در شرایطی که تنها دو هفته به برگزاری انتخابات حیاتی و سرنوشت‌ساز میان‌دوره‌ای باقی مانده، خیابان‌های شهرهایی چون واشنگتن، نیویورک، سنت‌پال، لس‌آنجلس و دالاس شاهد حضور موج تازه‌ای از معترضانی بودند.

در شرایطی که تنها دو هفته به برگزاری انتخابات حیاتی و سرنوشت‌ساز میان‌دوره‌ای باقی مانده، خیابان‌های شهرهایی چون واشنگتن، نیویورک، سنت‌پال، لس‌آنجلس و دالاس شاهد حضور موج تازه‌ای از معترضانی بودند که بر اساس آمارهای اعلام ‌شده از سوی برگزارکنندگان و گزارش رسانه‌های مختلف، جمعیتی افزون بر ۸ میلیون نفر را به خیابان‌ها کشانده‌اند. این تحولات که تحت عنوان سومین دور از تجمعات سراسری جنبش «نه به پادشاهان» شکل گرفته، نشان‌دهنده انباشت نارضایتی‌هایی بوده که اکنون مستقیماً متوجه ساختار اجرایی دولت دوم دونالد ترامپ شده است.
تصویر کشوری که در آن صدها هزار نفر در مقابل بنای یادبود لینکلن در واشنگتن، میدان تایمز نیویورک یا خیابان‌های اطراف کاخ سفید دست به تظاهرات می‌زنند، محصول سلسله رویدادهایی است که از ژانویه ۲۰۲۵ و با بازگشت ترامپ به کاخ سفید آغاز شد. تسریع در صدور دستورات اجرایی برای انحلال برخی بخش‌های دولت فدرال، استقرار نیروهای گارد ملی در شهرهای مختلف با وجود مخالفت صریح فرمانداران ایالتی و اتخاذ تاکتیک‌های سختگیرانه در اجرای قوانین مهاجرتی -که به کشته شدن دو شهروند آمریکایی در ایالت مینه‌سوتا به دست مأموران فدرال انجامید- تنها بخشی از زمینه‌هایی به شمار می‌آید که فضای سیاسی آمریکا را قطبی کرده است. به این موارد باید گزینه جدید فشار معیشتی بر شهروندان آمریکایی، ناشی از افزایش قیمت سوخت و حامل‌های انرژی به واسطه جنگ و تجاوز علیه ایران را نیز اضافه کرد.

«نه به پادشاهان» این بار با یک هدف عملیاتی

اما بررسی ابعاد اعتراضات اخیر نشان می‌دهد موج سوم جنبش «بدون پادشاهان» از حیث جامعه‌شناسیِ سیاسی و راهبرد اجرایی، تفاوتی بنیادین با موج‌ها و تجمعات گذشته دارد. اگر اعتراضات قبلی بیشتر بستری برای ابراز خشم و تخلیه هیجانات سیاسی علیه اختیارات گسترده قوه مجریه و شخص ترامپ بود، موج جدید بر یک هدف کاملاً عملیاتی متمرکز شده است: هدایت انرژی خیابان به پای صندوق‌های رأی و تقویت حضور در رأی‌گیری زودهنگام. برگزارکنندگان این موج جدید و گروه‌های فعال در این ائتلاف، با درک این واقعیت که ابراز اعتراض بدون تغییر در ترکیب قانون‌گذاران کنگره اثربخشی پایدار نخواهد داشت، بیش از ۳ هزار رویداد جانبی را در تمام ۵۰ ایالت برنامه‌ریزی کرده‌اند. هدف اصلی این استراتژی، تشویق شهروندان به استفاده از فرایند رأی‌گیری زودهنگام است تا از یک ‌سو صف‌های طولانی و چالش‌های روز انتخابات کاهش یابد و از سوی دیگر، با ایجاد یک مشارکت انبوه، احتمال دستکاری، ایجاد هراس توسط گروه‌های فشار یا ایجاد تشکیک در نتایج انتخابات پس از ۳ نوامبر به حداقل برسد.

رنگ و بوی انتخاباتی موج جدید

در این میان، بازتاب این جنبش در فضای رسانه‌ای و تحلیلی آمریکا کاملاً متأثر از قطب‌بندی‌های شدید حزبی است. رسانه‌ها و تحلیلگران نزدیک به جناح دموکرات، این حضور میلیونی را کنشی مدنی و خودجوش در راستای ایجاد توازن قوا در برابر اختیارات فزاینده رئیس‌جمهور توصیف می‌کنند؛ حرکتی که به زعم آن‌ها دفاع از شالوده‌های دموکراسی در برابر اقتدارگرایی است. در مقابل، رسانه‌های وابسته به جریان محافظه‌کار و جمهوری‌خواه با برجسته‌سازی شعارهایی مانند «به آبی‌ها رأی دهید» و حضور معترضان حزبی، مدعی هستند جنبش «بدون پادشاهان» صرفاً چتر و پوششی برای مبارزات انتخاباتی دموکرات‌ها به منظور تسلط بر مجلس نمایندگان و سناست.
اما سوای مناقشات حزبی، آنچه موضع ترامپ و جمهوری‌خواهان را در آستانه این انتخابات به شدت آسیب‌پذیر کرده، بازتاب مستقیم سیاست‌های داخلی و خارجی دولت بر معیشت روزمره شهروندان آمریکایی است. بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی مشترک «ای‌بی‌سی نیوز»، «واشنگتن‌پست» و «ایپسوس»، نرخ رضایت عمومی از عملکرد دونالد ترامپ به ۳۳ درصد سقوط کرده؛ رقمی که حتی از پایین‌ترین رکوردهای او پس از حوادث ۶ ژانویه ۲۰۲۱ نیز کمتر است. همچنین ۶۶ درصد از مردم ناخرسندی عمیق خود را از شیوه اداره کشور اعلام کرده‌اند و ۷۲ درصد معتقدند ایالات متحده در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند.

افول تاریخی محبوبیت یک رئیس‌جمهور

ریشه اصلی این افول محبوبیت را باید در وضعیت بحرانی اقتصاد و جهش هزینه‌های زندگی جست‌وجو کرد. تجاوز نظامی دولت ترامپ به ایران و پیامدهای مستقیم آن در انسداد و ناامنی تنگه هرمز، شوک سنگینی به بازارهای جهانی انرژی و زنجیره تأمین وارد کرده است. این مسئله به طور مستقیم در سفره خانوارهای آمریکایی منعکس شده به‌ طوری ‌که بر اساس نظرسنجی‌ها، ۷۱درصد از مردم خرید بنزین و ۶۰ درصد، تأمین مواد غذایی را بسیار دشوار ارزیابی می‌کنند. عملکرد ترامپ در مدیریت تورم تنها با ۲۳ درصد تأیید عمومی مواجه شده و ۶۵ درصد از شهروندان اقدام نظامی علیه ایران را یک تصمیم نادرست دانسته‌اند.
در نهایت، همپوشانی فشار خردکننده تورم ناشی از بحران‌ خودساخته جنگ علیه ایران، با احساس انقباض سیاسی در داخل، معادله را برای دونالد ترامپ و جمهوری‌خواهان بسیار پیچیده کرده است که به نظر می‌رسد نخستین ظهور جدی‌اش در انتخابات سوم نوامبر، خودش را نشان خواهد داد.