اصفهان- الهه رضایی، پژوهشگر و دانش‌آموخته دکترای ادبیات فارسی گفت: گزارش‌های تذکره‌ای از دیوانی حدود ۳ هزاربیتی برای رشحه، دختر هاتف اصفهانی، حکایت دارند؛ اما حجم واقعی آثار و انتساب برخی اشعار او همچنان به بررسی نسخه‌شناختی و پژوهش انتقادی نیاز دارد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: نام برخی شاعران در تاریخ ادبیات، نه به‌واسطه فقدان اثر، بلکه در سایه شیوه ثبت، انتقال و روایت میراث ادبی‌شان کم‌رنگ شده است. سیده‌بیگم متخلص به «رشحه»، دختر هاتف اصفهانی، یکی از چهره‌هایی است که بازخوانی کارنامه او پرسشی فراتر از زندگی و شعر یک زن در دوره قاجار پیش می‌کشد: چگونه می‌توان جایگاه ادبی شاعری را ارزیابی کرد که نامش در منابع تاریخی ثبت شده، اما شناخت مستقل از آثار و ظرفیت‌های شعری‌اش همچنان با ابهام‌های کتاب‌شناختی و پژوهشی همراه است؟ مسئله رشحه تنها بازگرداندن نامی به حافظه ادبی نیست؛ بلکه ضرورت بازنگری در سازوکارهایی است که برخی شاعران را در روایت رسمی ادبیات به حاشیه می‌رانند و امکان ارزیابی مستقل آثارشان را محدود می‌کنند.

در مورد رشحه، فاصله میان گزارش‌های تذکره‌ای، اشعار پراکنده باقی‌مانده و وضعیت نامعلوم دیوانی که در منابع به او نسبت داده شده، شناخت این شاعر را به مسئله‌ای جدی در پژوهش تاریخ ادبیات تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، حتی اطلاعات ظاهراً روشن درباره حجم آثار، انتساب برخی منظومه‌ها و جایگاه شاعر در محافل ادبی عصر قاجار نیز نیازمند سنجش انتقادی و تطبیق با شواهد مکتوب است. ازاین‌رو، بازشناسی رشحه نه با تکرار روایت‌های پیشین، بلکه با تفکیک داده‌های مستند از فرضیه‌ها، بررسی اعتبار انتساب اشعار و توجه به چگونگی انتقال و انتشار آثار او امکان‌پذیر می‌شود؛ مسیری که می‌تواند تصویری دقیق‌تر از حضور زنان در حیات ادبی اصفهان و مناسبات شعر فارسی در دوره قاجار به دست دهد.

در همین چارچوب، خبرگزاری کتاب ایران در شانزدهمین گفت‌وگو از پرونده چهره‌هایی که اصفهان را نوشتند، با الهه رضایی، پژوهشگر و دانش‌آموخته دکترای ادبیات فارسی، به بازخوانی جایگاه ادبی رشحه و میراثی پرداخته است که شناخت آن، هم به ارزیابی دوباره سهم این شاعر در تاریخ شعر فارسی و هم به روشن‌تر شدن بخشی از حافظه ادبی اصفهان یاری می‌رساند؛ میراثی که پیش از هر داوری درباره ارزش و جایگاه آن، به پژوهشی مستند، انتقادی و مستقل نیاز دارد.

از دیوانی ۳ هزار بیتی تا میراثی پراکنده؛ رشحه را چقدر می‌شناسیم؟

آیا رشحه را درست شناخته‌ایم؟ دستاورد مستقل او در ادبیات فارسی چیست؟

رشحه، دختر هاتف اصفهانی، از زنان شاعر دوره قاجار است که نام او در منابع تذکره‌ای و شماری از مجموعه‌های شعر باقی مانده، اما جایگاه ادبی‌اش هنوز به‌صورت مستقل و بر پایه پژوهشی جامع ارزیابی نشده است. اطلاعات موجود درباره او بیش از هر چیز از طریق نسبت خانوادگی با هاتف اصفهانی، ازدواج با میرزا علی‌اکبر متخلص به نظیری و پیوندهای ادبی خانواده‌اش به دست می‌آید. او تنها زن ایرانی است که هم خودش شاعر بوده است و هم پدر، برادر، همسر و فرزندش؛ بااین‌حال، محدود کردن شناخت او به این نسبت‌ها، ظرفیت‌های ادبی آثار باقی‌مانده‌اش را نادیده می‌گیرد.

اعتمادالسلطنه در خیرات حسان، رشحه را زنی صاحب‌طبع معرفی می‌کند که دیوانی مشتمل بر حدود سه هزار شعر داشته است. در مجمع‌الفصحای رضاقلی‌خان هدایت، نمونه‌هایی از شعر رشحه، از جمله ابیاتی در مدح، ثبت شده است که مربوط به شاعری دیگر به نام آقامحمد باقر بن علی اصغر اصفهانی و متولد ۱۲۰۳ق است و مثنوی نوروز و جمشید که در برخی منابع ذیل نام بیگم ذکر شده است در واقع متعلق به او است.

این گزارش‌ها نشان می‌دهند که رشحه در روزگار خود صرفاً به‌عنوان دختر یک شاعر شناخته نمی‌شده، بلکه در مقام شاعری صاحب اثر نیز مورد توجه قرار داشته است. در تذکره نقل مجلس منسوب به محمودمیرزا نیز از توانایی شعری او با تعبیری ستایش‌آمیز یاد شده و جایگاهش در قیاس با شماری از زنان شاعر پیشین ارزیابی شده است. البته این‌گونه داوری‌ها را باید در چارچوب زبان ستایش‌آمیز تذکره‌ها سنجید و نمی‌توان بدون بررسی متن کامل آثار، آن‌ها را معادل ارزیابی انتقادی امروز دانست.

همچنین در دایره المعارف زن ایرانی نام اصلی او بیگم دختر هاتف اصفهانی یا کاشانی ذکر شده است.

از میان آثار موجود، غزل‌ها و ابیات پراکنده رشحه امکان بررسی توانایی او در بهره‌گیری از زبان غزل فارسی، پرداختن به مضامین عاشقانه و استفاده از قالب‌های مألوف شعر دوره قاجار را فراهم می‌کنند. در برخی از غزل‌های باقی‌مانده، پیوستگی عاطفی و استمرار مضمون در طول شعر دیده می‌شود؛ برای نمونه، در غزلی که با مطلع «جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم» آغاز می‌شود، تجربه بی‌وفایی معشوق و پایداری عاشق در قالب تقابل‌های معنایی و بیان عاطفی صورت‌بندی شده است. بااین‌حال، برای داوری درباره میزان ابتکار او در زبان، تصویرسازی و ساختار شعر، لازم است آثارش با شعر زنان و مردان هم‌عصرش مقایسه شود.

بنابراین، مهم‌ترین دستاورد مستقل رشحه را در وضعیت کنونی پژوهش باید در دو سطح بررسی کرد: نخست، حضور او به‌عنوان زنی صاحب دیوان و برخوردار از هویت شعری شناخته‌شده در محیط ادبی دوره قاجار؛ دوم، ظرفیت ادبی اشعار باقی‌مانده که امکان مطالعه تجربه شاعری زنان در آن دوره را فراهم می‌آورد. بااین‌حال، تعیین جایگاه او در تاریخ شعر فارسی، سنجش میزان نوآوری‌اش و مقایسه دقیق او با دیگر شاعران، به تصحیح انتقادی آثار و بررسی تطبیقی گسترده‌تری نیاز دارد.

چرا از دیوان ۳ هزار بیتی رشحه تنها بخشی محدود باقی مانده است؟ آیا نسخه‌ای مستقل از دیوان او شناسایی شده است؟

بر اساس گزارش‌های تذکره‌ای، دیوان رشحه در زمان حیات یا در دوره‌ای نزدیک به زندگی او مجموعه‌ای قابل توجه بوده و شمار اشعار آن حدود ۳ هزار بیت برآورد شده است اما به اعتقاد نگارنده و با توجه به اینکه شاعری دیگر با همین تخلص وجود دارد؛ امکان خلط موضوع و عدم قطعیت انتساب این تعداد به بانو بیگم قابل بررسی است. با این‌حال، بخش عمده این مجموعه امروز در دسترس نیست و اشعار شناخته‌شده او در منابع پراکنده، به‌ویژه در تذکره‌ها و ضمیمه برخی چاپ‌های دیوان هاتف اصفهانی، باقی مانده‌اند. این فاصله میان حجم گزارش‌شده دیوان و مقدار اشعار موجود، یکی از مهم‌ترین مسائل کتاب‌شناختی در پژوهش درباره رشحه است.

در وضع کنونی، نمی‌توان علت از میان رفتن یا پراکندگی دیوان او را با قطعیت مشخص کرد. عواملی مانند محدودیت گردش نسخ، عدم استنساخ مکرر، پراکندگی مجموعه‌های خصوصی، آسیب دیدن نسخه‌ها در گذر زمان یا قرار گرفتن اشعار شاعر در مجموعه‌های متعلق به دیگران(آنچه امروزه به نام حقوق مولف و حق کپی رایت می شناسیم.)، از احتمال‌های عمومی در تاریخ انتقال متون ادبی‌اند؛ اما هیچ‌یک را نمی‌توان بدون یافتن شواهد مشخص، علت قطعی وضعیت دیوان رشحه دانست.

یکی از مشکلات مهم در بررسی آثار او، شیوه انتشار شعرهایش در کنار آثار پدر است. در چاپ‌هایی از دیوان هاتف اصفهانی که اشعار رشحه را نیز در بر دارند، شعرهای او به‌صورت ضمیمه یا گزیده ارائه شده‌اند. در نتیجه، دسترسی به اشعار باقی‌مانده الزاماً به معنای دسترسی به دیوان مستقل او نیست.

این شیوه انتشار همچنین امکان دارد بررسی حجم واقعی آثار، ترتیب شعرها و پیوند میان قطعات را دشوار کرده باشد.

تا این مرحله و پس از بررسی و جستجوی متون مکتوب و اطلاعات دیجیتال وجود یک نسخه مستقل و قابل شناسایی از دیوان رشحه اثبات نمی‌شود. این نتیجه به معنای نبود قطعی چنین نسخه‌ای نیست؛ بلکه نشان می‌دهد برای پاسخ معتبر باید فهرست‌های نسخه‌های خطی کتابخانه‌های ایران، به‌ویژه کتابخانه ملی، کتابخانه مجلس، کتابخانه‌های عمومی و تاریخی اصفهان و مجموعه‌های خصوصیِ فهرست‌شده، به‌صورت نظام‌مند بررسی شوند.

جست‌وجو نیز نباید تنها به عنوان «دیوان رشحه» محدود بماند؛ زیرا ممکن است اشعار او در مجموعه‌های بیاض، جنگ‌های ادبی، سفینه‌ها یا مجموعه‌های شعر خانوادگی ثبت شده باشند.

برای تعیین سرنوشت دیوان، پیشنهاد می‌شود ابتدا تمام ارجاعات نسخه‌شناختی در تذکره‌ها و مقدمه‌های چاپی گردآوری شود؛ سپس نام‌های احتمالی شاعر، از جمله «رشحه»، «بیگم»، «دختر هاتف» و صورت‌های متفاوت نام خانوادگی یا نسبت او، در فهرست‌ها جست‌وجو شود. در مرحله بعد، باید نسخه‌های احتمالی از نظر آغاز و انجام، تعداد ابیات، نوع خط، تاریخ کتابت، نام کاتب و پیوندهای درون‌متنی با اشعار شناخته‌شده رشحه مقابله شوند. تنها با چنین فرایندی می‌توان درباره وجود نسخه‌ای مستقل یا احتمال بازسازی بخشی بزرگ‌تر از دیوان او داوری کرد.

آیا در شعر رشحه می‌توان از صدای مستقل زن شاعر سخن گفت؟ ویژگی‌های زبانی، تصویری و روایی اشعار او چیست؟

طرح مسئله صدای مستقل زنانه در شعر رشحه، از نظر تاریخ ادبیات و مطالعات زنان اهمیت دارد؛ اما پاسخ به آن باید بر تحلیل متن استوار باشد، نه صرفاً بر جنسیت شاعر یا موضوع عاشقانه اشعار. در شعر فارسی، بسیاری از مضامین و صورت‌های بیان عاطفی میان شاعران زن و مرد مشترک‌اند. ازاین‌رو، حضور واژگانی مانند دل، اشک، فراق، وفا، جفا و معشوق به‌تنهایی برای اثبات وجود صدایی متمایز کافی نیست.

در شماری از غزل‌های باقی‌مانده رشحه، گوینده شعر تجربه رنج عاطفی، انتظار، بی‌وفایی و پایداری در عشق را بیان می‌کند. برای نمونه، در غزل «جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم»، گوینده از رنجی سخن می‌گوید که با وجود بی‌وفایی معشوق، همچنان به آن وفادار مانده است. در چنین متنی، تداوم صدای گوینده و تقابل میان رفتار معشوق و پایداری عاشق، از عناصر مهم سازمان‌دهنده تجربه عاطفی‌اند. بااین‌حال، این ویژگی‌ها در سنت غزل فارسی سابقه‌ای طولانی دارند و نمی‌توان آن‌ها را به‌خودی‌خود مختص زنان دانست.

برای بررسی دقیق‌تر صدای زنانه در شعر رشحه، باید به چگونگی شکل‌گیری جایگاه گوینده، نسبت او با معشوق، حدود اختیار و کنشگری‌اش، نوع بیان رنج و خواسته‌ها و شیوه بازنمایی روابط قدرت توجه کرد. همچنین، مقایسه اشعار او با آثار زنان شاعر هم‌عصر و با غزل‌های مردان شاعر همان دوره می‌تواند نشان دهد که کدام ویژگی‌ها تابع سنت مشترک غزل‌اند و کدام‌یک احتمالاً از موقعیت اجتماعی و تجربه تاریخی شاعر تأثیر پذیرفته‌اند.

یکی از مسائل مهم در این بررسی، تمایز میان «گوینده شعر» و «شخصیت تاریخی شاعر» است. هرچند اشعار عاشقانه ممکن است واجد ظرفیت‌هایی برای مطالعه تجربه عاطفی باشند، نمی‌توان تمام گفته‌های گوینده را گزارش مستقیم زندگی شخصی شاعر تلقی کرد. به همین ترتیب، از وجود یک شعر عاشقانه نمی‌توان بی‌واسطه درباره وضعیت زناشویی، روابط خصوصی یا تجربه‌های اجتماعی رشحه نتیجه گرفت.

از سوی دیگر، اشعار مدحی او، به‌ویژه ابیاتی که در خطاب به زنان خاندان سلطنتی سروده شده‌اند، امکان مطالعه نوع دیگری از حضور زن شاعر را فراهم می‌کنند. در این آثار می‌توان بررسی کرد که رشحه چگونه از زبان رسمی مدح برای سخن گفتن درباره قدرت، منزلت و فضایل مخاطب زن بهره می‌گیرد و آیا در این شیوه خطاب، تفاوتی با الگوهای رایج مدیحه‌سرایی مردان دیده می‌شود یا نه.

در نتیجه، سخن گفتن از صدای مستقل زنانه در شعر رشحه، در مرحله کنونی، باید به‌عنوان فرضیه‌ای پژوهشی مطرح شود، نه نتیجه‌ای قطعی. آزمون این فرضیه مستلزم تصحیح متن اشعار، تحلیل واژگانی و بلاغی، بررسی موقعیت گوینده و مقایسه بینامتنی با آثار هم‌عصران اوست. اهمیت رشحه در این زمینه، پیش از آنکه در اثبات تفاوتی ذاتی میان شعر زنانه و مردانه باشد، در فراهم کردن نمونه‌ای تاریخی برای مطالعه امکان‌های بیان و کنشگری زن شاعر در ساختار ادبی و اجتماعی دوره قاجار است.

از دیوانی ۳ هزار بیتی تا میراثی پراکنده؛ رشحه را چقدر می‌شناسیم؟

مدح‌سرایی رشحه چه نسبتی با موقعیت اجتماعی و ادبی او داشت؟ آیا از مدح شاهزادگان و زنان خاندان فتحعلی‌شاه می‌توان روابط درباری و حمایت ادبی را بازشناخت؟

منابع زندگی‌نامه‌ای و تذکره‌ای گزارش می‌کنند که رشحه شماری از پسران و دختران فتحعلی‌شاه قاجار را مدح کرده است. این اطلاعات، در کنار نمونه‌های باقی‌مانده از اشعار او، نشان می‌دهد که مدح بخشی از فعالیت ادبی وی بوده و شعرش به محیطی فراتر از روابط خانوادگی و محفل‌های محدود ادبی راه یافته است. بااین‌حال، برای فهم دقیق این رابطه باید میان سرودن مدیحه، ارتباط با دربار و برخورداری از حمایت مادی یا معنوی تمایز گذاشت.

در شعر دوره قاجار، مدح یکی از راه‌های شناخته‌شده حضور شاعر در شبکه‌های قدرت و فرهنگ بود. شاعران از طریق سرودن شعر برای شاهان، شاهزادگان، صاحبان منصب و دیگر چهره‌های بانفوذ می‌توانستند مخاطبان تازه‌ای به دست آورند، شهرت خود را گسترش دهند و در مناسبات ادبی زمانه مشارکت کنند. مدح زنان خاندان سلطنتی نیز در همین چارچوب قابل مطالعه است؛ به‌ویژه آنکه این زنان ممکن بود در دربار و شبکه‌های خانوادگی و اجتماعی خود از منزلت و نفوذ برخوردار باشند.

با این‌حال، وجود مدیحه برای یک شاهزاده یا بانوی درباری به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که شاعر به‌طور منظم در دربار حضور داشته، مقرری دریافت کرده یا از حمایت مشخصی برخوردار بوده است. برای اثبات چنین ادعاهایی باید شواهد مستقلی مانند اسناد مالی، مکاتبات، گزارش‌های تاریخی، یادداشت‌های نسخه‌شناختی یا تصریح منابع هم‌عصر در دست باشد. همچنین، صرف خطاب قرار دادن یک شخصیت در شعر، لزوماً نشان‌دهنده رابطه‌ای مستقیم و شخصی میان شاعر و مخاطب نیست.

در مورد رشحه، مدایح باقی‌مانده می‌توانند نقطه آغاز مناسبی برای بازسازی شبکه ارتباطات ادبی او باشند. در گام نخست باید نام دقیق مخاطبان، عناوین رسمی آنان، زمان احتمالی سرایش شعرها و مناسبت مدح شناسایی شود. سپس می‌توان این اطلاعات را با داده‌های زندگی‌نامه‌ای درباره زنان و شاهزادگان خاندان فتحعلی‌شاه تطبیق داد. اگر اشعار در چاپ‌های مختلف با تفاوت‌هایی در عنوان، نام مخاطب یا ترتیب ابیات ثبت شده باشند، مقابله نسخه‌ها برای جلوگیری از انتساب نادرست ضروری است.

از منظر تاریخ ادبیات زنان، مدح‌سرایی رشحه اهمیت دیگری نیز دارد: این آثار می‌توانند نشان دهند که شاعر زن چگونه در قالبی رسمی و تثبیت‌شده در سنت ادبی، جایگاهی برای فعالیت خود پیدا کرده است. بررسی زبان مدح، شیوه بازنمایی قدرت و فضیلت، نوع خطاب به مخاطبان زن و میزان بهره‌گیری از کلیشه‌های رایج مدیحه‌سرایی می‌تواند به فهم موقعیت ادبی او کمک کند. البته برای اثبات تفاوت یا نوآوری در این زمینه، مقایسه اشعار رشحه با مدایح هم‌عصران زن و مرد ضروری است.

بنابراین، مدح‌سرایی رشحه را می‌توان نشانه‌ای از مشارکت او در شبکه‌های ادبی دوره قاجار دانست؛ اما تعیین شکل و میزان ارتباط او با دربار و اثبات برخورداری از حمایت رسمی، نیازمند شواهدی فراتر از متن مدایح است. ارزش پژوهشی این اشعار در آن است که می‌توانند روابط احتمالی شاعر با مخاطبان صاحب‌منزلت را آشکار کنند و زمینه مطالعه دقیق‌تر حضور زنان در عرصه رسمی شعر و ادب قاجاری را فراهم آورند.

آیا شیوه معرفی رشحه در تاریخ ادبیات به کم‌رنگ شدن نام او کمک کرده است؟ انتشار اشعارش در ضمیمه دیوان پدر چه تأثیری داشته و انتشار مستقل آثار او چه تغییری ایجاد می‌کند؟

شیوه انتقال و انتشار آثار رشحه یکی از عوامل مهم در بررسی جایگاه او در تاریخ ادبیات است. برخلاف شاعرانی که دیوان مستقل و نسبتاً کاملی از آنان در دسترس است، اشعار شناخته‌شده رشحه عمدتاً از طریق منابع تذکره‌ای و مجموعه‌هایی به دست ما رسیده‌اند که آثار او را در کنار شعرهای پدرش، هاتف اصفهانی، منتشر کرده‌اند. این وضعیت از یک سو دسترسی به بخشی از اشعار او را ممکن ساخته و از سوی دیگر، مطالعه مستقل کارنامه ادبی‌اش را دشوار کرده است.

در کتاب‌شناسی چاپی، عنوان دیوان هاتف اصفهانی: بانضمام رشحه دختر هاتف نشان می‌دهد که اشعار رشحه در قالب اثری منتشر شده‌اند که محور اصلی آن دیوان هاتف است. نسخه‌ای از این کتاب با تصحیح وحید دستگردی و مقدمه عباس اقبال آشتیانی در سال ۱۳۳۲ خورشیدی منتشر شده و چاپ دیگری نیز در سال ۱۳۴۹ خورشیدی در فهرست‌های کتابخانه‌ای ثبت شده است. این اطلاعات کتاب‌شناختی، جایگاه فرعی اشعار رشحه را در ساختار انتشار نشان می‌دهند؛ بااین‌حال، برای تعیین دقیق سهم این شیوه انتشار در کم‌رنگ شدن نام او، باید تاریخ دریافت، چاپ، معرفی و ارجاع به اشعارش در پژوهش‌های بعدی نیز بررسی شود.

قرار گرفتن اشعار شاعر زن در ضمیمه دیوان پدر، به‌خودی‌خود به معنای حذف یا نادیده گرفتن او نیست؛ چه‌بسا همین شیوه سبب حفظ و انتشار شماری از آثارش شده باشد. بااین‌حال، چنین ساختاری می‌تواند در فرایند مطالعه و ارجاع علمی پیامدهایی داشته باشد. پژوهشگری که به دیوان هاتف مراجعه می‌کند، ممکن است بخش مربوط به رشحه را صرفاً ضمیمه‌ای فرعی تلقی کند؛ همچنین، نمایه‌ها و فهرست‌های موضوعی ممکن است آثار او را به‌عنوان مجموعه‌ای مستقل معرفی نکنند. در نتیجه، بازیابی اشعار، شمارش دقیق آن‌ها و بررسی سیر تحول شعر شاعر با دشواری روبه‌رو می‌شود.

در نهایت، پس از فراهم شدن این زیرساخت، می‌توان مجموعه‌ای از اقدامات فرهنگی در اصفهان طراحی کرد: انتشار گزیده‌ای مستند از شعرها، معرفی زندگی و آثار رشحه در قالب نمایشگاه یا برنامه فرهنگی، تولید محتوای آموزشی و دیجیتال، و افزودن اطلاعات معتبر او به منابع معرفی شاعران و میراث ادبی شهر. این اقدامات زمانی بیشترین اثر را خواهند داشت که به یک منبع علمی قابل استناد متکی باشند.

مهم‌ترین خلأهای پژوهشی در این حوزه عبارت‌اند از: نبود تصحیح انتقادی جامع از اشعار شناخته‌شده؛ روشن نبودن سرنوشت دیوان گزارش‌شده؛ فقدان کتاب‌شناسی جامع و ارزیابی انتقادی منابع زندگی‌نامه‌ای؛ محدود بودن مطالعات تطبیقی درباره سبک و مضامین شعر او؛ و بررسی‌نشدن کافی نسبت میان مدیحه‌سرایی، موقعیت اجتماعی و شبکه‌های ادبی رشحه. بنابراین، اولویت نخست باید کتاب‌شناسی و نسخه‌یابی باشد و پس از آن، تصحیح انتقادی و تحلیل ادبی قرار گیرد. این ترتیب کمک می‌کند معرفی دوباره رشحه در حافظه فرهنگی اصفهان بر شواهد مستند استوار شود و به بازگویی اطلاعات تکراری محدود نماند.

برای اثبات اینکه این شیوه انتشار مستقیماً موجب کم‌رنگ شدن نام رشحه شده است، باید شواهد کتاب‌شناختی و تاریخ دریافت آثار بررسی شود. از جمله باید مشخص شود که آثار او در تاریخ‌های ادبی، دانشنامه‌ها و پژوهش‌های مربوط به زنان شاعر تا چه اندازه مستقل از نام هاتف معرفی شده‌اند؛ چه تعداد از پژوهش‌ها به چاپ ضمیمه‌ای بسنده کرده‌اند؛ و آیا انتشار مستقل آثار شاعران زن در دوره‌های بعد باعث تغییر در میزان ارجاع و ارزیابی ادبی آنان شده است یا خیر. بدون چنین بررسی‌ای، بهتر است از «احتمال تأثیر ساختار انتشار بر نحوه دریافت آثار» سخن بگوییم، نه از رابطه‌ای قطعی و اثبات‌شده.

انتشار مستقل اشعار رشحه، به‌ویژه در قالب تصحیحی انتقادی، می‌تواند زمینه تغییر در شناخت ادبی او را فراهم کند. چنین کاری امکان می‌دهد همه اشعار منسوب به او در یک مجموعه گردآوری شوند، اختلاف نسخه‌ها آشکار شود، انتساب‌های مشکوک بررسی شوند و اطلاعات تاریخی و ادبی هر شعر در کنار متن آن قرار گیرد. همچنین، انتشار مستقل می‌تواند زمینه تحلیل دقیق‌تر سبک، قالب‌ها، مضامین و روابط ادبی او را فراهم کند و ارجاع علمی به آثارش را آسان‌تر سازد.

بنابراین، می‌توان گفت ساختار انتشار آثار رشحه در کنار دیوان هاتف، از نظر کتاب‌شناختی یکی از موانع احتمالی شکل‌گیری تصویری مستقل از کارنامه اوست؛ اما میزان تأثیر آن بر کم‌رنگ شدن نام شاعر باید با بررسی تاریخ نشر و دریافت آثار سنجیده شود. انتشار مستقل و مستند آثار او، در صورت انجام بر پایه تصحیح انتقادی و پژوهش نسخه‌شناختی، گامی مؤثر برای فراهم کردن امکان ارزیابی دقیق‌تر جایگاهش در تاریخ ادبیات فارسی خواهد بود.

برای بازگرداندن رشحه به حافظه فرهنگی اصفهان چه اقدام پژوهشی در اولویت است؟ مهم‌ترین خلأهای پژوهش درباره او کدام‌اند؟

بازشناسی رشحه در حافظه فرهنگی اصفهان، پیش از هر چیز، به فراهم شدن تصویری مستند و قابل ارجاع از زندگی، آثار و جایگاه ادبی او نیاز دارد. معرفی عمومی شاعر، برگزاری نشست یا انتشار مطالب کوتاه، زمانی می‌تواند پشتوانه‌ای علمی داشته باشد که بر پایه شناسایی منابع، بررسی متن اشعار و روشن کردن حدود دانسته‌ها شکل گرفته باشد. از این منظر، اولویت اصلی نه صرفاً معرفی دوباره نام رشحه، بلکه ایجاد زیرساختی پژوهشی برای شناخت مستقل آثار اوست.

نخستین اقدام ضروری، تدوین کتاب‌شناسی جامع رشحه است. در این کتاب‌شناسی باید همه منابعی که به زندگی و شعر او اشاره کرده‌اند، از تذکره‌های دوره قاجار تا تاریخ‌های ادبی، فرهنگ‌های سخنوران، مقدمه‌های چاپی و پژوهش‌های جدید، گردآوری و از نظر نوع اطلاعات و اعتبار بررسی شوند. ثبت دقیق نام کتاب، مؤلف، مشخصات چاپ، شماره صفحه و نوع گزارش، امکان تفکیک داده‌های مستقل از اطلاعات تکرارشده را فراهم می‌کند. این مرحله همچنین روشن خواهد کرد که کدام اطلاعات زندگی‌نامه‌ای چندین بار از یک منبع واحد نقل شده‌اند و کدام‌یک پشتوانه‌های جداگانه دارند.

دومین و مهم‌ترین اولویت، نسخه‌یابی و بررسی سرنوشت دیوان رشحه است. گزارش وجود دیوانی حدود سه‌هزاربیتی، در کنار محدود بودن اشعار موجود، پرسشی بنیادین درباره انتقال و بقای آثار او ایجاد می‌کند. جست‌وجوی نظام‌مند در فهرست‌های نسخه‌های خطی و بررسی مجموعه‌های شعری، جنگ‌ها و بیاض‌های ادبی می‌تواند احتمال یافتن اشعار تازه یا نسخه‌ای مستقل را افزایش دهد. در این مرحله باید میان «نیافتن نسخه در فهرست‌های بررسی‌شده» و «وجود نداشتن نسخه» تفاوت گذاشت؛ زیرا نتیجه منفی یک جست‌وجو، به‌تنهایی، نبود نسخه را اثبات نمی‌کند.

سومین اقدام، گردآوری و تصحیح انتقادی اشعار موجود است. در این مرحله باید متن اشعار رشحه از منابع مختلف استخراج و با یکدیگر مقابله شود. تفاوت‌های احتمالی در ضبط واژگان، ترتیب ابیات، عنوان شعر و انتساب آن‌ها باید ثبت شوند. همچنین، لازم است میان متن‌هایی که انتسابشان به رشحه پشتوانه روشن دارد و متن‌هایی که صرفاً در منابع متأخر یا بدون ارجاع دقیق نقل شده‌اند، تمایز گذاشته شود. نتیجه این کار می‌تواند فراهم آمدن مجموعه‌ای مستند از اشعار موجود باشد که هم برای پژوهش‌های ادبی و هم برای معرفی عمومی شاعر قابل استفاده باشد.

چهارمین مرحله، تدوین پژوهشی تحلیلی درباره شعر و موقعیت ادبی رشحه است. این پژوهش باید به بررسی قالب‌ها، زبان، تصویرسازی، مضامین عاشقانه و مدحی، شیوه خطاب و نسبت اشعار او با سنت ادبی دوره قاجار بپردازد. مقایسه با زنان شاعر هم‌عصر و نیز با شاعران مرد همان دوره، امکان می‌دهد ویژگی‌های فردی شعر او از عناصر مشترک سنت ادبی تفکیک شوند. در این بررسی، مسئله صدای زنانه باید با شواهد متنی و تحلیل تطبیقی دنبال شود، نه بر اساس پیش‌فرض‌هایی درباره تجربه زیسته شاعر.