عباسی: شهید احمد سلیمانی از عشایر بود و با وجود سختیهایی که در زندگی پشت سر گذاشته بود، توانست به جایگاه بالایی برسد. برای من باعث افتخار بود که نقش چنین شخصیتی را بازی کنم؛ کسی که برای رسیدن به جایگاهش سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته بود
جوان آنلاین: فیلم سینمایی «کوچ» یکی از آثاری بود که در بخش فیلمهای بلند داستانی سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور داشت. این فیلم با نگاهی تازه به زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی از دوران کودکی تا ایام نوجوانی میپردازد. «جوان» با ابوالفضل آیینهنگینی، بازیگر نقش دوران نوجوانی حاج قاسم سلیمانی و ابوالفضل عباسی، بازیگر نقش شهید احمد سلیمانی، دوست و همروستایی حاج قاسم، در مورد این اثر و فراز و فرودهای ایفای نقش یک قهرمان فراملی و یکی از بهترین دوستان شهید او گفتوگو کردهاست.
آقای آیینهنگینی! از چه سالی وارد دنیای بازیگری و سینما شدید و چطور شد به عنوان بازیگر دوران نوجوانی حاج قاسم انتخاب شدید؟
من از فیلم کوتاه «۱۳ سالگی» وارد این مسیر شدم و در آن زمان شناخت کاملی از سینما نداشتم. شروع فعالیت من از مدرسه بود؛ یعنی زمانی که با یک فراخوان بازیگری مواجه شدم و به دلیل شباهت چهرهام به حاج قاسم برای تست دعوت شدم. در این تست از نظر بیان و میمیک صورت مورد ارزیابی قرار گرفتم و پس از آن اعلام شد که با انجام تمرینهایی میتوانم برای بازی در یک تیزر آماده شوم. در همان سال، نخستین تجربه فیلم کوتاه را نیز پشت سر گذاشتم و بعد از آن صحبتهایی درباره حضور در فیلم سینمایی «کوچ» شکل گرفت. حدود یک سال و نیم بعد، اوایل مهرماه فیلمبرداری این فیلم آغاز شد.
در مورد شخصیت حاج قاسم آثار متنوعی منتشر شدهاست، ضمن اینکه شما هم استانی ایشان هم هستید؛ برای رسیدن به جزئیات و بهتر بازی کردن نقش دوران نوجوانی شهید سلیمانی از چه منابعی استفاده کردید؟
پیش از بازی شناختی از شخصیت حاج قاسم داشتم، چراکه همشهری من بود، اما برای اینکه شناخت کاملتری پیدا کنم، کتاب «باران گرفته است» را که درباره این شخصیت نوشته شدهبود، مطالعه کردم. این کتاب کمک کرد تا علاوه بر شناخت کلی، با ویژگیها و خصوصیات رفتاری حاج قاسم نیز بیشتر آشنا شوم. گروه کارگردانی، بهخصوص آقای مسعود رحیمپور که خودشان بازیگر هستند، در طول کار و تمرینها همراهی زیادی با من داشتند. در آن مقطع تجربه زیادی نداشتم و این راهنماییها برایم بسیار مهم بود. باز هم میگویم که مطالعه «باران گرفته است» به عنوان یکی از مهمترین منابع من برای رسیدن به نقش حاج قاسم بود. در واقع آقای اسفندیاری توصیه کردند حتماً این کتاب را بخوانم، چون میتواند در بازی به من کمک کند. با مطالعه کتاب شناخت دقیقتری از خصوصیات شخصیت، واکنشهایش در شرایط مختلف و نوع رفتارش پیدا کردم. برای مثال متوجه شدم حاج قاسم در زمان ناراحتی به جای عصبانیت بیشتر به یاد خدا میافتاد و در لحظات شادی نیز توجه ویژهای به پدر و مادرش داشت.
درباره شرایط فیلمبرداری در لوکیشنهای روستایی و مشکلاتی که حتماً وجود داشته توضیح بدهید؟
بخش مربوط به روستا از سختترین قسمتهای فیلمبرداری بود. فصل زمستان بود و هوا بسیار سرد میشد و به همین دلیل کار شرایط سختی داشت. البته بخشهایی که در کرمان فیلمبرداری شد برای من راحتتر بود، چون با شهر خودم آشنایی بیشتری داشتم و این موضوع بخشی از سختیهای کار را کمتر میکرد. این تجربه از نظر بازیگری خیلی به من کمک کرد و اگر بخواهم آن را با گذشته خودم مقایسه کنم، احساس میکنم تجربیاتی که در این پروژه به دست آوردم، سطح توانایی من را چندین پله بالاتر برد.
آقای عباسی! شما نقش شهید احمد سلیمانی، دوست و رفیق قدیمی حاج قاسم، را بازی کردید؛ در مورد نقشتان در فیلم کوچ کمی توضیح بدهید.
من ۱۹ سال دارم و بسیار خوشحالم که فرصت بازی در نقش شهید احمد سلیمانی را پیدا کردم. از طریق استادم به آقای محمد اسفندیاری، کارگردان این اثر، معرفی شدم و پس از چند مرحله تست در تهران و کرمان، برای حضور در پروژه انتخاب شدم و به گروه پیوستم. من کار اولی بودم و تجربه زیادی در سینما نداشتم، به همین دلیل حضور آقای اسفندیاری و همچنین آقای مسعود رحیمپور، دستیار کارگردان، برایم بسیار کمککننده بود. آنها در طول کار و تمرینها همراهی زیادی با ما داشتند تا بتوانیم به ویژگیهای شخصیتی نقش نزدیک شویم و در نهایت آن چیزی را که مدنظر داشتند، روی پرده اجرا کنیم.
چه جذابیت و ویژگیهایی در شخصیت شهید احمد سلیمانی برای شما وجود داشت؟
رفاقت و شخصیت انسانی او برایم بسیار جالب بود. او از عشایر بود و با وجود سختیهایی که در زندگی پشت سر گذاشته بود، توانست به جایگاه بالایی برسد. برای من باعث افتخار بود که نقش چنین شخصیتی را بازی کنم؛ کسی که در کنار توانمندی و جایگاهش، قلب مهربانی داشت و شخصیت جذابی بود و برای رسیدن به جایگاهش سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته بود.
برای نزدیک شدن به شخصیت شهید احمد سلیمانی از چه منابعی استفاده کردید؟
کسی به طور مشخص به من نگفت که چه کتاب یا منبعی را مطالعه کنم، اما خودم درباره شهید احمد سلیمانی تحقیق کردم. یکی از منابع جالب برایم صحبتهای سردار قاسم سلیمانی درباره ایشان بود. در این صحبتها از مهربانی احمد سلیمانی روایتهایی مطرح شده بود؛ برای مثال گفته شده بود اگر لانه مورچهای میدید، قند را خرد میکرد و داخل لانه میریخت تا مورچهها بخورند. همچنین در دوران جنگ با وجود جایگاه نظامیاش، آنقدر صمیمی و شوخطبع بود که اطرافیان گاهی باور نمیکردند او یک سرلشکر است. این ویژگیها برای من بسیار جذاب بود و در کنار مطالعه زندگینامه او و صحبت با دوستانش، به شناخت بهتر شخصیت کمک کرد.
بخش قابل توجهی از فیلمبرداری در مناطق روستایی و لوکیشنهای کوهستانی بوده؛ در این مورد کمی توضیح بدهید.
بعضی از لوکیشنها و سکانسها شرایط سختی داشتند. در یکی از سکانسهای باران باید تمام بدنمان خیس میشد و از طرفی فیلمبرداری در فصل زمستان انجام میشد و هوا بسیار سرد بود. این شرایط برای من چالش ایجاد کرد و حتی مدتی بعد از فیلمبرداری به دلیل شرایط جسمی در خانه ماندم و به پزشک مراجعه کردم، اما در مجموع تجربه این بخش از کار را دوست داشتم.
پیشنهاد تازهای برای بازیگری در فیلم یا سریال داشتید؟
مدتی پیش پیشنهاد حضور در یک سریال را داشتم، اما به دلیل شرایط کاری و اینکه درگیر تئاتر بودم، نتوانستم در آن پروژه حضور پیدا کنم.
