حوزه/ مراسم تشییع پیکر مطهر شهدای گمنام با عنوان کاروان بهشت شامگاه جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ در آران و بیدگل با حضور فرماندار، روحانیون، مسئولان و در میان خیلی عظیم مردم کاشان تشییع شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از کاشان، مراسم تشییع پیکر مطهر شهدای گمنام با عنوان کاروان بهشت شامگاه جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ در آران و بیدگل با حضور فرماندار، روحانیون، مسئولان و در میان خیلی عظیم مردم کاشان تشییع شد.
تشییع کاروان اهالی بهشت بار دیگر یاد و نام شهدایی را زنده کرد که بینام و نشان اما سربلند، امنیت و عزت امروز کشور را رقم زدند و مردم دارالشهدای آران وبیدگل با شرکت در این آئین معنوی، با آرمانهای بلند آن عزیزان تجدید بیعت کردند.
مرحومه حاجیهخانم طلعت نیکپور آرانی، مادر شهید مفقودالاثر علیمحمد امینیان آرانی و عمه شهید والامقام جواد نیکپور، پس از سالها چشمانتظاری، نیز امروز میزبان تابوت یک شهید گمنام در خانهاش شد و با دیدن پیکر شهید، بر بالینش مویه کرد و خاطرات فرزند بینشانش را زنده ساخت؛ اما ساعتی چند نگذشت که خود نیز دعوت حق را لبیک گفت.
این روزها که شهر در سوگ شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، مادر مظلومه و اسوه صبر و استقامت، سیاهپوش است، کاروان لالههای گمنام از راه رسید و عطر شهادت در کوچهها پیچید.
در میان این حال و هوای فاطمی، تابوت مطهر یکی از شهدای گمنام به خانه مادر شهید مفقودالاثر، علیمحمد امینیان آرانی، آورده شد؛ مادری که سالها در حسرت دیدار و چشمانتظار بازگشت نشانی از فرزندش روزگار گذرانده بود.
مرحومه حاجیهخانم طلعت نیکپور آرانی، مادر بزرگوار شهید مفقودالاثر علیمحمد امینیان آرانی و عمه شهید والامقام جواد نیکپور بود؛ بانویی از تبار ایثار و شهادت که در دامان خانوادهای آشنا با فرهنگ جهاد و فداکاری، سالها بار سنگین فراق و چشمانتظاری فرزند شهیدش را بر دوش کشید و با صبر و ایمان، میراثدار مکتب شهدا باقی ماند.
مادر با دیدن تابوت شهید گمنام، بر بالینش نشست، سینهزنان مویه کرد و خاطرات فرزند عزیزش را زنده ساخت؛ گویی علیمحمد پس از سالها دوری، دوباره به خانه بازگشته بود. بغض سالیان و دلتنگی یک عمر در آن لحظات از دل مادر سر باز کرد.
و چه تقدیر شگفتی! ساعتی چند پس از حضور پیکر شهید گمنام در خانه، مادر نیز دعوت حق را لبیک گفت و به سوی معبود شتافت؛ شاید این بار پایان انتظار و آغاز وصال بود.
وصیتنامه شهید، امروز معنایی دوباره یافته است.
علیمحمد سالها پیش در وصیتنامهاش خطاب به مادر نوشته بود:«اگر جنازه به دست شما نرسید و پیدا نشد، هر وقت خواستی فاتحه بخوانی، بروی در بهشت زهرا و بر شهدای بزرگ فاتحه بخوان... چون همه آنها پسر تو هستند، مادر انقلابی، و تو مادر همه آن شهیدانی.»
و امروز مادر، در روزهای عزای مادر سادات، میزبان پیکر شهیدی گمنام شد؛ گویی همه شهیدان آمده بودند تا به احترام سالها صبر و چشمانتظاریاش، بدرقهاش کنند.
سلام بر مادران شهدا که در مکتب حضرت زهرا(س) صبر آموختند و در مسیر زینب کبری(س) استقامت کردند.



