روزنامه شرق با بررسی احتمال ازسرگیری جنگ میان ایران و آمریکا نوشت که اظهارات دونالد ترامپ به‌تنهایی نشانه قطعی تصمیم او برای حمله نیست و اختلاف دو طرف بر سر نحوه اجرای پیشنهاد هفت‌روزه، لزوماً نباید به جنگی ویرانگر منجر شود. احمدی معتقد است جنگ، با وجود افزایش گمانه‌زنی‌ها، همچنان قابل اجتناب است.

رویداد۲۴| روزنامه شرق در سرمقاله‌ای با عنوان «جنگ می‌شود یا نمی‌شود» به قلم کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، به بررسی احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران، نشانه‌های تصمیم‌گیری دونالد ترامپ و اختلاف‌های تهران و واشنگتن بر سر مسیر دیپلماسی پرداخته است. احمدی با اشاره به بلاتکلیفی و نگرانی گسترده درباره احتمال جنگ، معتقد است هنوز نمی‌توان اظهارات رئیس‌جمهوری آمریکا را نشانه قطعی تصمیم او برای آغاز یک درگیری تازه دانست و اختلاف‌های موجود نیز لزوماً به معنای اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ نیست.

ترامپ هنوز تصمیم نهایی را گرفته است؟

احمدی می‌نویسد: «جنگ می‌شود یا نمی‌شود و اگر می‌شود چه زمانی و با چه ابعادی؟ این سؤال پرتکراری است که طی ۱۷ ماه گذشته پیوسته ذهن هر ایرانی، ازجمله فعالان اقتصادی را به خود مشغول کرده و موجب تعلیق و بلاتکلیفی همه‌جانبه شده است.»

او با اشاره به نقش رسانه‌ها در ایجاد فضای عدم قطعیت، تأکید می‌کند که برای ارزیابی احتمال جنگ باید میان اظهارات سیاسی و شواهد عملی تمایز قائل شد. به نوشته این دیپلمات پیشین، سخنان دونالد ترامپ به دلیل تناقض‌های مکرر، به‌تنهایی معیار قابل اتکایی برای پیش‌بینی تصمیم‌های او نیست.

این دیپلمات پیشین در همین زمینه به جمله‌ای از ترامپ اشاره می‌کند که گفته بود: «می‌توانیم کار جمهوری اسلامی را تمام کنیم یا بگذاریم به تدریج تحلیل رود».

به باور نویسنده، این اظهارات در کنار سخنان دیگر ترامپ درباره ادامه دیپلماسی می‌تواند نشان‌دهنده بررسی سه مسیر متفاوت از سوی دولت آمریکا باشد؛ حل اختلاف‌ها از راه مذاکره، ادامه محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی با هدف فرسایش توان ایران، یا توسل به یک جنگ تازه.

احمدی می‌نویسد: «جمله مذکور و برخی جملات دیگر ترامپ ممکن است به این معنا باشد که او هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است.»

او در عین حال تأکید می‌کند که آماده‌سازی نظامی آمریکا در منطقه لزوماً به معنای قطعی شدن جنگ نیست؛ چراکه چنین اقداماتی می‌تواند با هدف فراهم کردن ابزار‌های لازم برای زمان تصمیم‌گیری نهایی انجام شود. احمدی همچنین به گزارش‌هایی درباره تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ و لغو آن در آخرین لحظات در دوره ریاست‌جمهوری او اشاره می‌کند.

آیا زمان حمله نزدیک است؟

بخش دیگری از سرمقاله شرق به گمانه‌زنی‌ها درباره زمان احتمالی حمله اختصاص دارد. احمدی می‌نویسد که پیش‌بینی‌ها درباره زمان شروع جنگ در دو تا سه هفته گذشته افزایش یافته و حتی برخی، با استناد به برداشتی از سخنان سفیر آمریکا در ترکیه، شنبه و یکشنبه گذشته را زمان احتمالی حمله می‌دانستند.

این دیپلمات پیشین معتقد است اظهارات بنیامین نتانیاهو نیز به‌تنهایی نمی‌تواند مبنای قابل اتکایی برای پیش‌بینی حمله باشد. او با اشاره به فضای انتخاباتی اسرائیل و مخاطبان نتانیاهو، تأکید می‌کند که نمی‌توان از سخنان سیاسی او نتیجه گرفت که تصمیم برای اقدام نظامی قطعی شده است.

احمدی همچنین درباره امکان تغییر حکومت از طریق حملات هوایی می‌نویسد: «او بهتر از هر کسی می‌داند که از راه دور و با نیروی هوایی نمی‌توان حکومتی را سرنگون کرد.»

او برای توضیح این استدلال، به ادامه حضور حماس در قدرت در غزه، با وجود حملات گسترده اسرائیل، اشاره می‌کند و اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران بدون مجوز ترامپ را نیز دور از تصور می‌داند.

در ادامه، نویسنده به برنامه‌های انتخاباتی ترامپ در ایالت‌های مختلف آمریکا اشاره می‌کند و معتقد است تنها در صورتی که او برنامه‌های انتخاباتی خود را لغو کند و به کاخ سفید بازگردد، می‌توان احتمال وقوع تحول تازه‌ای در رابطه با ایران را مطرح کرد.

چرا شرق جنگ را اجتناب‌پذیر می‌داند؟

مهم‌ترین بخش سرمقاله شرق به ارزیابی اختلاف‌های ایران و آمریکا و امکان حل‌وفصل آنها از مسیر دیپلماسی مربوط است. احمدی در شرایطی که پیش‌بینی‌های متعددی درباره احتمال جنگ مطرح شده، بر این باور است که اختلاف‌های دو طرف لزوماً به اندازه‌ای نیست که وقوع یک جنگ دیگر را اجتناب‌ناپذیر کند.

او در این باره می‌نویسد: «در میان خیل عظیم پیش‌بینی‌های تیره و تار و تحلیل‌های سرد درباره جنگ و تاریخ شروع جنگ، شاید نگارنده از معدود کسانی است که بر آن بوده که جنگ قاعدتا، منطقا و عقلا قابل اجتناب است. چرا؟ چون شکافی که در مواضع دو کشور وجود دارد، در حدی نیست که توجیه‌کننده یک جنگ ویرانگر دیگر باشد.»

احمدی در ادامه به پیشنهاد هفت‌روزه ایران و موضع اعلام‌شده آمریکا درباره آن اشاره می‌کند. به نوشته او، اختلاف اصلی دو طرف ظاهراً بر سر ترتیب اجرای شروط و زمان آغاز مذاکرات هسته‌ای است.

بر اساس توضیح این دیپلمات پیشین، ایران خواستار آن است که ابتدا مفاد پیشنهاد هفت‌روزه اجرا شود و مذاکرات هسته‌ای در روز هفتم آغاز شود؛ در مقابل، پیشنهاد آمریکا این است که گفت‌و‌گو درباره همه موضوعات، از جمله پرونده هسته‌ای، از همان روز نخست شروع شود.

احمدی این اختلاف را به‌تنهایی دلیلی کافی برای ورود دو کشور به جنگ نمی‌داند و تأکید می‌کند که پیامد‌های انسانی و اقتصادی یک درگیری تازه باید در محاسبات طرفین مورد توجه قرار گیرد.

او در بخش پایانی سرمقاله می‌نویسد: «اختلاف در این حد ارزش آن را ندارد که زمینه‌ساز جنگ خانمان‌سوز دیگری بین دو کشور بزرگ و جنگی منطقه‌ای شود.»

این نویسنده در ادامه، با اشاره به احتمال کشته شدن هزاران نظامی و غیرنظامی و خسارت‌هایی که ممکن است حتی در طول سال‌ها نیز به‌آسانی قابل جبران نباشند، بر ضرورت سنجش هزینه‌های جنگ در برابر اختلاف‌های موجود تأکید می‌کند.

احمدی در نهایت این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اختلاف‌های فعلی باید آن‌قدر بزرگ و حیثیتی تلقی شوند که امکان جلوگیری از جنگ را از میان ببرند؟ پرسشی که محور اصلی استدلال او در این سرمقاله است: افزایش تنش‌ها و آماده‌باش نظامی را نباید به‌معنای قطعی بودن جنگ دانست و تا زمانی که مسیر مذاکره باز است، امکان پرهیز از یک درگیری تازه را نمی‌توان نادیده گرفت.