شکست برابر فجرسپاسی فقط از دست رفتن سه امتیاز نبود؛ نمایشی بود از مشکلاتی که در ساختار دفاعی و ارتباط خطوط پرسپولیس ریشه دوانده و با تغییرات نیمه دوم نیز برطرف نشد.
پرسپولیس در دوازدهمین هفته لیگ برتر، در ورزشگاه خانگی خود برابر فجرسپاسی تن به شکست ۲ بر یک داد تا دومین باخت متوالی سرخپوشان در خانه به ثبت برسد. نتیجهای که اگرچه در نگاه نخست میتواند به بدشانسی یا از دست رفتن موقعیتهای گلزنی نسبت داده شود، اما بررسی جریان مسابقه نشان میدهد مشکلات پرسپولیس فراتر از ناکامی در استفاده از فرصتها بود.
فجرسپاسی با هدایت مهدی رجبزاده، برخلاف تصوری که از یک تیم میهمان مقابل پرسپولیس وجود داشت، به دنبال عقبنشینی و دفاع صرف نبود. این تیم با آرایش ۴-۴-۲ و شناخت مناسب از شیوه بازی میزبان، توانست هم در سازماندهی دفاعی موفق عمل کند و هم در زمان مالکیت توپ، برنامههای هجومی مشخصی داشته باشد. تفاوت دو تیم در این مسابقه را باید بیش از هر چیز در همین مسئله جستوجو کرد؛ فجر میدانست از چه مناطقی میتواند به پرسپولیس ضربه بزند، اما سرخپوشان برای عبور از ساختار دفاعی حریف برنامه مؤثری نداشتند.
بستن راههای نفوذ و قطع ارتباط خطوط
یکی از مهمترین اقدامات فجرسپاسی، محدود کردن فضای فعالیت بازیکنان تأثیرگذار پرسپولیس بود. تیوی بیفوما، محمدمهدی محبی و علی علیپور در شرایطی قرار گرفتند که نه فضای کافی برای حرکت در عمق داشتند و نه میتوانستند بهراحتی در موقعیتهای یکبهیک قرار بگیرند.
فجر با حفظ فاصله مناسب میان مدافعان و هافبکها، اجازه نداد بازیکنان پرسپولیس در فضای پشت خط میانی صاحب توپ شوند. به این ترتیب، بخش مهمی از برنامه هجومی میزبان پیش از رسیدن به یکسوم پایانی زمین خنثی شد. پرسپولیس برای عبور از این ساختار، به گردش سریعتر توپ و جابهجایی مؤثرتر بازیکنان نیاز داشت؛ دو عاملی که در نیمه نخست کمتر در بازی این تیم دیده شد.
غیبت محمد خدابندهلو نیز در این میان تأثیر قابل توجهی داشت. پوریا لطیفیفر که فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا کرده بود، نتوانست همان نقش را در انتقال توپ و ارتباط میان خطوط ایفا کند. پرسپولیس در نبود خدابندهلو، از سرعت لازم برای تغییر مسیر حملات برخوردار نبود و پاسهای عمقی و ترکیبهای کوتاه در میانه میدان نیز کیفیت مورد انتظار را نداشتند. در واقع، فاصله میان خط هافبک و مهاجمان به یکی از موانع اصلی شکلگیری حملات سرخپوشان تبدیل شد.
وقتی چهار مدافع مقابل یک مهاجم هم کافی نیستند!
در سوی مقابل، فجرسپاسی بهخوبی از ضعفهای ساختار دفاعی پرسپولیس استفاده کرد. شاگردان رجبزاده با گردش توپ، جابهجایی بازیکنان و اضافه شدن نفرات از خطوط عقبتر، بارها توانستند در مناطق مختلف زمین برتری عددی ایجاد کنند. نکته مهم این بود که هافبکهای دفاعی فجر نیز صرفاً به وظایف تخریبی محدود نماندند و مسعود ریگی و احسان پهلوان در جریان حملات نقش فعالی داشتند.
گل نخست فجر نمونه روشنی از مشکلات دفاعی پرسپولیس بود. احسان پهلوان در شرایطی به سمت دروازه حرکت کرد که چند بازیکن سرخپوش در مسیر او قرار داشتند، اما مدافعان پرسپولیس نه در مهار توپ هماهنگی لازم را نشان دادند و نه توانستند فشار مؤثری روی مهاجم پیشروی حریف ایجاد کنند. پهلوان با عبور از مدافعان، توپ را به تور دروازه رساند تا ضعف تمرکز و تصمیمگیری در خط دفاعی میزبان آشکار شود.
این اتفاق تنها یک اشتباه مقطعی نبود. فجر در ادامه مسابقه نیز از فضاهای موجود در کنارهها و بین خطوط استفاده کرد. مسعود ریگی هم با نفوذ به عمق دفاع پرسپولیس در موقعیت مناسبی قرار گرفت، اما واکنش پیام نیازمند مانع از افزایش اختلاف شد.
اشتباهات فردی در کنار ضعف ساختاری
در کنار مشکلات تاکتیکی، عملکرد برخی مدافعان پرسپولیس نیز قابل دفاع نبود. دانیال ایری و محمدمهدی زارع که در مسابقه قبلی مقابل نساجی نمایش مناسبی داشتند، این بار در مهار بازیکنان فجر و پوشش فضاها دچار اشتباه شدند. ناهماهنگی در تصمیمگیری و تأخیر در واکنش به حرکات حریف، کار را برای خط دفاعی دشوارتر کرد.
در گل دوم نیز ضعف پوشش دفاعی پرسپولیس بار دیگر نمایان شد. احسان پهلوان در سمت راست خط دفاعی میزبان صاحب توپ شد و با استفاده از فضای در اختیارش، زمینه را برای گلزنی ابوالفضل موردی فراهم کرد. در این صحنه، جابهجایی و پوشش مدافعان پرسپولیس به اندازهای منسجم نبود که بتوانند مسیر حمله را مسدود کنند.
مهدی تیکدری نیز که در پستی غیرتخصصی در سمت چپ خط دفاعی بازی میکرد، به دلیل شرایط بدنی و راستپا بودن، در برخی صحنهها برای تغییر جهت و پوشش فضای کناری با مشکل مواجه شد. این مسئله نشان داد انتخاب نفرات در خط دفاعی، بدون در نظر گرفتن هماهنگی و ویژگیهای تخصصی بازیکنان، میتواند هزینههای سنگینی برای تیم داشته باشد.
تغییر سیستم؛ راهحل دیرهنگام تارتار
مهدی تارتار در نیمه دوم برای بازگرداندن تیمش به مسابقه دست به تغییراتی زد. ورود امیرحسین محمودی به جای پوریا لطیفیفر و تغییر آرایش پرسپولیس به ساختاری هجومیتر، تلاشی برای افزایش تعداد نفرات در فاز حمله بود. با این حال، تغییر سیستم نتوانست مشکل اصلی سرخپوشان را حل کند.
پرسپولیس برای جبران نتیجه به جلو رفت، اما افزایش نفرات هجومی لزوماً به معنای افزایش کیفیت حملات نبود. سرخپوشان همچنان در ایجاد موقعیتهای مؤثر با مشکل مواجه بودند و فرصتهایی که به دست آوردند نیز با بیدقتی از بین رفت. ضربه ایگور سرگیف یکی از نمونههای این ناکامی بود؛ فرصتی که میتوانست جریان مسابقه را تغییر دهد، اما به گل تبدیل نشد.
از سوی دیگر، پیشروی بیشتر بازیکنان پرسپولیس، فضاهایی را در اختیار فجر قرار میداد که این تیم میتوانست از آنها برای طراحی ضدحملات استفاده کند. بنابراین، تغییرات تارتار اگرچه با هدف افزایش فشار هجومی انجام شد، اما نتوانست تعادل مورد نیاز را به تیم بازگرداند.
آمار امیدوارکننده، نتیجه ناامیدکننده
نکته قابل تأمل درباره این مسابقه، اختلاف میان برخی شاخصهای آماری و نتیجه نهایی است. پرسپولیس که در این فصل از تیمهای موفق لیگ در زمینه خلق امید گل بوده، در این دیدار نیز از نظر این شاخص آماری عملکرد بهتری نسبت به فجرسپاسی داشت؛ با این حال، نتوانست برتری خود را به گلهای بیشتر تبدیل کند.
این مسئله بار دیگر اهمیت کیفیت ضربات نهایی و تصمیمگیری در لحظات حساس را نشان میدهد. البته نمیتوان تمام ناکامی پرسپولیس را به ضعف در گلزنی محدود کرد؛ تیمی که در یک مسابقه دو بار دروازهاش باز میشود و بارها در برابر حرکات ترکیبی حریف آسیبپذیر نشان میدهد، پیش از هر چیز باید ساختار دفاعی خود را مورد بازبینی قرار دهد.
فیفادی؛ فرصت آخر برای ترمیم پرسپولیس؟
دومین شکست متوالی خانگی، پرسپولیس را در شرایطی به تعطیلات فیفادی فرستاد که مشکلات فنی تیم با مصدومیت مهرههای مهمی مانند محمدحسین کنعانیزادگان و محمد خدابندهلو نیز همراه شده است. تعطیلات حدوداً دو هفتهای میتواند فرصت مناسبی برای کادرفنی باشد تا درباره ترکیب دفاعی، ارتباط خطوط و شیوه انتقال توپ تجدیدنظر کند.
با این حال، زمان چندانی برای آزمون و خطا وجود ندارد. پرسپولیس در ادامه رقابتها باید به مصاف پیکان، آلومینیوم، چادرملو، سپاهان و گلگهر برود؛ مسابقاتی که هرکدام میتوانند در تعیین جایگاه این تیم در جدول نقش مهمی داشته باشند.
آنچه از شکست مقابل فجرسپاسی باقی ماند، صرفاً یک نتیجه نامطلوب نبود؛ بلکه مجموعهای از نشانههای هشداردهنده درباره تیمی بود که در دفاع انسجام لازم را ندارد و در حمله نیز برای عبور از حریفان سازمانیافته با مشکل مواجه است. تارتار حالا باید در تعطیلات پیشرو به این پرسش پاسخ دهد که آیا مشکلات پرسپولیس با بازگشت مصدومان و چند تغییر در ترکیب برطرف میشود یا این تیم به بازنگری جدیتری در ساختار تاکتیکی خود نیاز دارد.
