عامل اصلی گرانی نفت جهانی دیگر صرفاً کمبود عرضه نیست؛ هزینه رساندن آن به مقصد نیز بهشدت افزایش یافته است. ناامنی دریایی، بیمههای گران و محدودیت ناوگان نفتکشها باعث شده که بازار آرام نگیرد.
قیمت نفت برنت در ۲۹ مهر ۱۴۰۵ به ۱۱۱ دلار در هر بشکه رسید؛ نشانهای از تداوم بحران بازار جهانی نفت، هشت ماه پس از آغاز جنگ رمضان.
آنچه ابتدا اختلالی موقت تصور میشد، اکنون به بحرانی ماندگار تبدیل شده است. معاملهگران انتظار دارند قیمت نفت و محصولات وابسته به آن تا پایان سال ۲۰۲۸ بالا بمانند؛ روندی که تورم جهانی را تشدید خواهد کرد.
کاهش ذخایر نفت خام، شکنندگی صادرات از تنگه هرمز، افت ظرفیت پالایش و ابهام در چشمانداز توافق صلح، توان بازارهای بینالمللی را برای جذب شوکهای انرژی را محدود کردهاند. همزمان، هزینههای حملونقل، بیمه و حفاظت نظامی افزایش یافته است. اکنون «صرف ریسک امنیتی» به حدود یکسوم هزینه انتقال هر بشکه نفت از منطقه رسیده است؛ در حالی که این سهم پیش از جنگ تنها ۳ درصد بود.
بنابراین، حتی با وجود ادعای آمریکا مبنی بر افزایش جریان نفت از تنگه هرمز، انتقال محمولهها همچنان پرهزینه و پرمخاطره است. و تا زمانی که امنیت کشتیرانی تضمین نشود، این هزینهها قیمت انرژی را در سطوح بالا نگه میدارند و فشار تورمی بر اقتصاد جهانی را ادامه میدهند.
هزینه حملونقل؛ حلقه پنهان گرانی نفت
ابعاد این تغییر را میتوان در هزینه سفر یک نفتکش از ایالات متحده به ژاپن مشاهده کرد. به گزارش رویترز، نفتکش «استیم اکسپلور» قرار است در اواخر نوامبر با محمولهای شامل حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام راهی ژاپن شود. هزینه این سفر به ۸۱ میلیون دلار میرسد؛ در حالی که هزینه متوسط سفر مشابه در سال گذشته تنها ۹.۱ میلیون دلار بود.
این رقم معادل حدود ۴۰ دلار هزینه حملونقل برای هر بشکه نفت است؛ تقریباً ۹ برابر نرخ سال گذشته. بنابراین، حتی اگر نفت خام بیشتری از مسیرهای تجاری عبور کند، هزینه رساندن آن به پالایشگاهها همچنان قیمت نهایی را بهشدت بالا نگه میدارد.
سفر پرهزینه این نفتکش نشان میدهد که چرا افزایش قیمت نفت را نمیتوان صرفاً با میزان عرضه و تقاضا توضیح داد: انتقال نفت از مبدأ به مقصد نیز به عاملی تعیینکننده در شکلگیری قیمتها تبدیل شده است.
موضوعی که کلیه مسیرهای حمل نفت را تحت تاثیر قرار داده است. مثلا طبق گزارش رویترز، هزینه حمل یک محموله ۲ میلیون بشکهای از نیجریه به سنگاپور اکنون حدود ۳۲ دلار در هر بشکه هزینه دارد که تقریباً هشت برابر سطح قبل از جنگ است.
اهمیت این موضوع فراتر از بازار نفت است. پالایشگاهها نفت خام را به فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت تبدیل میکنند. سوختهایی که برای خودروها، کامیونهای سنگین، ماشینآلات کشاورزی و هواپیماها ضروریاند.
از آنجا که حملونقل بخش مهمی از زنجیره تأمین مواد غذایی، کالاهای مصرفی و مصالح ساختمانی را تشکیل میدهد، افزایش هزینه انتقال نفت بهتدریج هزینه تولید و توزیع کالاها را در سایر کشورها مانند اروپا و آمریکا نیز بالا میبرد. همچنین این موضوع فشار تورمی را بهویژه در کشورهای وابسته به واردات انرژی، تشدید میکند.
چرا حمل نفت تا این اندازه گران شده است؟
به گزارش رویترز یکی از عوامل اصلی گران بودن قیمت نفت، افزایش خطر حمله به کشتیهاست. خطری که با تنشهای میان ایالات متحده و ایران و همچنین جنگ روسیه و اوکراین تشدید شده است. این تهدیدها هزینه بیمه شناورها را بالا برده و شرکتهای کشتیرانی را وادار کرده است برای پذیرش خطرهای بیشتر، مبالغ بالاتری مطالبه کنند.
در هفته گذشته، هزینه انتقال نفت از مسیرهای غرب آسیا، از جمله تنگه هرمز و دریای سرخ، به مقصد آسیا به رکورد بیسابقه حدود ۳۴ دلار برای هر بشکه رسیده است. شرکتهای کشتیرانی این هزینه اضافی را در قالب «صرف ریسک» به نرخهای حملونقل خود اضافه میکنند. مبلغی که بازتابدهنده احتمال حمله به شناورها و اختلال در مسیرهای دریایی است.
اما مسئله فقط گرانتر شدن هر سفر نیست. کشتیها برای دور ماندن از مناطق پرخطر، گاه ناچارند مسیرهای طولانیتری را طی کنند (مثلا برای نفت عربستان که اجازه عبور از بابالمندب را ندارد). در نتیجه، زمان بیشتری را در دریا میگذرانند و دیرتر برای حمل محموله بعدی در دسترس قرار میگیرند. به بیان دیگر، حتی بدون کاهش مستقیم عرضه نفت، افزایش زمان حملونقل ظرفیت مؤثر ناوگان جهانی را محدود میکند.
اقدامات احتیاطی عربستان نیز به این فشار افزوده است. پس از حملات به خط لوله اصلی این کشور، بسته ماندن تنگه هرمز و تحریم عبور از بابالمندب توسط انصارالله، شرکتهای حملونقل نفت عربستان برای کاهش خطرها به استفاده از تعداد بیشتری کشتی روی آوردهاند. آنها بخشی از انتقال نفت را به روش «کشتیبهکشتی» انجام میدهند. این شیوه، اگرچه به مدیریت خطرهای عملیاتی کمک میکند، اما به استفاده بیشتر از ناوگان، افزایش زمان جابهجایی محمولهها و کاهش تعداد کشتیهای آزاد برای سایر سفرها میانجامد.
پیامد این وضعیت در بازار اجاره نفتکشها نیز آشکار است. کمبود نفتکشهای بسیار بزرگ یا VLCC تقاضا برای کشتیهای کوچکتر را افزایش داده و نرخ اجاره آنها را بالا برده است.
برندگان بحران حملونقل نفت
در بازار حملونقل دریایی، افزایش ریسک و محدود شدن ظرفیت ناوگان به سود مالکان نفتکشها تمام شده است. شرکتهای حملونقل معمولاً از دو روش اصلی برای اجاره کشتی استفاده میکنند: قراردادهای بلندمدت که ممکن است سه تا پنج سال ادامه داشته باشند و روش اجاره نقدی که در آن کشتی معمولاً حدود یک ماه پیش از بارگیری اجاره میشود.
تفاوت این دو روش در شرایط بحرانی اهمیت زیادی پیدا میکند. در قراردادهای بلندمدت، نرخ اجاره از پیش تعیین میشود. بنابراین، اگر قیمتها در بازار نقدی افزایش یابند، اجارهکنندگان میتوانند از نرخهای تثبیتشده خود بهرهمند شوند. در مقابل، افراد و سازمانهایی که برای هر سفر به بازار نقدی متکیاند، مستقیماً با افزایش هزینهها روبهرو میشوند.
در همین حال، مالکان نفتکشها از جهش نرخها درآمدهای چشمگیری به دست آوردهاند. جورجیوس ساکلاریو، تحلیلگر حملونقل در سیگنال اوشن، میگوید مالکان برخی کشتیها اخیراً برای یک سفر رفتوبرگشت از خلیج فارس، از طریق تنگه هرمز به مقصد آسیا، به درآمد روزانهای معادل ۱.۳ میلیون دلار برای هر کشتی دست یافتهاند. این رقم در مقایسه با میانگین درآمد روزانه ۵۵ هزار دلاری هر کشتی در سال ۲۰۲۵، جهشی خیرهکننده است.
افول قدرت کلامی ترامپ در بازار نفت
یکی دیگر از عواملی که در ماههای نخست جنگ به مهار قیمت نفت کمک میکرد، توانایی ترامپ، در تأثیرگذاری بر انتظارات معاملهگران از طریق اظهارات عمومی و پیامهایش در شبکههای اجتماعی بود. این شیوه که در ادبیات اقتصادی و سیاسی با اصطلاح «تأثیرگذاری کلامی» شناخته میشود، به یکی از ویژگیهای بارز واکنش بازارها به جنگ ایران تبدیل شده بود. اما با طولانی شدن درگیری، اثرگذاری آن بهتدریج کاهش یافته است.
در ماههای پیش از سکوت نبرد (۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، ترامپ بارها اعلام کرده بود که واشنگتن و تهران به توافقی برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز نزدیک شدهاند. این اظهارات، همراه با پیامهای مکرر او در شبکههای اجتماعی، به حفظ قیمت نفت در سطوحی پایینتر از اوجهای تاریخی کمک میکرد. حتی زمانی که اختلال در این گذرگاه حیاتی، که پیش از جنگ حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت از آن عبور میکرد، بازارهای انرژی را بهشدت آشفته کرده بود.
ترامپ در جریان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران نیز بارها پیشبینی کرده بود که با دستیابی به توافق آتشبس، قیمت نفت بهشدت سقوط خواهد کرد. معاملهگران، با توجه به حساسیت دولت آمریکا نسبت به افزایش قیمت سوخت در داخل کشور، ظاهراً احتمال عقبنشینی واشنگتن و پایان سریع جنگ را جدی میگرفتند. در شرایطی که ذخایر نفتی رو به کاهش بود، این تصور شکل گرفته بود که ترامپ برای جلوگیری از افزایش بیشتر هزینههای انرژی، بهسرعت برای خاتمه دادن به درگیری اقدام خواهد کرد.
اما این محاسبه با آشکار شدن محدودیتهای واقعی نفوذ رئیسجمهور آمریکا به چالش کشیده شد. آتشبس دوام نیاورد و جای خود را به درگیریای طولانیمدت با شدت متغیر داد که دامنه آن به بخشهای مختلف منطقه کشیده شد؛ از جمله حملات اخیر انصارالله به عربستان (با سیاست محاصره در برابر محصاره و پاسخ متقابل).
با تضعیف اعتماد بازارها به وعدههای سیاسی، توانایی ترامپ برای مهار قیمتهای بالای سوخت نیز کاهش یافته است.
بحران پالایش؛ حلقه دیگری در زنجیره گرانی انرژی
فشار بر بازار انرژی به نفت خام محدود نمانده است. همزمانی درگیریها در غرب آسیا با حملات پهپادی اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه، ظرفیت پالایش جهانی را کاهش داده و تولید فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت را محدود کرده است. در نتیجه، حتی با بهبود نسبی جریان نفت خام، عرضه سوختهای آماده مصرف لزوماً با همان سرعت افزایش نمییابد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد: نفت خام بهتنهایی نیاز مصرفکنندگان را تأمین نمیکند؛ بلکه باید در پالایشگاهها به فرآوردههایی تبدیل شود که اقتصاد جهانی برای حملونقل، تولید و توزیع کالاها به آنها وابسته است. بنابراین، اختلال در ظرفیت پالایش میتواند حتی در شرایط افزایش صادرات نفت خام، فشار بر بازار سوخت را حفظ کند.
در ایالات متحده، قیمت گازوئیل به رکورد جدید ۶.۵۰ دلار در هر گالن رسیده و قیمت بنزین نیز همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. افزایش هزینه سوخت، هزینه حمل کالاها و رفتوآمد را بالا میبرد و فشار بر هزینههای زندگی را تشدید میکند.
چرا خبر افزایش جریان نفت دیگر بازار را آرام نمیکند؟
انتشار خبر افزایش عبور نفت خام از تنگه هرمز یا کاهش تحریمهای روسیه، قیمت برنت را موقتاً به زیر ۱۰۰ دلار رساند اما این افت دوام نیاورد. تشدید حملات ایران به نفتکشها بار دیگر نگرانیها درباره امنیت عرضه را افزایش داد و مانع تثبیت قیمتها در سطوح پایینتر شد.
دلیل روشن است: افزایش حجم نفت عبوری به معنای تضمین امنیت عرضه نیست. تا زمانی که عبور نفتکشها به حفاظت نظامی وابسته باشد، هزینه بیمه و اجاره کشتیها بالا بماند و خطر حمله وجود داشته باشد، معاملهگران نمیتوانند به ارزیابیهای پیش از جنگ بازگردند.
از سوی دیگر، هزینههای حملونقلِ نزدیک به رکورد تاریخی، حاشیه سود پالایشگاههای آسیایی را در شرایط کمبود جهانی سوخت تحت فشار گذاشته است. به گفته معاملهگران به رویترز، در برخی موارد، حاشیه سود پالایشگاهها به نزدیکیِ صفر رسیده است. برای حفظ مشتریان، صادرکنندگان غرب آسیا ممکن است ناچار شوند سهم بیشتری از این هزینهها را بپردازند؛ اقدامی که درآمد آنها را کاهش میدهد.
در نتیجه، دولت ترامپ نمیتواند صرفاً با اظهارنظر درباره بهبود جریان نفت، هزینههای بالای حملونقل، بیمه و پیچیدگیهای لجستیکی را از میان ببرد. افزایش جریان نفت یک مسئله است؛ اطمینان از امنیت و پایداری آن، مسئلهای دیگر.
