اصفهان- کاهش سرانه مطالعه، ضعف معرفی آثار و گسترش مصرف غیرقانونی کتابهای دیجیتال، از چالشهایی است که فعالان صنعت نشر در نشست «مانوین تاکس» در اصفهان مطرح کردند؛ چالشهایی که نشان میدهد مسئله کتابخوانی تنها به قیمت کتاب محدود نیست.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: صنعت نشر در حال عبور از دورهای است که در آن، تولید و عرضه کتاب دیگر به چاپ اثر، توزیع در کتابفروشیها و انتظار برای رسیدن مخاطب محدود نمیشود. گسترش پلتفرمهای دیجیتال، کتابهای صوتی و الکترونیکی، شبکههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، هم مسیر دسترسی به محتوا را تغییر داده است، هم شیوه معرفی، مصرف و ارزشگذاری آثار را تحت تأثیر قرار داده است. در این شرایط، آینده نشر بیش از گذشته به توانایی ناشران در شناخت مخاطب، توسعه شیوههای تازه عرضه کتاب و ایجاد پیوند میان تولید محتوا و تجربه خواندن وابسته است.
با وجود این تحولات، مسئله صنعت نشر صرفاً انتخاب میان قالب چاپی، صوتی یا الکترونیکی نیست. کاهش قدرت خرید خانوارها، ضعف فرهنگ مطالعه، ناکارآمدی شیوههای سنتی بازاریابی، دسترسی غیرقانونی به محتوای دیجیتال و چالشهای حقوق مالکیت فکری، مجموعهای از مسائل درهمتنیده را پیش روی ناشران و فعالان این حوزه قرار داده است. از سوی دیگر، گسترش ابزارهای دیجیتال میتواند فرصتهایی برای دسترسی به گروههای تازهای از مخاطبان فراهم کند؛ مخاطبانی که ممکن است نه از مسیرهای متعارف کتابخوانی، بلکه از طریق شبکههای اجتماعی، بازیهای تعاملی، محتوای کوتاه یا کتابهای صوتی با جهان ادبیات ارتباط برقرار کنند.
در چنین وضعیتی، بررسی آینده صنعت نشر مستلزم توجه همزمان به اقتصاد تولید کتاب، سیاستگذاری فرهنگی، رفتار مخاطبان، فناوریهای نوین و مسئولیت ناشران در معرفی آثار است. نسبت میان کتاب چاپی و قالبهای دیجیتال، نقش پلتفرمها در توسعه بازار، چگونگی مواجهه با نسل جدید و پیامدهای ورود هوش مصنوعی به فرایند تولید محتوا، از موضوعاتی است که میتواند مسیر آینده این صنعت را مشخص کند. این مسائل در نشست مانوین تاکس با عنوان «صنعت نشر در عصر پلتفرمها» بررسی شد؛ نشستی که به همت معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری، در حاشیه برگزاری رویداد ملی صنایع خلاق مانوین در اصفهان برگزار شد.
حتی در شرایط دشوار اقتصادی، نمیتوان آینده کتاب را ناامیدکننده دانست
راضیه هاشمی، مدیرعامل نشر صوتی ماهآوا، در این نشست با اشاره به شرایط اقتصادی و وضعیت فرهنگ کتابخوانی اظهار کرد: در حوزه کتاب با شرایطی روبهرو هستیم که نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. فارغ از شرایط سیاسی و اقتصادی که امروز تجربه میکنیم، تعداد افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند، کم نیست و انگیزهها و مطالبات آنها نیز غیرواقعبینانه نیست.
وی با بیان اینکه نمیتوان انتظار داشت وضعیت فرهنگ کتابخوانی مطابق خواسته فعالان این حوزه پیش برود، افزود: اگر قرار باشد تمام برنامهریزیهای فرهنگی دقیقاً مطابق آنچه مطلوب ماست پیش برود، باید در شرایط دیگری زندگی کنیم. با این حال، حتی در وضعیت کنونی نیز نباید از ظرفیتهای موجود غافل شد.
مدیرعامل نشر صوتی ماهآوا ادامه داد: اهمیت کتابخوانی فقط به سیاستگذاریهای کلان محدود نمیشود، بلکه خانوادهها نیز در شکلگیری فرهنگ مطالعه نقش دارند. در شرایطی که تأمین نیازهای اولیه زندگی برای بسیاری از خانوادهها دشوار شده است، همچنان مخاطبانی وجود دارند که کتاب میخرند، کتاب صوتی گوش میدهند و در این حوزه فعالیت میکنند. بنابراین، نمیتوان آینده صنعت کتاب را کاملاً ناامیدکننده تصور کرد.
هاشمی با اشاره به تجربههای اجتماعی و تحولات ماههای گذشته گفت: آنچه از این تجربهها میتوان دریافت، اهمیت بیشتر آگاهی است. هر اندازه ارتباط انسان با کتاب بیشتر باشد، امکان آگاهتر شدن او افزایش مییابد و این آگاهی میتواند به داشتن زندگی بهتر کمک کند؛ موضوعی که محدود به یک کشور یا جامعه خاص نیست.
وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش محتوای کوتاه در معرفی کتاب پرداخت و گفت: امروز در شبکههای اجتماعی نمونههایی از معرفی آثار ادبی در قالب ویدئوهای بسیار کوتاه دیده میشود. برای مثال، ممکن است بخشی از یک اثر بزرگ ادبی مانند برادران کارامازوف در مدت دو دقیقه معرفی شود؛ در حالی که تولید و انتشار چنین اثری حاصل سالها تلاش نویسنده و ناشر است.
مدیرعامل نشر صوتی ماهآوا با اشاره به ضرورت تفکیک تولید کتاب از تولید محتوای تبلیغاتی آن افزود: وظیفه اصلی ناشر صوتی، تولید کتاب است و تولید محتوایی که بتواند کتاب را به مخاطب معرفی کند، تخصص دیگری میطلبد. افرادی در حوزه رسانه و معرفی کتاب فعالیت میکنند که میتوانند این مسئولیت را بر عهده بگیرند. تولیدکننده کتاب برای آمادهسازی اثر، از انتخاب متن تا مراحل نهایی تولید، زمان و انرژی زیادی صرف میکند؛ در حالی که معرفی مؤثر کتاب به دانش و مهارتهای دیگری نیاز دارد.
هاشمی با انتقاد از ضعف زیرساختهای فرهنگی در ترویج مطالعه اظهار کرد: در بسیاری از محصولات فرهنگی، اهمیت استفاده مستمر از محتوا بهدرستی در زندگی روزمره جا نیفتاده است. برای نمونه، در برخی فیلمهای خارجی میبینیم که شخصیت داستان، حتی اگر فردی خلافکار باشد، روز خود را با خواندن روزنامه یا انجام عادتهای روزمره آغاز میکند. این تصویر نشان میدهد که استفاده از رسانه و آگاهی از اخبار میتواند بخشی از زندگی عادی افراد باشد؛ اما چنین جایگاهی برای کتاب و مطالعه در فرهنگ عمومی ما بهاندازه کافی تثبیت نشده است.
وی ادامه داد: در مقاطعی، کتابهای کوچک در وسایل حملونقل عمومی قرار داده میشد تا افراد در زمان رفتوآمد مطالعه کنند، اما این طرحها تداوم پیدا نکرد. چنین تجربههایی نشان میدهد که برای توسعه فرهنگ کتابخوانی، باید زیرساختهای فرهنگی را تقویت کرد و برنامهها را به شکل مستمر ادامه داد.
مدیرعامل نشر صوتی ماهآوا با اشاره به دسترسی رایگان به برخی کتابهای صوتی در رسانههای عمومی و شبکههای اجتماعی گفت: وقتی کتاب صوتی بهصورت رایگان در اختیار مخاطب قرار میگیرد، ناشری که برای تولید آن هزینه کرده است، با دشواری بیشتری روبهرو میشود. در چنین شرایطی، انتظار برای توسعه بازار کتاب صوتی بدون توجه به هزینههای تولید و حقوق ناشر، واقعبینانه نیست.
هاشمی تأکید کرد: کتاب صوتی محتوایی فانتزی یا صرفاً متعلق به گروهی خاص از مخاطبان نیست، بلکه میتواند زمانهایی را که امکان مطالعه با چشم وجود ندارد، به فرصتی برای شنیدن و آموختن تبدیل کند. معرفی کتاب نیز باید بهگونهای انجام شود که مخاطب بتواند در مدت کوتاه، با اثر و نویسنده آن آشنا شود.
وی با اشاره به ظرفیت محتوای کوتاه در معرفی آثار ادبی افزود: اگر محتوای کوتاه بهدرستی طراحی شود، میتواند در معرفی کتاب بسیار مؤثر باشد. اگر فردی حتی برای چند دقیقه هم علاقهای به آشنایی با یک اثر ادبی یا نویسنده آن نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت صرفاً با تبلیغات متعارف به مخاطب کتاب تبدیل شود. در مقابل، معرفی جذاب و دقیق ممکن است او را به شنیدن یا خواندن همان اثر و حتی مطالعه آثار دیگر نویسنده ترغیب کند.
کتابهای خوب بدون بازاریابی مؤثر، در میان انبوه محتوا دیده نمیشوند
محیا ساعدی، فعال رسانهای حوزه کتاب، با اشاره به ضرورت بازتعریف جایگاه مطالعه در سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای اظهار کرد: جایگاه کتاب در جامعه و رسانهها بهدرستی تعریف نشده است. در شرایطی که قدرت خرید خانوادهها کاهش یافته و هزینهکرد برای محصولات فرهنگی با محدودیت بیشتری روبهرو شده است، مخاطب بیش از گذشته به اطلاعات دقیق درباره کتاب نیاز دارد تا بتواند برای خرید آن تصمیم بگیرد.
وی افزود: یکی از نقصهای اساسی در چرخه عرضه کتاب این است که محصول فرهنگی تولید میشود، اما پس از انتشار، برنامه مشخصی برای معرفی و رساندن آن به مخاطب وجود ندارد. بارها با کتابهای خوبی مواجه شدهام که به دلیل نبود تبلیغات یا معرفی نشدن از سوی افرادی که مخاطب به سلیقه و نظر آنها اعتماد دارد، بهسختی شناخته میشوند.
این فعال رسانهای حوزه کتاب با اشاره به ضرورت تقویت بازاریابی در نشر چاپی ادامه داد: ناشران صوتی زودتر به اهمیت بازاریابی توجه کردهاند، اما نشر چاپی نیز باید این ضرورت را جدی بگیرد. یکی از دلایل فروش نرفتن بسیاری از کتابهای چاپی، این است که اثر تولید میشود و پس از آن اتفاق مؤثری برای معرفی آن رخ نمیدهد. اگر نویسنده یا مترجم دغدغه معرفی اثر خود را داشته باشد و برای آن نشست برگزار کند یا در فعالیتهای تبلیغاتی مشارکت داشته باشد، احتمال دیده شدن کتاب افزایش مییابد؛ اما در غیر این صورت، اثر ممکن است بدون آنکه به مخاطب مناسب برسد، در بازار رها شود.
ساعدی با انتقاد از ضعف روابط عمومی و برنامهریزی ارتباطی در بخشی از صنعت نشر اظهار کرد: حتی در میان ناشران بزرگ نیز فعالیت منسجم و جدی در حوزه روابط عمومی کمتر دیده میشود. گاهی تصور میشود داشتن یک مدیر یا مسئول شبکههای اجتماعی برای پیشبرد تمام فعالیتهای ارتباطی نشر کافی است، در حالی که معرفی کتاب به برنامهریزی، شناخت رسانهها، ارتباط با مخاطبان و طراحی مسیر فروش نیاز دارد.
وی افزود: بخشی از مشکل به نگاه سنتی ناشران به فروش بازمیگردد. هنوز این تصور وجود دارد که میتوان با اتکا به روشهای قدیمی، کتاب را به بازار عرضه کرد و منتظر ماند تا مخاطب آن را پیدا کند. در شرایطی که شیوههای مصرف محتوا تغییر کرده است، چنین رویکردی نمیتواند پاسخگوی نیازهای امروز باشد.
این فعال رسانهای حوزه کتاب با اشاره به فاصله میان آثار ادبی و بخشی از مخاطبان جوان گفت: اگر از جوانان نسل جدید درباره برخی نویسندگان برجسته ایرانی سؤال کنیم، ممکن است تعداد کمی از آنها شناخت کافی داشته باشند. این مسئله لزوماً به معنای بیعلاقگی نسل جدید به کتاب نیست، بلکه میتواند نشاندهنده ضعف در معرفی آثار و ناتوانی در برقراری ارتباط با این گروه از مخاطبان باشد.
ساعدی با تأکید بر ضرورت شناخت زبان ارتباطی نسل جدید ادامه داد: باید از خود بپرسیم چگونه میتوانیم با جوانانی که در فضای رسانههای اجتماعی زندگی میکنند و سلیقهها و اجتماعات فرهنگی خاص خود را دارند، ارتباط برقرار کنیم. بسیاری از جوانان امروز به کتاب، فیلم و محصولات فرهنگی روز علاقهمندند، اما مسیرهای انتخاب و دسترسی آنها با نسلهای پیشین تفاوت دارد.
وی افزود: فعالان فرهنگی باید پیش از هر چیز به این مخاطبان گوش دهند و علایق، دغدغهها و شیوههای ارتباطی آنها را بشناسند. نمیتوان صرفاً با معیارهای نسلهای گذشته درباره سلیقه نسل جدید قضاوت کرد. حتی توجه به ظاهر کتاب، طراحی جلد یا ویژگیهای بصری یک اثر نیز ممکن است بخشی از تجربه فرهنگی مخاطب باشد و نباید از پیش کماهمیت تلقی شود.
این فعال رسانهای حوزه کتاب با اشاره به ظرفیت معرفی آثار ادبی در قالبهای کوتاه گفت: اگر آثار ارزشمند ادبی را در قالبی متناسب با سلیقه مخاطب امروز معرفی کنیم، میتوانیم زمینه آشنایی بیشتر نسل جدید با این آثار را فراهم کنیم. محتوای کوتاه، در صورتی که درست طراحی شود، میتواند نقطه شروعی برای ارتباط مخاطب با کتاب باشد؛ به شرط آنکه این ارتباط با شناخت واقعی از نیازها و زبان مخاطب شکل بگیرد.
دامون آذری، مدیر نشر آوانامه، با اشاره به تجربه شخصی خود از شنیدن کتاب صوتی اظهار کرد: گاهی یک اثر را پیشتر در قالب چاپی خواندهایم، اما اجرای صوتی آن تجربهای متفاوت ایجاد میکند. برای نمونه، ممکن است کتاب جنایت و مکافات را با ترجمهای مشخص خوانده باشیم، اما اجرای صوتی اثر با صدای آرمان سلطانزاده، درک و احساس تازهای از داستان به مخاطب منتقل کند.
وی با بیان اینکه تعریف کتاب صوتی هنوز برای بخشی از مخاطبان بهدرستی شکل نگرفته است، افزود: کتاب صوتی نوعی تجربه متفاوت از کتاب است، اما مخاطب باید با کیفیت آن مواجه شود تا بتواند ظرفیتهای این قالب را درک کند.
مدیر نشر آوانامه با اشاره به ضعف ساختارهای حرفهای در بخشی از صنعت نشر اظهار کرد: یکی از مشکلات اساسی نشر این است که بخش قابل توجهی از کسبوکارها همچنان با شیوههای سنتی اداره میشوند. حتی در میان ناشران بزرگ و شناختهشده نیز گاهی ساختار سازمانی بسیار محدود است و فعالیتهایی مانند بازاریابی، روابط عمومی و برگزاری رویدادها به شکل مستقل و منظم دنبال نمیشود.
آذری افزود: ناشری که سابقه طولانی و تعداد زیادی کتاب در کارنامه دارد، برای توسعه فعالیت خود به بخشهای مشخص بازاریابی و روابط عمومی نیازمند است. برگزاری مستمر نشستها و رویدادهای مرتبط با کتاب نیز باید بخشی از برنامه کاری ناشر باشد. این موضوع از مسائل جدی صنعت نشر است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
وی با اشاره به این دیدگاه که گرانی کتاب مهمترین مانع مطالعه است، گفت: شرایط اقتصادی دشوار شده و قدرت خرید خانوادهها کاهش یافته است، اما نمیتوان تمام مسئله کتابنخواندن را به قیمت کتاب محدود کرد. مسئله مهمتر این است که مطالعه هنوز در جامعه ما به یک ارزش فراگیر تبدیل نشده و بهعنوان عادتی پایدار در زندگی روزمره نهادینه نشده است.
مدیر نشر آوانامه ادامه داد: برای مثال، در جمعهای مختلف ممکن است افراد درباره فیلمهای یک کارگردان برجسته صحبت کنند و کسی که آثار او را ندیده باشد، احساس کند از یک موضوع فرهنگی عقب مانده است؛ اما کمتر پیش میآید که فردی به دلیل نخواندن یک اثر ادبی برجسته یا کتابی درباره تاریخ ایران، در همان جمع احساس شرمندگی کند. این تفاوت نشان میدهد که مطالعه هنوز جایگاه اجتماعی متناسب با اهمیت خود را پیدا نکرده است.
آذری با تأکید بر ضرورت تبدیل مطالعه به یک ارزش اجتماعی اظهار کرد: برای نهادینه کردن کتابخوانی، مجموعهای از اقدامات لازم است. دولت، ناشران و فعالان فرهنگی هرکدام در این زمینه مسئولیت دارند، اما سهم ناشران را در معرفی کتاب و ایجاد ارتباط با مخاطبان بسیار مهم میدانم. فعالان رسانهای نیز میتوانند با معرفی آثار و ایجاد فرصتهای تازه برای دیده شدن کتاب، به توسعه مطالعه کمک کنند.
وی در تشریح ظرفیتهای کتاب صوتی گفت: حداقل کارکرد کتاب صوتی این است که مخاطب بهجای مطالعه مستقیم، محتوای کتاب را از طریق شنیدن دریافت کند. افراد میتوانند در مترو، هنگام رفتوآمد به محل کار یا تحصیل، در زمان انجام کارهای خانه و حتی پیش از خواب به کتاب صوتی گوش دهند. به این ترتیب، زمانهایی که معمولاً امکان مطالعه با چشم وجود ندارد، به فرصتی برای شنیدن کتاب تبدیل میشود.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ضرورت نزدیک شدن صنعت نشر به سلیقه نسل جدید اظهار کرد: نمیتوان انتظار داشت تمام مخاطبان جوان با یک الگوی ثابت کتاب بخوانند. برخی از آنها به داستانهای فانتزی، آثار نوجوانانه، بازیهای رایانهای یا محتوای مرتبط با فرهنگ عامه علاقه دارند. این علایق را نباید معیاری برای ارزشگذاری کلی آثار قرار داد، بلکه باید از آنها برای شناخت مسیرهای ارتباط با مخاطب استفاده کرد.
مدیر نشر آوانامه افزود: برای فهمیدن اینکه چرا باید کتاب بخوانیم، میتوان دلایل مختلفی مطرح کرد. کتاب میتواند اطلاعات ما را افزایش دهد، به شناخت بهتر خود و دیگران کمک کند، درک ما از زندگی را گسترش دهد و حتی صرفاً لذت خواندن یک متن زیبا را برایمان فراهم کند. همانطور که موسیقی را فقط برای دستیابی به یک نتیجه بیرونی گوش نمیدهیم، مطالعه نیز میتواند به خودی خود لذتبخش باشد.
آذری با اشاره به تفاوت تجربه فرهنگی نسلهای مختلف گفت: جوان امروز در محیطی متفاوت رشد کرده است؛ محیطی که بازیهای رایانهای، شبکههای اجتماعی و محتوای دیجیتال در آن حضور پررنگی دارند. ممکن است تجربه لمس کتاب کاغذی، ورق زدن صفحات یا حاشیهنویسی برای همه آنها بهاندازه نسلهای قبل آشنا نباشد، اما این به معنای نبود علاقه به داستان یا محتوا نیست.
وی افزود: اگر میخواهیم جوانان را به کتاب نزدیک کنیم، باید زبان ارتباطی آنها را بشناسیم. شبکههای اجتماعی میتوانند هم فرصت باشند و هم تهدید. اگر این فضاها بهدرستی تحلیل شوند و محتوای جذاب و متناسب با علایق مخاطب در آنها تولید شود، امکان معرفی کتاب و ایجاد انگیزه برای مطالعه افزایش مییابد.
مدیر نشر آوانامه با اشاره به ظرفیت بازیوارسازی در معرفی کتاب ادامه داد: همانطور که در برخی کسبوکارها، ارائه نمونهای کوچک از محصول میتواند مخاطب را به خرید آن ترغیب کند، در حوزه کتاب نیز میتوان از محتوای کوتاه و جذاب بهعنوان نقطه شروع استفاده کرد. معرفی بخشی از یک داستان، طراحی محتوای تعاملی یا بهرهگیری از عناصر بازی میتواند مخاطب را به تجربه کاملتر اثر هدایت کند.
آذری با تأکید بر ضرورت شناخت دغدغههای نسل جدید گفت: باید شنونده نیازها و خواستههای جوانان باشیم و بفهمیم چه موضوعاتی برای آنها اهمیت دارد. نسل جدید نیز مانند نسلهای گذشته به دنبال فهم زندگی، شناخت جهان و تجربه لذت است، اما در بستری متفاوت رشد کرده است. شناخت این بستر میتواند به طراحی روشهای مؤثرتر برای معرفی کتاب کمک کند.
وی در پایان این بخش از سخنانش به رابطه کتاب با سایر محصولات فرهنگی اشاره کرد و افزود: بسیاری از بازیها، فیلمها و آثار تصویری از کتابها الهام گرفتهاند. میتوان این ارتباط را به مخاطب نشان داد و توضیح داد که مطالعه یا شنیدن نسخه کتاب ممکن است لایههایی از داستان و شخصیتها را آشکار کند که در اقتباس تصویری دیده نمیشوند. چنین رویکردی میتواند زمینه ارتباط نزدیکتر نسل جدید با کتاب را فراهم کند.
کاهش مطالعه در ایران با رشد مصرف محتوای صوتی در جهان همزمان نیست
علی محمدپور، دبیر انجمن ناشران دیجیتال، با اشاره به ضرورت پذیرش قالبهای صوتی و الکترونیکی در سیاستگذاری فرهنگی اظهار کرد: یکی از مسائل مهم این است که مطالعه صوتی و الکترونیکی بهعنوان بخشی از آینده کتاب در جامعه پذیرفته شود. این موضوع فقط به رفتار مخاطب مربوط نیست، بلکه در ذهن سیاستگذاران و نهادهای تنظیمگر نیز باید جایگاه مشخصی پیدا کند.
وی با اشاره به رابطه میان کتاب چاپی و قالبهای دیجیتال افزود: سالهاست این گزاره مطرح میشود که نشر صوتی و الکترونیکی قرار نیست نشر چاپی را از بین ببرد. این گزاره درست است، اما آمارهای مربوط به برخی بازارهای جهانی نشان میدهد که سهم کتابهای صوتی و الکترونیکی در حال افزایش است و ممکن است در سالهای آینده بخش بزرگتری از بازار را به خود اختصاص دهد.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال ادامه داد: در ایالات متحده آمریکا، طی سالهای اخیر، افتی در حدود پنج درصد برای کتاب چاپی گزارش شده، در حالی که مصرف کتابهای صوتی و الکترونیکی نزدیک به ۳۰ درصد افزایش یافته است. این روند نشان میدهد بخشی از افرادی که پیشتر مطالعه با چشم را انتخاب نمیکردند، اکنون از طریق شنیدن کتاب به محتوا دسترسی پیدا میکنند.
محمدپور با اشاره به ترکیب مصرف کتاب دیجیتال در بازار آمریکا گفت: در این بازار، حدود ۶۰ درصد مصرف کتاب دیجیتال به کتاب صوتی اختصاص دارد و سهم کتاب الکترونیکی متنی حدود ۴۰ درصد است. در ایران، بنا بر ارقامی که در این نشست مطرح شد، نسبت مصرف این دو قالب متفاوت است و سهم کتاب صوتی حدود ۴۰ درصد و سهم کتاب الکترونیکی متنی حدود ۶۰ درصد برآورد میشود.
وی با اشاره به وضعیت مطالعه در ایران افزود: مسئله مهم این است که بر اساس پیمایشی که به آن اشاره میشود، سرانه مطالعه روزانه از حدود ۱۶ دقیقه در چهار سال پیش به حدود ۱۰ دقیقه رسیده است. این ارقام نشان میدهد که مجموع قالبهای چاپی و دیجیتال نتوانستهاند روند کاهشی مطالعه را متوقف کنند؛ روندی که در همه بازارهای جهانی به شکل یکسان مشاهده نمیشود.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال با اشاره به نقش دولتها در توسعه فرهنگ مطالعه اظهار کرد: تجربه برخی کشورها نشان میدهد که سرمایهگذاری در کتابخوانی میتواند از دوران دبستان آغاز شود و مطالعه بهعنوان بخشی از ضرورتهای آموزشی در نظر گرفته شود. در چنین شرایطی، کودک بهتدریج با کتابهای متنوعتر و سطح بالاتری از محتوا ارتباط برقرار میکند.
محمدپور ادامه داد: یکی از چالشهای ما این است که نهادهای مسئول، توان لازم برای ایجاد حرکت اجتماعی گسترده در حوزه کتابخوانی را به کار نمیگیرند. نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران همچنان یکی از مهمترین رویدادهایی است که میتواند موج اجتماعی قابل توجهی در حوزه کتاب ایجاد کند. این تجربه نشان میدهد که سیاستگذاری و حمایت نهادی، در صورت همراه شدن با برنامهریزی مؤثر، میتواند در گسترش ارتباط مردم با کتاب نقش داشته باشد.
وی افزود: توسعه مطالعه فقط به افزایش فروش کتاب محدود نمیشود، بلکه میتواند در بلندمدت به افزایش آگاهی عمومی، پرورش نسلی آگاهتر و کاهش برخی آسیبهای اجتماعی کمک کند. از این رو، گسترش کتابخوانی باید در چارچوب سیاستهای فرهنگی و آموزشی جدی گرفته شود.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال با اشاره به سهم بالای مصرف غیرقانونی کتابهای دیجیتال اظهار کرد: بر اساس پیمایشی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال گذشته انجام داده و در این نشست به آن اشاره شد، حدود ۴۰ درصد مصرف کتاب در ایران به قالب الکترونیکی اختصاص دارد و ۶۰ درصد همچنان در قالب چاپی است. با این حال، بنا بر همین ارقام، حدود ۷۰ درصد مصرف کتابهای الکترونیکی و صوتی به شکل غیرقانونی انجام میشود و درآمدی از این محل به تولیدکنندگان و ناشران نمیرسد.
محمدپور با انتقاد از ضعف حمایت نهادی از صنعت نشر دیجیتال گفت: باید بررسی کنیم که نهادهای دولتی و دستگاههای مسئول تا چه اندازه از ظرفیت کتابهای دیجیتال در برنامههای آموزشی و فرهنگی خود استفاده میکنند. خرید کتاب از سوی نهادهای آموزشی یا حمایت از توسعه کسبوکارهای فعال در این حوزه میتواند به تقویت بازار کمک کند، اما این ظرفیت هنوز بهاندازه کافی به کار گرفته نشده است.
وی با اشاره به منابع پیشبینیشده برای فعالیتهای فرهنگی در بودجه افزود: در قانون بودجه، ردیفی با عنوان جدول ۱۲ وجود دارد که بخشی از منابع درآمدی شرکتها و بانکهای دولتی را برای فعالیتهای فرهنگی در نظر میگیرد. برآورد مطرحشده درباره این منابع، رقمی در حدود ۱۷ هزار میلیارد تومان است. با این حال، انتقاد این است که این منابع به شکل مؤثر در مسیر فعالیتهای فرهنگی مورد نظر هزینه نمیشوند.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال در ادامه با اشاره به تغییر الگوی مصرف محتوای نسل جدید اظهار کرد: ورود جوانان به دنیای کتاب لزوماً از همان مسیر نسلهای گذشته انجام نمیشود. بسیاری از ما با نسخههای خلاصهشده آثار کلاسیک آشنا شدیم و سپس به سراغ کتابهای کامل رفتیم. برای نسل جدید نیز میتوان مسیرهای متفاوتی برای آشنایی با داستان و ادبیات طراحی کرد.
محمدپور افزود: امروز در حوزههایی مانند مانگا و مانهوای کرهای، نمونههایی از استقبال گسترده مخاطبان جوان از محتوای داستانی دیده میشود. در برخی پلتفرمها، تعداد خریداران آثار به صدها هزار نفر میرسد. این نمونهها نشان میدهد که مخاطب جوان همچنان برای داستان و محتوای جذاب هزینه میکند، هرچند شیوه دسترسی و قالب مورد علاقه او ممکن است با الگوهای سنتی متفاوت باشد.
وی با تأکید بر اینکه کتاب در بازار امروز با رقبای متعددی مواجه است، گفت: در گذشته، دسترسی به کتاب و انتشار آن دشوارتر بود، اما اکنون کتاب در کنار فیلم، بازی، شبکههای اجتماعی و سایر محصولات فرهنگی برای جلب توجه مخاطب رقابت میکند. در چنین شرایطی، صنعت نشر باید جایگاه ناشر، نویسنده، مخاطب و پلتفرم را در زنجیره تولید و عرضه محتوا دوباره بررسی کند.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال با اشاره به پیامدهای گسترش هوش مصنوعی برای آینده نشر اظهار کرد: پیشبینی دقیق آینده در افق دو تا چهار سال دشوار است، اما یکی از نگرانیها به ترکیب نبود سازوکارهای مؤثر کپیرایت و پیشرفت ابزارهای هوش مصنوعی بازمیگردد. این ابزارها میتوانند با سرعت زیادی محتوای صوتی تولید کنند و کیفیت آنها نیز در حال نزدیک شدن به سطح اجرای انسانی است.
محمدپور افزود: اگر حقوق نشر بهدرستی حمایت نشود، تولیدکنندهای که برای آمادهسازی یک کتاب صوتی هزینه میکند، نمیتواند از درآمد حاصل از آن به شکل پایدار بهرهمند شود. در چنین شرایطی، انگیزه و توان ناشر برای سرمایهگذاری مجدد، بازاریابی، معرفی کتاب و توسعه محصولات تازه کاهش مییابد.
وی با اشاره به ابعاد مصرف غیرقانونی محتوای صوتی ادامه داد: بخش قابل توجهی از کتابهای صوتی از طریق کانالهای تلگرامی و دیگر بسترهای رایگان در دسترس قرار میگیرد، بدون آنکه درآمدی به ناشر یا تولیدکننده برسد. اگر این درآمد به چرخه رسمی نشر بازگردد، ناشران میتوانند بخشی از آن را برای افزایش ظرفیت تولید، تبلیغات، بازارسازی و برگزاری رویدادهای مرتبط با کتاب هزینه کنند.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال با انتقاد از ضعف تشکلهای تخصصی این حوزه اظهار کرد: در صنعت نشر دیجیتال، هنوز تشکلهای قدرتمندی که بتوانند مطالبات مشترک فعالان را پیگیری کنند، بهاندازه کافی شکل نگرفتهاند. این مسئله در کنار ضعف حمایت حقوقی و نبود سازوکارهای مؤثر برای حفاظت از حقوق تولیدکنندگان، مشکلات این بخش را تشدید میکند.
محمدپور در جمعبندی این بخش از سخنانش بر ضرورت تقویت ظرفیتهای بخش خصوصی تأکید کرد و گفت: در کنار مطالبهگری از نهادهای مسئول، باید بررسی کنیم که ناشران، تولیدکنندگان محتوا و فعالان رسانهای چه اقداماتی میتوانند انجام دهند. شناخت زبان مخاطب، معرفی مؤثر آثار، استفاده از ابزارهای فناورانه و یافتن راهکارهای حفاظت از محتوا، از جمله اقداماتی است که میتواند به توسعه صنعت نشر کمک کند.
پلتفرمها باید به افزایش مخاطبان کتاب کمک کنند، نه صرفاً تغییر قالب مصرف
سروش فتحیجو، مدیر فرهنگ و هنر دیجیکالا، با اشاره به نسبت فروش کتاب چاپی و محصولات دیجیتال در این مجموعه اظهار کرد: اگر بخواهیم تعداد اقلام فروختهشده را مبنا قرار دهیم، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از اقلامی که در بخش کتاب به فروش میرسند، به کتابهای صوتی و الکترونیکی مربوط میشوند. ارقام فروش در پلتفرمهای مختلف نیز فاصله زیادی با یکدیگر ندارند، اما از نظر ریالی تفاوتهایی میان این بازارها وجود دارد.
مدیر فرهنگ و هنر دیجیکالا ادامه داد: قالبهای مختلف کتاب در برخی موارد مکمل یکدیگرند و در مواردی نیز ممکن است بخشی از سهم بازار را از یکدیگر بگیرند. بنابراین، نمیتوان مرزبندی کاملاً مشخصی میان مخاطبان کتاب چاپی، صوتی و الکترونیکی ترسیم کرد. آنچه اهمیت دارد، ارائه مجموعهای کامل از گزینهها به مخاطب و فراهم کردن امکان دسترسی به محتوای مورد نیاز اوست.
فتحیجو با تأکید بر هدف توسعه بازار کتاب اظهار کرد: از نگاه پلتفرم، مسئله اصلی این نیست که مخاطب حتماً کتاب چاپی بخواند یا کتاب صوتی گوش دهد؛ هدف این است که تعداد مخاطبان کتاب افزایش پیدا کند و بازار کتاب گسترش یابد. هر قالبی که بتواند افراد بیشتری را به محتوا نزدیک کند، در تحقق این هدف نقش خواهد داشت.
وی در ادامه به کاربرد هوش مصنوعی در پلتفرمهای فروش اشاره کرد و گفت: پلتفرمهای فناورمحور در جهان از هوش مصنوعی برای شناخت بهتر نیازهای مخاطبان و پیشنهاد محصولات استفاده میکنند. در فرایند خرید آنلاین نیز پیشنهاد کالاهای مرتبط با محصول انتخابشده، نمونهای از کاربرد این فناوری است.
مدیر فرهنگ و هنر دیجیکالا افزود: در حوزه کتاب باید بررسی کنیم که چرا برخی افراد کتاب نمیخوانند. ممکن است فردی اساساً به مطالعه علاقه نداشته باشد، فرد دیگری به دلیل محدودیت مالی نتواند کتاب بخرد و شخص دیگری نیز با وجود علاقه به کتاب، نتواند اثر مورد نظر خود را پیدا کند. هرکدام از این گروهها به راهکار متفاوتی نیاز دارند.
فتحیجو با اشاره به امکان استفاده از هوش مصنوعی برای شناخت این نیازها اظهار کرد: برای افرادی که هنوز به خرید کتاب علاقهمند نشدهاند، میتوان از روشهای بازاریابی و پیشنهادهای هدفمند استفاده کرد. برای کسانی که محدودیت مالی دارند، تخفیفها و طرحهای فروش میتواند مؤثر باشد. همچنین برای مخاطبانی که نمیدانند چه کتابی انتخاب کنند، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند با توجه به سلیقه و علایق آنها پیشنهادهای متناسب ارائه دهند.
وی ادامه داد: یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، کاهش زمان و هزینه انجام کارهای تکراری است. با این حال، در صنعت کتاب باید نسبت به پیامدهای این فناوری نیز توجه داشت؛ بهویژه زمانی که هوش مصنوعی در تولید کامل یک اثر به کار گرفته میشود و نقش نویسنده انسانی در فرایند خلق محتوا مشخص نیست.
مدیر فرهنگ و هنر دیجیکالا با اشاره به مسئله مسئولیت حقوقی آثار تولیدشده با هوش مصنوعی گفت: زمانی که مخاطب برای خرید یک کتاب هزینه میکند، انتظار دارد در برابر محتوای آن مسئولیت مشخصی وجود داشته باشد. اگر کتابی بهطور کامل با هوش مصنوعی تولید شده باشد، این پرسش مطرح میشود که در صورت وجود اشکال یا مسئله حقوقی، مسئولیت آن بر عهده چه کسی است.
فتحیجو افزود: در برخی بازارهای خارجی، برای مشخص کردن آثاری که با هوش مصنوعی تولید شدهاند یا با مشارکت انسان شکل گرفتهاند، تلاشهایی صورت گرفته است. با وجود این تحولات، نقش و هویت انسانی در تولید آثار فرهنگی همچنان اهمیت دارد و باید در مواجهه با فناوریهای جدید مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به تجربه حمایت از تولید و انتشار کتاب در بازار داخلی اظهار کرد: در ارزیابی بازار، گاهی موجهای فرهنگی و اجتماعی میتوانند فرصتهای تازهای برای صنعت نشر ایجاد کنند. یکی از نمونههای قابل توجه، افزایش توجه به آثار مرتبط با هویت ملی و فرهنگ ایرانی است؛ ظرفیتی که میتواند زمینه همکاری بیشتر میان پلتفرمها و ناشران را فراهم کند.
مدیر فرهنگ و هنر دیجیکالا با اشاره به تجربه همکاری در تولید و عرضه یک اثر مرتبط با شاهنامه گفت: در این همکاری، ظرفیت بازار و استقبال مخاطبان از یک اثر فرهنگی مورد توجه قرار گرفت. مجموعه ما با هدف حمایت از صنعت نشر، در فرایند تولید و افزایش تیراژ اثر مشارکت کرد تا کتاب با قیمت مناسبتری به دست مخاطبان برسد.
فتحیجو ادامه داد: تیراژ چاپ نخست این کتاب، بنا بر اطلاعات مطرحشده در نشست، حدود ۳۰ هزار نسخه بود؛ رقمی که برای برخی آثار عمومی قابل توجه است. این همکاری از یک سو با ارزیابی ظرفیت بازار شکل گرفت و از سوی دیگر، فرصتی برای حمایت از یک محصول فرهنگی فراهم کرد.
وی با تأکید بر نقش پلتفرمها در توسعه بازار کتاب اظهار کرد: حمایت از آثار ارزشمند فرهنگی و فراهم کردن امکان دسترسی مخاطبان به آنها، میتواند بخشی از مسئولیت اجتماعی کسبوکارهای فعال در این حوزه باشد. در کنار این مسئولیت، شناخت نیاز بازار، توجه به توان خرید مخاطب و استفاده از ابزارهای فناورانه برای معرفی بهتر کتاب نیز اهمیت دارد.
آینده نشر به پیوند میان تولید حرفهای، شناخت مخاطب و حمایت از حقوق مؤلف وابسته است
مجموع مباحث مطرحشده در نشست صنعت نشر در عصر پلتفرمها، طیفی از مسائل اقتصادی، فرهنگی، فناورانه و حقوقی را در برابر فعالان این حوزه قرار داد. راضیه هاشمی بر تداوم ظرفیت مخاطبان کتاب در شرایط دشوار اقتصادی و اهمیت معرفی مؤثر آثار تأکید کرد؛ محیا ساعدی، ضعف بازاریابی و روابط عمومی نشر و ضرورت شناخت زبان نسل جدید را مورد توجه قرار داد؛ دامون آذری از ظرفیت کتاب صوتی برای ایجاد تجربهای متفاوت از مطالعه گفت؛ علی محمدپور کاهش سرانه مطالعه، مصرف غیرقانونی محتوای دیجیتال و ضعف حمایت از حقوق نشر را مطرح کرد؛ سروش فتحیجو نیز به نقش پلتفرمها و هوش مصنوعی در شناخت نیاز مخاطبان و توسعه بازار کتاب پرداخت.
آنچه از این مباحث برمیآید، ضرورت توجه همزمان به تولید، عرضه، معرفی و مصرف کتاب در قالبهای گوناگون است. آینده صنعت نشر به انتخاب یک قالب واحد محدود نمیشود، بلکه به توانایی فعالان این حوزه در ایجاد ارتباط پایدار با مخاطب، تقویت سازوکارهای اقتصادی و حقوقی و استفاده سنجیده از ظرفیتهای فناوری وابسته است.
