جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان رسید، اما آزمون اصلی فوتبال ایران تازه آغاز شده است. اینکه مدیران، کادر فنی و رسانه‌ها چه برداشتی از این حذف داشته باشند، می‌تواند مسیر جام ملت‌های آسیا و حتی جام جهانی بعدی را مشخص کند. اگر حذف، صرفا با تغییر روایت به «دستاورد» تبدیل شود، احتمال تکرار همان اشتباهات وجود خواهد داشت

روزنامه شرق در گزارشی به نقد «دستاوردسازی» صدا و سیما از شکست تیم ملی فوتبال در جام جهانی پرداخت و خواستار طرح پزسش های فنی در صدا و سیما و پاسخ گویی مدیران تیم ملی شد.

به گزارش عصر ایران، در یادداشت شرق و در نقد رویکرد صدا و سیما به عنوان رسانه ملی، آمده است:

- پنهان‌کردن ضعف‌ها پشت واژه‌هایی مانند «افتخار»، «دستاورد» یا «عملکرد تاریخی» کمکی به آینده فوتبال نمی‌کند.

- فوتبال، با شاخص‌هایی معین ارزیابی می‌شود؛ صعود یا حذف، کیفیت بازی، میزان خلق موقعیت، شخصیت تاکتیکی تیم و روند پیشرفت. ایران در این جام جهانی سه امتیاز گرفت، اما حتی یک مسابقه را نبرد و در نهایت از دور رقابت‌ها کنار رفت. اگر چنین عملکردی «دستاورد» نامیده شود، این سؤال پیش می‌آید که معیار ناکامی چیست؟

- اگر حذف از مرحله گروهی با سه امتیاز موفقیت تلقی شود، در آینده چه اتفاقی باید رخ دهد تا مسئولان و کادر فنی عملکرد خود را نیازمند بازنگری بدانند؟

- فوتبال ایران بیش از هر چیز به صداقت در تحلیل نیاز دارد. اگر تیم ملی خوب بازی کرده، باید دلایل آن با استدلال فنی بیان شود؛ اگر ضعف داشته نیز باید بدون تعارف درباره آن صحبت شود. پنهان‌کردن ضعف‌ها پشت واژه‌هایی مانند «افتخار»، «دستاورد» یا «عملکرد تاریخی» کمکی به آینده فوتبال نمی‌کند.

- نکته قابل توجه و البته شاید زشت اینجاست که میثاقی روی آنتن زنده شبکه سه با افتخار می‌گوید در جمع هشت تیم برتر دنیا، رتبه نهم را کسب کردیم. تحریفی بسیار آزاردهنده؛ چراکه ایران از 12 تیم رتبه سوم، نهم شده و حذف شد. این نتیجه افتخار ندارد.

- محمدحسین میثاقی که در پنج ماه اخیر یکباره تغییر رویکرد داده و از منتقد فدراسیون فوتبال مهدی تاج و امیر قلعه‌نویی تبدیل به «بوقچی» استادیومی در تلویزیون شده، بارها زشت‌ترین توهین‌ها را به منتقدان تیم ملی و افرادی که به بازیکن‌ها نقد دارند، وارد کرده است.

- این مجری بدون هیچ ابایی و با اعتمادبه‌نفس کامل روی آنتن زنده از کلمات رکیک استفاده کرده و در کمال شگفتی باز هم آنها را تکرار می‌کند.

- رسانه‌ای که سؤال می‌پرسد، الزاما علیه تیم ملی نیست. خبرنگاری که درباره تاکتیک، انتخاب بازیکنان، میانگین سنی بالا، تعویض‌ها یا برنامه‌های آینده سؤال می‌کند، در حال انجام وظیفه حرفه‌ای خود است.

- تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که رسانه‌های مطالبه‌گر، یکی از عوامل پیشرفت فوتبال هستند. در آلمان، پس از حذف از جام جهانی ۲۰۲۲، رسانه‌ها شدیدترین انتقادها را مطرح کردند. در ژاپن نیز با وجود پیشرفت چشمگیر فوتبال این کشور، پس از هر ناکامی جلسات کارشناسی متعددی برگزار می‌شود و هیچ موفقیت نسبی، مانع نقد فنی نمی‌شود.

- اگر رسانه، به جای پرسشگری‌ صرفا در جایگاه دفاع از تصمیمات فنی قرار بگیرد، عملا یکی از مهم‌ترین کارکردهای خود را از دست می‌دهد.

- جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان رسید، اما آزمون اصلی فوتبال ایران تازه آغاز شده است. اینکه مدیران، کادر فنی و رسانه‌ها چه برداشتی از این حذف داشته باشند، می‌تواند مسیر جام ملت‌های آسیا و حتی جام جهانی بعدی را مشخص کند.

- اگر حذف، صرفا با تغییر روایت به «دستاورد» تبدیل شود، احتمال تکرار همان اشتباهات وجود خواهد داشت. اما اگر این جام جهانی به فرصتی برای پذیرش ضعف‌ها، اصلاح ساختارها و پاسخ‌گویی تبدیل شود، شاید شکست امروز، مقدمه موفقیت فردا باشد.

- تفاوت فوتبال‌های بزرگ با فوتبال‌های درجا‌زن، دقیقا در این است؛ آنها از شکست درس می‌گیرند، نه اینکه آن را پیروزی بدانند.

متن کامل این یادداشت ورزشی را می توانید در ادامه بخوانید.

روزنامه شرق

دستاورد‌سازی رسانه ملی از نتایج تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶

جام جهانی ۲۰۲۶ برای فوتبال ایران با حذفی تلخ و در عین حال قابل تأمل به پایان رسید؛ تیمی که با سه امتیاز، بدون حتی یک پیروزی، از دور رقابت‌ها کنار رفت و نتوانست از مرحله گروهی عبور کند. با این حال، آنچه بیش از نتایج داخل زمین جلب توجه کرد، روایت پس از حذف بود؛ روایتی که در بخشی از رسانه ملی، به‌ویژه در برنامه‌های تحلیلی فوتبال، بیش از آنکه بر آسیب‌شناسی فنی و مدیریتی تمرکز داشته باشد، تلاش کرد عملکرد تیم ملی را به‌عنوان یک «دستاورد» معرفی کند و منتقدان را زیر سؤال ببرد.

پرسش اصلی اینجاست؛ آیا صعودنکردن از مرحله گروهی، آن هم بدون کسب حتی یک برد، می‌تواند دستاورد تلقی شود یا آنکه فوتبال ایران بار دیگر به جای نقد صادقانه، به سمت روایت‌سازی و توجیه نتایج حرکت کرده است؟ حذف ایران از جام جهانی، اگرچه با اختلافی اندک و به دلیل نتایج سایر مسابقات رقم خورد، اما از نظر فنی پرسش‌های فراوانی را ایجاد کرد.

تیم ملی در گروهی که بسیاری آن را یکی از کم‌کیفیت‌ترین و مسن‌ترین گروه‌های مسابقات می‌دانستند، نتوانست حتی یک پیروزی به دست آورد و با سه تساوی از گردونه رقابت‌ها کنار رفت. در بسیاری از کشورهای فوتبال‌خیز، حذف از جام جهانی آغاز یک دوره بازنگری است؛ رسانه‌ها عملکرد تیم ملی را موشکافانه بررسی می‌کنند، فدراسیون‌ها جلسات ارزیابی تشکیل می‌دهند و سرمربیان نیز مسئولیت نتایج را می‌پذیرند.

اما در ایران، دست‌کم در بخشی از فضای رسانه‌ای، روایت دیگری شکل گرفت؛ روایتی که تلاش داشت حذف را نه یک ناکامی، بلکه موفقیتی نسبی جلوه دهد. در روزهای پس از حذف، محمدحسین میثاقی در برنامه خود از تیم ملی و کادر فنی دفاع کرد و در واکنش به بخشی از انتقادها، منتقدان را نیز هدف قرار داد؛ رویکردی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ورزشی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد.

دفاع از تیم ملی یا مخالفت با برخی انتقادهای احساسی، فی‌نفسه اشکالی ندارد. رسانه قرار نیست همیشه در جایگاه مخالف قرار بگیرد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که هر نقد فنی، به مخالفت با منافع ملی یا تخریب تیم تعبیر شود. در چنین فضایی، مرز میان تحلیل و جانبداری از بین می‌رود و رسانه از نقش پرسشگر فاصله می‌گیرد.

واقعیت این است که فوتبال با نتیجه سنجیده می‌شود. ایران با وجود در اختیار داشتن یکی از باتجربه‌ترین نسل‌های فوتبال خود، نتوانست از مرحله گروهی عبور کند. این یک واقعیت آماری است؛ همان‌طور که بدون برد بودن در سه مسابقه نیز یک واقعیت است. درباره چرایی این اتفاق می‌توان اختلاف‌نظر داشت، اما اصل ناکامی را نمی‌توان با تغییر روایت رسانه‌ای تغییر داد.

از سوی دیگر، امیر قلعه‌نویی پس از حذف، از عملکرد تیمش با عنوان یک دستاورد یاد کرد و در ادامه نیز اعلام شد که او در جام ملت‌های آسیا روی نیمکت تیم ملی خواهد ماند؛ موضوعی که با حمایت رئیس فدراسیون نیز همراه شد.

محمدحسین میثاقی که در پنج ماه اخیر یکباره تغییر رویکرد داده و از منتقد فدراسیون فوتبال مهدی تاج و امیر قلعه‌نویی تبدیل به «بوقچی» استادیومی در تلویزیون شده، بارها به شکل علنی زشت‌ترین توهین‌ها را به منتقدان تیم ملی و افرادی که به بازیکن‌ها نقد دارند، وارد کرده است. این مجری بدون هیچ ابایی و با اعتمادبه‌نفس کامل روی آنتن زنده از کلمات رکیک استفاده کرده و در کمال شگفتی باز هم آنها را تکرار می‌کند.

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که چرا فضای پس از حذف ایران تا این اندازه با بسیاری از کشورهای دیگر تفاوت دارد؟ در همین جام جهانی، حذف برخی تیم‌ها با وجود نمایش‌های قابل قبول نیز با واکنش مدیریتی همراه شده است.

در بسیاری از فدراسیون‌ها، حذف از جام جهانی پایان یک چرخه تلقی می‌شود؛ نه به این دلیل که همه چیز فاجعه بوده، بلکه به این دلیل که مسئولیت‌پذیری بخشی از فرهنگ حرفه‌ای فوتبال است.

در کشورهای آسیایی نیز همین نگاه دیده می‌شود. مدیران و مربیان می‌دانند که جام جهانی مهم‌ترین ویترین فوتبال است و ناکامی در آن نیازمند پاسخ‌گویی است. حتی اگر عملکرد تیم از نظر فنی قابل دفاع باشد، اصل پاسخ‌گویی زیر سؤال نمی‌رود. استعفا، پایان قرارداد یا آغاز یک پروژه جدید، اتفاقی طبیعی در فوتبال حرفه‌ای محسوب می‌شود.

سرمربی کره جنوبی بعد از حذف این تیم، به دلیل عدم راهیابی این تیم به جمع 32 تیم از سمت خود استعفا داد.

رئیس فدراسیون فوتبال عربستان هم کناره‌گیری کرد و روز گذشته نیز سرمربی اکوادور بعد از شکست در مرحله حذفی، برگه استعفایش را نوشت.

اما در فوتبال ایران، هنوز هم گاهی نتیجه‌ نه با شاخص‌های فنی بلکه با روایت رسانه‌ای ارزیابی می‌شود. اگر روایت غالب این باشد که تیم ملی «عملکرد خوبی داشته» یا «دستاورد بزرگی کسب کرده»، بخش مهمی از مطالبه‌گری نیز به حاشیه می‌رود.

یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که پس از حذف ایران مشاهده شد، دوقطبی‌سازی فضای نقد بود. گویی هر کسی که درباره کیفیت فنی تیم ملی سؤال می‌پرسید، در جبهه مخالف تیم ملی قرار می‌گرفت. در حالی که در فوتبال حرفه‌ای، نقد دقیق و مستند، مکمل موفقیت است؛ نه دشمن آن. رسانه‌ای که سؤال می‌پرسد، الزاما علیه تیم ملی نیست.

خبرنگاری که درباره تاکتیک، انتخاب بازیکنان، میانگین سنی بالا، تعویض‌ها یا برنامه‌های آینده سؤال می‌کند، در حال انجام وظیفه حرفه‌ای خود است. اتفاقا تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که رسانه‌های مطالبه‌گر، یکی از عوامل پیشرفت فوتبال هستند. در آلمان، پس از حذف از جام جهانی ۲۰۲۲، رسانه‌ها شدیدترین انتقادها را مطرح کردند.

در ژاپن نیز با وجود پیشرفت چشمگیر فوتبال این کشور، پس از هر ناکامی جلسات کارشناسی متعددی برگزار می‌شود و هیچ موفقیت نسبی، مانع نقد فنی نمی‌شود. اگر رسانه، به جای پرسشگری‌ صرفا در جایگاه دفاع از تصمیمات فنی قرار بگیرد، عملا یکی از مهم‌ترین کارکردهای خود را از دست می‌دهد.

بدون تردید، هر دوره جام جهانی ویژگی‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان صرفا با نگاه صفر و صدی درباره عملکرد تیم‌ها قضاوت کرد. اما فوتبال، در نهایت با شاخص‌هایی معین ارزیابی می‌شود؛ صعود یا حذف، کیفیت بازی، میزان خلق موقعیت، شخصیت تاکتیکی تیم و روند پیشرفت. ایران در این جام جهانی سه امتیاز گرفت، اما حتی یک مسابقه را نبرد و در نهایت از دور رقابت‌ها کنار رفت.

اگر چنین عملکردی «دستاورد» نامیده شود، این سؤال پیش می‌آید که معیار ناکامی چیست؟ اگر حذف از مرحله گروهی با سه امتیاز موفقیت تلقی شود، در آینده چه اتفاقی باید رخ دهد تا مسئولان و کادر فنی عملکرد خود را نیازمند بازنگری بدانند؟ فوتبال ایران بیش از هر چیز به صداقت در تحلیل نیاز دارد. اگر تیم ملی خوب بازی کرده، باید دلایل آن با استدلال فنی بیان شود؛ اگر ضعف داشته نیز باید بدون تعارف درباره آن صحبت شود.

پنهان‌کردن ضعف‌ها پشت واژه‌هایی مانند «افتخار»، «دستاورد» یا «عملکرد تاریخی» کمکی به آینده فوتبال نمی‌کند. نکته قابل توجه و البته شاید زشت اینجاست که میثاقی روی آنتن زنده شبکه سه با افتخار می‌گوید در جمع هشت تیم برتر دنیا، رتبه نهم را کسب کردیم. تحریفی بسیار آزاردهنده؛ چراکه ایران از 12 تیم رتبه سوم، نهم شده و حذف شد. این نتیجه افتخار ندارد.

رسانه ملی به دلیل گستره مخاطبانش، نقشی فراتر از یک برنامه ورزشی دارد. میلیون‌ها نفر تحلیل‌های آن را دنبال می‌کنند و طبیعی است که انتظار داشته باشند پرسش‌های اصلی فوتبال ایران از همین تریبون مطرح شود.

این انتظار وجود دارد که مجری، فارغ از علاقه شخصی به یک مربی یا یک جریان، همان پرسش‌هایی را مطرح کند که افکار عمومی به دنبال پاسخ آن است؛ چرا تیم ملی با وجود تجربه بالای بازیکنان نتوانست از گروه صعود کند؟ چرا برنامه هجومی تیم محدود بود؟ برنامه جوان‌گرایی چیست؟ و مهم‌تر از همه، مسئولیت این ناکامی بر عهده چه کسی است؟

وقتی این پرسش‌ها کم‌رنگ می‌شوند و تمرکز برنامه بیشتر بر پاسخ‌دادن به منتقدان یا دفاع از وضع موجود قرار می‌گیرد، طبیعی است که بخشی از مخاطبان احساس کنند رسانه از جایگاه مطالبه‌گر فاصله گرفته است.

فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به نقد منصفانه احتیاج دارد؛ نقدی که نه با تخریب اشتباه گرفته شود و نه با تعریف و تمجید بی‌پشتوانه جایگزین شود.

جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان رسید، اما آزمون اصلی فوتبال ایران تازه آغاز شده است. اینکه مدیران، کادر فنی و رسانه‌ها چه برداشتی از این حذف داشته باشند، می‌تواند مسیر جام ملت‌های آسیا و حتی جام جهانی بعدی را مشخص کند.

اگر حذف، صرفا با تغییر روایت به «دستاورد» تبدیل شود، احتمال تکرار همان اشتباهات وجود خواهد داشت. اما اگر این جام جهانی به فرصتی برای پذیرش ضعف‌ها، اصلاح ساختارها و پاسخ‌گویی تبدیل شود، شاید شکست امروز، مقدمه موفقیت فردا باشد.

تفاوت فوتبال‌های بزرگ با فوتبال‌های درجا‌زن، دقیقا در همین نقطه است؛ آنها از شکست درس می‌گیرند، نه اینکه آن را پیروزی بدانند.