تهران-ایرنا- گزارش سیانان از زندگی شهروندان آمریکایی نشان میدهد افزایش هزینههای مسکن، درمان و مایحتاج روزمره، شکاف میان آمارهای مثبت اقتصادی و واقعیت معیشتی مردم را عمیقتر کرده و نارضایتی از عملکرد دولت را به یکی از عوامل تاثیرگذار بر انتخابات میاندورهای تبدیل کرده است.
به گزارش روز سهشنبه ایرنا، تارنمای شبکه خبری سیانان در گزارشی نوشت: از کلیولند تا کرانههای اوتر بنکس، بحران هزینههای زندگی چگونه سرنوشت انتخابات میاندورهای را رقم میزند؟ روایت مردمی که با این بحران دستوپنجه نرم میکنند:
فیل متینگلی خبرنگار سیانان نوشت: تمامی نمایندگان و مقامهای فعلی، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، که پاییز امسال در انتخابات شرکت میکنند، کارزار خود را بر مجموعهای از آمار و ارقام بنا کردهاند. نرخ بیکاری ۴.۲ درصد، درآمد خانوارها در بالاترین سطح تاریخی و کاهش شتاب تورم. اما پنج نکتهای که طی ۶ ماه گفتوگو با مردم در خانههایشان آموختم، نشان میدهد چرا این آمارها نتوانستهاند مردم را قانع کنند.
متینگلی نوشت: بخش عمدهای از یک سال را صرف پاسخ به این پرسش کردم که چرا آمریکاییها با وجود وضعیت ظاهرا مطلوب اقتصاد، چنین احساس ناخوشایندی نسبت به آن دارند؟ حدود ۷۴ درصد آمریکاییها وضعیت اقتصاد را نامطلوب ارزیابی میکنند. این رقم فاصله چندانی با ۸۴ درصدی ندارد که در سال ۲۰۰۹(۱۳۸۸ خورشیدی)، زمانی که صدها هزار نفر شغل خود را از دست میدادند، چنین ارزیابیای داشتند.
چرا آمریکاییها با وجود وضعیت ظاهرا مطلوب اقتصاد، چنین احساس ناخوشایندی دارند؟
در حالی که بسیاری از شاخصهای معمول اقتصادی، از جمله بازار سهام، عملکرد خوبی دارند، اعتماد مصرفکنندگان در سال جاری به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است.
خبرنگار سیانان نوشت: افرادی که صورتحسابهای بانکی خود را در اختیار من، بهعنوان فردی غریبه، گذاشتند، چون هیچکس دیگری سراغ شان را نمیگرفت، با دریافت یک نامه تبلیغاتی انتخاباتی قانع نخواهند شد. برای کسانی که اجاره خانهشان دو برابر شده و همچنان در همین سطح باقی مانده است، صحبت از «کاهش شتاب تورم» چیزی جز توهین نیست.
وی ادامه داد: وقتی یک خانواده تنها با پرداخت یک قبض معمولی تا مرز فروپاشی مالی فاصله دارد، برنامه جایگزین آن خوابیدن در خودرو است. افرادی که سالها خود را مقصر مشکلات شان میدانستند، حالا مسئولان را سرزنش میکنند. والدین و پدربزرگها و مادربزرگها نیز نگرانند که آیا فرزندانشان میتوانند در مناطقی که آنها برای ساختن زندگیشان انتخاب کردهاند، باقی بمانند یا نه.
سیانان نوشت: این رایدهندگان خشمگین هستند و باور ندارند که رای آنها بتواند چیزی را تغییر دهد. در نزدیکترین رقابتهای انتخاباتی کشور، شاید دیگر برنامه بهتر یک نامزد تعیینکننده نباشد، بلکه مهم این باشد که مردم سرانجام به کدام نامزد باور میکنند که به حرفهایشان گوش داده است.
قیمتها هرگز به سطح قبلی بازنمیگردند
سیانان نوشت: وقتی مقامهای واشنگتن میگویند شتاب تورم در حال کاهش است، منظور این است که قیمتها با سرعت کمتری افزایش مییابند. این به معنای ارزان شدن کالاها و خدمات نیست. چنین تفاوتی شاید از نظر اقتصاددانان بحثی بر سر واژهها به نظر برسد، اما در زندگی روزمره مردم اهمیت اساسی دارد.
جولین سیمچک ساکن کلیولند گفت اجاره خانهاش برای همان واحد مسکونی طی هفت سال از ۷۸۵ دلار به نزدیک ۱۶۰۰ دلار رسیده است. او گفت: وقتی اظهارنامه مالیاتیام را ارائه میکنم، درآمدم قطعا دو برابر نشده است.
این شبکه ادامه داد: در شهر تامپا، اجاره خانه فیبی وایت از ۸۵۰ دلار به ۱۲۵۰ دلار افزایش یافته، در حالی که مبلغ مستمری تامین اجتماعی او ثابت مانده است.
او گفت: صورتحسابهایتان افزایش پیدا میکند، اما مستمری تامین اجتماعی شما بالا نمیرود. تعدیلهای سالانه مستمریها نیز در سالهای اخیر نتوانستهاند همگام با افزایش هزینهها حرکت کنند.
سیانان خاطرنشان کرد: قیمتها از دسامبر ۲۰۲۴(آذر ۱۴۰۲) تاکنون ۶.۸ درصد افزایش یافتهاند، در حالی که میانگین دستمزد ساعتی تنها ۵.۹ درصد بالا رفته است. همین فاصله میان دو شاخص، تمام واقعیت را در خود جای داده و توضیح میدهد که چرا شنیدن این جمله که «اقتصاد در حال بهبود است» برای مردم توهینآمیز به نظر میرسد.
قیمتها از انتخابات گذشته افزایش یافتهاند، اما دستمزد رایدهندگان بهسختی با آنها همگام میشود
این شبکه نوشت: از انتخابات سال ۲۰۲۴ تاکنون، دستمزدها اندکی بیش از ۶ درصد افزایش یافتهاند و بهسختی توانستهاند با تورم عمومی در این دوره همگام شوند. افزایش قیمت برخی مایحتاج اساسی مانند انرژی و مسکن، فشار اقتصادی بر بسیاری از آمریکاییها را بیشتر کرده است.
سیانان افزود: کی جونز، زنی در دهه سوم زندگی خود در آتلانتا، وضعیت مالی دوستانش را در چهار کلمه خلاصه کرد: «ما در رکود اقتصادی هستیم.» بر اساس تمام شاخصهای رسمی، اقتصاد آمریکا در رکود نیست. اما او درباره یک تعریف اقتصادی صحبت نمیکرد، بلکه احساس خود را توصیف میکرد و همین احساس است که در نظرسنجیها منعکس میشود.
خودرو به آخرین پناهگاه تبدیل شده است
این شبکه نوشت: هیچ فاجعه واحدی زندگی افرادی را که با آنها دیدار کردم، نابود نکرده بود. آنچه آنها را به مرز بحران رسانده بود، فشار مداوم هزینهها بود: مسکن، بیمه، مواد غذایی، نگهداری از کودکان و برق. همه این هزینهها افزایش یافته بودند و هیچکدام را نمیشد کنار گذاشت.
سیانان افزود: در نتیجه، یک اتفاق غیرمنتظره کافی بود تا زندگی آنها را به بحران بکشاند: پنچری و هزینه ۷۰ دلاری تعویض لاستیک، صورتحساب ۴۰۰ دلاری دامپزشکی، قبض ۱۱۰۰ دلاری آب و برق که باید تا دوشنبه پرداخت میشد یا از کار افتادن باتری خودرو در میانه کولاک.
خبرنگار این شبکه نوشت: آنچه برایم غیرمنتظره بود، تعداد افرادی بود که بیسروصدا برای چنین شرایطی برنامهای در نظر گرفته بودند. پاسخ آنها نیز اغلب یکسان بود: خودرو.
متینگلی نوشت: در یک درمانگاه رایگان در تامپا، کنار زنی ۶۴ ساله به نام الن تروسینو نشستم که از سرطان جان سالم به در برده بود. وقتی از او پرسیدم چه مدتی است که در خودرو زندگی میکند، پاسخ داد: «فکر کنم حدود یک هفته است.»
وی ادامه داد: در راکی ماونت ایالت کارولینای شمالی، شیلا اسکاربرو، کهنهسرباز ارتش و دارای درآمد ثابت، پس از آنکه شهرداری برق خانهاش را قطع کرد، در تابستان امسال به مدت هفت هفته و بیشتر شبها در خودروی خود خوابید.
خبرنگار این شبکه نوشت: در منطقه اوتر بنکس نیز استو لرد، راهنمای گردشگری، تا زمانی که باتری خودروی باریاش در جریان توفانی در ماه اول سال جاری میلادی از کار افتاد، در همان خودرو زندگی میکرد. او در نهایت دچار سرمازدگی شد، سه بار در بیمارستان بستری شد و از ناحیه لگن آسیب دید.
وی افزود: این افراد از نظر سن، نژاد، منطقه زندگی و گرایش سیاسی با یکدیگر تفاوت دارند، اما همگی بهتنهایی به یک راهکار اضطراری مشابه رسیدهاند. نزدیک به دو دهه است که درباره چنین موضوعاتی گزارش تهیه میکنم، اما نمیتوانم این شبکه حمایتی غیررسمی را در هیچیک از مجموعه دادههای دولتی پیدا کنم. برای میلیونها آمریکایی، آخرین دارایی و پناهگاه، خودرویی است که ارزش آن نیز بهمرور کاهش مییابد.
کسانی که زیر فشار اقتصادی خرد میشوند، ابتدا خود را مقصر میدانند
متینگلی نوشت: این موضوع هنوز هم مرا عمیقا آزرده میکند.
وی ادامه داد: در هر شهری که به آن سفر کردم، افرادی که با پیامدهای نیروهایی چند دههای روبهرو بودند، از وامدهی فریبکارانه و بازاری که هزینه نگهداری از کودکان در آن بر پایه دستمزدهای ناچیز شکل گرفته تا خودداری یک ایالت از گسترش پوشش بیمه درمانی مدیکید و جنگی که قیمت هر گالن گازوئیل را به بیش از ۶ دلار رسانده بود، به آسیبهای واردشده نگاه میکردند و تصور میکردند خودشان مقصر هستند.
جولین به این خبرنگار گفت: تصمیمهای درستی نگرفتم.
فیبی نیز گفت اگر نسل او آگاهی بیشتری داشت، میتوانست تصمیمهای بهتری بگیرد.
کوری گودهیو، کشاورز ذرت و سویا در ایالت آیووا، که با افزایش هزینه گازوئیل و فراتر رفتن آن از بودجهاش روبهرو بود، گفت: یا من اشتباه کردهام یا تورم مرا گرفتار کرده است. مسئولیت باید همینجا و پشت این میز پذیرفته شود.
زنی در تامپا که ۳۵ سال به دیگران برای دریافت کمکهای غذایی و پوشش درمانی مدیکید مشاوره داده بود، اما اکنون خود فاقد بیمه درمانی بود، گفت: میتوانم به هر کسی مشاوره بدهم، اما نمیتوانم به خودم کمک کنم.
خبرنگار سیانان نوشت: ابتدا لبخند میزدم، چون حرفهایشان به نظرم عجیب میرسید و تصور میکردم با کنایه و شوخی آگاهانه صحبت میکنند. اما بعد متوجه میشدم که تا چه اندازه به حرفهایشان اعتقاد دارند و صادقانه بگویم، عصبانی میشدم. وقتی یک نظام به اندازهای بیسروصدا از کار میافتد که کسی متوجه آن نمیشود، افرادی که از این فروپاشی آسیب میبینند، خودشان را مقصر میدانند.
وی ادامه داد: اما سرزنش خود برای همیشه ادامه پیدا نمیکند. جولین در پایان گفتوگوی ما این موضوع را به بهترین شکل بیان کرد: دارم از خودم میپرسم چرا افراد بیشتری عصبانی نیستند.
متینگلی افزود: اکنون آنها عصبانی هستند. بیش از سهچهارم آمریکاییها میگویند از مسیر کشور ناراضی هستند یا از آن خشمگیناند و ۳۷ درصد نیز خود را کاملا خشمگین توصیف میکنند.
ترس واقعی این است که چه کسانی در این کشور آیندهای خواهند داشت
خبرنگار سیانان در ادامه مینویسد: نگرانی که از مردم شنیدم، فقط به قبضهای این ماه مربوط نمیشد، بلکه مساله این بود که چه کسانی میتوانند در محل زندگی خود باقی بمانند.
گرگ و آدری دان، ساکن حومه بوستون، در یک سال برای نگهداری از سه فرزندشان در مهدکودک ۱۱۴ هزار دلار پرداخت کردند. گرگ گفت: حتی اگر فرزند چهارمی هم میخواستیم، هرگز از پس هزینههایش برنمیآمدیم.
سیانان نوشت: در منطقه اوتر بنکس، کریس ماریک، صاحب یک کسبوکار، خانههایی میخرد تا کارکنانش بتوانند در منطقه بمانند. او تصور میکند سه دخترش احتمالا هرگز قادر نخواهند بود در جایی که در آن بزرگ شدهاند، زندگی کنند. او گفت: اگر طبق قوانین عمل کنم، مالیاتم را بپردازم و کارم را انجام دهم، باید همهچیز درست پیش برود. اما روی کاغذ، چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد.
این شبکه ادامه داد: در آتلانتا، مایرا مارتینز شاهد بود که والدین مهاجرش به دلیل افزایش هزینهها ناچار شدند محلهای را ترک کنند که خود در ساختن آن نقش داشتند. او گفت والدینش «دو خانه را از دست دادند»، یکی کشوری که ترک کرده بودند و دیگری جامعهای که در آمریکا ساخته بودند.
در آیووا نیز یک کشاورز جوان توضیح داد که بر اساس قوانین مالیاتی کنونی، برای یکی از بستگان مسنترش منطقیتر است که پیش از فروش زمین به او، مالک آن باقی بماند و در همان وضعیت از دنیا برود.
خانهاولیها مسنتر شدهاند و کمتر خانه میخرند
سیانان نوشت: سن خریداران خانه برای نخستین بار به بالاترین میزان خود رسیده و میانگین آن ۴۰ سال است. سهم این گروه از کل معاملات خرید خانه نیز از ۵۰ درصد در سال ۲۰۱۰(۱۳۸۹ خورشیدی) به تنها ۲۱ درصد در سال گذشته میلادی کاهش یافته است.
خبرنگار این شبکه ادامه داد: جولین که هیچ ثروت خانوادگی برای به ارث بردن نداشته، مصمم است پسرش چنین فرصتی داشته باشد. او از من پرسید: اگر من در ۴۲ سالگی با مشکل و سختی روبهرو هستم، چطور انتظار داشته باشم فرزندم که بهزودی ۱۸ ساله میشود، بتواند خانهای برای خودش تهیه کند؟
به باور متینگلی، به همین دلیل است که رایدهندگان زیر ۳۵ سال از بدبینترین گروههای جمعیتی در آمریکا هستند. ۸۴ درصد آنها وضعیت اقتصاد را نامطلوب ارزیابی میکنند. این صرفا یک احساس زودگذر نیست، بلکه محاسبهای درباره آینده خودشان است.
چرا هیچکس به حرف مردم گوش نمیدهد؟
این خبرنگار آمریکایی نوشت: هنگامی که پشت میزهای آشپزخانه و در دفترهای شخصی مردم مینشستم و ردیف به ردیف صورتحسابهای نگهداری از کودکان، قبضهای خدمات عمومی و جدولهای بودجه خانوار را بررسی میکردیم، بارها از خودم میپرسیدم چرا این همه حاضرند چنین شفاف و صریحی درباره فشارهای مالی و مشکلات شخصی خود صحبت کنند.
وی ادامه داد: به این نتیجه رسیدم که بخشی از دلیل این رفتار آن است که پیش از این، هیچکس از آنها چنین پرسشهایی نپرسیده بود.
شیلا صریحا گفت: آنها به حرف ما گوش نمیدهند. ما بهعنوان شهروند تلاش میکنیم به شما بگوییم چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما هیچکس گوش نمیدهد.
متینگلی نوشت: وقتی از فیبی پرسیدم آیا سیاستگذاران درک میکنند او با چه مشکلاتی روبهرو است، تنها یک کلمه پاسخ داد: «نه.» سپس اضافه کرد: چون خودشان چنین سختیهایی را تجربه نمیکنند.
این شبکه افزود: وقتی در زمان قطع بودن برق خانه شیلا، تماسهای تبلیغاتی کارزارهای انتخاباتی با او برقرار شد، پیامی برای آنها داشت: تا زمانی که برای وصل شدن برق خانهام کاری نکردهاید، از من نخواهید به کسی رای بدهم.
یکسوم آمریکاییها برای پرداخت هزینه اضطراری ۴۰۰ دلاری با مشکل روبهرو میشوند
بیشتر مردم میتوانند یک صورتحساب غیرمنتظره را با پول نقد پرداخت کنند، اما بسیاری ناچارند از راههای دیگری پول مورد نیاز را تامین کنند و برخی نیز اصلا قادر به پرداخت آن نیستند.
هزینه اضطراری ۴۰۰ دلاری را چگونه پرداخت میکنید؟
به باور نویسنده، همین موضوع است که خواندن نتیجه این انتخابات را دشوار میکند. اقتصاد و هزینههای زندگی با ۴۳ درصد، مهمترین مسئله رایدهندگان و پیشتاز سایر موضوعات است. با این حال، ۲۹ درصد میگویند هیچیک از دو حزب در این زمینه عملکرد بهتری نخواهد داشت.
همچنین در میان رایدهندگانی که انگیزه چندانی برای حضور در انتخابات ندارند، ۵۱ درصد اقتصاد را مهمترین مسئله خود میدانند. این رقم در میان کسانی که انگیزه زیادی برای شرکت در انتخابات دارند، ۳۶ درصد است. افرادی که بیش از همه درگیر هزینههای زندگی هستند، کمتر از دیگران اطمینان دارند که رای دادن میتواند چیزی را تغییر دهد.
این مسائل چه معنایی دارند؟
این خبرنگار آمریکایی نوشت: پس از بیش از ۶۰ ساعت گفتوگو با بیش از ۴۰ نفر طی ۶ ماه گذشته، آنچه بیش از همه در ذهنم باقی مانده، این است که هیچیک از افرادی که مرا به خانههایشان راه دادند، کنار میز آشپزخانهشان نشستند، در مهمانیهای خانوادگی برایم صندلی و بشقاب گذاشتند و خصوصیترین افکار و اطلاعات مالی خود را با من در میان گذاشتند، درخواست زیادی نداشتند.
آمریکاییها تردید دارند که دولت در مسیر درست حرکت کند
کمتر از یکپنجم مردم معتقدند سیاستگذاران در واشنگتن منافع کشور را در نظر میگیرند.
درصد پاسخدهندگانی که میگویند تقریبا همیشه یا بیشتر اوقات به دولت آمریکا اعتماد دارند که کار درست را انجام دهد:
سیانان نوشت: آنها نه درخواست کمک مالی ویژه داشتند و نه خواهان دریافت امتیاز بودند. تنها خواستهشان برخورداری از حداقلی از امنیت و ثبات بود: اجارهخانهای که دو برابر نشود، قبض خدمات عمومی که درست محاسبه شود، فرصتی برای خرید همان خانهای که والدینشان در ابتدای زندگی تهیه کرده بودند و شانسی عادلانه برای ماندن فرزندانشان در محل زندگی خود.
این شبکه افزود: آنها خودشان حسابوکتاب کرده بودند و اغلب دقیقتر از کسانی که برایشان نامههای تبلیغاتی میفرستادند، واقعیت را درک میکردند. سپس خودشان را سرزنش کردند، بعد خشمگین شدند و اکنون در حال تصمیمگیری هستند که آیا حضور در انتخابات ارزش دارد یا نه.
به باور نویسنده، این همان چیزی است که در انتخابات سوم نوامبر(۱۲ آبان) در معرض خطر قرار دارد.
وی نوشت: از این سفرها اغلب با قلبی شکسته به خانه بازگشتم، اما هرگز بدبین نشدم. فیبی همچنان به ساحل میرود، چون رفتن به آنجا رایگان است. شیلا برای نخستین بار در زندگیاش در جلسه شورای شهر سخنرانی کرد. کوری همچنان خوشبینی خود را نوعی «بیماری روانی» مینامد، اما با این حال برای برداشت محصول از خواب برمیخیزد.
در این گزارش آمدهاست: آنها به سهم خود تلاش میکنند. چند روز دیگر مشخص خواهد شد که آیا فکر میکنند دیگران نیز به وظایفشان عمل خواهند کرد یا نه.
به گزارش ایرنا، انتخابات میاندورهای آمریکا روز ۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان) برگزار میشود. این انتخابات در میانه دوره چهار ساله ریاستجمهوری برگزار میشود و در آن تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ از ۱۰۰ کرسی سنا به رای گذاشته خواهد شد.
در این انتخابات، علاوه بر رقابتهای کنگره، فرمانداریها و مجالس ایالتی و شماری از سمتهای محلی نیز در بسیاری از ایالتها به رای گذاشته میشوند. نتیجه انتخابات میاندورهای مشخص میکند کدام حزب کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در اختیار خواهد داشت و به این ترتیب میتواند بر توانایی دولت برای پیشبرد برنامههایش در ۲ سال پایانی دوره ریاستجمهوری تاثیر بگذارد.
