملات ناگهانی خود، یکی از تهدیدهای جدی بازیهای اولیه مجموعه محسوب میشدند. البته چیزی که آنها را ترسناکتر میکند، ظاهر غیرطبیعی صورتشان است؛ چرا که در برخی از طراحیها، فک و صورت این موجودات باز میشود و دهانی بزرگ با دندانهای تیز و ظاهری جهشیافته را آشکار میکند.
بخوانید: چرا فیلم Resident Evil جدید بهترین اقتباس از دنیای ویدیو گیم است؟
برایان در ابتدای فیلم با یکی از همین موجودات روبهرو میشود و این برخورد به یکی از اولین لحظات ترسناک داستان تبدیل میشود. سگ آلوده به مچ پای او حمله میکند و حتی سر خود را با شدت از دیوار انبار عبور میدهد تا به طعمهاش برسد. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ صورت سگ باز میشود و شاخکهایی از داخل دهانش بیرون میآیند تا برایان را گرفتار کنند. این صحنه از نظر طراحی موجود و نحوه حمله آن، بهخوبی حس مواجهه با یکی از دشمنان بازیهای رزیدنت ایول را منتقل میکند. کرگر با استفاده از این موجود، موفق شده یکی از خاطرهانگیزترین هیولاهای مجموعه را به شکلی ترسناک و سینمایی بازآفرینی کند.
8. نماهای اولشخص؛ تجربه بازی کردن در دنیای رزیدنت ایول
اگرچه بیشتر نسخههای کلاسیک رزیدنت ایول از زاویه دوربین سومشخص یا دوربین ثابت استفاده میکردند، اما در سالهای اخیر نمای اولشخص به یکی از ویژگیهای مهم این مجموعه تبدیل شده است. بازی Resident Evil 7 نقطه عطف این تغییر بود و نسخههای بعدی نیز از این زاویه دید برای افزایش حس ترس و غوطهوری بازیکنان در محیط استفاده کردند. حتی Resident Evil Requiem که در سال 2026 منتشر شده، امکان تجربه بازی با زاویه دید اولشخص را در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
زک کرگر در فیلم جدید از همین تکنیک برای نزدیکتر کردن تجربه سینمایی به گیمپلی بازیها استفاده کرده است. در چندین صحنه، دوربین دقیقا از زاویه دید برایان قرار میگیرد و مخاطب بهجای تماشای خود شخصیت، تنها نوک اسلحه یا نور چراغقوه او را میبیند. این شیوه فیلمبرداری باعث میشود تماشاگر نیز درست مانند بازیکن، فقط چیزهایی را ببیند که شخصیت اصلی قادر به مشاهده آنهاست. در نتیجه، خطرهایی که ممکن است در تاریکی انتظار برایان را بکشند، به همان اندازه برای مخاطب نیز غیرقابلپیشبینی خواهند بود. این انتخاب نهتنها به افزایش تعلیق و ترس کمک میکند، بلکه علاقه کرگر به بازیهای ویدیویی و تلاش او برای بازسازی حس تجربه آنها را نشان میدهد.
7. قفلهای نشکن و کلیدهای اختصاصی؛ همان معماهای همیشگی بازیها
یکی از ویژگیهای شناختهشده بازیهای رزیدنت ایول، معماهایی هستند که بازیکنان را مجبور میکنند برای باز کردن یک در ساده، ساعتها محیط اطراف را جستوجو کنند. در بسیاری از نسخهها، مسیر پیشروی به پیدا کردن کلیدهایی وابسته است که هرکدام نماد یا شکل مشخصی دارند. برای مثال، در بازی RE2 بازیکنان هنگام گشتوگذار در اداره پلیس راکون سیتی باید چهار کلید با نمادهای مختلف خالهای ورق بازی را پیدا کنند تا بتوانند درهای مشخصی را باز کنند.
نکته بامزه اینجاست که این قفلها معمولا با هیچ روش دیگری باز نمیشوند. شلیک کردن، ضربه زدن یا حتی استفاده از یک وسیله نقلیه سنگین هم نمیتواند جای کلید مخصوص را بگیرد. فیلم جدید نیز این منطق عجیب را به یکی از عناصر داستان تبدیل میکند. برایان در مسیر خود با چند قفل آویز روبهرو میشود که هرکدام نماد مشخصی روی آنها دارند. اولین قفل با نماد لوزی مشخص شده و برایان ابتدا تلاش میکند با شلیک گلوله آن را از بین ببرد، اما موفق نمیشود. حتی زمانی که تصمیم میگیرد با یک کامیون از دروازه عبور کند، قفل همچنان سر جای خود باقی میماند. این صحنه همزمان با ایجاد یک موقعیت طنزآمیز، یکی از آشناترین مکانیکهای بازیهای رزیدنت ایول را به سینما منتقل میکند.
6. ماشین تحریر؛ ارجاع به اتاقهای ذخیره بازی
ماشین تحریر یکی از نمادینترین عناصر مجموعه رزیدنت اویل است و برای بسیاری از طرفداران، دیدن آن در یک محیط تاریک و متروکه به معنای پیدا کردن فرصتی برای ذخیره کردن بازی و نفس کشیدن پس از یک ماجراجویی دشوار است. در نسخههای اولیه مجموعه، بازیکنان برای ذخیره پیشرفت خود باید نوار جوهر پیدا میکردند و آن را در ماشین تحریر قرار میدادند. این محدودیت باعث میشد مدیریت منابع و انتخاب زمان مناسب برای ذخیره بازی اهمیت زیادی داشته باشد. در نسخههای جدیدتر، این مکانیک تا حد زیادی کنار گذاشته شد و ذخیره کردن بازی آسانتر شد.
در فیلم جدید نیز برایان هنگام گشتوگذار در خانه مزرعه به اتاقی میرسد که شباهت زیادی به اتاقهای سیو مجموعه دارد. در این اتاق، یک میز بزرگ دیده میشود که ماشین تحریری روی آن قرار گرفته است. حضور این وسیله چندان طولانی نیست و دوربین تنها برای لحظاتی آن را به نمایش میگذارد، اما همین اشاره کوتاه برای طرفداران قدیمی کافی است تا متوجه منظور سازندگان شوند. ماشین تحریر در اینجا صرفا یک وسیله قدیمی نیست؛ بلکه یادآور یکی از مهمترین مکانیکهای بازیهای کلاسیک رزیدنت ایول است.
5. استاکری که در طول فیلم برایان را دنبال میکند
یکی از الگوهای تکرارشونده در بازیهای رزیدنت ایول، حضور هیولایی است که بازیکنان در ابتدای ماجراجویی تصور میکنند آن را شکست دادهاند، اما این موجود در ادامه داستان با قدرت و ظاهری ترسناکتر بازمیگردد. معمولا چنین دشمنانی در طول بازی چندین بار جهش پیدا میکنند و هر بار به تهدید بزرگتری تبدیل میشوند. این روند گاهی به چندین مبارزه باس و سکانس فرار منتهی میشود و بازیکن را تا پایان بازی درگیر یک تعقیبوگریز نفسگیر میکند.
فیلم جدید Resident Evil نیز از همین الگو استفاده میکند. پس از اینکه برایان زامبی زنی را که با خودروی خود زیر گرفته بود، با شلیک گلوله به سرش از بین میبرد، تصور میکند خطر برطرف شده است. اما بدن این زامبی در ادامه با جسد دیگری ترکیب میشود و موجودی بزرگتر و وحشتناکتر شکل میگیرد. این هیولا در طول فیلم همچنان برایان را تعقیب میکند و با جذب سایر افراد آلوده، ابعاد و قدرت بیشتری به دست میآورد. سرانجام، برایان در بیمارستان با این موجود عظیم روبهرو میشود؛ هیولایی که به نظر میرسد حتی پس از چندین بار تغییر شکل نیز قصد ندارد دست از شکار او بردارد. این ساختار دقیقا یادآور دشمنان جهشیافتهای است که در نسخههای مختلف رزیدنت ایول به بازیکنان اجازه نفس کشیدن نمیدهند.
4. انبار روستایی؛ بازسازی محیطی آشنا از Resident Evil 4
یکی دیگر از ارجاعات جالب فیلم به بازی RE4 را میتوان در طراحی انباری مشاهده کرد که برایان برای پناه گرفتن وارد آن میشود. این محیط از نظر ساختار و چیدمان شباهت زیادی به انبار گانادوها در نسخه چهارم مجموعه دارد؛ همان مکانی که بازیکنان پس از درگیری ابتدایی با اهالی آلوده روستا، برای پیدا کردن منابع و تجهیزات وارد آن میشوند.
شباهت میان این دو محیط فقط به ظاهر کلی ساختمان محدود نیست. در انبار مربوط به فیلم نیز یک فضای مرتفع یا نیمطبقه و نردبانی برای دسترسی به آن وجود دارد که محل قرارگیری آن با نمونه بازی شباهت قابلتوجهی دارد. این جزئیات کوچک نشان میدهند که تیم سازنده برای طراحی محیطهای فیلم، صرفا به تصاویر کلی بازیها اکتفا نکرده و حتی چیدمان برخی از مکانهای شناختهشده را نیز مورد توجه قرار داده است. با توجه به علاقه شخصی زک کرگر به رزیدنت ایول 4، انتخاب این محیط نیز کاملا منطقی به نظر میرسد.
3. لودینگ اسکرین؛ ترسی که پشت درهای بسته پنهان شده است
یکی از ویژگیهای فنی اما بهیادماندنی نسخههای اولیه رزیدنت ایول، صفحات بارگذاری میان محیطهای مختلف بازی بود. در آن دوران، هنگام عبور از یک اتاق به اتاق دیگر، بازی معمولا انیمیشنی از باز شدن آرام یک در تاریک را نمایش میداد. این انیمیشن در ابتدا صرفا راهی برای پنهان کردن زمان بارگذاری محیط جدید بود، اما بهمرور به یکی از عناصر هویتی مجموعه تبدیل شد و حتی به ایجاد حس تعلیق کمک کرد.
فیلم جدید نیز از این ایده برای ساختن لحظات دلهرهآور استفاده میکند. در چند صحنه از خانه مزرعه، دوربین از زاویه دید برایان قرار میگیرد و باز شدن آرام درهایی را نشان میدهد که پشت آنها چیزی جز تاریکی دیده نمیشود. این تصاویر بهشدت یادآور انیمیشنهای معروف بارگذاری در بازیهای کلاسیک Resident Evil هستند. در واقع، همانطور که بازیکنان هنگام باز شدن در نمیدانستند در اتاق بعدی چه چیزی انتظارشان را میکشد، مخاطب فیلم نیز با دیدن این صحنهها در انتظار مواجهه با خطری ناشناخته میماند. کرگر از یک محدودیت فنی قدیمی، ابزاری برای خلق وحشت سینمایی ساخته است.
2. شاتگان نصبشده روی دیوار؛ ارجاعی هوشمندانه به Resident Evil 4
پیدا کردن اسلحههای قدرتمندتر و ارتقای تجهیزات، بخش مهمی از تجربه بازیهای رزیدنت ایول است. بازیکنان معمولا ماجراجویی خود را با یک اسلحه کمری ساده آغاز میکنند و بهمرور با پیدا کردن سلاحهای سنگینتر، توانایی بیشتری برای مقابله با موجودات آلوده به دست میآورند. فیلم جدید نیز از همین روند آشنا برای پیشبرد داستان استفاده میکند.
برایان در یکی از صحنهها شاتگانی را از روی دیوار خانه مزرعه برمیدارد؛ سلاحی که از نظر نحوه نمایش و محل قرارگیری، شباهت زیادی به اولین شاتگان پمپی در Resident Evil 4 دارد. در بازی، لیان کندی این سلاح را در طبقه بالایی یکی از خانههای روستا پیدا میکند و از آن بهعنوان یکی از تجهیزات مهم خود استفاده میکند. جالب اینکه روند دسترسی برایان به سلاحهای قدرتمندتر نیز با منطق پیشرفت تجهیزات در بازیها هماهنگ است. او ابتدا با یک اسلحه کمری کار خود را آغاز میکند، سپس به شاتگان دست پیدا میکند و در نهایت سراغ یک مسلسل میرود. این ترتیب آشنا، حس پیشرفت تدریجی شخصیت در یک بازی اکشن و ترسناک را بهخوبی بازسازی میکند.
1. لیان اس. کندی؛ اشاره مستقیم به یکی از محبوبترین قهرمانان مجموعه
بدون شک جالبترین ایستراگ فیلم برای طرفداران قدیمی مجموعه، اشاره مستقیم به لیان اس. کندی است؛ شخصیتی که در طول سالها به یکی از محبوبترین قهرمانان تاریخ رزیدنت ایول تبدیل شده است. لیان نخستین بار در بازی Resident Evil 2 معرفی شد و پس از آن در نسخه چهارم و چندین اثر دیگر از این فرنچایز حضور پیدا کرد. او با شخصیتپردازی خاص، شوخطبعی در موقعیتهای بحرانی و مهارتهای رزمی خود، جایگاه ویژهای میان طرفداران دارد.
در یکی از سکانسهای فیلم که به نوعی یادآور صحنه معروف تعقیب تختهسنگ در بازی رزیدنت ایول 4 است، میتوان تابلوی یک فروشگاه اسلحه با نام «Leon S. Kennedy Guns and Ammo» را مشاهده کرد. این تابلو شاید تنها برای چند لحظه در تصویر دیده شود، اما نام لیان بهاندازهای برای طرفداران شناختهشده است که بعید به نظر میرسد کسی از کنار چنین اشارهای بهسادگی عبور کند. حضور نام او در فیلم، بهخصوص با توجه به اینکه داستان حول محور یک شخصیت کاملا جدید روایت میشود، نوعی ادای احترام مستقیم به یکی از چهرههای اصلی دنیای بازیهاست. حتی اگر لیان در داستان حضور فیزیکی نداشته باشد، نام او همچنان در گوشهای از راکون سیتی به چشم میخورد.
در نهایت...
فیلم Resident Evil 2026 نشان میدهد که برای ساخت یک اقتباس موفق از بازیهای ویدیویی، همیشه نیازی به استفاده مستقیم از شخصیتهای محبوب یا بازسازی موبهموی داستان نسخههای اصلی وجود ندارد. زک کرگر با انتخاب یک قهرمان تازه و قرار دادن او در موقعیتهایی که یادآور تجربه بازیهای رزیدنت ایول هستند، توانسته هویت اصلی این مجموعه را به شکلی متفاوت به سینما منتقل کند. از گیاهان سبز و ماشین تحریر گرفته تا دشمنان جهشیافته، طراحی محیطها و حتی منطق عجیب پیدا کردن مهمات، تقریبا تمام بخشهای فیلم نشانی از دنیای بازیها دارند.
نکته جالب این است که بسیاری از ایستراگ های فیلم Resident Evil صرفا برای جلب توجه طرفداران در پسزمینه قرار نگرفتهاند، بلکه مستقیما در شکلگیری فضای داستان و تجربه ترسناک فیلم نقش دارند. همین موضوع باعث میشود تماشای فیلم برای کسانی که سالها با بازیهای کپکام همراه بودهاند، تجربهای متفاوتتر و سرگرمکنندهتر باشد. شاید بهترین ویژگی اقتباس جدید این باشد که بهجای تلاش برای تبدیل شدن به نسخه سینمایی یکی از بازیها، سعی میکند حسوحال بازی کردن یک نسخه تازه از Resident Evil را زنده کند.
