با وجود افزایش جریان نفت از خلیج فارس به بیش از ۲۴ میلیون بشکه در روز، برنت به ۱۱۰ دلار رسید. هزینه بالای حمل‌ونقل و بیمه، کاهش ذخایر جهانی و تداوم ریسک‌های امنیتی، قیمت‌ها را بالا نگه داشته و از تغییرات بنیادین در بازار انرژی حکایت دارد.

به گزارش تجارت نیوز، بازگشت بشکه‌های نفت به بازار، لزوما به معنای بازگشت قیمت نفت به سطح پیش از جنگ نیست. در هفته‌های اخیر، بخشی از صادرات نفت خلیج فارس احیا شده و تولید برخی کشورهای منطقه نیز افزایش یافته است. با این حال، قیمت نفت برنت به 110 دلار در هر بشکه رسیده است. هم‌زمان، هزینه حمل محموله‌های نفتی، بیمه جنگی و تامین نفتکش همچنان بالاست و ذخایر جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی نیز پس از جنگ هنوز به سطح قبلی برنگشته‌اند.

باید پرسید اگر صادرات در حال بازگشت است و تولید افزایش یافته، چرا قیمت نفت دوباره بالا رفته است؟

صادرات به سطح قبل از جنگ برگشته، اما این آمار به‌تنهایی وضعیت بازار را توضیح نمی‌دهد

پیش از جنگ، بازار نفت در سطح قیمتی به‌مراتب پایین‌تری قرار داشت. با آغاز جنگ و اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز، نگرانی از کاهش عرضه باعث شد قیمت‌ها به محدوده بالای ۱۰۰ دلار صعود کنند و در مقاطعی به حوالی ۱۱۰ دلار و بالاتر برسند.

با بهبود نسبی جریان صادرات و افزایش امید به عادی‌شدن حمل‌ونقل، بخشی از این افزایش قیمت تخلیه شد. بازار در آن مقطع، احتمال کمبود شدید و طولانی‌مدت نفت را کمتر از روزهای نخست جنگ ارزیابی می‌کرد. اما کاهش قیمت به معنای برطرف‌شدن مشکلات عرضه نبود، بلکه بخشی از آن ناشی از تعدیل انتظارات معامله‌گران بود.

تحولات اکتبر نشان داد که این تعدیل می‌تواند معکوس شود. رویترز در ۲۱ اکتبر گزارش داد که برنت با افزایش نگرانی از اختلال عرضه و تشدید تنش‌های منطقه‌ای به ۱۱۰٫۳۸ دلار رسید. گزارش همان روز از حملات متعدد به کشتی‌ها در دو هفته گذشته و افزایش نگرانی درباره امنیت مسیرهای دریایی خبر می‌داد. بنابراین، این موضوع نشان می‌دهد که هم‌زمان با افزایش صادرات، به دلیل بالا رفتن احتمال اختلال آینده، نفت می‌تواند دوباره گران شود.

گزارش ۲۱ اکتبر وال‌استریت ژورنال بر اساس داده‌های کپلر به عنوان شرکت ردیابی کشتی‌ها، نشان می‌دهد که جریان نفت از منطقه خلیج فارس، با احتساب مسیرهای جایگزین و عبور از تنگه هرمز، در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر به بیش از ۲۴ میلیون بشکه در روز رسیده است. این در حالی است که میانگین پیش از جنگ حدود ۲۳٫۳ میلیون بشکه بود.

این آمار نشان می‌دهد که شبکه صادرات نفت منطقه تا حدی توانسته خود را با شرایط جنگی تطبیق دهد. استفاده بیشتر از خطوط لوله جایگزین، انتقال نفت میان کشتی‌ها و سازمان‌دهی متفاوت تردد نفتکش‌ها به احیای جریان صادرات کمک کرده است. اما باید گفت عبور بیشتر نفت از منطقه به معنای حذف ریسک حمل‌ونقل نیست. ممکن است حجم صادرات به سطح قبلی برسد، ولی همان حجم نفت با هزینه بالاتر، زمان بیشتر و تعداد بیشتری عملیات انتقال جابه‌جا شود. در این حالت، بازار نفت از نظر حجم عرضه بهبود پیدا می‌کند، اما از نظر هزینه و اطمینان از تحویل همچنان با مشکل روبه‌رو است.

هزینه حمل و بیمه، بخش مهمی از هزینه واقعی نفت را تغییر داده است

پیش از جنگ، شرکت‌های بازرگانی و پالایشگاه‌ها می‌توانستند برای حمل نفت از خلیج فارس به بازارهای آسیایی، با هزینه‌ها و ریسک‌های متعارف برنامه‌ریزی کنند. اکنون محاسبه هزینه یک محموله فقط به قیمت خرید نفت و کرایه معمول کشتی محدود نمی‌شود و سه هزینه بیمه جنگی، کرایه نفتکش و مسیرهای جایگزین به طور مستقیم اهمیت پیدا کرده‌اند.

در شرایط کنونی، بیمه‌کننده برای پوشش خطر حمله به کشتی یا محموله، حق بیمه بیشتری مطالبه می‌کند. این هزینه می‌تواند بسته به ارزش کشتی، محموله، مسیر و سطح خطر تغییر کند. همچنین حمله به کشتی‌ها و طولانی‌تر شدن سفرها، ظرفیت مؤثر ناوگان را کاهش داده و هزینه اجاره نفتکش را بالا برده است.

همچنین کشورها برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز به دنبال تغییر مسیر و انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر به دلیل جلوگیری از هدف قرار گرفتن هستند. استفاده از مسیرهای طولانی‌تر، زمان تحویل و هزینه عملیاتی را افزایش می‌دهد.

گزارش ۱۵ اکتبر رویترز نشان می‌دهد هزینه حمل یک نفتکش بسیار بزرگ حامل حدود دو میلیون بشکه نفت از آمریکا به ژاپن، برای سفری که قرار است در اواخر نوامبر انجام شود، حدود ۸۱ میلیون دلار برآورد شده است. سال قبل برای همان مسیر میانگین ۹٫۱ میلیون دلار بوده است. این رقم معادل حدود 40 دلار به ازای هر بشکه است. البته باید توجه داشت که این نمونه مربوط به مسیر آمریکا به ژاپن است و هزینه مستقیم حمل نفت از تنگه هرمز نیست. بنابراین نباید آن را به همه محموله‌ها تعمیم داد. رویترز همچنین گزارش داده که نرخ حمل در مسیرهای خاورمیانه به آسیا در مقاطعی به رکورد حدود ۳۴ دلار برای هر بشکه رسیده و کشتی‌ها برای کاهش خطر، زمان بیشتری را در مسیر یا در عملیات انتقال نفت سپری می‌کنند.

قیمت نفت خام در بازار جهانی فقط تابع کرایه حمل نیست، اما وقتی حمل نفت گران‌تر و ظرفیت کشتی‌ها محدودتر می‌شود، تامین نفت از منابع دورتر نیز پرهزینه‌تر می‌شود. در نتیجه، پالایشگاه‌ها برای دسترسی مطمئن به خوراک موردنیازشان ممکن است حاضر شوند قیمت بیشتری بپردازند.

تولید نفت بالا رفته، ولی عرضه ازدست‌رفته هنوز جبران نشده است

گزارش اکتبر آژانس بین‌المللی انرژی تفاوت میان بهبود کوتاه‌مدت عرضه و چشم‌انداز سالانه بازار نفت را نشان می‌دهد. بر اساس این گزارش، عرضه جهانی نفت در سپتامبر با افزایش ۲٫۵ میلیون بشکه در روز نسبت به ماه قبل، به ۱۰۲٫۳ میلیون بشکه در روز رسید. این رشد به طور عمده از سوی تولیدکنندگان خلیج فارس رقم خورد.

با این حال، آژانس پیش‌بینی می‌کند متوسط عرضه جهانی نفت در کل سال ۲۰۲۶ با افت ۵٫۸ میلیون بشکه در روز، به ۱۰۰٫۷ میلیون بشکه در روز برسد. به بیان دیگر، افزایش تولید در سپتامبر به‌تنهایی به معنای جبران کامل اختلالات عرضه در طول سال نیست. از سوی دیگر، تشدید حملات به زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای کشتیرانی منطقه، چشم‌انداز تداوم این روند بهبود را شکننده کرده است.

وقتی تولید برای چند ماه پایین‌تر از ظرفیت عادی قرار گرفته، یک افزایش ماهانه ممکن است تنها بخشی از افت قبلی را جبران کند. علاوه بر آن، نفتی که تولید می‌شود باید امکان ذخیره‌سازی، بارگیری، حمل و پالایش هم داشته باشد. نکته مهم دیگر آن است که ذخایر نفتی که برای مهار بحران مصرف شدند، باید دوباره پر شوند. این عامل از مهم‌ترین دلایل تفاوت بازار امروز با بازار پیش از جنگ است.

وقتی عرضه نفت مختل شد، کشورها و شرکت‌ها برای ادامه تامین پالایشگاه‌ها و مصرف‌کنندگان از ذخایر موجود استفاده کردند. این اقدام جلوی کمبود شدیدتر را گرفت، اما بخشی از حاشیه اطمینانی را که بازار برای مقابله با بحران‌های بعدی در اختیار داشت، از بین برد. بر اساس گزارش اکتبر IEA، ذخایر مشاهده‌شده نفت جهان در سپتامبر نیز کاهش یافت و در مجموع، نسبت به پایان فوریه حدود ۵۰۹ میلیون بشکه پایین‌تر بود. این رقم شامل کاهش ذخایر خشکی و تغییرات موجودی نفت در مسیر حمل است.

همچنین امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، نیز در ۵ اکتبر گفت که از زمان آغاز جنگ حدود سه میلیارد بشکه عرضه نفت از دست رفته و یک میلیارد بشکه از ذخایر جهانی برداشت شده است. او برآورد کرد که حتی پس از بازگشایی کامل تنگه هرمز و بازگشت اعتماد بازار، بازسازی ذخایر هم‌زمان با تامین تقاضا می‌تواند تا دو سال طول بکشد.

بازار به کمبود احتمالی آینده هم واکنش نشان می‌دهد

وقتی یک مسیر حیاتی مانند تنگه هرمز در معرض حمله قرار دارد، قیمت‌گذاری فقط بر مبنای حجم نفتی که امروز جابه‌جا می‌شود انجام نمی‌گیرد. افزایش مجدد تنش‌ها می‌تواند باعث شود بخشی از نفتکش‌ها از ورود به مسیرهای پرخطر خودداری کنند و بیمه‌گران حق بیمه جنگی را افزایش دهند یا پوشش برخی مسیرها را محدود کنند. همچنین معامله‌گران در چنین شرایطی برای تحویل‌های آینده نفت بیشتری را با قیمت بالاتر خریداری می‌کنند.

این وضعیت باعث می‌شود حتی پیش از آنکه صادرات واقعا افت کند، قیمت نفت افزایش یابد. بازار در واقع بخشی از هزینه احتمالی اختلال بعدی را از هم‌اکنون در قیمت‌ها لحاظ می‌کند. در چنین شرایطی رویترز از افزایش نگرانی درباره عرضه در پی تشدید تنش‌ها و کاهش ذخایر نفت خام آمریکا خبر داده و هم‌زمان، گزارش وال‌استریت ژورنال نشان داد که جریان نفت منطقه خلیج فارس از سطح پیش از جنگ فراتر رفته است. کنار هم قرار گرفتن این دو خبر نشان می‌دهد که حجم بالای صادرات به‌تنهایی برای حذف ریسک قیمتی کافی نیست.

بحران در حال بازترسیم نقشه صادرات نفت است

یکی از مهم‌ترین تحولات بازار نفت پس از جنگ، تغییر هم‌زمان وضعیت ایران و سایر صادرکنندگان خلیج فارس است. در دوره‌ای که صادرات عربستان سعودی و دیگر تولیدکنندگان منطقه با محدودیت مواجه شده بود، ایران تلاش می‌کرد با استفاده از ناوگان موسوم به سایه، انتقال کشتی‌به‌کشتی و ذخیره‌سازی نفت روی آب، صادرات خود را حفظ کند و محموله‌ها را به‌ویژه به مقصد چین برساند. اما اطلاعات جدید نشان می‌دهد که این وضعیت تغییر کرده است.

طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، عرضه نفت خام ایران در ماه سپتامبر ۲۰۲۶ با افتی معادل ۲۲۰ هزار بشکه در روز مواجه شده و از ۲.۱۶ میلیون بشکه در روز در ماه آگوست به ۱.۹۴ میلیون بشکه در روز رسیده است.

طبق داده‌های شرکت ورتکسا، صادرات دریایی نفت خام ایران در هفته دوم سپتامبر به صفر رسید و تا ۵ اکتبر در همین سطح باقی ماند. از سوی دیگر، با جایگزینی بخشی از نفت ایران با نفت روسیه در بازار چین، صادرات گاز مایع نفتی ایران نیز ۴۸ درصد نسبت به ماه قبل کاهش یافت و به پایین‌ترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳ رسید. در همین حال، روسیه ۸۰ درصد از مجموع صادرات پرریسک نفت ایران، روسیه و ونزوئلا را به خود اختصاص داد و صادرات نفت این کشور، با افزایش ۶ درصدی نسبت به ماه قبل، به روزانه ۳٫۷۹ میلیون بشکه رسید.

همچنین در همان زمان، جریان نفت از کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران به بیش از ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ بازگشت که به طور عمده ناشی از احیای صادرات عربستان بود. این تغییر فقط جابه‌جایی چند محموله میان صادرکنندگان نیست. اگر عربستان و امارات بتوانند بخش بیشتری از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین عبور دهند، در حالی که صادرات ایران همچنان محدود بماند، سهم نسبی کشورهای منطقه در بازارهای مصرف‌کننده می‌تواند تغییر کند. پالایشگاه‌های آسیایی نیز ممکن است برای تامین پایدار خوراک، قراردادهای بلندمدت خود را با عرضه‌کنندگان دیگری تنظیم کنند.

نمونه مشخص برای بررسی امکان کاهش وابستگی به تنگه هرمز، خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی است. این خط نفت را از میدان‌ها و تاسیسات شرقی کشور به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند و این مسیر برای رسیدن به بازارهای جهانی نیازمند عبور از تنگه هرمز نیست.

شرکت آرامکو در گزارش عملکرد سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ اعلام کرد ظرفیت این خط لوله به حداکثر هفت میلیون بشکه در روز رسیده است. شرکت همچنین تاکید کرد که این مسیر در کاهش اثر اختلال تنگه هرمز نقش مهمی داشته است. گرچه این ظرفیت بزرگ است، اما به معنای جایگزینی کامل و فوری تنگه هرمز نیست. برای ارزیابی محدودیت‌ها باید میان ظرفیت اسمی خط لوله، مقدار نفتی که واقعا به آن اختصاص می‌یابد، ظرفیت پایانه‌های صادراتی ینبع، دسترسی به نفتکش‌ها و توان بازار برای جذب محموله‌ها تفاوت گذاشت. با این حال، خط لوله شرق به غرب عربستان نیز از خطرات امنیتی مصون نمانده است. این مسیر در جریان درگیری‌ها هدف حمله قرار گرفت، اما پس از آن احیا شد و فعالیت خود را از سر گرفت. این اتفاق نشان می‌دهد که مسیرهای جایگزین، هرچند می‌توانند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهند، خود نیز در معرض حمله و اختلال قرار دارند.

احتمالا راهبرد واقع‌بینانه کشورهای خلیج فارس نه حذف کامل تنگه هرمز، بلکه کاهش میزان وابستگی به آن است. توسعه خطوط لوله، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی در خارج از خلیج فارس و گسترش پایانه‌های صادراتی دریای سرخ همگی می‌توانند بخشی از این راهبرد باشند.

جنگ می‌تواند وابستگی بلندمدت بازار نفت به تنگه هرمز را کاهش دهد؟

در ۲۰ اکتبر، مدیرعامل گروه بانکی HSBC گفت سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین انتقال انرژی می‌تواند طی پنج سال آینده اهمیت راهبردی تنگه هرمز را به‌شدت کاهش دهد. به گفته او، جنگ کشورهای منطقه را به سمت سرمایه‌گذاری بیشتر در خطوط لوله و پایانه‌های صادراتی سوق داده است. این اظهارنظر نشان می‌دهد بحث تنوع‌بخشی مسیرهای صادراتی از سطح یک واکنش اضطراری فراتر رفته است.

در کوتاه‌مدت، جایگزین‌کردن تنگه هرمز دشوار است. خطوط لوله ظرفیت محدودی دارند، توسعه پایانه‌های جدید به سرمایه‌گذاری سنگین نیاز دارد و مسیرهای طولانی‌تر نیز هزینه حمل را بالا می‌برند. بااین‌حال، کشورها ممکن است هزینه بیشتر امروز را در برابر کاهش ریسک اختلال در آینده بپذیرند.

توسعه خطوط لوله، پایانه‌های صادراتی و مخازن ذخیره‌سازی خارج از خلیج فارس می‌تواند به اولویت تازه سرمایه‌گذاری انرژی در منطقه تبدیل شود. این پروژه‌ها در ابتدا هزینه سرمایه‌ای بالایی دارند، اما در صورت بهره‌برداری، گزینه‌های بیشتری برای صادرات فراهم می‌کنند. همچنین این اتفاق ممکن است در قدرت چانه‌زنی صادرکنندگان تغییر ایجاد کند. کشوری که بتواند نفت خود را از چند مسیر مستقل به بازار برساند، در برابر بسته‌شدن یک گذرگاه آسیب‌پذیری کمتری دارد. در مقابل، کشورهایی که همچنان به یک مسیر محدود وابسته‌اند، ممکن است در دوره‌های بحران با تخفیف اجباری، هزینه حمل بالاتر یا دشواری بیشتر در فروش نفت مواجه شوند.

همچنین وقتی خریداران آسیایی در طول جنگ ناچار شده‌اند تامین‌کنندگان و مسیرهای حمل خود را تغییر دهند، ممکن است بخشی از این تغییرات را پس از پایان بحران نیز حفظ کنند. قراردادهای بلندمدت، تنوع مبدأ خرید و استفاده از نفتکش‌های کوچک‌تر یا مسیرهای متفاوت می‌توانند بخشی از راهبرد جدید آنها باشند. گزارش رویترز در ۲۰ اکتبر درباره واکنش پالایشگاه‌های آسیایی به افزایش کرایه نفتکش‌ها، از جمله استفاده بیشتر از کشتی‌های کوچک‌تر و قراردادهای بلندمدت حمل، نمونه‌ای از این سازگاری عملیاتی است.

البته این روند به معنای پایان نقش تنگه هرمز نیست. ساخت مسیرهای جایگزین زمان می‌برد و ظرفیت آنها نیز محدود است. نتیجه محتمل‌تر، شکل‌گیری شبکه‌ای متنوع‌تر از مسیرهای انتقال نفت است که در آن تنگه هرمز همچنان اهمیت دارد، اما تنها گزینه حیاتی صادرکنندگان منطقه نیست.

آنچه پس از جنگ در بازار نفت رخ داده، دو روند متفاوت را هم‌زمان نشان می‌دهد. از یک سو، تولیدکنندگان خلیج فارس در حال احیای تولید و صادرات هستند و با استفاده از خطوط لوله و مسیرهای جایگزین تلاش می‌کنند جریان نفت را به بازار برگردانند. از سوی دیگر، کاهش ذخایر، افزایش هزینه حمل و بیمه، محدودیت صادرات ایران و احتمال اختلال‌های جدید اجازه نمی‌دهند بازار به‌آسانی به شرایط پیش از جنگ بازگردد.

گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی و داده‌های ورتکسا نشان می‌دهند که احیای صادرات کشورهای منطقه با توقف صادرات دریایی نفت خام ایران هم‌زمان شده است. این تفاوت می‌تواند ترکیب عرضه‌کنندگان نفت به بازارهای آسیایی را تغییر دهد. در عین حال، سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین می‌تواند به‌تدریج نقشه انتقال نفت را نیز تغییر دهد.

بنابراین، نوسان قیمت نفت و بالا ماندن قیمت نفت جهانی از آثار بلندمدت جنگ بر بازار انرژی نیز حکایت دارد. بخشی از آن مربوط به تصمیم‌هایی است که سال‌ها بعد نتیجه می‌دهند. اگر سرمایه‌گذاری‌ها برای احداث خطوط لوله جدید و توسعه پایانه‌های خارج از خلیج فارس اجرا شوند، بازار نفت در آینده ممکن است با هزینه اولیه بالاتر برای زیرساخت و حمل‌ونقل، اما با وابستگی کمتر به یک گذرگاه جغرافیایی مواجه شود.