مسابقه «نقطهزن» با محوریت موشکهای آبی، تلاشی برای پیوند علم و سرگرمی در قالب رقابتی تلویزیونی است؛ برنامهای که میکوشد مفاهیم علمی را در بستر بازی و رقابت به مخاطب ارائه کند. این مسابقه به کارگردانی علیرضا گرانپایه، از ۴ مهر روی آنتن رفته است.
مسابقه «نقطهزن» با محوریت موشکهای آبی، تلاشی برای پیوند علم و سرگرمی در قالب رقابتی تلویزیونی است؛ برنامهای که میکوشد مفاهیم علمی را در بستر بازی و رقابت به مخاطب ارائه کند. این مسابقه به کارگردانی علیرضا گرانپایه، از چهارم مهرماه روی آنتن شبکه دو سیما رفته و شنبه تا سهشنبه، حوالی ساعت ۲۲:۱۵ پخش میشود. «نقطهزن» علاوه بر نوجوانان شرکتکننده، مخاطبان بزرگسال و خانوادهها را نیز هدف قرار داده است. در گفتوگو با علیرضا گرانپایه، کارگردان این مسابقه، درباره ایده شکلگیری برنامه، چالشهای طراحی و تولید آن، ملاحظات برنامهسازی برای نوجوانان و نسبت محتوای مسابقه با فضای اجتماعی این روزها صحبت کردهایم.
ایده اصلی برنامه از کجا شکل گرفت؟
مسابقه «نقطهزن» یک مسابقه با محوریت موشکهای آبی است. یک مسابقه علمی است که سرگرمی به آن اضافه کردهایم و با محوریت بازی آن را ساختیم. مسابقه موشک آبی یک اتفاق علمی بود که پیشتر در اردوهای مشهد تجربه برگزار شده بود ولی این اتفاق به برنامه تلویزیونی تبدیل نشده بود. با تیم کارگردانی و سردبیری تلاشمان این بود که آن هیجان و جذابیتی را که این بازی در آن فضا داشت، بتوانیم روی آنتن و در برنامه تلویزیونی هم ایجاد کنیم.
با توجه به ترکیب بازی، مسابقه و محتوای علمی در این برنامه، چه چالشهایی داشتید تا مخاطب نوجوان احساس نکند که با روشنکردن تلویزیون در ساعات شب، دوباره با درس و مدرسه مواجه شده است؟
تولید مسابقه با نوجوان، با تولید مسابقه برای نوجوان متفاوت است. مسابقه ما با نوجوان بود، ولی فقط برای نوجوان نبود. شرکتکنندگان ما نوجوان هستند، اما تمام تلاشمان این بود که ساختار برنامه بهگونهای باشد که مخاطب بزرگسال و خانواده هم بتوانند از تماشای آن لذت ببرند. به همین خاطر، باکس شبانه شبکه دو را برای پخش آن انتخاب کردیم. تجربه این موضوع را در برنامه «دو نقطه» هم داشتیم. در آن برنامه هم، با اینکه مسابقه را با نوجوان تولید کرده بودیم، فضای آن کاملاً خانوادگی بود. بازخوردهایی هم که گرفتیم، نشان میداد که تمام اقشار اعم از نوجوان و بزرگسال و حتی افراد مسنتر از تماشای «دو نقطه» لذت میبرند. با همین هدفگذاری، برنامه «نقطهزن» را ساختیم.
نکته دوم این است که ما در بحث موشک آبی با مسئلهای مواجه بودیم. از لحاظ علمی و عملیاتی، کشور ما در این زمینه سرآمد بود. ما میخواستیم این اعتمادبهنفس را به نوجوان ایرانی و نسل آینده منتقل کنیم و بگوییم که وقتی درباره موشک صحبت میکنیم، در واقع درباره یک موضوع علمی حرف میزنیم که ایران نهتنها در آن بسیار توانمند است، بلکه یکی از قلههای این علم در دنیاست.
اگر دو سه کشور در دنیا باشند که در این زمینه صاحب ایده و فکر باشند و توانسته باشند آن ایدهها را بالفعل کنند، ایران هم در میدان عمل یکی از آنهاست. به همین خاطر، نگاه ما این بود که در برنامه، این فضای علمی و این واقعیت را برای نوجوان ایرانی تبیین کنیم؛ اینکه ما در این زمینه سرآمد هستیم و این موضوع فقط در حد شعار نیست، بلکه این علم را در میدان عملیاتی کردهایم و دستاوردهایش هم کاملاً مشخص و شفاف است.
مهمترین چالشهایی که در مسیر ساخت این برنامه با آنها مواجه شدید، چه بود؟
مهمترین چالشی که برای من بهعنوان کارگردان و حتی برای تیم طراحی وجود داشت، پرتاب موشکها بود؛ چون از لحظهای که دکمه زده میشد تا لحظهای که موشک سقوط میکرد، در مجموع فقط ۱۰ ثانیه زمان داشتیم. اگر در هر قسمت ۲۰ پرتاب انجام میدادیم، در مجموع ۲۰۰ ثانیه پرتاب داشتیم و قرار بود از همین ۲۰۰ ثانیه، یک برنامه ۵۰ دقیقهای استخراج کنیم. توسعه این برنامه و طراحی اتفاقاتی که قرار بود در دل آن رخ دهد، بهگونهای که برنامه جذاب و درخور شأن باشد و تمام اتفاقات آن در خدمت همان شلیک موشک قرار بگیرد، اهمیت بسیار زیادی داشت. برنامه ما نمونه خارجی نداشت و من به همراه تیم، تمام گیمپلی و روند مسابقه را طراحی کردیم. برای اینکه این برنامه ساختار درستی داشته باشد، مهمترین نکته این بود که هر چیزی را که میخواستیم طراحی کنیم، با سنگ محک اصلیمان، یعنی همان شلیک موشک و فضای علمی برنامه، میسنجیدیم. مدام این موضوع را بررسی میکردیم که آیا سرگرمیای که به برنامه اضافه میکنیم، چاشنی سرگرمیای که در نظر میگیریم و گیمپلی که برای مسابقه طراحی کردهایم، در خدمت فضای علمی برنامه هست یا نه؟ آیا این موارد به فضای علمی برنامه کمک میکنند یا آن را زیر سؤال میبرند و تضعیف میکنند؟
با توجه به احتمال بروز نقص فنی یا شلیکنشدن موشک، چقدر با چالشهایی از این دست مواجه بودید؟
چالشهای فنی بسیار زیادی داشتیم، اما هیچ اتفاقی رخ نداد که روند مسابقه ما را مختل کند. منظورم از روند مسابقه این است که ما هیچ اتفاقی را در آنجا مهندسی نکردیم که ضد مسابقه باشد. ما کل برنامه را بر مبنای مسابقه طراحی کرده بودیم و نمیخواستیم چیزی را بهعنوان نمایش به برنامه اضافه کنیم یا اتفاقی را رقم بزنیم که باعث شود مسابقه و رقابت زیر سؤال برود. بر این موضوع تأکید داشتیم و با شناختی که از نوجوانان داشتیم، میدانستیم اگر رقابت در طول مسابقات و برنامه تضعیف شود، برنامه ضربه میخورد. ما دوست نداشتیم برنامهای خوشرنگولعاب داشته باشیم که مسابقه در آن ضعیف باشد. اولویت ما، پیش از هر چیز، خود مسابقه بود و رقابت باید شکل میگرفت. به همین خاطر، تمام مشکلات فنی و مواردی از این دست را تا جایی مدیریت میکردیم و روند نمایشی و سناریونویسیمان را تا جایی ادامه میدادیم که به ضرر مسابقه تمام نشود و به رقابت لطمه نزند.
با توجه به فضای جامعه، نگران نبودید که بازتاب دستاوردهای موشکی کشور در برنامه، از نگاه مخاطب شعاری یا بیش از حد گلدرشت به نظر برسد؟
ما میدانستیم با چه مسئلهای مواجه هستیم. مسئله جنگ، ذاتاً مسئلهای گلدرشت است؛ چون در تمام ابعاد زندگی ۹۰ میلیون انسان، طی یک سال اخیر حضور داشته است. جنگ، موشک و ادبیاتی که همراه با فضای جنگ وارد کشورمان شده، برای همه ملموس بوده است. فضای مسابقه و طراحی که انجام دادیم، به این دلیل بود که موشکمان را نشان بدهیم. ما به بهانه این مسابقه، سراغ موشک رفتیم تا درباره آن صحبت کنیم. اگر میخواستیم فقط شعار بدهیم، یک فضای نمایشی تولید میکردیم؛ مثلاً یک اسپیس طراحی میکردیم که آدمها در آن درباره موشکها صحبت کنند. اما اگر مسابقه طراحی کردیم، به این دلیل بود که شعارزدگی را کاهش بدهیم و از آن فاصله بگیریم. همانطور که برزیل در حوزه فوتبال با افتخار از فوتبالش صحبت میکند و سرش را بالا میگیرد، ما هم بتوانیم با افتخار درباره دستاوردهایمان حرف بزنیم. ما نیاز داریم با صدای بلند و آشکار درباره دستاوردهای موشکیمان صحبت کنیم و از این نترسیم که جامعه بخواهد این موضوع را پس بزند. درباره بسیاری از این موضوعات، حتی در پستو هم صحبت نشده بود که حالا بخواهیم بگوییم گلدرشتبودن آنها اتفاق عجیبوغریبی است. ما برای این موضوع به یک پمپاژ نیاز داشتیم؛ به حرکتی که باعث شود نوجوان ایرانی به این اعتمادبهنفس برسد که میتواند در این زمینه صحبت کند و خودش را در سطحی بداند که در دنیا حرفی برای گفتن دارد و حتی سرآمد باشد.
با توجه به ملاحظات روانشناختی درباره مواجهه نوجوانان و کودکان با مسائل جنگ، آیا در طراحی برنامه به نحوه طرح این موضوعات برای مخاطب نوجوان هم توجه داشتید؟
جامعه به سمتی رفته که با توسعه رسانهها، چه رسانههای فردی و چه رسانههای جمعی، نوجوان امروز خیلی از من و شما جلوتر است. یعنی نوجوانی که الان در برنامه ما حضور پیدا کرده، نهتنها آگاهیاش از ما کمتر نیست، بلکه در بسیاری از مواقع، بهواسطه شبکههای اجتماعی، آگاهیاش از ما بیشتر هم هست. پس واقعاً خندهدار است که من بخواهم بگویم میخواهم روی واقعیتها سرپوش بگذارم تا یک نوجوان ۱۵ یا ۱۶ساله نداند در جامعه چه اتفاقی میافتد. ما یکبار درباره خود مسئله صحبت میکنیم و یکبار هم درباره نحوه طرح مسئله. سؤال این است که آیا مسئلهای که ما دربارهاش صحبت کردیم، برای سن نوجوان مناسب بود؟ آیا با مطرحکردن آن موضوع، نوجوان را جلو انداختیم یا عقب انداختیم؟ به نظر من، اصلاً موضوعی نبود که بخواهیم با آن، دانش آن بچه را درباره اتفاقات جنگ و مسائل مربوط به آن افزایش بدهیم؛ یعنی از این نظر، ما دانش نوجوانان را جلوتر نبردیم. اما درباره نحوه طرح مسئله، قطعاً تلویزیون جای چنین بحثی است. طرح مسئله به این شکل برای نوجوان اهمیت دارد؛ چون اگر ما آن را با زبان خودمان مطرح نکنیم، دیگران در رسانههای دیگر و شبکههای اجتماعی، با زبان خودشان آن را مطرح میکنند. بنابراین، وقتی خود موضوع و مسئله ایرادی ندارد، اما درباره نحوه طرح آن ملاحظاتی وجود دارد، نباید بگوییم چون قرار است این موضوع از صداوسیما مطرح شود، پس نباید دربارهاش صحبت کنیم.
همزمانی پخش برنامه با جنگ اخیر، تصمیمی آگاهانه بود یا اتفاقی؟
اینکه زمان پخش برنامه با اتفاقات این روزها همخوانی دارد، به این دلیل است که در هر مقطعی از یک سال اخیر، اگر این برنامه پخش میشد، از زمانی که پیشتولید آن را شروع کردیم تا امروز، باز هم این همخوانی به وجود میآمد. چون مسئله جنگ دیگر موضوعی نیست که از زندگی ما جدا باشد. مسئله جنگ در تمام ابعاد اجتماعی و اقتصادی زندگی ما طی این یک سال تنیده شده است. بنابراین، چه الان و چه در هر مقطع دیگری از این یک سال که ما در حال پیشتولید، تهیه و تولید برنامه بودیم، اگر برنامه پخش میشد، باز هم چنین تقارنی پیش میآمد.
چالشهای کار با نوجوانان چیست؟
تیم ما تجربه ساخت برنامه «دو نقطه» را داشت و بیش از ۱۰۰ قسمت از این برنامه تولید کرده بودیم، من هم در آن پروژه سردبیر و کارگردان بودم و از ابتدا تا انتهای کار، انتخاب شرکتکنندگان و تعامل با نوجوانان را انجام میدادم. بنابراین، این موضوع اصلاً مسئلهای نبود که برای من بیگانه باشد و به همین خاطر، در این زمینه خیلی اذیت نشدیم. کارکردن با نوجوانان را دوست داریم؛ به این خاطر که کارکردن با نوجوان سخت است و اگر بتوانید با نوجوانان یک برنامه درستوحسابی بسازید، به نظرم توانستهاید تأثیرگذاری بیشتری داشته باشید. نوجوانان قشری هستند که در برنامهسازی ما کمتر دیده شدهاند. در تلویزیون و پلتفرمها، معمولاً برنامههای خوبی برای کودکان و خردسالان ساخته میشود و برای بزرگسالان هم برنامههای خوبی تولید میکنند، اما چون برنامهسازی برای نوجوانان و با حضور خودشان، بهطور کلی کار سختی است، معمولاً این گروه سنی نادیده گرفته میشود.
